چهارشنبه 9 فروردین 1396

محمدی، عباس

متولد: 1338 / تحصیلات: کارشناس کشاورزی / سوابق:‌ عضو هیات موسس انجمن کوهنوردان ایران، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان، فعال محیط زیست / تالیفات: مقالات علمی در زمینه محیط زیست در روزنامه‌ها و مجلات تخصصی و عمومی
  • مسئله‌ آب، و کنش‌های اجتماعی مربوط به آن

    - نقد برنامه‌های مدیریت آب، دیگر همچون ده سال پیش محدود به محفل‌های کوچک نیست؛ امروزه، جریان‌های بزرگ اجتماعی شامل سازمان‌های مردم‌نهاد (غیردولتی)، روزنامه‌نگاران، شماری از نمایندگان مجلس و شوراها، چند تن از امامان جمعه و جماعت، کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی، هنرمندان، گروه‌های مردمی در شبکه‌های اجتماعی مجازی، و جز آن، پیگیر خواست‌هایی در زمینه‌ اصلاح شیوه‌های مدیریت منابع آب هستند. برای نمونه، می‌توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

  • چند پیشنهاد نوروزی

    - فرارسیدن نوروز و فصل شاداب شدن چهره‌ی طبیعت، بر همگان خجسته باد. دیدوبازدیدها و رفت‌وآمدهای نوروزی، مهربانی‌ها را فزونی می‌بخشد و از این رهگذر زمینه‌ی افزایش «سرمایه‌ی اجتماعی» را فراهم می‌سازد. تعطیل بودن بیشتر کسب‌وکارها نیز فرصتی است برای دور شدن از فضایی که ذهن‌ها را فقط معطوف به پول درآوردن می‌سازد. حال، بیاییم...

  • رودخانه‌ها، همچنان گرفتار «مدیریت»

    - مدعیان مدیریت منابع آب کشور با وجود همه‌ی مشکلاتی که برای آب‌های زیرزمینی و روزمینی کشور پیش آمده (یا پیش آورده‌اند)، همچنان بیشترین بودجه‌ها را می‌گیرند تا آب کشور را مدیریت کنند! شگفت‌آور است که از این دستگاه عریض و طویل فقط یک بار «انتقاد از خود» گذرایی شنیدیم؛ در اردیبهشت 93 بود که چیت‌چیان وزیر نیروی دولت یازدهم گفت که «در سدّسازی افراط کرده‌ایم». اما، این اشاره‌ به سرعت از ادبیات آن وزارتخانه بیرون شد و باز منت‌گذاری‌ها بر سر مردم آغاز شد و آقایان در این‌جا و آن‌جا به خرج ملت شروع به افتتاح طرح‌های پرهزینه‌ی سد و کانال‌ و تونل انتقال آب کردند تا بحران آب کشور را تعمیق کنند.

  • درخت نکارید؛ آن‌چه را که داریم، نگهدارید!

    - ابراز علاقه به محیط زیست، بدل به مُد شده است! اگرچه حتی حرف زدنِ صِرف درباره‌ی طبیعت و لزوم حفظ این خانه‌ی مشترک (زمین) خوب است و شاید بتواند حساسیت همگانی را برانگیزد، اما با نمایش،کار این سرزمین بسامان نمی‌شود. هفته‌ی منابع طبیعی، برای مقام‌های مسوول فرصت مناسبی است که آن چیزهایی را تکرار کنند که صدبار بهترش را منتقدان غیردولتی می‌زنند: درخت خوب است، فضای سبز قشنگ است، آیندگان از این زمین سهم دارند، و امسال فلان تعداد نهال (معمولا با رقم‌هایی نجومی) کاشته خواهد شد.

  • رفتارهای متمدنانه در اعتراض به تخریب کوه کرکس

    - کوه کرکس که دامنه‌های آن در شهرستان‌های نطنز، شاهین‌شهر، و میمه قرار دارد، مانند تمامی کوه‌های کشور، در معرض انواع بهر‌ه‌برداری ناپایدار و کوته‌بینانه است. معدودی جوینده‌ی ثروت و شماری از مدیران دولتی که برایشان فقط افزایش درآمدهای شخصی و یا دادن آمار در زمینه‌ی «افزایش تولید در منطقه» اهمیت دارد، با برداشت‌ گسترده‌ی سنگ‌، این کوه زیبا را که تامین‌کننده‌ی آب چندین روستا و صفابخش باغ‌ها، کشتزارها و مراتع منطقه، و زیستگاه ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، بدل به یک معدن روباز کرده اند. طنز تراژیک قضیه این که کوه کرکس عنوان «منطقه‌ی حفاظت‌شده» هم دارد، اما می‌رود که بدل به برهوتی خالی از زندگی شود.

  • ورزش، محیط زیست، و ترامپِ خطرناک

    - مطابق «دستور اخلاقی» (Code of Ethics) مندرج در فصل دوم منشور المپیک، هر عضور جنبش المپیک بایدخود را «از هرگونه تاثیر سیاسی و تجاری و هرگونه ملاحظه‌ی مذهبی و نژادی، و دیگر شکل‌های تبعیض دور نگه دارد». طبق ماده‌ی یک اساسنامه‌ی کمیته‌ی ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران (مصوب 19 تیر 1373) این کمیته «سازمانی است مستقل، غیرانتفاعی، دارای استقلال مالی و دور از هرگونه گرایش نژادی، مذهبی، سیاسی،...».

  • قتل در خیابان‌ها و یک درخواست پیگیری

    - آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران «مسبب» دارد؛ به نظر می‌رسد کسانی که به جای اولویت دادن به سامانه‌ی شدآمد همگانی، به نفع شرکت‌های بزرگ خودروساز و واردکننده‌ی خودرو، بیشترین بخش از بودجه‌ی شهر‌ را به ساخت بزرگراه و تونل اختصاص می‌دهند، و از سوی دیگر با جانمایی نادرست برج‌های ساختمانی سبب بسته شدن راه تبادل هوا از سمت کوهستان یا سمت بادخیز شهر شده اند، نقش اصلی را در این آلودگی مرگبار دارند. بدیهی است که در این مورد، چند مسبب دیگر هم می‌تواند وجود داشته باشد.

  • فاجعه‌ ساختمان پلاسکو، نمودی از «بی‌اقتداری»

    - مرگ شماری از هم‌میهنان، به‌ویژه آتش‌نشانان جان‌برکف، و از میان رفتن یکی از نمادهای قدیمی شهر تهران و صدها میلیارد تومان سرمایه، بغض در گلوی هر ایرانی نشانده است. امروز، نه وقت مقصریابی است و نه زمان متهم‌سازی و نه هنگام ارزیابی کارشناسانه... . امروز فقط باید سپاسگزار و همراه همه‌ی کسانی باشیم که در این سرمای زمستان و با وجود تمام مشکلات، در کار نجات جان انسان‌ها و سرمایه‌های کشور بوده و هستند.

  • حامی پرندگان مهاجر باشیم

    - کوشان مهران و عباس محمدی- در منطقه‌ی فریدونکنار مازندران، دو پدیده‌ی متضاد به چشم می‌خورد: از یک‌سو حضور زمستانه‌ی هزاران پرنده‌ی مهاجر و انسان‌های حامی این مخلوقات زیبا و دورپرواز، و از سوی دیگر صیادانی که به نظر می‌رسد (دست‌کم در این ده ساله‌ی اخیر) صید پرنده را از حد سنتی که برای گذران یک زندگی ساده لازم بود، بس فراتر برده و به یک تجارت بزرگ بدل ساخته اند. چگونه می‌توان هم‌زیستی پایدار انسان و حیات وحش را دوباره شکل داد؟

  • کوه بهرآسمان و تهدید معدن

    - تردیدی نیست که وضعیت محیط زیست ایران خراب است! در این میان اما، وضع کوه‌های کشور بسی نگران‌کننده‌تر از دیگر محیط‌های طبیعی است؛ چندین دهه است که از چَرای مفرط دام که رمق این آبخیزهای حیاتی را گرفته است می‌گویند، اما گذشته از آن که چرا بیشتر شده، انواع طرح‌های «توسعه» نیز به شکل بی‌رحمانه و ویرانگری به جان «برج‌های آب» کشور افتاده اند.