شنبه 25 آذر 1396
جمعه 19 آبان 1396 - 09:39:34 چاپ

وکیل‌قاتل‌ستایش: نخواستم‌حقوقش مثل‌ خفاش‌شب پایمال‌شود

امیرحسین موقع قتل،‌ مست بود | نمی‌خواهیم امیرحسین مجازات نشود، مجازاتش اعدام نباشد

جامعه > قضایی - مجتبی فرح‌بخش، وکیل امیرحسین، نوجوانی که دست به قتل ستایش زد می‌گوید: از خانواده امیرحسین پولی نگرفتم، اگر ازآنها پولی می‌گرفتم امکان دفاع در این پرونده وجود نداشت چون همه فکر می‌کردند به خاطر پول است که از چنین پرونده‌ای دفاع می‌کنم در حالی که معتقدم هر متهمی، حقوقی دارد و نباید یکجانبه به موضوعات نگاه کرد

امید کریمی، فهیمه حسن‌میری: وقتی خبر قتل دختر هفت‌ساله‌ به دست یك پسر نوجوان رسید، هیچكس باور نمی‌كرد این اتفاق با این ابعاد تلخ و باورنكردنی، همین كنار گوشمان رخ داده باشد. هیچكس باور نمی‌كرد خانواده ستایش، بعد از نگراني و چشم‌انتظاری برای برگشتن دختر كوچكشان به خانه، با خبر قتل او مواجه شوند. و آن سوی دیگر، خانواده امیرحسین بودند كه هر چه مرور می‌كردند نمی‌فهمیدند چه شده دست پسرشان به خون یك دختربچه بی‌گناه آلوده شده. شاید خود امیرحسین هم درست جواب اين سوال را نمي‌داند. نمی‌داند چه شده فكرهایی كه از سرش گذشته‌، رنگ واقعیت گرفته‌اند و حالا پشت میله‌های زندان، منتظر رسیدن روز اعدام است.

امیرحسین یك بار از اعدام نجات پیدا كرد، وقتی از كانون اصلاح و تربیت، به زندان رجایی‌شهر برده شد و قرار بود حكم اعدامش اجرا شود اما ناگهان اجرای این حكم به تعویق افتاد. شاید چون هنوز 18 سال قانونی‌اش تمام نشده بود و وكیل مدافع او نسبت به این موضوع اعتراض داشت. وكیل مدافعی كه می‌گوید هنوز می‌توان نسبت به نجات جان امیرحسین امیدوار بود، اگر خانواده ستایش از قصاص صرف‌نظر كنند و بعد بتوان براي نجات او از اعدام كاري كرد، اگر خانواده ستايش و قضات دادگاه بپذیرند كه او تحت مستی این كار را كرده، كه او دچار اختلالاتي بوده و  تحت شرایط خاصی دست به این قتل زده. اينها را دكتر
مجتبی فرح‌بخش، استاد دانشگاه و قاضی سابق دادگستری مي‌گويد كه بعد از اين كه او يك وكيل تسخيري داشت، داوطلب شد كه از اين نوجوان با توان بيشتري دفاع كند و حالا وکیل امیرحسین است.

اين وكيل دادگستري با حضور در كافه‌خبر، به بيان جزييات قتل ستايش، توسط اميرحسين پرداخت، توضيح داد كه چرا براي نجات جان اميرحسين تلاش مي‌كند و چه جوابي به موافقان اعدام اين نوجوان دارد.

متن كامل گفت‌وگو با مجتبي فرح‌بخش، وكيل قاتل ستايش را در ادامه بخوانيد:


چه شد که وکالت این پرونده را قبول کردید؟

یادم هست در زمان دانشجویی‌ام پرونده‌ای بود به نام «خفاش شب»، که اقدامات مجرمانه‌اش به شدت افکار عمومی را مشوش کرده بود. در مقام دفاع از او که شخصیت متعارفی نداشت، گفته شد این حیوان باید اعدام شود، چنینن اظهارنظری همان زمان برای من جای تعجب بود که وکیل مدافع، که رسالتش دفاع از حقوق متهم است، چطور می‌تواند در مقام دفاع چنین چیزی بگوید؟ در پرونده امیرحسین، که افکار عمومی دو جامعه ایران و افغانستان به شدت به غلیان و تشویش درآمد، مورد خفاش شب در ذهنم تداعی شد مخصوصا آن که از طریق یکی از دانشجویانم مطلع شدم که اراده جدی در دفاع از او از سوی وکیل وجود ندارد. مواردی مثل پرونده امیرحسین که پرونده سخت محسوب می‌شوند به نوعی آزمون عقلانیت و پرهیز از هیجان‌زدگی افکار عمومی یک جامعه هستند و همچنین آزمون میزان پایبندی دستگاه عدالت به دادرسی عادلانه و جدیت نهاد وکالت در دفاع از حقوق دفاعی متهم. نباید به این پرونده‌ها نگاهی ساده‌انگار داشت و باید بگویم در این پرونده حقایق جامعه‌شناسانه و روانشناسانه زیادی برای من مشخص شد.

 یعنی معتقدید در پرونده خفاش شب، حقوق متهم رعایت نشد و شما در اینجا خواستید در دفاع از حقوق امیرحسین به عنوان متهم وارد شوید؟

پرونده امیرحسین از طریق یکی از دانشجویان دوره دکتری من در دانشگاه آزاد، خانم ولی پوری که خودش فعال مدنی و فعال حقوق کودک است، به من معرفی شد و بعد از ملاحظه جوانب امر دفاع از پرونده را بر عهده گرفتم. بعد از مطالعه دقیق پرونده و صحبت با امیرحسین و خانواده‌اش، پی بردم که از حیث نحوه دادرسی و دلیل اثباتی و برخی مسائل ماهوی می‌توان مواردی را مطرح کرد. البته هجمه زیادی از سوی اقشار مختلف مردم علیه امیرحسین به عنوان متهم وجود داشت و این نگاه حتی در بین برخی همکاران ما هم بود. حدس من آن بود و الان هم همین است که به رسالت وکیل و وکالت از یکسو و رفتار مرتکب و شخصیت مرتکب از سوی دیگر خوب دقت نمی‌کنیم. کسی از رخداد تلخ پیش آمده دفاع نمی‌کند. من هم وارد نشده‌ام که از این اتفاق دفاع کنم. کسی به فکر رهایی مرتکب از اعمال قانون نیست. همه از وقوع این رخداد متاثر بوده و هستیم. منتهی نقش وکیل آن است که مراقب باشد متهم در یک فرایند عادلانه و منصفانه محاکمه شود و مخصوصا در این پرونده‌ها که سایه سنگین افکار عمومی می‌تواند مسیر دادرسی را غبارآلود کند، ضرورت حضور وکیل و حساسیت نقش او دو چندان می‌شود و وکیل باید بکوشد در حد وسع خودش با پیگیری‌ها و شفاف‌سازی‌ها بستر دادرسی عادلانه را فراهم کند. اگر در یک طرف افکار عمومی علیه متهم بسیج شده و دادستان به نمایندگی از جامعه متهم را تعقیب کرده و خواهان اعمال کیفر است، باید در سوی دیگر هم کسی باشد تا نقاط ضعف رسیدگی به پرونده را گوشزد کند، اصطلاحات غامض حقوقی را برای متهم معنا کند و دفاعیات و مطالب او را در قالب حقوقی بریزد و تقدیم دادگاه کند. با چنین نگرشی به وکالت، نه تنها وکالت برای امیرحسین، مطلوب متهم است بلکه باید مطلوب افکار عمومی هم باشد.

 اما در پرونده‌هایی که چنین اتفاقاتی مانند قتل ستایش افتاده باشد، به نظر می‌رسد جای دفاع کمی برای متهم باقی بماند.

جرم ذاتی انسان نیست وهیچ انسانی به صورت ذاتی بزهکار به دنیا نمی‌آید، باید ببینیم ما به عنوان افراد جامعه چه کرده‌ایم که او را به اینجا رسانده‌ایم. باید ببینیم او محصول کدام مدرسه است؟ محصول کدام محیط است؟ همه اینها را نادیده می‌گیریم و فقط می‌گوییم تو این جرم را مرتکب شده‌ای و باید مجازات شوی. نقش وکیل همین است که فارغ از قضاوت افکار عمومی، با تعهد و پایبندی صادقانه به ارکان دادرسی عادلانه و حقوق دفاعی، نقاط ضعف پرونده را گوشزد کند، اگر از منظر ادله اثباتی نقاط ضعفی هست آنها را تذکر دهد و اگر در ارکان جرم یا در ساحت روانی متهم خللی مشاهده کرد یادآور شود. متاسفانه می‌پذیرم که فشار افکار عمومی گاهی اوقات می‌تواند دفاع وکیل را تحت‌الشعاع قرار دهد، در زمینه برخی جرائم و مخصوصا درمورد این پرونده‌ها به شدت مجازات‌گراییم و مجازات را دوای هر درد بی‌درمان می‌دانیم که ناشی از نگرش ساده‌وار ما به پدیده‌های به غایت پیچیده مجرمانه است و چون ساده می‌نگریم، به پاسخ ساده که مجازات باشد هم بسنده می‌کنیم؛ غافل از این که مجازات راه حل معضلات اجتماعی نمی‌تواند باشد. اشتباه نشود، نمی‌گویم نباید مجازات کرد بلکه می‌گویم انتظار معجزه نیست، مجازات دقیقا مثل داروی مسکن عمل می‌کند که درد را کاهش می‌دهد ولی علل درد را مرتفع نمی‌کند. به نظرم باید به جای این که افکار عمومی به این سمت سوق داده شود که تنها منتظر مجازات باشند، نگرش علی - معلولی در جامعه تقویت شود. باید جرمشناسان و جامعه‌شناسان به عنوان کیس مطالعاتی به این موضوع نگاه کنند و ریشه‌‌کاوی و علت‌یابی شود که چرا چنین جرم‌هایی اتفاق می‌افتد. چرا باید در جامعه ایران که متکی به سنت دینی و اخلاقی است بی‌پناه‌ترین افراد یعنی کودکان، قربانی چنین جرایمی می‌شوند؟

 کسی برای دیدار با امیرحسین و واکاوی این که چرا دست به این کار زده وارد عمل شد؟

به صورت سیستماتیک و با متدولوژی علمی نه، فقط فکر می‌کنم چند نفر از قوه قضاییه رفتند در حالی که کافی نیست چون باید دانشگاه‌ها برای کار علمی باید وارد شوند و جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان مطالعه علی - معلولی کنند که چرا چنین اتفاقاتی در جامعه رخ می‌دهد. اما متاسفانه ما فقط به دنبال مجازات هستیم نه کار علمی و ریشه‌یابی. مجازات‌گرایی افراطی ما و مخصوصا برخوردهای هیجانی و واکنشی با بعضی مجرمین، معلول ساده‌نگری و هیجان‌زدگی ماست و این که می‌خواهیم از مسئولیت اجتماعی فرار کنیم یعنی با مطالبه مجازات حس می‌کنیم که دین خود را در قبال قربانی ادا کرده‌ایم. این در حالی است که به عنوان عضوی از جامعه و به دلایل متعدد مذهبی و اخلاقی و اجتماعی، ما در قبال دیگران و مخصوصا افراد در معرض خطر مسوولیت داریم ولی متاسفانه این احساس مسوولیت و عمل به اقتضائات آن را جدی نمی‌گیریم و بعدا احساس گناهمان را با مطالبه مجازات شدید جبران می‌کنیم. البته تکیه برحس مسوولیت اجتماعی شهروندان به معنای نفی تکالیف دولت و نهادهای رسمی و غیررسمی مثل آموزش و پرورش، نهادهای مذهبی، اجتماعی و مدنی در این عرصه نیست، وقتی هر کدام به درستی به وظایفمان عمل نکنیم، نتیجه همین آُسیب‌های اجتماعی آشکار و نهان می‌شود.

شما به صورت رایگان دفاع از امیرحسین را قبول کردید؟

بله چون هم این خانواده پولی نداشتند که به من بدهند و هم اگر ازآنها پولی می‌گرفتم امکان دفاع در این پرونده وجود نداشت چون همه فکر می‌کردند به خاطر پول است که از چنین پرونده‌ای دفاع می‌کنم در حالی که به دلیل همان اعتقادی است که توضیح دادم که معتقدم هر متهمی، حقوقی دارد و نباید یکجانبه به موضوعات نگاه کرد و ساده نگری و هیجان‌زدگی بلای جان عقلانیت در این خصوص است. هرچند در بین همکارانم افرادی بودند که مرا از این کار بازمی‌داشتند و معتقد بودند نباید از کسی که دست به چنین عملی زده دفاع کرد و می‌گفتند نتیجه این پرونده مشخص است، اما به نظرم رسید باید تلاشمان را برای دفاع از حقوق دفاعی نوجوانی که تحت شرایط خاصی دست به این عمل زده انجام دهیم.

 منظورتان از شرایط خاص، چه شرایطی است؟

من بعد از مطالعه پرونده به کانون اصلاح و تربیت رفتم و با امیرحسین دیدار کردم، در این دیدار بیشتر برایم مسجل شد که مستحق کمک است چون کاملا مشخص بود که مشکلات روانی و شخصیتی دارد و احتمال ابتلا به اختلال سلوک یعنی اختلال روانی نوجوانان در او زیاد بود.


روایت امیرحسین از روز ماجرا چیست؟

آنچه در مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شد مقداری مبالغه‌آمیز بود. اولا باید بگویم که اصلا بحث آدم‌ربایی وجود نداشته، او نرفته ستایش را بدزدد و به خانه بیاورد، یک دلیل این که افکار عمومی اینطور برآشفته شد این بود که امیرحسین او را دزدیده است، در حالی که محله زندگی آنها ساده و شبه‌روستا بوده و درهای ورودی منازل باز بوده. ستایش خودش به خانه آنها رفته بوده که با خواهرزاده او بازی کند اما خواهرزاده با مادر امیرحسین از منزل رفته بودند و متاسفانه این دو تنها ماندند. موضوع دیگر این است که اتفاقاتی که بعد از قتل رخ داده، ابداعی امیرحسین نبوده. اتفاقات بعد از قتل مانند سوزاندن و ...، از مهمترین دلایلی است که علیه او اینطور هجمه شده و او را فردی خطرناک می‌دانند که در سن نوجوانی چنین چیزهایی به ذهنش رسیده است. اما اینها به ذهن خودش نرسیده و به او مشاوره داده بودند.

 چه کسی به او مشورت داده؟

از همسالانش کمک خواسته بود و آنها راهنماییش کرده بودند، او هم این کار را کرده بود. هرچند بعد از آن، کسی قبول نکرد که این مشورت‌ها را داده است. در تحقیقات مقدماتی، احضار شدند اما این موضوع را انکار کردند. یک موضوع دیگر هم این است که امیرحسین گفته زمانی که این قتل را انجام داده مست بوده و این موضوع مهمی در پرونده است که نباید آن را نادیده گرفت.

یعنی امیرحسین می‌گوید تحت تاثیر مشروبات الکلی دست به قتل زده؟

او قبل از ورود من به پرونده و بعد از آن، بارها به این موضوع تاکید کرده. آن روز به دلیل افسردگی و فرار از آن، مشروب الکلی مصرف کرده بوده، آن هم از نوع غیراستاندارد. در حد زیادی از این عرق استفاده کرده بوده و به قول خودش سیاه مست بوده. می‌گوید تحت تاثیر این مشروبات و در حالی که از خود بیخود بوده، دست به این عمل زده است. چند لیوان از این عرق استفاده کرده بوده و آن هم با شکم خالی که تاثیر آن را بیشتر کرده. من هم با قرائن عدیده‌ای این را برای دادگاه مسجل کردم اما متاسفانه مورد پذیرش قرار نگرفت. در ابتدا هم این شبهه مستی وجود داشت و رییس شعبه که اشراف کامل به پرونده داشت رای به اعدام و قصاص نداد اما اکثریت با قضاتی شد که رای به اعدام و قصاص دادند.

 یعنی نه اختلال سلوک را پذیرفتند و نه شبهه مستی را؟

بله از منظر اکثریت قضات، مستی رافع مسوولیت و اختلال سلوک مخل رشد وجود نداشت. مجددا تاکید می‌کنم که فضای دادرسی باید تحت سایه افکار عمومی قرار نگیرد، قاضی باید فارغ از این فشارها رای صادر کند و تحت تاثیر فشار افکار عمومی نباشد. وقتی قاضی قبل از قطعیت رای، مدام مصاحبه و مکرر بر جزییات دلخراش پرونده تاکید کند، طبیعی است که افکار عمومی اینطور خواهان مجازات یک نوجوان شوند آن هم به شدیدترین شکل ممکن. تمام مصاحبه‌هایی که انجام می‌شد بر خانواده ستایش تاثیر می‌گذاشت و آنها را به اجرای قصاص مصمم‌تر می‌کرد.

اما مگر اینطور نیست که صلاحدید قاضی و در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، می‌تواند در صدور حکم موثر باشد؟

تاثیر افکار عمومی بر میزان مجازات شاید اشکالی نداشته باشد. مثلا قاضی بگوید که افکار عمومی مشوش شده و من به جای هفت سال، ده سال حبس می‌دهم اما در انتساب بزه و تشخیص ارکان جرم این کار به شدت خطاست. به این معنی که قاضی بگوید من می‌دانم او تحت تاثیر مشروبات الکلی بوده یا این که می‌دانم ثبات روانی و شخصیتی ندارد؛ اما به خاطر افکار عمومی آن را در نظر نمی‌گیرم! من برای امیرحسین لوایح دفاعیه مفصلی ارائه دادم و به تمام موارد مرتبط اشاره کردم و امیدوار بودم که مشمول ماده 91 قانون مجازات اسلامی قرار بگیرد که متاسفانه چنین نشد.

ماده 91 چه می‌گوید؟

این که اگر رشد و کمال عقلی مرتکب، ثابت نشود یا حتی اگر رشید بودن او مورد تردید قرار بگیرد، مجازات قصاص و اعدام برای او صادر نمی‌شود. ما همین مورد را برای چند نوجوان دیگر به کار بردیم که به نظر من از نظر شخصیتی از امیرحسین باثبات‌تر بودند، اما مورد قبول قرار گرفت و مشمول اعدام نشدند. اما درمورد پرونده امیرحسین، این ماده اجرا نشد.

 شما می‌گویید امیرحسین ثبات روانی ندارد، پزشکی قانونی نمی‌توانست این حکم عدم رشد را برای او صادر کند؟

به نظر من، پزشکی قانونی، رشد و کمال عقلی را در این پرونده یک مفهوم روانپزشکی تلقی کرد و نظر به عدم رشد نداد. ماده 91 یک ماده تازه تاسیس است و هنوز تفسیر متقنی از این مفاهیم به دست نیامده. ما در راستای ماده 91، از پزشکی قانونی نمی‌خواهیم که بگوید مرتکب، اختلال روانی ندارد بلکه این مطلب را می‌خواهیم که آیا این نوجوان، قوه تمیز و تشخیص، مثل افراد بزرگسال دارد یا نه؟ این موضوع باید توسط قضات هدایت شود و پزشکی قانونی به جای ترجمه و تفسیر روانپزشکی مفاهیم رشد و کمال عقل، باید به معنای عرفی آن توجه کند. جالب است بدانید که مفاهیم رشد و کمال‌العقل، از دل سنت فقهی ما استخراج شده و فقهای متقدم و متاخر ما به آنها اشاره کرده‌اند؛ بنابراین قضات برای تفسیر صحیح آنها باید افزون بر رجوع به نظر روانپزشکان و روانشناسان، به کتب فقهی و حقوقی هم مراجعه کنند.

 به حکم پزشکی قانونی اعتراض نکردید؟

اعتراض کردم ولی مورد پذیرش قرار نگرفت.

 قرار بود امیرحسین چند هفته پیش اعدام شود که ناگهان این حکم اجرا نشد. چرا اجرای حکم به تعویق افتاد؟

تعویق اجرای حکم تصمیم دستگاه قضایی بود ولی استدلال ما این بود که اگر به تفسیر ایران از کنوانسیون حقوق کودک پایبند باشیم ایشان 18 سال قمری را تمام کرده نه 18 سال شمسی را. هرچند چنین تفسیری از کنوانسیون هم ایراد بنیادین دارد و من نمی‌توانم آن را بپذیرم. امیرحسین در هنگام ارتکاب جرم تنها 16 سال داشته، او تازه مرز بلوغ شرعی را رد کرده بود. کنوانسیون به سن زمان ارتکاب نظر دارد نه سن زمان اعمال کیفر.

 این شرایط چرا شامل زیر افراد 18 سال می‌شود؟ مگر یک روز بیشتر از آن سن باشند چه تغییری در قدرت تمیز ایجاد می‌شود؟

این یک قرارداد بین‌المللی است که گذاشته شده، وقتی دیده شده بیشتر انسان‌ها در 18 سالگی به قدرت تشخیص کافی می‌رسند، آن را ملاک قرار دادند و کنوانسیون حقوق کودک بر اساس آن تعیین کرده که این سن به عنوان یک ملاک قرار بگیرد. البته سابقه فقهی هم در این زمینه داریم وماده 91 مسبوق به سابقه فقهی است؛ هم در بین متقدمین و هم متاخرین فقها داریم که درباره رشد صحبت کرده‌اند.

 گفته می‌شود این حکم قرار است حدود دو ماه دیگر انجام شود. تا آن زمان، امید مجددی برای نجات جان امیرحسین دارید؟

اگر خانواده ستایش، نسبت به قصاص گذشت کنند، شاید بتوانیم برای مجازات اعدام راهکار ماده 477 آیین دادرسی کیفری را اعمال کنیم که می‌گوید اگر رای قطعی شود، بنا به دستور قوه قضاییه، یک بار دیگر امکان رسیدگی هست.

 برای دفاع از امیرحسین، به چه مواد قانونی می‌توان استناد کرد؟

قانون مجازات اسلامی در سال 1392 و قانون آیین دادرسی کیفری یکسری تمهیدات خوبی برای نوجوانان زیر 18 سال در نظر گرفته‌اند که اگر اجرایی شود، می‌تواند به رویکردهای بازپرورانه کمک کند. ما می‌کوشیم این موارد انجام شود و رفته رفته به یک رویه قضایی منتهی شود، شخصا خیلی مایلم که این اتفاق درباره امیرحسین بیفتد و با نجات او از اعدام، بتوانیم این موضوع را به یک رویه تبدیل کنیم چراکه پرونده‌های مهم، تاثیر اساسی بر جهت‌گیری‌های آتی قضایی می‌توانند بگذارند. اما همانطور که گفتم، اولین نکته، تصمیم خانواده ستایش برای گذشت است، اگر آنها از قصاص نگذرند، امیدی برای نجات از اعدام نیست.

 بنابراین مرگ و زندگی امیرحسین دست خانواده ستایش است؟

همینطور است. اگر خانواده ستایش قصاص را ببخشند، ماده 477 را شاید بتوانیم اعمال کنیم. من در همین جا نه تنها به عنوان وکیل مدافع امیرحسین، بلکه به عنوان یک معلم دانشگاه، از آنها تقاضای بخشش می‌کنم که این بزرگواری را به دیگران هم بیاموزند و جواب کار اشتباه امیرحسین را با لطف و گذشت بدهند. همانطور که آموزه قرآن ما هم این است که می‌گوید قصاص، حق ولی دم است اما در ادامه با لحن عجیب و تاکید بلیغ می‌‌فرماید اگر عفو کنید، بهتر است. حقیقتا لحن قران درمورد توصیه به عفو، اعجاب‌آور است.

 با خانواده ستایش دیدار داشته‌اید؟

در جلسات دادرسی دیدار داشته‌ام، خانواده بسیار محجوبی هستند و هیچوقت از دایره ادب و متانت خارج نشده‌اند. نه به من به عنوان وکیل مدافع و نه به خانواده امیرحسین هیچوقت بی‌احترامی نکردند، اما خب طبیعی است که آنها هم در شرایط نامطلوب روحی و عاطفی هستند.

 بر قصاص اصرار دارند؟

تا الان بر این موضوع اصرار دارند.

به دلیل تفاضل دیه زن و مرد، خانواده ستایش باید هزینه‌ای برای قصاص بپردازند؟

قانون گفته وقتی قصاص و اعدام همزمان باشد، اگر ولی دم تقاضای قصاص نکند، اولویت بر اجرای اعدام است بنابراین نیازی به پرداخت دیه از طرف آنها نیست.

 
خانواده ستایش دعوت به گذشت از قصاص می‌شوند اما سوالی که مطرح می‌شود این است که عدالت، چطور اقتضا می‌کند فردی مرتکب جرم شود اما مجازات نشود؟ چه تسکینی برای خانواده ستایش وجود خواهد داشت؟

در پاسخ به بخش اول سوال باید بگویم نمی‌خواهیم که امیرحسین مجازات نشود، می‌گوییم مجازات او اعدام نباشد. درباره تسکین خانواده ستایش هم مساله اینجاست که اگر امیرحسین قصاص شود، آنها واقعا به آرامش می‌رسند؟ یا احساس ناخوشایند دیگری مبنی بر مرگ یک نوجوان هم به آنها دست می‌دهد؟ اگر به فکر تسکین خانواده ستایش هستیم، لازم است و حتی لازم بود پیش از این، رسیدگی‌های لازم و مددکاری و خدمات روانشناسی برای آرامش آنها انجام شود نه این که هیچ توجهی به آنها نکنیم و فقط منتظر باشیم که با مجازات، آرام شوند. همانطور که قبلا هم گفتم، مجازات‌‌گرایی راه حل معضلات نیست و حتی جامعه را تنبل می‌کند چون تصور می‌شود با اجرای مجازات، کار انجام شده و دیگر کاری نباید برای پیشگیری و اقدامات بازدارنده و بعد از آن برای بهبود شرایط قربانی یا نزدیکانش انجام دهیم.

تضمینی هست که اگر امیرحسین به جامعه برگردد، بازهم مرتکب چنین جرمی نشود؟

هیچوقت برای هیچ چیز تضمینی نیست. وظیفه فعلی ما تلاشی است که برای نجات یک نوجوان از اعدام انجام بدهیم، منتهی اگر امیرحسین به جامعه برگردد باید تحت نظارت و مراقبت باشد تا فرآیند جامعه‌پذیری را طی کند. جالب است که بدانید کارشناسان کانون اصلاح و تربیت می‌گویند آرامترین بچه‌های کانون، بچه‌هایی هستند که نه مرتکب سرقت شده‌اند و نه اعتیاد دارند، بلکه آنهایی هستند که در یک لحظه مرتکب قتل شده‌اند. این یعنی آنها بر اثر هیجان دست به ارتکاب این جرم زده‌اند و بازگشت آنها به جامعه هم به دلیل این که تنها در یک لحظه و از روی هیجان جرم انجام داده‌اند آسان‌تر است. درباره امیرحسین هم همینطور است، بچه‌های کانون از او راضی هستند، می‌گویند با کسی درگیر نمی‌شود و در یک مجله داخلی کانون شروع به همکاری کرده است. قطعا کسی که در چنین شرایطی، تحت نظارت و مراقبت مربیان، به هنجارهای محیط پایبند است، اگر روزی به جامعه برگردد و تحت نظارت باشد و اقداماتی برای سلامت روان او در نظر گرفته شود می تواند زندگی متعارفی داشته باشد. کاری که در کشورهای دیگر انجام می‌شود هم همین است و به نتیجه رسیده‌اند که مجازات‌های شدید برای نوجوانان چاره‌‌ساز نیست. متاسفانه ما به مجازات به چشم یک عامل جادویی نگاه می‌کنیم در حالی که شواهد تجربی نشان داده‌اند مجازات‌ها خیلی نمی‌توانند تاثیر داشته باشند.

 امیرحسین الان احساس پشیمانی می‌کند؟

خیلی زیاد.

 امیدوار است بخشیده شود؟

هنوز درست نمی‌داند چه چیزی در حال جریان است. او را از کانون اصلاح و تربیت به زندان رجایی‌شهر بردند و هرکسی می‌تواند بفهمد برای انجام اعدام است اما به من زنگ زده بود و می‌گفت اینجا خوش می‌گذرد! اینهاست که می‌گویم هنوز صغیر است و ثبات شخصیتی و تعادل روانی ندارد. چند بار هم کارش به بیمارستان روانی کشیده چون گاهی می‌گوید ستایش پشت سر من است و من را صدا می‌کند و با من حرف می‌زند.

ممکن است با حرف‌های شما این سوال برای خیلی‌ها مطرح شود که اگر خدای نکرده این اتفاق برای شما افتاده بود و به جای وکیل مدافع امیرحسین، در جایگاه خانواده ستایش بودید، باز هم اینطور با اعدام او مخالفت می‌کردید؟

من الان یک فرد بی‌طرف هستم و در موقعیتی نیستم که بتوانم به این سوال پاسخ بدهم. نمی‌توانم بگویم که اگر خودم در شرایط خانواده قربانی بودم چه تصمیمی می‌گرفتم. اما مساله اینجاست که اگر هم من در آن شرایط قرار بگیرم آنوقت یک نفر باید کاری که من الان انجام می‌دهم را بر عهده بگیرد تا تصمیمات بر مدار عقلانیت باشد.

47234

کلید واژه‌ها : قصاص - اعدام - قتل -
55 دیدگاه
  • سعید
    جمعه 19 آبان 1396 - 10:01:41
    پاسخ
    340 4

    اخلاق در در جامعه ما شعارهایی شده که شهرداری با پول ملت بر بیلبوردها چاپ می کند و هیچ عملی در پی ندارد جامعه ایران با فاجعه اخلاقی و فساد عظیم روبروست

    • متفکر
      جمعه 19 آبان 1396 - 12:54:09
      51 42

      . آقای وکیل , سرنوشت قاتل ستایش یا اعدام است یا آزادی و قانون در فاصله این دو چیزی پیش بینی نکرده و این چنین نیست که با رضایت خانواده ستایش مثلا حبس ابد شود ....قوانین مترقی شرع اجازه چنین چیزی را نداده ....یا بخشش یا اعدام , همین

    • رضا
      جمعه 19 آبان 1396 - 13:19:54
      153 3

      هر چند این حرف به مذاق خیلی ها خوش نمیاد ولی به شدت با این حرف که جامعه ایران از لحاظ اخلاقی داره به سمت فروپاشی حرکت میکنه موافقم. متاسفانه، اینکه حقیقت را نپذیریم خللی به اصل حقیقت وارد نمیکنه و فقط ما را از مسیر واقع گرایانه دور میکنه و دنبال راه چاره نخواهیم بود

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 16:21:13
      125 23

      حالا ناموس مردم باید تاوان مست کردن بقیه را بدهد

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 17:26:01
      23 3

      جناب بینام 16:21 ماده 53 قانون مجازات اسلامی می گوید: «اگر کسی بر اثر شرب خمر، اراده اش سلب شده باشد ولی ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بوده است، مجرم علاوه بر مجازات شرب خمر به مجازات جرمی‌که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد».خب یعنی چی ؟یعنی اینکه اگر ثابت نشود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهکه معمولا" نمی شود ثابت کرد چه بسا مجازات مجرم شراب خوار از مجازات مجرمی که شرب خمر نکرده کمتر شود. حال باید از قانون گذار پرسید چرا برای کسی که شراب خوردهآن هم در حد سلب اراده اش امتیاز قائل شده

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 18:15:49
      78 32

      اگر یکی از عزیزان همین وکیل قربانی این موجود میشد باز اینطور موضعی میگرفت و هی مصاحبه میکرد و دنبال احقاق حقش بود...

  • عسل
    جمعه 19 آبان 1396 - 10:24:47
    پاسخ
    186 159

    باید اعدام بشه .چون اگر اعدام نشه میره زندان خیلی چیزهای دیگه هم یاد میگیره و بعد که آزاد بشه فاجعه های بیشتری به بار میاره .شما هم آقای وکیل پول گرفتی که نذاری اعدام بشه حالا به هر قیمتی شده .حقش فقط اعدامه

    • amir
      جمعه 19 آبان 1396 - 10:40:49
      139 52

      باید اعدام باشه بخاطر کاری که کرده همین دلیل کافی هست

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 12:14:50
      62 12

      بایدها و نبایدها را قانون تعیین می کند ولا غیر حتی فضای حاکم بر جامعه نیز نباید در اعمال قانون تاثییری بگذارد

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 12:17:49
      89 28

      انقدر این منطق شما تعجب اوره که آدم می مونه چی بگه. خب با این تفاسیر اونایی که به عهر علت دیگه ای افتادن تو زندان هم باید اعدام بشن چون تو زندان کلی چیز یاد می گیرن و میان بیرون بدترشو انجام میدن. من نمی دونم با این قانون یعنی اگه یه بچه 8 ساله هم قتل بکنه تا 18 سالگی نگهش می دارن بعد اعدامش می کنن؟ یکم غیر منطقی نیست؟ اصلا چرا تا 18 سالگی نگهش می دارن؟ 18 سالگی سنیه که درست رو از غلط تشخیص میده آدم، خب واسه کسی که بخواد اعدام بشه چه فرقی داره که درست رو از غلط تشخیص بده یا نه

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 12:23:12
      84 16

      خداقل یه بار خبر رو مطالعه میکردی میدیدی که ایشون گفته وکالت را رایگان بر عهده گرفته

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 12:23:16
      42 9

      بزرگوار چه پولی از چه کسی؟

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 16:16:21
      23 70

      از خانواده امیر حسین پول نگرفته ولی از سازمان های،به اصطلاح مدافع حقوق،بشر نجومی،پول گرفته

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 10:33:26
    پاسخ
    146 112

    جناب کاسه داغتر از آش، که میخوای بگی خیلی کارت درسته و یه جنتلمن هستی و فیگور چندش آور روشنفکری به خودت میگیری، تجربه نشون داده زنده موندن آدمای عوضی مثل همین امیر حسین منجر به چند تا قتل و تجاوز دیگه میشه. اونوقت تو، توی قتل تک تک اونها مسئول خواهی بود. بچه نداری که بفهمی چی میگم

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 16:25:39
      76 30

      کم مانده که بگه ستایش مقصر بوده

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 10:38:03
    پاسخ
    86 9

    همیشه برای دفاع از مجرم و جنایتکار، اخلاق اسلامی و عطوفت و... چه کسی از قربانیان دفاع می کند؟ هزینه ارتکاب جرم و جنایت اینقدر پایین است که هر کسی به هر بهانه ای می کشد می دزدد تجاوز می کند....شرم اور است. این به اصطلاح نوجوان حداقل باید تا اخر عمر در حبس بماند تا جرایمش توسط کسانی نظیر خودش تکرار نشود.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 10:56:17
    پاسخ
    73 6

    اگرچه نظرات وكيل محترم كاملاً بجاست ولى نكته قابل تأمل والبته قابل تأسف اين است كه جامعه و محيطى كه در شكل گيرى اميرحسين نقش داشته اند بسيار نا امن تر و بى ملاحظه تر از آن است كه فردى با اين مشكلات واين تجربيات وحشتناك قادر به ادامه زندگى عادى در آن باشد همين الان هيچ گونه تلاش علمى و تحقيقى براى شناخت اين شخصيت و اين اتفاق انجام نمى شود چه برسد كه اين فرد بخواهد به اجتماع بر گشته و به زندگى عادى ادامه دهد افراد سالم و عادى در معرض بدترين تهديدهاى اخلاقى و روانى هستند اين مورد كه جاى خود دارد

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:02:45
    پاسخ
    117 14

    موقع نقشه کشیدن برای تجاوز مست بوده یا موقع تجاوز یا موقع قتل یا موقع از بین بردن جسد؟چه الکلی بود که اینقدر طرف رو بالا نگه داشته

  • سیروان
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:20:44
    پاسخ
    76 51

    این چه مسخره بازی ایه.. اعدامش کنن بره دیگه.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:21:42
    پاسخ
    83 13

    جزای جرم درمستی باید شدیدترباشدپس به این ترتیب بعدازاین هرکه خواست قتلی مرتکب شودالکل مصرف میکندتامجازاتش سبک شودگذشته ازان ادم درست وحسابی که مشروب الکلی نمیخوردوقتل هم مرتکب نمیشود برای من عجیب است هرچه قاتل پست ترباشدجرمش سبک ترمیشود این قانون بنظر بنده اصلا عقلانی نیست وحتی وکیلی که باترفندهای مختلف باعث جلوگیری ازمجازات سنگین برای چنین قاتلی شودروزجزاشریک قاتل است چون فکرنمیکنم درپیشگاه عدل میخوارگی جای مثبتی داشته باشد.

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 13:35:35
      49 4

      با بخش اول حرفتون که می گید باید جزای جرم در هنگام مستی بالاتر باشه کاملا موافقم.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:30:24
    پاسخ
    109 40

    داداش میخوای از اعدام نشدنش برای شهرت خودت استفاده کنی .بیخود شعار نده خودتم میدونی کمتر ین مجازات براش اعدامه

  • امیرمحمد
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:45:45
    پاسخ
    56 98

    درود بر وکیلی انسان دوست که انسانیت پیشه ی اوست.

  • علی
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:46:43
    پاسخ
    46 56

    بسمه تعالی آفرین به شجاعت این وکیل مدافع باسوداد و محترم. زیرا مطالبی که بیان داشته کاملا اخلاقی است اما در آن سوی قضیه دو موضوع دیگر هم اهمیت دارد: 1 چون طرف مقابل از خانواده محترم افغان می باشد، شائبه ملیت پرستی ایرانی در مقابل ملیتی دیگر قوت می گیرد که باید مراقب این موضوع بود. 2 ملاحظه افکار عمومی در جای خود اهمیت دارد. زیرا جامعه نیز دارای حقوقی می باشد که باید مورد عنایت قرار گیرد. پیشنهاد: با کمک افراد خیر دو برایر مبلغ دیه به خانواده محترم مرحوم ستایش پرداخت شود؛ با همکاری مشاورینی با کمال تواضع در جلب رضایت خانواده ستایش برآیند؛ قاتل برای نشان دادن توبه واقعی تعهد کند 15 سال کار کند و نیمی از دریافتی خود را به نام خیریه ای در افغانستان بنام ستایش بپردازد.

    • مهدی
      جمعه 19 آبان 1396 - 15:48:33
      39 10

      ممنون از نیت خیری که داری ولی پیشنهادت واقعن توهین به انسانیت هست.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:53:23
    پاسخ
    54 9

    تا جای که من یاد ام هست اون در مستی نبود و بلکه در سلامت کامل بوده است و همین باعث شده بود قاضی حکم اعدام بده و بعدا دوباره داره ورق برمیگرده

  • علی
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:56:02
    پاسخ
    26 27

    خدارو شکر یکی هم پیدا شده بفهمه ، اما متاسفانه الان تو همون زندان بفهمن جرمش چیه کاری باهاش میکنن که مرگ براش ارزو میشه

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 11:56:14
    پاسخ
    82 31

    اگه ستایش ایرانی بود تا حالا 100 بار قاتل اعدام میشد1

  • سینا
    جمعه 19 آبان 1396 - 12:12:57
    پاسخ
    65 20

    چی مینوسید...چی میگید..مثلا روشن فکر هستین؟تجاوز قتل فجیع..بعدش دفاع؟

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 12:14:03
    پاسخ
    84 13

    یعنی هر کی مست باشه می تونی قتل کنه و اعدام نشه خخخخخخخخ

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 12:29:01
    پاسخ
    15 56

    دلیل کاملا مشخصه. از یه طرف کاهش سن بلوغ و غلبه شهوت بر عقل از اون طرف آزاد نبودن رابطه دختر و پسر...

    • رضا
      جمعه 19 آبان 1396 - 13:22:08
      22 12

      برادر من به زور معده حرف نزن، درسته وضعیت اخلاقی کشور اسف باره ولی توی کشورهایی که آزادی وجود داره هم تجاوز صورت میگیره و نمونه اش همین رسوایی های اخیر هالیوود الان خودمون هم میدونیم که هر دختری با هر پسری بخواد به راحتی رابطه برقرار میکنه و بر عکس، دیگه خودمونو که نمیتونیم گول بزنیم

    • بی نام
      جمعه 19 آبان 1396 - 18:28:52
      21 1

      همینقدر که کسی بگوید خفاش شب بی گناه بود کافی است فراموش نکردن نه خانواده ناچار شدند چند ده میلیون تقدیم خانواده اش بکنند تا مجازات شود.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 12:35:13
    پاسخ
    24 37

    جالب است که حرف های آقای وکیل، یکدیگر را نقض می کند. از طرفی می گوید وظیفه وکیل، احقاق حق است و از طرفی معترف است وقتی 1 روز از 18 سالگی بگذرد هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد و تنها به پیروی از غربی ها می خواهد به آن استناد کند. وانگهی، نکته جالب اینجاست که مدعی ست اگر کسی نجاستی بخورد و مست کند، می تواند دیگری را بکشد و قصاص نشود. وکیل است داریم؟

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 13:15:32
    پاسخ
    32 23

    سلام اعدام این فرد خواست اکثریت ملت ایران است اگه مسئله رضایت باشه باید مردم هم رضایت بدهند.

    • خلیل
      جمعه 19 آبان 1396 - 19:03:19
      24 14

      چرا فکر میکنی هرچیزی که خواست اکثریته حتما درسته؟ منم دعا میکنم هیچوقت هیچکس در این موقعیت قرار نگیره و عزیزشو از دست نده ولی لطفا برای تصمیم در مورد مرگ افراد هیچوقت شتاب زده و احساسی تصمیم نگیرید.

  • ایرانی
    جمعه 19 آبان 1396 - 13:17:55
    پاسخ
    37 8

    چند روز قبل خبری خوندم که یه مسافرکش که سابقه آدم ربایی و تجاوز به عنف داشته جند مسافر خانم را که از فرودگاه امام خمینی سوار کرده مورد اذیت و آزار قرار داده. گرچه خود این خبر خیلی جای بحث داره اما در مورد فرمایشات این وکیل مدافع به نظر من توبه گرگ مرگه. از کسی که مرتکب یه همچیین جرمی میشه و چنین قساوتی داشته که به یه کودک هم رحم نکرده با احتمال زیاد و در صورت فراهم بودن شرایط بازم این کار را تکرار میکنه. ترحم بر پلنگ تیز دندان .....

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 13:23:41
    پاسخ
    49 12

    مست بوده و اختلال نوجوانی داشته ؟ چی میگید ؟ خوبه بهانه دست قاتلا میدید

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 13:26:30
    پاسخ
    26 7

    اینکه این آقای وکیل وانمود می کنه در تعویق یا تعدیل حکم موثر بوده بیشتر یه توهمه. این شخص تا حالا باید اعدام شده بود اگه نشده دلیلش هر چی که باشه دفاعیات وکیل نیست.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 14:00:43
    پاسخ
    38 14

    من از گفته های این وکیل تنم می لرزه. مقتول موقع تجاوز شدن بهش با یه ادم مست طرف بوده خدایا اگه اینو اعدام نکنن به خدا از فردا منم مست میکنم خودمو

  • بدون نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 14:39:22
    پاسخ
    42 6

    خسته نباشي پهلوان اعدام حداقل كاري است كه حق اش هست و گرنه قصاص يعني همان اعمالي كه ايشان در مورد مقتول انجام داده سر او بياورند

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 15:01:39
    پاسخ
    25 5

    اختلال روانی با جنون فرق داره و فقط یک فرد مجنون می تونه محاکمه نشه، در صورتی که اختلال روانی نمی تونه منجر به تبرعه بشه. پس لطفا الکی دفاع نکنید.

  • هم وطن
    جمعه 19 آبان 1396 - 15:18:28
    پاسخ
    39 12

    جسارت به وکلای شریف کشورم نباشه یه استاد بزرگ کارآفرینی بود که می گفت وکلا "شیاطین خواستنی" هستند. بعضی از این عزیزان چنان پرونده رو هدایت می کنن و شعبه به شعبه می گردونن که آخرش ممکنه خانواده مرحوم ستایش مجبور بشن یه مبلغی هم بابت حق الزحمه قتل به قاتل بپردازن. ایشون مراقب هستن حقی از قاتل که اگه بعد چند ماه بگه مست بودم نجات پیدا میکنه ضایع نشه. شما این پرونده رو برای شهرتش می خوای نه پولش انشالله که وجدانتون بیداره و سوگندتون هم هنوز سو داره.

  • جعفر
    جمعه 19 آبان 1396 - 15:38:52
    پاسخ
    12 29

    باید آموزش و پرورش پاسخگو بشه و ریشه یابی انجام بگیره. من که نمیتونم باور کنم یه عده از اعدام کردن کودک لذت میبرن.

  • علی
    جمعه 19 آبان 1396 - 15:54:40
    پاسخ
    18 7

    به نظر من اینقدر جامعه بیکار داره و افراد تحصیل کرده و ... بیکار هستند به هر دلیلی .... که اگر سر کاری بودند قطعا مفید بودند ... ببخشید این حرف ها رو می زنم در این مرداب انسانی .... یه ادمی مثل این اقا چه سودی برای بشریت داره یا داشته که زنده بمونه یا بمیره شاید از بین هزاران افراد بدبخت زجر کشیده بزهکار و .... چند مورد انگشت شمار به جایی برسند اونم خیلی نادر.. به نظر من اگر اعدام نشه و چند سال زندان باشه ..... برگرده جامعه اینکه تنبیه شده باشه و درس گرفته باشه احتمالش 20 درصده ولی بدتر بشه و بزهکارتر بشه اونم تو زندان درس بیاموزه که خیلی درس های بدتری خواهد اموخت 80 درصده .... بنابراین نه من روشنفکرم نه تعصب گرا .... نظر من اینه این اقا تو دنیا نباشه بهتره ریسکش نمی ارزه 20 درصد یا کمتر

    • نگار
      جمعه 19 آبان 1396 - 19:43:19
      24 3

      موضوع این نیست که امیرحسین سودی برای جامعه داره یا نه، مسلما نداره و قطعا جنایت وحشتناکی رو مرتکب شده. اما آقای وکیل از این نظر که احکام و قضات نباید تحت تاثیر احساسات و فضای جامعه باشن درست گفته... قانون باید در مورد جنایتکارترین آدم دنیا هم یکسان اجرا بشه. مثلا اینکه آدم جانی هم حق داشتن وکیل و دفاع از خود رو داره اما آدم های جاهل احساسی این رو نمی فهمن و همین میشه که کم کم جامعه مون به جنگل تبدیل میشه

  • شهروند
    جمعه 19 آبان 1396 - 15:57:22
    پاسخ
    30 9

    باید اعدام بشه.هیچ دلیلی برای دفاع از این جانی نیست.مثلا برگرده جامعه که چه غلطی بکنه.بعد از مدتی دوباره قتلی دیگه انجام بده.انسانی که در سن پایین چنین جنایتی میکنه بزرگتر که شد جنایت های بیشتری میتونه.ایشون شاید از نظر سن و سال نوجوان باشند ولی از نظر روحی با توجه به نوع جنایتش خیلی بزرگترند.کمی به خانواده ستایش فکر کنید نه امیرحسین.امسال امیرحسین لیاقت زندگی ندارند چون برای انسان ها خطرناکند .حتما باید مثل قاتل اتنا دوسه بار قتل انجام بده تا محکوم به اعدام بشه.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 16:03:58
    پاسخ
    35 8

    جناب وکیل فقط شانس آوردی قربانی این حادثه افغانی هست وگرنه اعدام این مجرم حتی به زمان برعهده گرفتن پرونده‌اش بدست جنابعالی نمیرسید

  • محمد
    جمعه 19 آبان 1396 - 18:54:47
    پاسخ
    19 6

    جامعه ایران متاسفانه در همچین مواقعی واکنشهایی بشدت همراه با تندروی و خارج از عقلانیت و صرفا از روی حجمه ی احساسی که پیش میاد داره که بعضا منجر به گرفتن تصمیمهای غیر عقلانی و در بعضی مواقع ناصحیح میشود. در انجام حرکت شنیع این جوان کوچکترین شکی وجود ندارد ولی اینکه بدون تحقیق و بررسی عمیق و کارشناسی در مورد این کار بدست متخصصان روانکاو ، بیایم و اعدامش کنیم کاملا پاک کردن صورت مسئله است و هیچ کمکی به آینده این جامعه و حتی اولیای دم نمیکنه. وقتی اجازه نمیدیم که اون بچه درمورد اتفاق رخ داده حرف بزنه و حاضر نیستیم وقت قرار بدیم در محافل آموزشی که از این بچه تحقیق کنند و علل دست بکار شدن همچین جرمی را درش ریشه یابی کنند، پس نباید انتظار داشت دیگه مشابه همچین افرادی در جامعه پرورش پیدا نکنه.

  • رضا
    جمعه 19 آبان 1396 - 18:56:09
    پاسخ
    7 4

    بدون هیچ تعصبی و احساسی تصمیم گیری نظر علی درسته واقعا خیلی ارزش نداره بعد از جرم واقعه به عقب برگردیم پیشگیری بهتر از درمانه آسیب شناسی جامعه خوبه به شرطی که از تئوریکال به عملیاتی برسه و اجرا شه تنها استفاده ایکه میشه از این واقع پرداخت اینه که پیشگیری بشه از سطح اموزش پرورش تا فراهم کردن کار و اشتغال زایی همش شده تئوری و حرف اما عمل نمیشه با این وضعیت شاهد نو ظهور امیرحسین های دیگه ای دور از انتظار نیست بنابراین حیات این ادم وبرگشت دردی دوا نمی کنه جز افزایش جریحه دار شدن اخساسات مردم و سهل انگاشتن جرم چون ما خیلی جوانان با افتخاری تو میدان های مختلف کشته و یا شهید شدن چه نیازی به زیستن این اقا مطمنن عدم وجود ایشان خللی در حامعه ایحاد نمیشه وکیل محترم کمی منصف باش راهکار بده به ارگانها

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 19:43:22
    پاسخ
    40 4

    مشروب خوردن مگه می‌تونه توجیهی برای قتل و تجاوز باشه؟ از کی تا حالا وقتی یکی عرق میخوره عقلش به حدی زایل میشه که در عالم مستی نفهمه داره تجاوز و جنایت میکنه؟

  • م نطاق
    جمعه 19 آبان 1396 - 20:14:49
    پاسخ
    11 26

    تحت تاثیر نگاه عمیق و متعالی جناب وکیل قرار گرفتم و برای جماعتی که با عدم درک این سخنان تهمت شهرت طلبی و منفعت پرستی می زنند و عطش اعدام دارند آرزوی هدایت به راه راست که همانا انصاف و وجدان است دارم. خداوند به جناب وکیل در این پرونده عنایت کند.

  • ولیدی
    جمعه 19 آبان 1396 - 20:58:49
    پاسخ
    16 9

    امارهای واقعی نشان می دهد در کشور هایی که مجازات اعدام وجود ندارد و فقط قاتلان ومتاجوزان را جریمه و زندانی می کنند بعد از ازادی فرد مرتکب تجاوزات بیشتر وسنگین تری می شود و قتلهای فجیع تری را رقم می زنند بهترین درمان اعدام هست. البته باید بیشتر به سمت پیشگیری حر کت کرد ولی وقتی اتفاق افتاد فقط اعدام راه حل هستحتی حبس ابد هم جواب نمی دهد.

  • بی نام
    جمعه 19 آبان 1396 - 21:04:35
    پاسخ
    23 6

    جامعه مقصر نیست؟ خانواده، آموزش و پرورش هیچ نقشی ندارند؟ در کشور های توسعه یافته در سال های اولیه ورود کودک به اجتماع به جای فرستادن بچه به انواع کلاس های تست زنی و قلم چی از کودکستان تا دانشگاه، روی مهارت های اجتماعی و فعالیت های گروهی و همکاری و نوع دوستی تمرکز دارند و این میشه که در این جوامع مثل ژاپن و کشورهای اروپایی که آزادیهای بیشتری نسبت به مردم ایران دارند چنین فجایعی رخ نمیده ولی اینجا چی؟؟؟

  • پرهام کشاورز
    شنبه 4 آذر 1396 - 15:25:56
    پاسخ
    1 1

    اقای وکیل ایا دختر خودتم بود اینجوری حرف میزدی ...

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x