چهارشنبه 22 آذر 1396
چهارشنبه 24 آبان 1396 - 08:00:00 چاپ

چه کسانی خواستار رویارویی ایران و عربستان هستند؟

میزگزدی باحضور محمدجوادحق‌شناس استاد روابط‌بین‌الملل و علیرضا‌سلطانی کارشناس اقتصادبین‌الملل

بین الملل > دیپلماسی - مساله بهبود روابط ایران با همسایگان به خصوص عربستان یکی از مهمترین مسائل مطرح شده پس از توافق هسته ای بوده است

محمدرضا نوروزپور ـ ابوالفضل خدایی: مساله بهبود روابط ایران با همسایگان به خصوص عربستان سعودی همواره یکی از مهمترین مسائلی بوده که پس از تصویب توافق هسته ای مطرح بوده است. اما چگونگی باز تعریف رابطه ای سازنده با توجه به اقدامات خصمانه سعودی ها و رقابت های منطقه ای آنها با ایران یکی از چالش برانگیزترین موضوعات اخیر در بحران های خاورمیانه بوده است. از طرفی با امتناع ترامپ از تائید پایبندی ایران به برجام از سوی ترامپ، اکنون سرنوشت این توافق نیز به تصمیم گیری کنگره آمریکا منوط شده است. در همین حال با شکست داعش و تغییر چهره مجدد خاورمیانه و افزون شدن جنگ نیابتی میان ایران و عربستان رویکرد منطقه ای کشورمان در کانون توجه قرار گرفته است و به نوعی این موضوع بیش از پیش ضرورت تدوین یک سیاست کابردی را در زمینه حل بحران ها نمایان تر می کند. در همین اثنی عزیمت سعد حریری نخست وزیر لبنان به عربستان و اعلام استعفای مشکوک او از طریق ریاض فصل جدیدی از تنش زایی عربستان در منطقه کلید خورده است. در این راستا با دکتر محمدجواد حق‌شناس استاد روابط بین الملل و عضو شورای شهر تهران و دکتر علیرضا سلطانی کارشناس اقتصاد بین الملل گفتگو کرده ایم که مشروح آن را از منظر می گذرانید:

خبرآنلاین: خب، وضعیت منطقه فقط استعفای حریری را، آن هم به این شکل که یک نخست وزیر به کشور دیگری برود و از آنجا اعلام استعفا کند را کم داشت که آن هم رخ داد. گویا همه چیز برای آغاز تنشی تازه در منطقه مهیا شده است و عربستان هر روز بیشتر از دیروز بی پروا می شود. ارزیابی شما از تحولات منطقه چیست؟ آیا افزایش این تنش ها نهایتا به رویارویی دو کشور منجر خواهد شد؟

حق‌شناس: به نظر من برای تحلیل رویدادهای منطقه ای باید تحولات سیاسی در آمریکا را پس از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی دونالد ترامپ مورد ارزیابی قرار داد. تیمی در کاخ سفید مستقر است که اعتقادی به دستاوردها و عملکردهای رئیس جمهور پیشین یعنی باراک اوباما ندارد که این موضوع سیاست های خاورمیانه ای را نیز شامل می شود. به نظر من این تحولات ریشه در مذاکرات ایران با 1+5 با محوریت برجام دارد که در ادامه ما دو خط سیاسی متنافر را در آمریکا و متحدانش شاهد بودیم. این خط تعارض از زمان توافق اولیه تا توافق نهایی و در ابعاد مختلف وجود داشت. در فضای داخلی نیز ایران با کلیدواژه نرمش قهرمانانه که توسط مقام معظم رهبری بیان شد به سمت مذاکره با غرب گام برداشت و با پیروزی دولت یازدهم در انتخابات ریاست جمهوری این موضوع تحقق یافت و مذاکرات به ثمر نشست. نکته مهم در این مذاکرات حضور آمریکا به عنوان یکی اعضای 1+5 و نقش برجسته جان کری وزیر امور خارجه ایالات متحده در این سلسله گفتگوها بود. البته شخص اوباما و معاون وی یعنی جوبایدن را نیز نباید در این توافق نادیده گرفت. در طرف دیگر مثلث روحانی، ظریف و صالحی نیز موفق شدند تا راهبرد نرمش قهرمانانه را عملی کنند. اما اختلافات در زمان رقابت های انتخاباتی در آمریکا و دعوت بنیامین نتانیاهو توسط کنگره شدت گرفت که این اتفاق در تاریخ سیاست خارجی آمریکا بی سابقه بوده که منجر به دخالت کنگره و دعوت از یک رئیس دولت جعلی شده بود.

این اتفاق مخالفت کاخ سفید و وزارت خارجه را نیز به همراه داشت و در ادامه شاهد موضع گیری های ضدبرجامی نتانیاهو در کنگره بودیم که اخیرا نیز در سازمان ملل آنها را تکرار کرد. بنده مخالفان برجام را به سه دسته اسرائیل، عربستان و جریان افراط گرا در آمریکا تقسیم می کنم. در فضای رقابت های انتخاباتی نیز ترامپ به عنوان نماینده بخشی از جمهوری خواهان مخالفت خود را با توافق هسته ای اعلام کرد. بنابراین برجام در عرصه سیاست خارجی دستاوردی بزرگ برای تیم مذاکره کننده آمریکایی و هم تیم مذاکره کننده کشورمان بود. این اتفاق یکی از شاهکارهای نظامی سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود که توانست به ثمر بنشیند.می دانیم که برجام موفق شد تا پنج قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را به یک توافق چندجانبه تبدیل کند. در همین راستا از زمان روی کار آمدن ترامپ تا کنون وی علی رغم حزب دمکرات، متحدان آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی علاقه ای به توافق هسته ای ندارد و در سخنرانی آخر نیز عدم پایبندی ایران را نیز اعلام کرد. در نتیجه این تحولات بنده فکر می کنم که در آینده ای نزدیک ما باید شاهد تنش هایی جدید در منطقه با چراغ سبز آمریکا باشیم.

به نظر نمی رسد که واشنگتن خود مستقیم در این تنش ها دخالت داشته باشد و شواهد نشان می دهد که عربستان و اسرائیل نقش مهمی در این بحران ها ایفا کنند. اوج نقطه این تنش ها را شاید بتوان در سفر حیدر العبادی به عربستان ارزیابی کرد. آمریکایی های سعی کردند با توجه به موضوع همه پرسی اقلیم کردستان عراق امتیازاتی را به بغداد بدهند و عراق را به عنوان متحد اصلی ایران جدا و این کشور را به عربستان نزدیک تر کنند. موضوع استعفای سعد الحریری نخست وزیر عراق پروژه ای دیگر در ایجاد تنش در منطقه پس از مستقر شدن دولت در لبنان بود که پس از این رویداد بحث شلیک موشک نیروهای یمنی به خاک عربستان بود که در این راستا تنش های تهران و ریاض بیش ار پیش شدت گرفت. باید توجه داشت که افزایش تنش ها در منطقه رژیم صهیونیستی و همچنین تیم جنگ طلبی که امروز در کاخ سفید حضور دارد را منتفع خواهد کرد. برای جمع بندی عرض کنم که منطقه ما آبستن حوادث جدیدی بوده و ما باید با هوشیاری کامل در گفتار و عمل سیاسی خود مراقبت به عمل آوریم و در موضع گیری ها منافع ملی را در نظر بگیریم. به طور مشخص تیتری که اخیرا در یکی از روزنامه های کشور منتشر شد را مورد تاکید قرار می دهیم که به نظر من اتفاقی ناخوشایند و نسنجیده ای بود که به نظر من تذکر در این مواقع کافی نبوده و می بینیم که به جای عذرخواهی همچنان مواضع قبلی ادامه می یابد. در موارد دیگر هم ممکن است برخی نهادها که خارج از سیستم سیاست خارجی هستند مواضعی بگیرند که کشورمان از آن متضرر شود که در این راستا توصیه می کنم که شورای امنیت ملی چارچوبی را درباره موضع گیری در عرصه سیاست خارجی را ابلاغ کند که طبق آن هر گونه اتخاذ موضعی بدون هماهنگی این شورا و همینطور وزارت امور خارجه صورت نگیرد. حتی شاید لازم باشد که نظارت بر نماز جمعه نیز ضروری باشد. در این برهه از زمان نبایست فرصت را در اختیار جریان هایی قرار داد که بهره آن را رژیم خونخوار و سفاک صهیونیستی ببرد.

خبرآنلاین: آقای سلطانی شما با این نظر موافقید که رفتار و کنش های منطقه ای علیه ایران خصوصا از ناحیه عربستان و رژیم صهیونیستی امتداد ناخرسندی آنها از توافق هسته ای ایران با شش کشور قدرتمند جهان است؟ یعنی آنها از مسیر دیگری قصد ضربه زدن به ایران را دارند؟ 

سلطانی: بنده هم معتقد هستم عمیق تر شدن و گسترده شدن تحولات خاورمیانه نتیجه برجام است. شاید اگر توافقی بدین شکل حاصل نمی شد ما با این سطح از تحولات در خاورمیانه روبرو نمی شدیم. این تحولات نمایانگر مناسبات واقعی ایران و منطقه است که به نوعی سالیان دراز در سایه مناسبات ایران و غرب پنهان شده بود. تا قبل حصول برجام کشورهای عربی، پشت سیاست های آمریکا و غرب در مقابله با ایران پنهان شده بودند و مبنای سیاست خود را بر اساس خط مشی غرب دنبال می کردند. شدت دشمنی های غرب با ایران به حدی رسیده بود که حتی کشورهای عربی نیازی نمی دیدند با ایران مقابله اقتصادی، سیاسی و نظامی داشته باشند.

اما توافق هسته ای پایانی برای کشورهای عربی به خصوص عربستان محسوب می شد. آنها همواره تلاش می کردند تا مذاکرات را بن بست بکشانند و اگر هم نتوانستند بازی دیگری را برای رویارویی با ایران آغاز کنند که تا وضعیت تنش و بحران همچنان ادامه یاید. اما با تصویب توافق هسته ای ماهیت سیاسی و رویکرد واقعی کشورهای عربی در قبال ایران آشکار شد و با روی کار آمدن ترامپ شدت تنش ها افزایش یافت. به عقیده من اگر کلینتون در انتخابات پیروز می شد ما تا به این حد شاهد تنش و اختلاف در منطقه نبودیم. به هر حال سیاست های منطقه ای ترامپ دقیقا مطابق با سیاست های عربستان و رژیم صهیونیستی برای فشار ایران است که این مشکل در عدم یک پیوست منطقه ای درباره برجام است، زیرا مذاکره کنندگان ما در آن برهه از زمان تمام توان خود را برای تصویب توافق هسته ای به کار گرفته بودند. این توافق می بایست یک پیوست منطقه ای از سوی ایران داشته باشد. پیش بینی طرف ایرانی در دوران پسابرجام پایبندی آمریکا به آن و مدیریت کشورهای منطقه همانند مذاکرات هسته ای و جلوگیری از تحرکات آنان برای حفظ این توافق بود. بنابراین داشتن برنامه ای برای مدیریت منطقه ای در دوران پسابرجام از اهمیت بسزایی برخوردار بود. موضوع مهمی که ایران از آن غافل شد . در سال های اخیر تمام برنامه های منطقه ای ایران محدود به مبارزه با گروه های تروریستی در عراق و سوریه شد در حالیکه می شد در کنار این مبارزه ، دیپلماسی منطقه ای را نیز پیش برد. بنابراین مجموعه این عوامل پارامترهایی هستند که به این تحولات دامن زده اند. ما ظرفیت و توانایی پیوست منطقه ای به برجام را داشتیم که در صورت تحقق می توانست از تنش های جدید تا حد زیادی جلوگیری کند.

خبرآنلاین: آقای حق شناس نظر شما درباره پیوست منطقه ای برجام چیست؟ آقای سلطانی می گویند این ایراد بزرگ برجام بود که یک پیوست منطقه ای نداشت و به طور ضمنی اشاره کردند که نوعی خوش خیالی در خصوص برجام در ایران وجود داشت که در ذیل آن رویکرد ایران نسبت به کشورهای منطقه و مسایل آن را هم تلطیف می کرد.  در زمان مذاکرات هم منتقدین براین نکته تاکید می کردند که وزارت خارجه تمام تخم مرغ های خود را در سبد برجام گذاشته است و از سایر ظرفیت های وزارت خارجه از جمله دیپلماسی منطقه ای غافل شده است. طرفداران دولت هم  بر این عقیده بودند که تا زمان تصویب برجام کاری را نمی توان از پیش برد و باید ابتدا طلسم تحریم ها شکسته شود و بعد مسایل را پیش برد.  نظر شما در این باره چیست؟

حق‌شناس:  اگر از لحاظ محاسبات زمانی و بر اساس شرایط آن موقع به موضوع بنگریم می بینیم که مذاکره ایران با کشورهای 1+5 در جهت مطلوبی پیش رفت. کشورهایی همچون چین و روسیه درباره سیاست ها هسته ای ایران موضع تقابلی نداشتند. ما پس از برجام توانستیم سه کشور اروپایی و خود آمریکا را وارد این چرخه بکنیم و در نهایت هم هنگامی که 1+5 شکل گرفت به قدری پر قدرت بود که هم بتواند قطعنامه های صادره در شورای عالی امنیت سازمان ملل را بت مدیریت کند، زیرا پنج عضو اصلی حق وتو را شامل بود و این نکته هم قابل توجه است که سیاست خارجی دولت اوباما در عرصه خاورمیانه با سیاست های جمهوری اسلامی ایران همسو بود. برای مثال دوران هشت سال تنشی که ما با اسرائیل داشتیم و با آمدن نتانیاهو به حداکثر رسید. ما در آن دوران می توانستیم عملکرد دیگری داشته باشیم. شخص اوباما نیز با توجه به اینکه ریشه سیاه پوستی داشت دیدگاه متناسبی نسبت به اوضاع منطقه داشت و با کشورهایی که با جمهوری اسلامی ایران مشکلات جدی داشتند همراهی نمی کرد.

اتفاقاتی که ما به عنوان بهار عربی از آن یاد می کنیم بیانگر این بود که دموکرات ها در سیاست های منطقه ای خود علاقه ای به ادامه همکاری با رژیم های سنتی منطقه را نداشتند. شاید تنها استثنای آنها جایگاه عربستان در منطقه بود که سعی کردند در آنجا اختلال ایجاد نشود. ما شاهد بودیم که در آن برهه از زمان ما عربستان چالشی جدی داشتیم و زمانی که آمریکا از سران کشورهای حوزه خلیج فارس حمایت می کند، پادشاه عربستان آن را رد می کند و به نوعی تقابل خود را با ایران در آن بخش هم نشان می دهد. به هرحال این موضوع جز محاسبات وزارت خارجه بود که شاید دلیلی وجود نداشته باشد که آن پیوست منطقه ای که آقای سلطانی بدان اشاره داشتند، خیلی مد نظر قرار گیرد. اما نباید از این مساله نیز غافل شد که سیاست های منطقه ای ایران در فواصل دوره های دولت نهم و دهم توسط وزارت امور خارجه برنامه ریزی و تنظیم نمی شد و به نظر می رسید که برنامه ریزی در حوزه خاورمیانه در ذیل فعالیت های وزارت خارجه قرار ندارد. سفرای ما در سوریه و عراق نیز در آن برهه زمانی تبعیتی از سیاست خارجی کلان نداشتند. به همین دلیل است که پس از تصویب برجام دولت آقای روحانی و همچنین آقای ظریف به این مساله توجه جدی پیدا می کنند که در این راستا تغییراتی در ساختار ایجاد می شود. من در نشستی که در ابتدای دولت یازدهم تشکیل شد شرکت کردم و در بین اساتید دیگر عنوان کردم که ما نباید مسائل رقابتی و درونی خود را محور قرار دهیم.

من درباره سیاست خارجی در منطقه نیز اعلام کردم که ما می توانستیم از ظرفیت های مرحوم آیت الله هاشمی برای رفع تنش ها در منطقه استفاده کنیم. ایشان می توانستند با توجه به جایگاهشان در نزد مسئولان عربستان زمینه بازگشت ما را به فضای قابل قبول تری فراهم کنند. حتی مثال زدم که جایگاه آقای خاتمی نیز می توانست جایگاه ایران را در کشورهای اروپایی و سازمان های بین المللی بهبود بخشد. من حتی از جایگاه آقای احمدی نژاد در رابطه با کشورهای آمریکای لاتین صحبت کردم و معتقد هستم که باید از ظرفیت های موجود نهایت بهره را برد. برای مثال شخصیتی مانند نلسون ماندلا زمانی که در آفریقا ظهور پیدا می کند و سپس محبوبیت کسب می کند، حتی پس از اینکه از سمت خود خارج می شود می تواند راهگشا و حلال مشکلات باشد. اما به نظر می رسد دولت آقای روحانی و وزارت خارجه از این ظرفیت ها استفاده نکردند. ما بایستی در عرصه سیاست خارجی و در عرصه های مختلف تجدید نظر داشته باشیم. شرایط کنونی در منطقه بسیار حساس بوده و ما علاوه بر بازنگری در سیاست خارجی خود نیازمند هستیم تا از بروز اشتباهات جلوگیری کنیم و سعی کنیم که فضای منطقه را به سمت آرامش سوق دهیم. داشتن یک استراتژی کارآمد نیازمند دیپلمات های کارکشته و باتجربه ای است که منافع ملی را بر پست و مقام خود ترجیح دهند تا در این بین منافع بلندمدت ایران به بهترین شکل تامین شود.

خبرآنلاین: آقای سلطانی برخی معتقدند، حتی در زمان ریاست جمهوری اوباما هم بر این باور بودند که هرگونه جنگی که در منطقه خاورمیانه منجر به افزایش قیمت نفت شود به نفع آمریکا خواهد بود. نخست اینکه متضرر اصلی بالارفتن قیمت نفت چین بود و دوم اینکه تولید نفت شل برای آمریکایی ها به صرفه می شد و فرصتی پیش می آمد تا این نوآوری جدید در بازار انرژی را به صورت جدی محک بزنند. سوم اینکه هرجنگی میان کشورهای اسلامی از جمله عربستان و ایران منجر به فرسوده شدن هر دو کشور اسلامی و بالتبع قدرت گرفتن اسرائیل در منطقه می شود. با روی کار آمدن جمهوریخواهان که معمولا تمایلات عیان تری در جنگ طلبی دارند آیا این احتمال وجود دارد که ایران و عربستان را به سمت رویارویی نظامی سوق دهند.  آیا شما تحولات اخیر را مرتبط با اتفاقاتی که عرض کردم می دانید یا خیر و یا اگر این موضوع صحت داشته چرا ما برنامه ای برای آن به قول شما پیوست منطقه ای نداشتیم؟

سلطانی: همانطور که عرض کردم برای ایران چنین شدت تحولاتی قابل تصور نبود. یعنی تصور به این شکل نبود که با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا با این توافق مخالفت شود.البته این نکته را هم عرض کنم که برجام به لحاظ سیاسی و حقوقی آنقدر قوی بنا شده که هیچ دولتی نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند، اما می توانند اثرگذاری آن را برای ایران کاهش دهند. من فکر می کنم که اتفاقاتی که در جریان است می تواند تلنگری به سیاست خارجی ایران باشد. در این راستا فرصتی پیش آمده است که ایران مناسبات منطقه ای خود را باز تعریف کند و توقفی در مناسبات سنتی و کلاسیکی که تا به امروز داشته است ایجاد کند و وارد یک دوره از روابط مناسب منطقه ای شود و همزمان در پی ایجاد یک پیوست منطقه ای برای برجام باشد. ببینید در حال حاضر دو کشور در منطقه وجود دارد که تنش و چالش سیاسی با ایران را به نفع خود می دانند. اسرائیل و عربستان معتقدند که هر چقدر میزان چالش ها با ایران بیشتر شود بحران از ظرف منطقه به جاهای دیگر نیز بسط پیدا خواهد کرد و آمریکا و حتی اروپا را نیز درگیر خود خواهد کرد.

اما استراتژی ایران در مقابله با این رویکرد خصمانه باید آرامش بخشی باشد. بدین معنا که از یک سیاست خارجی واکنشی به یک سیاست خارجی کنش گرا تبدیل شود. جلوه هایی از این موارد را درباره اوپک، نفت و یا برگزاری مراسم حج ایجاد شد. سال گذشته و در جریان اجلاس اپک ایران و عربستان پس از 20 سال چالش بر سر دبیر کلی اپک و سیاست های واحد نفتی با یکدیگر توافق کردند. در صورتی که پیش بینی ها و تصورات خلاف این مساله را ثابت می کرد. برخی معتقدند بودند که شدت اختلافات تهران و ریاض بالا بوده و امکان هیچ توافقی نیز بین طرفین وجود ندارد. اما در ادامه توافقی هم بر سر فریز نفتی و کاهش تولید نفت نیز صورت گرفت و حتی در این موارد ایران امتیازاتی را از عربستان دریافت کرد.

در همان زمان بود که برخی معتقدند بودند که این بستر دیپلماسی نفتی نباید از بین برود و ایران و عربستان از این دریچه وارد حل بحران های سیاسی و امنیتی خود شوند ولی کسی بدان توجه نکرد. در مساله حجاج امسال نیز کسی باور نداشت که مراسم حج با حضور ایرانیان برگزار شود. اما حقیقت این است که سعودی ها مقداری انعطاف در زمینه نفتی و هم در حج از خود نشان دادند. این موارد را عرض کردم که بگویم نباید شدت جنگ روانی سعودی ها را بیش از حد بزرگنمایی کرد و اقدامات آنها را دشمنی محض دانست. از نکات دیگر هم می توان به روابط اخیر ایران و ترکیه اشاره کرد که اوج کنش گرایی را نشان داد که تا دو سال پیش روابط ما با این کشور در موضوع بحران سوریه به شدت تیره و تار بود؛ اما با شروع مذاکرات آستانه و شرکت ایران، روسیه و ترکیه یک فضای جدید برای رایزنی میان کشورها ایجاد شد و تحولات سوریه را به نفع خود پیش بردند. در موضوع همه پرسی اقلیم کردستان نیز شاهد جلوه ای دیگر بودیم که ایران و ترکیه با دولت عراق توافق کردند و البته این نکته هم فراموش نمی کنیم که این موضوع برای ترکیه حیاتی به شمار می رفت و در حال حاضر نیز با یک سکوت معنادار از فضای کنونی سودی می برد. معتقد هستم که ما می توانستیم بهتر از فضاهای ایجاد شده در جهت مذاکره در موضوعات مختلف بهره ببریم. حتی بر این باور دارم که ما باید وارد مذاکره با عربستان نیز شویم.

خبرآنلاین: و در خصوص بالا رفتن قیمت نفت چطور؟

سلطانی: در مورد قیمت نفت نیز عرض کنم که آمریکا و دولت ترامپ به دنبال ایجاد تنش واقعی و یا سوری در خاورمیانه نیست. آنها در پی این نیستند تا با بالا رفتن قیمت نفت تولید نفت Shell را در آمریکا و یا در کانادا اقتصادی کند. نکته مهم این است که بازار نفت همانند گذشته تحت تاثیر بازی های سیاسی نیست. ایران وعربستان نزدیک به دو سال تلاش کردند تا قیمت نفت را پایین نگهدارند. در همین راستا علت اینکه قیمت نفت در یک برهه به 30 دلار رسید، تلاش های عربستان بود و در آن زمان ایران تحریم بود. در نتیجه بعید به نظر می رسد که آمریکا خود را وارد جنگ جدیدی کند چرا این که این کشور تازه از یک بحران اقتصادی خارج شده است. درباره جنگ های نیابتی مثلا رویارویی عربستان با ایران نیز ریاض از توان نظامی قدرتمندی برای مقابله با تهران برخوردار نیست.

خبرآنلاین: آقای حق شناس شما با نظر آقای سلطانی موافق هستید و در این باره می توان خوش بین بود؟

حق‌شناس: ببینید ممکن است کشوری تمایل به جنگ نداشته باشد، اما ممکن است بستری فراهم شود که خود به خود آن کشور را به آن سمت بکشاند و ناگزیر به آن تن دهد. باید مراقب بود. نگرانی بنده از بخش دوم یعنی ناچار بودن است، بدین معنا که ممکن است طرفین خواهان درگیری نباشند اما وضعیت منطقه همانند انباری از باروت است که باید مراقب بود جرقه ای زده نشود تا بتوان فضا را مدیریت کرد. اما وقتی که جرقه در کنار باروت زده شد هیچ راهی نیست تا باروت ها شروع به سوختن نکنند و بالتبع عمق فاجعه به حداکثر خواهد رسید. در حال حاضر چین، روسیه، اروپا و حتی بخشی از قدرت در آمریکا تمایلی به آغاز یک جنگ جدید ندارند که البته موضع عقلانی و سنجیده ای است. اما به نظر تنها رژیم صهیونیستی از این جنگ استقبال می کند و از آن منتفع میشود و در این راستا آنها از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد و امنیت آنها نیز در گرو جنگ های جدید در منطقه است. من همچنان معتقدم که بزرگترین برنده جنگ ایران و عراق، جنگ دوم خلیج فارس، قائله داعش، جنگ سوریه، جنگ در شمال آفریقا رژیم صهیونیستی است.

این مساله را نباید فراموش کنیم که ممکن است ایران در آینده تحت ایده های جدید جنگ طلبانه قرار گیرد. این جنگ می تواند تحت لوای به ظاهر مقدسی هم صورت پذیرد. نحوه شکل گیری گروه های تروریستی تکفیری هم تحت یک ایدئولوژی و بر مبنای ارزش های خودباور بود و می دانستند که در قالب گروه های انتحاری بدترین شکل مرگ در انتظار آنهاست. اما وقتی که از مساله فاصله می گیریم و عمیق تر به موضوع می نگریم درک خواهیم کرد که تنها برنده این جریانات رژیم صهیونیستی خواهد بود.

خبرآنلاین: آقای حق شناس اخیراً وزیر خارجه عربستان درباره شلیک موشک انصارالله به خاک این کشور، آن را اعلام جنگ خطاب کرده است. نظر شما درباره این موضع گیری چیست؟ آیا از منظر حقوقی این ادعا وجاهت دارد؟

حق‌شناس: ببینید زمانی است که مقامی موضع گیری می کند و دنیا آن را می پذیرد. اما ممکن است موضع گیری دیگری هم شود ولی بازتاب و یا عکس العملی در بر نداشته باشد. اما خطر اصلی این است که یک روزنامه در کشور همسو با این موضع خبری را منتشر می کند که به نظر می رسد که آگاهانه و یا ناآگاهانه هر دو مکمل هم می شوند. نباید این مسایل را کوچک شمرد و ما در این جریان دیدیم که صبح خبر منتشر می شود و عصر همان روز وزیر خارجه عربستان اتفاق را به اعلام جنگ تعبیر می کند. معتقدم نبایستی در قبال این گونه از موارد که ممکن است منافع ملی را به خطر بیندازد و فاجعه آفرین باشد سکوت کرد و حتما باید برخورد قاطع صورت گیرد.

خبرآنلاین: یعنی شما معتقدید عده ای در داخل به دنبال این هستند تا شرایط را به سمت جنگ سوق دهند؟

حق‌شناس: بله عده معدودی شرایط و ضوابط را خارج از هر محدویتی در اختیار خود می گیرند و بدیهی است که شرایط کنونی را به نفع خود نمی بینند و سعی می کنند شرایط را مانند گذشته به دلخواه خود کنترل کنند. برخی با این طرز فکر که تا مرز بحران حرکت و در آخرین لحظه آن را کنترل می کنند پیش می روند ولی به این موضوع فکر نمی کنند که ممکن است اشتباه محاسباتی رخ دهد و اوضاع به شکل دلخواه جلو نرود. بنابراین دلیلی وجود ندارد که با آزمون و خطا بخواهیم در این موارد حساس رفتار کنیم.

خبرآنلاین: آقای سلطانی در برهه کنونی، وضعیت برجام را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا با اطواری که ترامپ بر سر برجام آورده است و  افزایش تنش های منطقه ای برجام هنوز هم یک دستاورد محسوب می شود، یا جایگاه آن تنزل پیدا کرده است؟

سلطانی: ابتدا نکته ای را درباره اظهارات آقای حق شناس عرض می کنم. تا چند سال پیش وجود تنش های سیاسی و امنیتی در منطقه قطعا به نفع رژیم صهیونیستی بود و آنها نهایت استفاده را از آن بردند. اما این موضوع بدین معنا نیست که با ادامه تنش های موجود در منطقه وضعیت به نفع این رژیم خواهد بود، بلکه ممکن است آنها خود نیز مستقیم وارد جنگی جدید شوند ولی اینکه چگونه و به چه به شکلی از این جنگ احتمالی خارج شوند جای بحث دارد. حتی اگر رژیم صهیونیستی مستقیم هم وارد جنگ نشود، بروز جنگ در منطقه تهدیدات امنیتی علیه آنها را نیز افزایش می دهد. جنگ احتمالی خاورمیانه تقریبا همه را درگیر می سازد وهیچ کشوری نمی تواند از آن بی نصیب باشد.

اما در مورد سوال شما عرض کنم که من اتفاقات فعلی در منطقه را مرتبط با آینده برجام قلمداد می کنم که تکلیف این توافق حداکثر تا دو ماه دیگر مشخص می شود. در این راستا دو اتفاق محتمل است: اینکه کنگره آمریکا برای حفظ توافق هسته ای آن را مشروط به بندهای جدید می کند که این خواسته ترامپ، کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی است. این خواسته شامل نامحدود کردن عدم فعالیت هسته ای برای ایران است . به این معنا که طبقه برجام به ایران اجازه ندهند که پس از یک دوره 10 ساله دوباره فعالیت های هسته ای خود را از سر گیرد. در حال حاضر نیز تمام لابی های عربی و صهیونیستی در حال فشار برای کنگره در این زمینه هستند. حال باید آیا کنگره این شرایط را می پذیرد یا آن را رد کند که به احتمال زیاد آن را نخواهد پذیرفت. زیرا در صورت رژیم صهیونیستی و عربستان به اهداف خود می رسند. 

اگر هم ایران شرایط جدید را نپذیرد عملا برجام لغو خواهد شد که در این صورت ما شاهد دوره ای جدید از فشارهای سیاسی و تحریم ها خواهیم بود. در نتیجه در هر دو صورت وضعیت به نفع عربستان و رژیم صهیونیستی است. اما حالت دیگری هم وجود دارد که گنگره نتواند تغییری در برجام ایجاد کند که به نظر می رسد که این اتفاق در حال وقوع است. زیرا اگر ممکن بود ترامپ در آن تغییر ایجاد می کرد و امتیاز لغو برجام به نام رئیس جمهور آمریکا ثبت می شد و چون این امکان میسر نشد ترامپ آن را به کنگره واگذار کرد. حال اگر کنگره در زمینه تغییر برجام ناکام باشد، حرکت جدیدی را برای "برجام 2" آغاز خواهند کرد. برجام 2 شامل تغییر سیاست ها منطقه ای ایران و برنامه موشکی ایران است. آمریکا معتقد است که در میان مدت ایران ناچار به پذیرش برجام دو خواهد بود چرا که آنها سرنوشت برجام 1 را به برجام 2 گره خواهند زند. آمریکا در این فرآیند عنوان می کند که اگر ایران خواهان بهره مندی از دستاوردهای سیاسی و اقتصادی برجام است باید آماده توافقی دیگر باشد. بنابراین این طور به نطر می رسد که اسرائیل و عربستان با همکاری آمریکا در این صدد هستند تا بدون اینکه خدشه ای به برجام وارد شود ایران را در مسیر مذاکرات جدیدی قرار دهند.

خبرآنلاین: آقای حق شناس آقای سلطانی اظهار داشتند که برجام همچنان محور خواهد بود. اما سوال اینجاست که با توجه به شرایط روابط ایران و عربستان و تتش های موجود بین دو کشور عملا آیا صحبت از برجام 2 نتیجه ای در بر خواهد داشت؟

حق‌شناس: من هنوز برجام را دستاوردی بزرگ در عرصه سیاست خارجی می دانم. من فکر می کنم که بعد از پیمان های Salt این اتفاقات در حوزه بین المللی بسیار مهم بود. زمان زیادی برای آن صرف شد و مشارکت کنندگان زیادی داشت و یکی از گره های جدی را در روابط بین الملل باز کرد. متاسفانه در داخل ما شاهد برخی سیاه نمایی ها هستیم و به نظر من این گونه اقدامات بی انصافی است. توافق هسته ای در طول 40 سال بزرگترین دستاورد برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود که سرآغاز آن نیز تدبیر مقام معظم رهبری بود. تمام دستگاه های نظام و رسانه ها در جریانات اخیر باید هماهنگی های لازم را داشته باشند و در جهت منافع ملی گام بردارند. امروز ما شاهد صفوفی هستیم که با برجام مخالف هستند.

بدیهی است که تمام دشمنان شما که با این دستاورد مخالفت می کنند و به نظر من این بسنده کردن به این دلیل کافی است و نیازی به دلایل دیگری نیست. قطعا کسانی که امروز در داخل با برجام مخالفت می کنند ملاحظاتی دارند که با آنها اجازه نمی دهد که چشم های خود را به روی حقایق باز کنند. من هم با گفته های آقای سلطانی مبنی بر پیوست منطقه ای برجام موافق هستم. با گذشت زمان منطقه نیز دچار تحول خواهد شد و ما در این راستا نیازمند گویش و سیاستی جدید در حوزه خاورمیانه هستیم. ما باید با صراحت تمام با عربستان وارد مذاکره شویم و اعلام کنیم که ایران هیچ گونه دشمنی با این کشور ندارد و خواهان رابطه ای دوستانه و دوجانبه است. همچنین اعلام کنیم که هیچ رابطه ای بین ایران و جنگجویان یمنی و شلیک موشک های آنها به ریاض وجود ندارد و ایران با هرگونه تنش در منطقه مخالف است. ما باید به این نکته همیشه توجه داشته باشیم که یکی از نیازهای اصلی ایران در منطقه ایجاد آرامش و رفع تنش است.

خبرآنلاین: آقای سلطانی برگدریم به موضوع پیوست منطقه ای که شما مطرح کردید. فکر کنیم الان هنوز برجام را امضاء نکرده ایم و می خواهیم درباره این پیوست فکر کنیم. دقیقا منظور شما از پیوست منطقه ای چیست؟ ایران و به طور خاص وزارت خارجه چه اقدامی را می بایست انجام می داده که اکنون خلا آن احساس می شود؟

سلطانی: نکته ای که درپیوست منطقه ای می توانست صورت بگیرد، آغاز مذاکرات با قدرت های منطقه ای بود که در این راستا یک پوشش صحیح منطقه ای ایجاد شود. به جای اینکه ایران مجبور شود که تن به این مذاکرات دهد و در قبال آن امتیازاتی را هم بدهد، می توانست پیش قدم شود و خود مبتکر آغاز دوره ای از مذاکرات می شد. کشورهایی چون عربستان، ترکیه، عراق، پاکستان و با حتی مصر می توانستند در این مذاکرات محور قرار گیرند. همکاری سازنده و مذاکرات با این کشورها می توانست در مواقع ضروری به نفع ایران باشد که با توجه به این اجماع مثبت می توانست برجام را به قوت خود باقی نگهدارد.

همانطور که آقای حق شناس عنوان کردند برجام بزرگترین دستاورد ایران پس از انقلاب اسلامی ایران و یا حتی در صد سال اخیر است. ایران باید در حفظ برجام تمام تلاش خود را بکند که در روابط خود با غرب و1+5 وارد مذاکرات دیگر در حوزه منطقه، شرق، حوزه روسیه و دیگر موضوعات شود. توافق هسته ای مانع عمده ای بر سر اجماع غرب، اتحاد جهانی بر علیه ایران است. این بدین معناست که تا زمان پابرجا بودن برجام هیچ اجماعی و اتحادی علیه ایران شکل نخواهد گرفت. بنابراین حفظ برجام برای ایران بزرگترین اولویت است. با برجام ایران می تواند اعتبار بین المللی خود را افزایش دهد و به پشتوانه آن مناسبات سیاسی ،اقتصادی و امنیتی خود را در حوزه های منطقه ای و بین المللی گسترش دهد . البته تحقق این مهم منوط به این است که در کنار حفظ برجام ، پیوست های اقتصادی ، بین المللی و منطقه ای از سوی ایران تدوین شود. به عبارت دیگر اگر برجام را به مثابه قانون تلقی کنیم ، اجرای این قانون و اثربخش کردن آن منوط به تدوین آیین نامه های اجرایی است. این آیین نامه ها باید به تناسب و با هدف از سوی دولت در حوزه های مختلف تدوین و اجرا شود. تدوین و اجرای این آیین نامه و به عبارت دیگر پیوست های اجرایی، علاوه بر اثربخشی مثبت برجام برای ایران ، به حفظ آن نیز کمک می کند.

49311

مطالب مرتبط
1 دیدگاه
  • رضا
    چهارشنبه 24 آبان 1396 - 14:16:00
    پاسخ
    2 12

    سلام ، زمان طاغوت ايران قدرت منطقه بود و غرب و امريكا از ايران حمايت ميكردند ، تمام كشورهاي عربي به دست به سينه بودند ، انقلاب كه شد سريع به صدام دستور حمله دادند تا در اين بين از خلع ايران حد اكثر استفاده رو ببرند و اتحاديه عرب تشكيل دادند تا شايد بتوانند مقابل ايران بايستند ، و هنوز هم هيچوقت در حد ايران نيستند و نخواهند بود ، هر روز اين كشورهاي عربي ما رو تحريم ميكنند نه امريكا و غرب

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

آخرین مطالب
x