خیل عظیمی از کارگردانان سینما نه تنها طرف این آثار نمی آیند بلکه دغدغه آن را نیز ندارند. آن ها سینما را محل ابراز تفکرات مالیخولیایی خود می پندارند و به شدت هم اصرار دارند مردم آنها را تماشا کنند و شبیه افکار آنها شوند. به طرز جالبی هم ادعای بزرگی می کنند. می گویند مردم سطح شعور پایینی دارند و باید آثار ما را ببینند تا سطح شعورشان بالا رود! اتفاقاً سطح شعور مردم بالا است که از آثار آنها استقبال نمی کنند. آنها کجا و سلیمان نبی (ع) کجا؟
درمورد این فیلم، جریان اصلی منتقدین یا سکوت کرده و یا سعی می کنند منفی هم ننویسند تا فیلم تبلیغ نشود؛ این نشان دهنده تک صدایی بودن جریان حاکم بر نقد فیلم درسینمای ایران است. جریانی که یک صدا شده و با حذف های درونی و تشکیل امپراتوری پنهان و به طور دیکتاتور مآبانه درجهت تخریب سینما تلاش می کند و طبق خواسته خود به جریان ها جهت می دهد.
مدافعین «ملک سلیمان» مطمئناً منتقدهای مستقل هستند. جالب اینکه مدافعین غیرمستقل به شدت تحت فشارند. به طور نمونه منتقدی شناخته شده از این فیلم تعریف و تحسین کرده و درسایت معروفی تمجیدش چاپ شده است. سردبیر آن سایت بلافاصله هدف عتاب و خطاب قرارگرفته که چرا چنین دفاعیه ای چاپ شده است و اجازه ندهید این تفکر خلاف جریان عمومی منتقدین غربگرا قد علم کند.
گروهی دیگر هم که به شدت با آثار الهی مخالفند و آن ها را نفی می کنند، جدایی دین از سیاست پیشه کرده اند و فیلمی که بر مبنای فطرت و حقیقت ساخته شده باشد را قلع و قمع می کنند. ولی اگر فیلمی صرفاً پوچ و ابزورد ساخته شود چنان به عرش می برندش که نگو.
نظر شما