بینوایان شاید تنها رمان فرانسوی باشد که بیشتر از هر کتاب دیگری در خارج از فرانسه خوانده شده است. این داستان مشهور کارگردانان بسیاری را از کشورها و زبانهای مختلف شیفته خود کرده است و اقتباسهای مختلفی از روی آن انجام گرفته. از فیلم و سریال گرفته تا نمایش موزیکال.
اما این رمان فرانسوی در عصر حاضر شاهد یکی از طولانیترین دادگاههای ادبی نیز بوده است. داستان ژان والژان، مجرم سابق که پشت پردههای تئاتر پاریس قرن نوزده جان گرفته بود و قصد داشت از گناهان گذشته خویش رهایی پیدا کند، به نظر تمام شده میرسید. تا اینکه یکی از ناشران دسته بالای فرانسوی به یک روزنامه نگار و نویسندۀ فرانسوی ماموریت داد که این شخصیت کلیدی داستان هوگو را از قبر بیرون بکشد و داستان او را ادامه بدهد.
اما وارثان هوگو هم بیکار ننشستند. پیر هوگو، یکی از نوادگان هوگو، مستقیم به دادگاه رفت و از اینکه به حقوق اخلاقی و فکری این نویسنده تجاوز شده، شکایت کرد. اما هفته گذشته، پس از هفت سال کشمکش، دادگاه بالاخره به نفع ناشر و دو کتابی که با شخصیت کتاب هوگو چاپ شده بود رای داد و تاکید کرد که هیچ حقوقی از هوگو در این بین نقض نشده است.
به نظر میآید که این رای دادگاه تبدیل به یک تحول تاریخی شده است. ناشران دیگری هم در کنار این ناشر -پلون- و نویسندهاش فرانسوا سرِسا ایستاده بودند تا بتوانند برای کتابهای کلاسیک دیگری هم نقشه بکشند و داستانهای قدیمی به ظاهر تمام شده را با تخیل و قلم نویسندههای معاصر ادامه دهند. یکی از این کتابها مادام بوآری اثر فلوبر است.
اقتباسها اهانتآمیز بودهاند؟
برخی از نظریهپردازان سوال می کنند که آیا دنباله کتاب بینوایان توهین به هوگو است یا کارتونی که والت دیزنی از روی داستان گوژپشت نتردام ساخته است. برخی دیگر به یک مورد اقتباس سینمایی اشاره میکنند که پیش از این کتابها هم بوده و زمان داستان را پس و پیش کرده است. سوال اصلی در میان آنها اینست که چگونه هیچ شکایتی در این زمینهها صورت نگرفته است.
مورد اصلی که پیر هوگو به آن اشاره می کند این است که چرا پیش از چاپ کتاب، هیچگونه مشورتی با خانواده آنها صورت نگرفته و درست در دویستمین سالروز تولد ویکتور هوگو در سال 2001 به چاپ رسیده است.
اعتراض اصلی پیر هوگو به خود داستان، بر سر زنده کردن افسر پلیس ژاور بوده است که در شاهکار هوگو خود را در رود سن غرق می کند. وکیل خانواده هوگو به تقل قولی از خود ویکتور هوگو استناد میکند که در اوج شهرتش گفته بود: «وقتی کتابی به پایان رسید، باید دست نخورده باقی بماند.»
اما پلون، ناشر کتاب جدید، از خودش دفاع میکند و میگوید ادبیات پر است از دنبالههای مختلف از کتابهای کلاسیک مختلف. او به 300 دنبالۀ کتاب دن خوان اشاره می کند یا 30 دنبالۀ داستان سه تفنگدار. به نظر او حتی در هنر نقاشی هم کپیهای نقاشان جدید از روی نقاشیهای کلاسیک و تغییر سبک نقاشی آنان هم در همین زمره است و به هیچ وجه نقض حقوق صاحب اثر نیست.
وکلای پلون هم در دفاع از موکل خود از نقل قولهای خود ویکتور هوگو استفاده می کنند. هوگو هفت سال پیش از مرگ خود گفته بود: «به محض این که کتابی چاپ شد، دیگر نویسنده صاحب آن اثر نیست و اثر او میراث عموم مردم و سرزمین فرانسه است.»
این پرونده، میتواند برای بعد از این الگویی باشد از دعاوی حقوقی خانواده مولفان وهنرمندان بر سر آثار آنان.
گاردین، دسامبر 2008 - ترجمه: آزاده پارساپور
| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||