حرفه اصلی خسروی دستیار کارگردانی است و بیش از 20 سال است به عنوان دستیار کارگردان در کارهای سینمایی و تلویزیون فعالیت دارد. جام جم با وی گفتوگویی انجام داده که قسمتهایی از آن را انتخاب کردهایم.
چطور به مجموعه طنز خنده بازار دعوت شدید؟
قبلا با شهاب عباسی به عنوان دستیار کارگردان همکاری کرده بودم. ارژنگ امیرفضلی هم در گروه ما بود. سالیان سال است با هم رفیق هستیم. وقتی به من پیشنهاد کرد خیلی ترسیدم که نتوانم خوب بازی کنم. نمیدانستم چطور باید صدای جیرانی را در بیاورم. اگر میگفتند ادای یک نفر دیگر را در بیار خیلی راحتتر بود. چند روز درگیر شدم تا بتوانم صدا و حرکات جیرانی را تقلید کنم.
برای این که به شخصیت فریدون جیرانی نزدیک شوید چقدر تمرین کردید؟
حقیقتش سه قسمت از هفت را روی سیدی دیدم. این سیدیها را سه چهار بار نگاه کردم.
چه نکات مفیدی را از داخل این تصاویر در آوردید؟
آقای جیرانی چند تا حرکت خاص دارد. یکی این که چشمهایش جمع میشود. خندههایش خیلی طولانی است. وقتی حرف نمیزند و گوش میدهد دستش را روی لبش میگذارد. یکدفعه عصبانی میشود یا تند حرف میزند. گوشه لبهایش را پاک میکند. میگوید: میریم و برمیگردیم.
من در این چیزها اغراق کردم. نمیدانم تا چه حد خوب بود. ظاهرا مردم دوست داشتند. به من میگویند اینقدر حرکاتت شبیه بود که آدم شک میکند. چند شب پیش برنامه «هفت» در حال پخش بود. یک نفر به من زنگ زد گفت شبکه سه دارد تو را نشان میدهد.
فکر میکنید چهره واقعی خودتان به چهره جیرانی شباهت دارد؟
نه. فکر میکنم. بینی جیرانی با بینی من فرق میکند. خوشبختانه ما گروه گریم خوبی داشتیم. آقای خلج خیلی زحمت کشیدند. مردم بیشتر به حرکات نگاه میکنند. ما بازیگریم. داریم بازی میکنیم. کافی است نقش را باورپذیر کنی. متاسفانه یا خوشبختانه چهره من خوشگریم است. متاسفانهاش را برای خودم گفتم، چون وقتی بیرون میآیم کسی من را نمیشناسد. در اینگونه نقشآفرینیها گریم خیلی تاثیرگذار است. یعنی اگر چهرهپرداز کارش را درست انجام دهد نصف راه طی شده است.
درباره مراحل گریمتان توضیح بدهید.
گریم من خیلی سخت بود. اطراف موهایم را رنگ کردند. من با موهای رنگ شده به خیابان میرفتم. وسط سرم را تراشیده بودند. به همین خاطر کلاه سرم میگذاشتم. ولی به طور کلی گریم من یک ساعت طول میکشید. چین و چروکها هر بار پاک میشد. موهای من اینقدر بلند نبود. هر بار یک تکه مو میچسباندند
جلوی دوربین خندهتان نمیگرفت؟
چرا، برای خودمان هم خیلی خندهدار بود. علاوه بر بخش جیرانی چند تا آیتم پارک داشتیم که پخش نشد. چند تا پیرمرد بودند که آلزایمر داشتند. من نقش یکی از پیرمردها را بازی میکردم. سر این آیتمها خیلی خندیدیم.
شما بین طنز آیتمی و طنز سریالی کدام را ترجیح میدهید؟
من خودم موافق کارهای داستانی هستم. فکر میکنم مردم ما با طنز داستانی بهتر ارتباط برقرار میکنند.طنز تلویزیونی اگر هم میخواهد ساخته شود باید به همین شیوه خنده بازار اجرا شود. «خندهبازار» رگههایی از طنز سیاسی و اجتماعی داشت. به همین علت در دل مردم جا باز کرد، چون حرفی برای گفتن داشت. از این طنزهای بزن و بکوب نبود که فقط بخواهد بخنداند. این جور طنزها سریع دل را میزنند، مثل جوکهای تکراری هستند که تکرار دوبارهشان لطفی ندارد.
«خنده بازار» کمدی موقعیت ایجاد کرد. ایرادات و نقاط ضعف را با زبان شیرین بیان میکرد. ما با برنامههای «هفت» و «نود» شوخی کردیم. مردم دوست دارند تلویزیون با مدیران شوخی بکند. شوخی با هنرمندان را هم دوست دارند. من فکر میکنم «خنده بازار» راه جدیدی را باز کرد. به شرطی که در ادامه راه، برنامههای مشابه شورش را درنیاورند. اگر برنامههای بعدی درست و حساب شده کار کنند طنزهای آیتمی دوباره رونق میگیرند.
54201






نظر شما