به دیگر سخن سؤال اساسی این است مولانا اکنون به چه کار انسان امروز میآید و ما به عنوان علاقهمندان او به چه طریقی قادر به فهم و درک آرا و افکار این حکیم دوران و انتقال آن به دیگر مردم جهانیم. روشن است که پاسخ بدین پرسش چندان ساده نیست. جهان امروز که عناوین عصر ارتباطات و بیوتکنولوژی را بر پیشانی دارد به سختی قادر به هضم و درک افکار بلند و سرشار از تمثیل و نمادین است.
از جانبی عرفان و تصوف چون علوم تجربی دقیق نیست تا بتوان نشانههای اصلیاش را دریافت و همیشه نگاههای گمانانگیز، تاویل و تفسیرهای تازهای را میطلبد از آنجا که اکنون به وضوح روشن است که تفکر مولانا جهان شمول شده است و در اقصای عالم نام او در دانشگاهها و انجمنها و حتی در گونههای جدید هنری نمود یافته است میتوان تصریح کرد که بشر امروز نیازمند چنین اندیشههای هست. نکته مهم در مقایسه بین علوم و دانش تجربی و فرهنگ ادبیات مسئله زمان است. در ادبیات و فرهنگ بعد از خلق ایده، نظریه یا فکر تازهای با مرور زمان نه فقط از اهمیت و کیفیت آن کاسته نمیشود بلکه گاه بر ارزش آن افزوده نیز میشود در حالی که در حوزه علمی چنین نیست مسئله مهم دیگر نحوه ارائه و عرضه آرا دانشمندان کلاسیک به مردم دنیای معاصر است. در این مقام از جهان رسانهها نباید به سادگی گذر کرد.
نظریهپردازان علوم جامعهشناسی، روانشناسی، ارتباطات و بزرگان فلسفه امروزه غرب در پی تبیین بسیاری از مفاهیمی هستند که مولانا قرنها پیش ارائه کرده است از جمله نظریههای جدید در حوزه علوم ارتباطات چگونگی «اقناع» مخاطب است. اقناع فرآیندی طبیعی، مستدل و عقلانی از یکسو، عاطفی و قلبی از سوی دیگر تعریف شده است. روشن است که در این پروسه تحمیل اندیشه یا پیام وجود ندارد بلکه قلب و عقل توامان مطمح نظر است. از طرفی تعامل بین انسانها با استفاده از نمادها به خصوص زبان انجام میشود. مفهوم هویتیابی مسئله اصلی بسیاری از علوم انسانی در قرن بیست و یکم است. در این راه دهها نظریه ارائه شده است که فرجام آن رسیدن به همدلی است همان هدفی که مولانا قرنها پیش به شیوهای رشک برانگیز ارائه کرده است. تمام تلاش رسانههای امروزین به خصوص در عرصه تبلیغات ایجاد حسن همدلی بر مخاطب است تا در رفتار او تغییری پدید آید. قدرت تغییر در رفتار مهمترین ویژگی رسانهها در عصر حاضر است همان هدفی که فرهنگها و تمدنها طی قرون و اعصار در پی تحقق آن تلاش کردهاند.
فیلسوفان، نظریهپردازان، روانشناسان، راهبران و بزرگان ادیان به همین منظور به ترویج و تبلیغ پرداختهاند چراکه تعلیم و تعلم بیتأثیر ژرف و عمیق در فکر آدمی منشأ اثر نمیشود و تنها در صورت تأثیر و تاثر حقیقی رفتار شخص تحول مییابد. صرفنظر از نظرات فلسفی در باب ولایت تکنولوژی و ممیزات ایدئولوژی گونه رسانهها، قدرت و نفوذ خارقالعاده این پدیده قرن پذیرفتنی و غیر قابل انکار است اما رسانهها چگونه عمل میکنند، ماهیت آنها چیست و آیا افکار عظیم شخصیتهای بزرگی چون مولانا توسط ابزار و تکنولوژیهای چون تلویزیون میتواند منتقل شود.






نظر شما