احساس عجز ناشی از یاس اجتماعی باعث کاهش روابط اجتماعی شده و فرد نمی داند آیا ناهنجاری هایی که امروز اتفاق افتاده چند بار دیگر اتفاق خواهد افتاد یا اصولا چند دفعه این گونه حوادث اتفاق افتاده که به اطلاع جامعه نرسیده است.

همانطوری که می دانیم ارتباطات عنصر حیاتی و مایه بقای هر جامعه است و برقراری ارتباطات اصولی و بادوام منوط به اعتماد متقابل است و اعتماد متقابل نیز خود صمیمیت و وابستگی را به دنبال داشته و در یک کلام اعتماد اجتماعی همانند شیرازه ای است که اعضای یک جامعه را به هم پیوند داده و از پراکندگی آنها جلوگیری می‌کند.

در بررسی ناهنجاریهای رفتاری و آسیبهای اجتماعی ریشه بسیاری از مسائل و آسیبها در بی اعتمادی افراد به یکدیگر و بی اعتمادی مردم به ساختار اجرایی در یک رابطه متقابل است. وقتی در یک جامعه منابع به صورت ناعادلانه در بین گروه های اجتماعی توزیع میشود و این نابرابری و تبعیض در طول زمان استمرار پیدا میکند شکاف بین دو طبقه فقیر و غنی و فاصله طبقاتی آنها روز به روز بیشتر می‌شود که در این شرایط ساختار سیاسی و اجرایی جامعه مورد سوال قرار گرفته و نوعی بی اعتمادی اجتماعی را در افراد آن جامعه ایجاد و تقویت می کند.

بی اعتمادی به ساختارهای سیاسی در یک جامعه منجر به تضعیف تعهد اجتماعی، کمرنگ شدن هویت اجتماعی و ملی شده و روابط پاک و خالصانه بین افراد و ساختارها را به سوی ناهنجاری میکشاند. گذشته از آن بی اعتمادی کم کم به روابط میان افراد نیز راه پیدا میکند و به دنبال خود انزوای اجتماعی و گوشه گیری را به دنبال می آورد.

ضرب المثلهای مختلفی که در جامعه ما از دیرباز تا به امروز در ادبیاتمان نفوذ کرده، ریشه های تاریخی بی اعتمادی اجتماعی در جامعه را آشکار میسازد. دو دستی کلاه خود را چسبیدن، آهسته برو آهسته بیا .... و امثال اینها حکایت از این سابقه تاریخی در تابعیت رفتارهای اجتماعی دارد.

رفتارشناسان در تشریح چگونگی آسیب دیدن روابط اجتماعی و ظهور بی اعتمادی اجتماعی هر یک نظریه جالبی دارند. زندگی در شهرها، رقابتهای تنگاتنگ و اندیشیدن به منافع فردی، ناتوانی و بی قدرتی تحت تاثیر محیط اجتماعی را به وجود آورده و در زمانی که فرد نسبت به دیگران و ساختارهای سازمانی دچار ابهام و تردید میشود نمی داند به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشد، چه کسی را باور کند و برای آینده خود و فرزندانش چه برنامه ای در نظر بگیرد. در این صورت است که فرد دچار بی معیاری شده یعنی در قالب از خود بیگانگی قرار میگیرد و احساس میکند برای رسیدن به هدفهای اصلی و ارزنده خود نیاز به وسایل نامشروع دارد یا این که کنشها و واکنشهایی او را به هدفش نزدیک می کند که مورد تایید جامعه نیستند.

در چنین حالتی فرد دچار انزوا و جدایی از خویشتن شده و زمانی که سرمایه اجتماعی روند نزولی پیدا میکند افراد نسبت به آینده سست و بی اعتماد شده و همواره با نگاهی پر از شک به اطراف خود نگاه میکنند. احساس عجز ناشی از یاس اجتماعی باعث کاهش روابط اجتماعی شده و فرد نمیداند آیا ناهنجاری هایی که امروز اتفاق افتاده چند بار دیگر اتفاق خواهد افتاد یا اصولا چند دفعه این گونه حوادث اتفاق افتاده که به اطلاع جامعه نرسیده است.

برای پیشگیری از یاس اجتماعی احیای کرامت انسانی، کمک به ارتقای ابعاد عاطفی، شفاف سازی و در اولین قدم بیان واقعیتها به جامعه، پذیرفتن اشتباهات بدون بهانه جویی و عذرتراشی، گسترش روحیه عذرخواهی و پذیرفتن مسوولیت قصور و اشتباهات و مجازات عاملین نقصان در اعتماد اجتماعی مهم است چرا که یک دزد یا قاتل یا قاچاقچی ضمن آن که مرتکب بزهکاری شده، باعث خدشه به اعتماد اجتماعی هم شده است.

بروز اختلاس‌هایی در سطوح نجومی و آنگاه بیان چند عدد و رقم که این عدد درست نیست و آن عدد درست است و سپس دستگیری یا مجازات تعدادی مهره های رده پایین باعث تشدید بدبینی میشود چرا که پذیرفتن فساد در بعضی از افراد در سطوح مختلف هیچ ارتباطی به سلامت و پاکی نظام کلی نداشته و در هر شرایطی ممکن است اینگونه افراد پیدا شوند اما بیان ناقص یا مجازات سرسری و سبک عاملین باعث خواهد شد اعتماد اجتماعی کمرنگ شده و پیامدهای آن گریبان همه ما را در حال و آینده بگیرد.

* رفتارشناس و آسیب‌شناس اجتماعی

47234

کد مطلب 175801

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین