پنج شنبه 30 شهریور 1396
شنبه 6 اسفند 1390 - 18:10:00 چاپ

جایگاه عملیات خیبر در جنگ تحمیلی

وبلاگ > علایی، حسین - عملیات خیبر اولین عملیاتی بود که با فرماندهی جدیدی صورت گرفت و یک فرمانده خارج از حوزة نیروهای مسلح، بالای سر فرماندهان سپاه و ارتش قرار داشت.

مقدمه
هم اکنون 27 سال از پایان یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم می گذرد. جنگ حکومت بعثی عراق با جمهوری اسلامی ایران،یکی از رویدادهای مهم تاریخی بین دو کشور همسایه است که از نقاط عطف تاریخ سیاسی و اجتماعی ملت های ایران و عراق است. صدام حسین که این جنگ خونین را آغاز کرد نه تنها به پیروزی در آن امیدوار بود بلکه در پی کسب دستاوردهای عظیم آن برای توسعة قدرت خود در منطقة خلیج فارس بود. اما اگرچه ابتکار عمل شروع جنگ با عراق بود ولی بلافاصله مردم ایران با حضور داوطلبانه در جبهه ها و با کمک نیروهای مسلح مقاومتی را شکل دادند که چون با انگیزة الهی بود،امام خمینی آن را "دفاع مقدس" نامیدند. برای اولین بار پس از گذشت حدود 200 سال از شکست های ایران در برابر جنگ های منطقه ای، رزمندگان اسلام توانستند با تکیه بر مکتب اسلام اکثر سرزمین های ایران را از اشغال متجاوزان بعثی رها سازند و استقلال و تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند. اما این دفاع حدود هشت سال به طول انجامید و هرچه از زمان شروع جنگ می گذشت حمایت قدرت های بزرگ و کشورهای عربی حوزة خلیج فارس از صدام حسین بیشتر می شد. این امر موجب شد تا جنگیدن با قوای ارتش بعثی روز به روز مشکل تر شود و سلاح های پیشرفته تر و دارای قدرت تخریب بیشتری از سوی عراق علیه رزمندگان اسلام بکار گرفته شود. تقویت تسلیحاتی و حمایت های سیاسی از حکومت دیکتاتوری صدام حسین، کار را برای پایان دادن به حاکمیت استبدادی حاکم مادام العمر عراق سخت تر کرد. آرام آرام دامنة جنگ توسعه پیدا کرد و حجم خسارات و تخریب ها افزایش یافت و نفوذ به عمق مواضع ارتش عراق مشکل تر شد. در چنین وضعیتی رزمندگان اسلام به دنبال یافتن راه کارهایی بودند تا بتوانند علیرغم برتری تسلیحاتی دشمن،مواضع وی را به تصرف درآورند و صدام را وادار به قبول شکست بنمایند. عملیات خیبر که از روز سوم اسفند ماه 1362 آغاز شد در چنین شرایطی انجام شد. در این مقاله اشارة کوتاهی به این عملیات می شود و اوضاع و احوال آن روزها و نیز سیر عملیات به صورت مختصر مورد تجزیه تحلیل قرار می گیرند.
لزوم تغییر در بینش عملیاتی
عملیات هایی که پس از فتح خرمشهر برنامه ریزی، طراحی و اجرا گردید، نتوانست موفقیت های نظامی سال دوم جنگ را تداوم بخشد. ارتش بعثی عراق با بهره گیری از تجربیات چهار عملیات مهم ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس توانست وضعیت و آرایش نیروهای خود را در جبهه های جنگ به گونه ای فراهم آورد که ضعف ها و نقایص دفاعی خود را پوشانده و امکان رخنه نیروهای پیاده را به عمق مواضع خود، ندهد. بر همین اساس عملیات های رمضان، والفجر مقدماتی و عملیات والفجر1 با دستاوردهای مطلوبی همراه نشد. در چنین اوضاعی یا می بایستی در میزان و نوع"تجهیزات و جنگ افزارهای" و نیز تعداد یگان های رزمی رزمندگان اسلام، تحولی رخ می داد و یا اگر امکان افزایش توان رزمی خودی وجود نداشت،"ابتکار عمل جدیدی" اتخاذ می گردید، به گونه ای که ارتش عراق از قبل درباره این "تدبیر جدید" چاره اندیشی نکرده باشد. بنابراین برنامه ریزان عملیات یا بایستی طرح مانور را تغییر می دادند یا زمین جدید و متفاوتی را برای انجام عملیات در نظر می گرفتند.در چنین شرایطی، اتخاذ تدابیر جدید در طرح ریزی عملیات به منظور تغییر موازنه قوا به نفع جمهوری اسلامی ایران صورت می گرفت. برخی از تحولاتی که در بینش عملیاتی فرماندهان جنگ رخ داد به شرح ذیل قابل ذکر است:
ابتکار در تعیین و انتخاب منطقه عملیاتی
در شرایط محدود شدن سرزمین های مناسب برای طرح ریزی انجام عملیات های موفق، سپاه سعی کرد، سرزمین جغرافیایی و جبهه ای را برای طرح ریزی عملیات خود، انتخاب نماید، که بتواند :
الف- با استفاده از عوارض زمین و توانایی هایی که جغرافیای جبهه نبرد در اختیار رزمندگان می گذارد، توازن نظامی را به نفع خود تغییر دهد.
ب- ارتش عراق، تمایل جنگیدن در آن منطقه را نداشته باشد و مناطق دیگری را برای درگیری و نبرد، ترجیح دهد.
با بررسی های بعمل آمده به منظور انتخاب جغرافیای مناسب برای منطقه جدید عملیات، منطقه هور با شرایط فوق سازگاری بیشتری داشت. زیرا تصور ارتش عراق از منطقه چزابه تا طلائیه نیزارهای غیر قابل عبور بود و سپاه هم فکر می کرد که ارتش عراق در این منطقه با تانک و توپ خود نمی تواند با رزمندگان بجنگد.
یافتن نقاط ضعف کلیدی
یکی از وظایف اصلی و مأموریت های مهم سامانه های اطلاعات نظامی، تشخیص نقاط ضعف دشمن و کمک به ارائه سناریوها و راهکارهایی مناسب برای حمله به آنها می باشد. در شناسایی هایی که بر روی نحوه آرایش و مواضع و همچنین جغرافیای گسترش قوای ارتش عراق صورت می گرفت، تلاش اصلی بر این بود تا با کسب اطلاعات دقیق از نحوه آرایش یگان های دشمن، به نقاط ضعف اساسی وی جهت طرح ریزی تاکتیک طرح مانور عملیات، پی برده شود. با بررسی های به عمل آمده مشخص گردید که حمله از آبگرفتگی عظیم هورالهویزه به مواضع ارتش عراق در حوالی جاده بصره – بغداد، استفاده مناسب از نقطه ضعف دشمن در این منطقه تلقی می گردد.
پرهیز از تک جبهه ای وتلاش برای دور زدن قوای دشمن
در طرح ریزی های عملیاتی، یکی از نکاتی که بسیار مورد توجه فرماندهان و برنامه ریزان هر عملیات قرار داشت، پرهیز از تک جبهه ای و برخورد با عمده قوای دشمن در آغاز عملیات بود. بخصوص تلاش می شد حتی الامکان موانع و استحکامات دشمن را دور زده و از درگیر شدن با نقاط قوت دشمن، اجتناب گردد.در طرح ریزی و اجرای هر عملیاتی که این تدبیر رعایت نگردیده است، تک انجام شده مقرون به موفقیت کامل نبوده است. عمده عملیات های انجام شده پس از عملیات رمضان دارای چنین اشکالی بوده اند.
در تاکتیک های اجرای هر عملیاتی، طرح ریزی وانجام مانور احاطه ای و حمله به خطوط مواصلاتی و عقبه های پشتیبانی و تدارکاتی دشمن، همیشه در دستور کار یگان ها قرار داشته است. سعی فرماندهان بر این بود تا به جای فرسوده نمودن توان رزمندگان در برخورد رودررو با خطوط مستحکم دشمن وانجا تک جبهه ای، مواضع اصلی یگان های ارتش عراق را دور زده و قوای عراق را وادار به تسلیم نمایند.حمله به خطوط ضعیف دشمن وتلاش برای نفوذ عمیق در مواضع ارتش عراق هم یکی از شیوه هایی بود که موفقیت های زیادی را در بر داشت.
غافلگیر نمودن دشمن و انجام تک شبانه
با توجه به آنکه در تمامی عملیات ها، معمولاً استعداد و حجم قوای ارتش بعثی بر توان رزمی ایران برتری داشته است، بنابراین تنها راه حل برای انجام عملیات های موفق، غافلگیر کردن دشمن در سطح راهبردی و تاکتیکی بوده است. زمانیکه ارتش عراق به لحاظ منطقی و از دید نظامی، احتمال حمله قوای ایران از منطقه ای معین را نمی دادند، بهترین شرایط غافلگیری ایجاد می شد. در واقع طرح ریزی عملیات باید به گونه ای می بود تا دشمن در تصور و تفکر خود، غافل شود.از سوی دیگر،برتری توان زرهی ارتش عراق بر نیروهای ایرانی و افزایش قابلیت تانک ها و زره پوش ها در روشنایی روز، باعث شد تا رزمندگان اسلام از شب، به عنوان پرده استتار و راه نزدیک شدن مطمئن به قوای زرهی دشمن و انهدام آنها استفاده نماید. در واقع بهره گیری از تاریکی شب از توان رزمی دشمن کاسته و بر قدرت تهاجمی و توان رزمی نیروهای خودی، می افزود. نوع منطقه عملیات، می توانست امکان استفاده از تاریکی شب را افزایش و یا کاهش دهد.
عملیات ضد زره
در صحنه عملیات، مهم ترین اقدام از کار انداختن قدرت ضربت زرهی ارتش عراق بوده است، بنابراین سازماندهی واحدهای ادوات برای انجام عملیات ضد زره با استفاده از موشک های تاو، مالیوتکا و راکت اندازهایی مانند آر پی جی 7 و بازوکا، اهمیت زیادی می یافت. نکات فوق، تحولی بود که به تدریج در تفکر و بینش فرماندهان ایجاد گردیده و بر اساس آن، اقدامات ارزشمندی در چگونگی انتخاب منطقه و طرح ریزی صحنه عملیات، به وقوع پیوست.
شناسایی منطقه هور
همزمان با انجام عملیات رمضان، استفاده از آب گرفتگی هور به منظور استفاده از فضای آن، جهت غافلگیر کردن ارتش عراق، مورد توجه قرار گرفت. پس از پایان عملیات والفجر 4 فرمانده وقت سپاه به شهید علی هاشمی که در سال آخر جنگ، مفقود گردید مأموریت داد تا قرارگاه نصرت را که در منطقه هورالهویزه، تشکیل شده بود بطور تمام وقت فعال نموده و بر روی این منطقه مطالعه و اطلاعات لازم را از وضعیت دشمن بدست آورد. شناسائی ها و بررسی های انجام شده در منطقه هور، مقدمه ای برای پیشنهاد این منطقه جهت اجرای عملیات گسترده بود و موجب شد تا به منظور در هم شکستن بن بست نظامی در جنگ، عملیات خیبر طرح ریزی و اجرا گردد. با پایان یافتن عملیات والفجر 4 در اواخر مهرماه 1362، انجام عملیات در آبگرفتگی بزرگ هور و عبور از آن برای رسیدن به ساحل شرقی رودخانه دجله در دستور کار سپاه قرار گرفت. هورالهویزه دارای وسعتی بیش از 3 هزار کیلومتر مربع بود. مهمترین مسئله برای رسیدن یگان های عملیاتی به جاده بصره ـ عماره، چگونگی عبور آنها از آبگرفتگی هور و چگونگی تدارک آنها پس از تصرف منطقه شرق دجله بود. بنابراین علاوه بر اهمیت میزان استعداد یگان های ارتش عراق در منطقه مورد نظر برای عملیات، آشنایی و تسلط بر هور به منظور یافتن راهکارهایی برای عبور ده ها هزار نیروی رزمی از آن، بسیار مهم تلقی می شد. با مطالعات صورت گرفته مشخص گردید که هور دارای ویژگی های مخصوص بخود و برخوردار است از انواع پوشش گیاهی و دارای عمق متفاوت آب است. پوشش گیاهی هور از ساحل تا عمق 5/1 متر را گیاهانی به نام چولان تشکیل می دهد. وقتی عمق آب بیشتر می شود گیاهی نرم به نام " بردی " می روید. در جایی که آب دارای عمق بیشتری است نیزارها پدیدار می شوند که ارتفاع آنها تا 5 متر هم می رسد و بسیار بهم فشرده هستند. مردم محلی از این نی ها برای سوخت و سرخ کردن ماهی استفاده می کنند. هور دارای ماهی های بسیار لذیذ و خوشمزه ای است. هور یک منطق وسیعی از نیزارهایی بود که دارای عمق های متفاوتی بود از نیم متر شروع و تا 3 و 5 متر هم می رسید. تردد از بین نیزارها فقط با قایق های باریک درازی که با پارو حرکت می کرد امکان پذیر بود. در بین این نیزارها آبراه هایی به عرض 5/1 تا 2 متر ایجاد شده بود. هوای آن مرطوب و خفقان آور و دارای پشه هایی با نیش هایی بلند بود. مردم محلی در این فضا بر روی نیزارها خانه هایی را جهت زندگی احداث کرده و از طریق ماهیگیری و با تکیه بر بلم ها زندگی خود را می گذراندند. برای آماده سازی عملیات خیبر حدود 300 مأموریت شناسایی در هور و حدود 100 مأموریت شناسایی در خشکی و در مناطق چزابه، طلائیه و زید انجام گرفت. این شناسائی ها عمدتاً ظرف مدت 6 ماه انجام شد. گروه های شناسایی از آبراه ها، معابر، سیل بندها و جزایر مجنون شمالی و جنوبی و همچنین جاده ها و بزرگراه های عراق در استان های عماره و بصره عکس و فیلم تهیه کردند. به منظور استفاده از بلم های سبک تر، قایق هایی از جنس فایبرکلاس طراحی و ساخته شد. ویژگی این قایق ها آن بود که پس از واژگون شدن، غرق نمی شد و سرنشینان آن می توانستند خود را نجات دهند. برای انجام شناسائی های دقیق تر از منطقه نهر صوئیب و شهر القرنه و نیز جاده بصره ـ عماره و وضعیت رودخانه دجله یک گروه شناسائی با کمک عشایر عراقی به مدت یک هفته به داخل خاک عراق رفته و این مناطق را با دقت شناسائی کرده و عکس و کالک از آنها تهیه کردند. پس از تکمیل شناسائی ها و قطعی شدن عملیات، در مسیر آبراه ها و در تقاطع ها تابلوهایی به عنوان علائم راهنمایی برای عبور قایق ها نصب گردید. از سوی دیگر در مسیری که قرار بود بالگردهای هوانیروز نیروها را جابجا کنند با نصب میله های شش متری و آویزان کردن فانوس نفتی و سطل های قرمز رنگ بر روی آنها، جهت عبور بالگردها مشخص گردید. انتخاب فصل زمستان برای عملیات نیز بدلیل خنک بودن هوا و بالا آمدن آب هور که برای عبور قایق ها مناسب تر بود تا حدی از مشکلات عبور نیروها از هور کاست. کار شناسایی هور در اوایل زمستان 1362 به مراحل نهایی خود نزدیک شد.به منظور آماده سازی ذهنی فرماندهان یگان های سپاه برای انجام عملیات در منطقة آبی هور،سفری به جزیرةکیش در خلیج فارس برای آنها ترتیب داده شد تا با وضعیت حرکت در دریا آشنا شوند.پس از این سفر بود که آنها برای انجام عملیات در منطقة هور توجیه گردیدند.
خروج از بن بست
در شرایط زمانی پس از عملیات های والفجر که انجام عملیات های بزرگ و موفق، با ناکامی مواجه شده بود، فرمانده سپاه دو راهکار پیش روی خود داشت. یکی تغییر رویکرد و دیگری تغییر جغرافیای منطقه عملیات بود. برای خارج شدن از وضعیت پدید آمده در جبهه ها و فائق آمدن بر قدرت زرهی ارتش عراق، نیاز به آن بود تا رویکرد نظامی ایران از تکیه بر نیروهای پیاده به استفاده از واحدهای زرهی و مکانیزه تغییر کرده و مانور عملیاتی با تغییر توانمندیها، طرح ریزی گردد. طبیعی است که این امر مستلزم زمان، آموزش و بودجه سنگین بود و شرایط کشور و وضعیت جبهه ها، این فرصت ها را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی داد. از سوی دیگر کشورهای مهم دنیا، سلاح و تجهیزات مورد نیاز را به ایران نمی فروختند.
راهکار دوم، تغییر منطقه نبرد یعنی تغییر زمین مورد نظر برای طرح ریزی عملیات بود. فعالیت های شناسایی قرارگاه نصرت، نشان داد که امکان دسترسی به منطقه شرق رودخانه دجله از طریق آبگرفتگی هور امکان پذیر است. منطقه هورالهویزه به این دلیل برای انجام عملیات خیبر انتخاب شد که ارتش عراق قادر نباشد از قابلیت ها و توانمندیهای خود، بطور کامل برای مقابله با نیروهای ایرانی استفاده کند، در حقیقت در انتخاب منطقه هورالهویزه جهت اجرای عملیات خیبر، ابتکار عمل و خلاقیت، جایگزین کمبود منابع نظامی و قدرت جنگی مورد نیاز شد تا بن بست بوجود آمده در پیشروی رزمندگان به سوی مواضع دشمن، شکسته شود.
تشکیل قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)
پس از عملیات رمضان، اختلاف نظر بین سپاه و ارتش توسعه یافت. این اختلافات با ناکامی در عملیات های والفجر مقدماتی و والفجر 1 افزایش یافت. عمده این اختلاف به نوع تفکر و نیز در نحوه اداره و فرماندهی یگان ها در عملیات، باز می گشت و از آنجا که رییس جمهور امکان حضور فعال درصحنه را نداشت، این امر موجب شد تا امام خمینی قبل از آغاز عملیات خیبر، طی حکمی در 30 بهمن 1362 حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی را به سمت فرماندهی دنباله عملیات والفجر نصب کردند و توفیق و پیروزی قوای اسلام بر کفر را از خداوند تعالی خواستار شدند . در این زمان اکثر شهر ها و سرزمین های اشغالی از دست ارتش عراق آزاد شده بودو برنامه ایران ادامه جنگ در خاک دشمن به منظوریافتن راهی جهت پایان دادن به جنگ بود. در سال 1362 قرارگاه خاتم الانبیاء با حضور آقای هاشمی رفسنجانی به منظور هماهنگی بین ارتش و سپاه تشکیل شد. از این زمان به بعد ایشان هماهنگی و هدایت عملیات ها را برعهده گرفتند. فرمانده جنگ از ستادی برخوردار بود که طرح عملیات خیبر توسط افراد آن ستاد شامل سرهنگ موسوی قویدل رئیس ستاد،رحیم صفوی جانشین رئیس ستاد،حسین علایی مسئول عملیات و سرهنگ سیروس لطفی جانشین مسئول عملیات با کاربرد دو قرارگاه کربلا (ارتش) و نجف (سپاه پاسداران) تهیه گردید. ارتش و سپاه رویه های متفاوتی در شیوه جنگیدن، داشتند و به سادگی با هم هماهنگ نمی شدند. طبیعت و ماهیت و تاکتیک های جنگی این دو سازمان با هم متفاوت بود. حدود 20 جلسه برای هماهنگی فرمانده سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش گذاشته شد که برخی از جلسات در محضر امام خمینی تشکیل می شد. شهید صیاد شیرازی معتقد بود، ارتش فرماندهی جبهه را داشته باشد و سپاه زیر فرمان وی عمل کند ولی این طرح عملی نبود زیرا در آن زمان اکثریت قدرت رزمی با سپاه بود و سپاه عملاً عملیات ها را طرح ریزی و با کمک یگان های خط شکن خود آنها را به اجرا در می آورد. در نهایت قرار شد سپاه و ارتش با دو قرارگاه جداگانه، عملیات های مربوط به خود را طرح ریزی و با کمک یکدیگر به اجرا در آورند و نوعی تقسیم کار بین آنها برای عملیات خیبر صورت گرفت. به هر حال، عملیات خیبر اولین عملیاتی بود که با فرماندهی جدیدی صورت گرفت و یک فرمانده خارج از حوزة نیروهای مسلح، بالای سر فرماندهان سپاه و ارتش قرار داشت.
اجلاس سران کنفرانس اسلامی در مراکش
در 26 دی ماه 1362 اجلاس سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در کشور مراکش تشکیل شد. ایران در این اجلاس شرکت نکرد. زیرا اکثریت شرکت کنندگان را کشورهای مخالف ایران تشکیل می دادند. ملک حسن پادشاه مراکش نیز بشدت مواضع ضد ایرانی داشت و در همان ایام تظاهر کنندگان مراکشی عکس های امام خمینی را با خود در خیابان های این کشور حمل می کردند که بیانگر علاقه مردم آن کشور به انقلاب اسلامی بود. در نا آرامی های آن کشور در اوایل بهمن ماه سال 1362 بیش از 400 نفر از مردم کشته شدند. پادشاه این کشور ایران را متهم به شرکت در حرکت های مردمی آن کشور می کرد. به هر حال گرچه سازمان کنفرانس اسلامی نقش چندانی در مسائل سیاسی و حل مناقشات بین کشورهای اسلامی نداشت ولی به هر حال عدم حضور ایران در اینگونه اجلاس های منطقه ای و بین المللی موجب اتخاذ تصمیماتی علیه جمهوری اسلامی می شد.
حمله به مناطق مسکونی و تصمیم به مقابله به مثل
در ادامه حملات عراق به شهرها و مناطق مسکونی، هواپیماهای جنگی عراق در روز شنبه 8 بهمن 1362 از ارتفاع بالا بر فراز تهران پرواز و دیوار صوتی را در این شهر شکستند. از سوی دیگر مقامات عراقی طی مصاحبه هایی به تهدید ایران ادامه دادند و صدام حسین نیز تهدید کرد که 11 شهر ایران را مورد هدف قرار خواهد داد. ایران تا این زمان از طرح مسئله مقابله به مثل خودداری می کرد و به دلایل انسانی تلاش داشت تا مسئله مردم عراق را از حکومت آن کشور جدا نگاه کند. از سوی دیگر مردم شهرهای جنوبی عراق از دید ایران همراهان آینده انقلاب اسلامی تلقی می شدند و ایران از اینکه به آنها آسیبی برسد اجتناب می ورزید. به هر حال تداوم حملات به شهرهای ایران و تهدید جدید رئیس جمهور عراق، باعث شد که نخست وزیر ایران در 14/11/1362 طی اعلامیه ای عراق را تهدید نمود. با شدت گرفتن احتمال حمله مجدد عراق به شهرها و مناطق مسکونی حضرت امام خمینی در دیدار رئیس جمهور با ایشان در 17/11/1362 موافقت نمودند که اگر صدام شهرهای ایران را بزند، ایران نیز مقابله به مثل نماید. بر این اساس رئیس جمهور به منظور جلوگیری از حمله عراق به شهرها طی مصاحبه ای اعلام کرد: "اکنون بیش از 40 ماه است که شهرها و مراکز غیر نظامی ایران با روشی ناجوانمردانه به وسیله عوامل رژیم عراق کوبیده می شود. ما تاکنون فقط در میدان های جنگ به این حملات ناجوانمردانه پاسخ گفته ایم اما مقابله به مثل نکرده ایم. اخیراً صدام تهدید کرده است که چندین شهر را خواهد زد و مرتباً به تهدید خود ادامه هم می دهد. من اعلام می کنم که ما از این به بعد مقابله به مثل خواهیم کرد و اگر این تهدیدها عملی بشود ما شهرهای بصره، خانقین و مندلی را خواهیم زد. من از همه مردم این شهرها عذر خواهی می کنم و از آنها درخواست می کنم که سریعاً این شهرها را تخلیه کنند. برای ما تحمل 4600 شهید و 22 هزار مجروح در طول 40 ماه در بمباران های شهری، رقم زیاد و غیر قابل تحملی است و مردم ما بیش از این نمی توانند کشتارهایی را که ناجوانمردانه به آنها تحمیل می شود، تحمل کنند. من مجدداً از همه برادران و خواهرانی که در سه شهر بصره، خانقین و مندلی سکونت دارند درخواست می کنم که این شهرها را تخلیه کنند و در صورتی که صدام به این تهدید خود عمل کند ما یقیناً این شهرها را خواهیم زد". با تهدید ایران، عراق انبارهای مهم بصره را تخلیه کرد و امکانات مهم خود را از برد آتش توپخانه ایران دور نمود. بالاخره با گذشت چند روز، صدام تهدید خود را عملی کرد و ارتش عراق در سحرگاه روز شنبه 22 بهمن ماه سال 1362 شهر دزفول را با سه فروند موشک زمین به زمین مورد هدف قرار داد که بر اثر آن 180 خانه و 55 مغازه و بیمارستان افشار دزفول دچار خسات شد. در این حملات 5 نفر به شهادت رسیده و 40 نفر دیگر مجروح شدند. بار دیگر عراق نزدیک ظهر 2 فروند موشک دیگر به دزفول پرتاب نمود که بر اثر آن 23 نفر زخمی شدند. در حوالی ظهر روز 22 بهمن نیز دزفول مورد هدف 2 فروند موشک دیگر قرار گرفت که بر اثر آن 8 نفر شهید و 100 نفر مجروح شدند. امام خمینی در همین روز در دیدار با اعضای شورای عالی سپاه در واکنش به این اقدام رژیم عراق فرمودند: " متأسفانه عراق دچار آدمی شده است که دیوانه است و صدام چون می بیند در حال غرق شدن است می خواهد همه را با خود غرق کند و مردم عراق را هم غرق کند و این دیوانگی دیشب او با علم به این بوده است که بی جواب نمی ماند. متأسفانه دنیا هم از حقوق بشر هم صحبت می کند لکن عمل نیست." با این تدبیر قرار شد که ایران نیز با اخطارهای مکرر و با مهلت 24 ساعته برای خروج مردم عراق از شهرها اقدام به مقابله به مثل نماید. با حملات جدید عراق به دزفول و با اعلام قبلی، ایران از صبح روز یکشنبه 23 بهمن 1362 سه شهر بصره، مندلی و خانقین را زیر هدف آتش توپخانه قرار داد. ایران امیدوار بود که با آگاه کردن مردم عراق، اهالی این سه شهر آسیب نبینند و عملیات مقابله به مثل ایران، موجب بازدارندگی در حمله به مناطق مسکونی گردد. با این اقدام، اکثر نمایندگان مجلس طی بیانیه ای عمل مقابله به مثل را تأیید نمودند. عراق در روز 25/11/1362 به شش شهر ایران از جمله شهرهای ایلام، گیلانغرب، مسجدسلیمان، اسلام آباد غرب و.... حمله کرد که بر اثر آن بیش از 100 نفر شهید و 1000 نفر مجروح شدند. اکثر شهدا و مجروحین در شهر ایلام از مهاجرین جنگی مهران بودند. در پی این حملات رئیس جمهور ایران اعلام کرد که از این پس در مقابل حملات عراق به مناطق مسکونی ایران بجز شهرهای متبرکه عراق، بقیه شهرهای این کشور مورد حملات مقابله به مثل ایران قرار خواهد گرفت. پس از این تهدید شهرهای بصره و بغداد در 26/11/1362 به تلافی حملات عراق، بمباران شد. پس از این اقدام، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق اعلام کرد این کشور از این پس به مدت یک هفته از حمله به شهرهای ایران خودداری خواهد کرد. ایران نیز از این تصمیم استقبال نمود و اعلام کرد چنانچه عراق به حمله به مناطق مسکونی ایران ادامه دهد دست به مقابله به مثل خواهد زد.
عملیات والفجر 5
در حالی که ایران برای انجام عملیات خیبر آماده می شد، به منظور جلب توجه قوای ارتش عراق به منطقه ای خارج از هورالهویزه، رزمندگان اسلام در ساعت 12 نیمه شب مورخه 26/11/1362 عملیات والفجر 5 را همزمان با سالگرد وفات حضرت فاطمه زهرا(س) در منطقه چنگوله آغاز کردند. این عملیات در واقع نقش فریب را برای عملیات خیبر بازی می کرد. عملیات والفجر 5 در طول 50 کیلومتری جبهه بین دهلران و مهران تا شرق منطقه الکوت عراق و از مواضعی در نزدیکی مهران آغاز شد. سپاه دوم ارتش عراق در این منطقه مستقر بود و هدف عملیات نزدیک شدن به شهر برقوبه در نزدیکی مرز بود. این عملیات توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح ریزی و به مرحله اجرا در آمد و طی آن بخشی از مواضع نیروهای عراقی در ارتفاعات چنگوله و همچنین تعدادی از روستاهای منطقه به تصرف در آمد. این عملیات توانست تا حدودی یگان های ارتش عراق در این منطقه را درگیر نگه داشته و در اعزام آنها به منطقه عملیاتی خیبر تأخیر ایجاد نماید. در مجموع دستاوردهای این عملیات محدود بود.
جنگ جنگ تا یک پیروزی
اگرچه امام خمینی انتظار داشته است که نتیجة جنگ کنار رفتن صدام از قدرت باشد ولی عملا راهبرد ایران پس از فتح خرمشهر، انجام یک عملیات بزرگ و موفق و تعیین کننده برای رسیدن به صلح از موضع قدرت بوده است. قبل از آغاز عملیات خیبر، در جلسات رؤسای قوا که با حضور فرزند امام خمینی در تهران برگزار می شد، این بحث مطرح بود که چگونه می توان جنگ را پیروزمندانه، به پایان رسانید. در اوضاع آن روزگار دیدگاه امام خمینی راجع به جنگ را می توان از سخنان ایشان در دیدار با وزیر امور خارجه و سفرا و کارداران کشورهای خارجی مقیم تهران در روز 18/11/1362 به این شرح بیان کرد: " شما اشخاصی که از طرف دولت های اسلامی در این کشور هستید به کشورهای خودتان بگویید که یک فکری برای خودتان بکنید. صدام رفتنی است. صدام را ما هم کارش نداشته باشیم ملت خودش، بیرون می کند. او رفتنی هست. فکر بعد از او را برای خودتان بکنید. ما صلح می خواهیم. ما با همه مردم دنیا صلح می خواهیم باشیم. ما می خواهیم مسالمت با همه دنیا داشته باشیم. ما می خواهیم در بین مردم دنیا زندگی بکنیم. لکن آنها ما را نمی گذارند. اگر صدام به ما حمله نکرده بود ما کاری به عراق نداشتیم. عراق برادر ماست. امروز هم ملت عراق برادر ما هستند. ما با ملت عراق مخالفتی نداریم.... کشورهای اسلامی به خود بیایند توجه کنند به مطلب، خیال نکنند که صدام را نگه می دارند و ما را از دست می دهند برای آنها خوب است. آنها اسلام را نگه دارند. ما اسلام را می خواهیم. اسلام را نگه دارید تا از همه شرها شرق و غرب نجات پیدا بکنید." به هر حال در آن زمان برای حل مشکل جنگ، دو راهبرد اساسی وجود داشت. راهبرد اول : ادامه جنگ تا سقوط صدام و راهبرد دوم: تصرف منطقه مهمی مانند بصره از عراق و پذیرش آتش بس و تمام کردن جنگ از طریق میز مذاکره. هدف اصلی از راهبرد دوم گرفتن یک منطقه حساس از سرزمین عراق بود به گونه ای که حزب بعث نتواند از آن ناحیه صرف نظر کند و بتوان از قِبَل آن، خسارات جنگ را از رژیم عراق گرفت و صدام را بعنوان متجاوز محکوم کرد. تصور بر آن بود که با چنین اقدامی، صدام نیز سقوط خواهد کرد. بنابراین هدف آن بود که جنگ در وضعیت خوبی تمام شود. وقتی آقای هاشمی رفسنجانی به جبهه آمد، طی یک سخنرانی در جمع فرماندهان ارتش و سپاه در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) در تاریخ 1/12/1362 اعلام کرد: "نظر من و بعضی از مسئولان رده بالای نظام این است که اگر یک عملیات موفق در داخل خاک عراق انجام دهیم و منطقه ای از دشمن را تصرف نمائیم که با آن بشود بعد از پذیرش آتش بس، بر عراق فشار آوریم و حقمان را بگیریم باید با آتش بس موافقت شود. این منطقه، می تواند همان باشد و چون هنوز چیزی در دست نداریم، مناسب نیست ولی اگر این هدف تأمین شود، قابل طرح با امام است". ایشان ادامه دادند اگر با همت خود در این عملیات پیروز شوید و جاده بصره – عماره را تصرف کنید، جنگ را تمام می کنیم. از این زمان در بین فرماندهان این موضوع مطرح شد که شعار "جنگ جنگ تا پیروزی" به "جنگ جنگ تا یک پیروزی" تغییر یافته است. طرح جنگ تا یک پیروزی، زیاد مورد استقبال فرماندهان سپاه قرار نگرفت.فرماندهان سپاه معتقد بودند "صدام با یک عملیات تسلیم نمی شود و دنیا هم زیر بار حقوق ایران نخواهد رفت.پذیرفتن شرایط ایران یک پیروزی سیاسی بزرگ برای ایران خواهد بود و آمریکا به سادگی این پیروزی را تحمل نمی کند و لذا مقاومت خواهد کرد و جنگ طولانی خواهد شد،مگر آن که با چند عملیات،صدام را در آستانة سقوط قرار دهیم و یا به تسلیم وادار کنیم و ارادة او را بشکنیم و نشان دهیم که دیوار دفاعی صدام از خاصیت افتاده،در چنین شرایطی است که آمریکا برای جلوگیری از سقوط کل منطقه از روی ناچاری به شرایط ایران تن خواهد داد". بنابراین تلاش اصلی بعضی از مسئولین کشور آن بود تا یک عملیات بزرگ و موفقیت آمیز که بتواند جنگ را خاتمه دهد، انجام شود. عملیات خیبر پاسخی به این نیاز بود. آقای هاشمی رفسنجانی در ذهن خود امید بسته بود که با انجام عملیات خیبر، راه ختم جنگ را باز کند. به این صورت که با در دست داشتن بعضی از نقاط استراتژیک عراق، در صورت آتش بس، ایران بتواند خواسته های خود یعنی "محاکمة متجاوز" و "گرفتن غرامت" را تأمین نماید. ایشان تصور می کرد که ارزش همه نقاطی که از خاک ایران در اختیار ارتش عراق است، کمتر از ارزش نقاطی است که ایران بنا دارد در عملیات خیبر به آن دسترسی پیدا کند یعنی راه بغداد به بصره را در منطقه القرنه و العزیر ببندد و منطقه نفت خیز جزایر مجنون را تصرف نماید.
عملیات والفجر6
همزمان با انجام عملیات خیبر، عملیات والفجر6 در تنگه چزابه در ساعت 21 روز سوم اسفند ماه 1362 به اجرا در آمد. در این عملیات3 گردان از لشکر 57 ابوالفضل(ع) به اسامی ثارالله،ابوذر و انبیاء با عبور از خط ارتش در محور های نیزار ورملی به تنگه چزابه حمله نمودند و توانستند این تنگه و تپه های اطراف آن را به تصرف در آوردند. اما فردای آن روز در ساعت 11 قبل از ظهر 4/12/1362 ارتش عراق پاتک نمود و منطقه را پس گرفت. در این پاتک، هر سه فرمانده گردان و تعداد زیادی از رزمندگان لشکر 57 ابوالفضل شهید شدند و پیکر آنها در صحنه درگیری باقی ماند. بار دیگر در روز 6/12/1362 از محور رملی شمال چزابه به این منطقه با دو گردان از رزمندگان امیدیه و آغاجاری حمله شد که موفقیتی در بر نداشت و خط اول دشمن هم شکسته نشد.
عملیات خیبر
مهم ترین عملیات انجام شده پس از عملیات رمضان، عملیات خیبر بود که در منطقه جبهه های جنوب و در استان خوزستان و در شرق و شمال بصره، طرح ریزی و اجرا شد. این عملیات در روز سوم اسفند ماه سال 1362 با رمز یا رسول الله(ص) آغاز شد. عملیات خیبر از سوی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) برنامه ریزی و با بکارگیری دو قرارگاه کربلای ارتش و نجف سپاه به مرحله اجرا در آمد. منطقه هورتوسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بررسی، طرح ریزی و پیشنهاد شده بود و عملیات در این منطقه تحت هدایت قرارگاه نجف به فرماندهی آقای محسن رضایی انجام شد. ویژگی برجسته این عملیات، بسیج بیش از 200 گردان رزمی، حدود 500 قایق و طرح ریزی عملیات در نهایت اختفا بود . درطرح مانور این عملیات، انتقال بخشی از نیروهای تهاجمی از طریق 80 فروند بالگرد هوانیروز و نیروهای هوایی و دریایی ارتش پیش بینی شده بود که فقط 23 فروند پای کار آمد. در مراحل طرح ریزی این عملیات، فرماندهان ارتش حضور نداشتند.ارتش معتقد بود که امکان تأمین آتش توپخانه و تدارک رسانی به نیروها در عملیات خیبر وجود ندارد و این گونه عملیات را قبول نداشت. همزمان با انجام عملیات در هور، ارتش در منطقه زید عملیات دیگری را طرح ریزی کرده بود که با فرماندهی مستقل قرارگاه کربلا و به فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی و قرار بود آن را در منطقه زید به اجرا در آورد.لشکر 92 زرهی ارتش به سپاه مأمور شده بود و لشکرهای 14 امام حسین (ع) و 7 ولی عصر (ع) و تیپ 72 زرهی محرم از سپاه نیز به ارتش مأمور گردیده بودند. خط حد قرارگاه های کربلا و نجف خط کوشک به نشوه تعیین شده بود و قرار بود این دو قرارگاه منطقه شمال بصره تا نشوه و از آنجا تا شرق رودخانه دجله و بخشی از جاده عماره – بصره را به تصرف در آورند. در این عملیات،در هر دو منطقه هور و زید ،9 لشکر،6 تیپ پیاده،2 لشکر و 3 تیپ زرهی ،پای کار آمد.به منظور رعایت غافلگیری،فقط امام خمینی، رئیس جمهور و فرمانده جنگ وتعداد معدودی از فرماندهان سطح بالای سپاه و ارتش از حدود سه ماه قبل در جریان طرح عملیات قرار گرفتند. از سوی دیگر به یگانهای سپاه که برای انجام عملیات والفجر4 درمنطقه دره شیلر در شمال غرب کشور بسر می بردند،تا اول دی ماه اجازه داده نشد که از کبیرکوه پایین بیایند و عازم خوزستان شوند.سپس آرام آرام تا شمال خوزستان آمدند. با این تدبیر بسیاری از نیروهای خودی از جمله ارتش ونیز ارتش عراق متوجه نشدند که بخش اعظم حمله ایران در منطقه هور است. البته 50 روز مانده به عملیات خیبر ،ارتش عراق متوجه بخشی از طرح عملیات که از محور طلائیه برنامه ریزی شده بود، شد و یک فرمانده عراقی خطاب به خبرنگاران، آن را اعلام کرد.
عملیات خیبر به کلی متفاوت از عملیات های قبل از خود بود. هم فضای درگیری و هم سازمان یگان های درگیر در عملیات و هم طرح ریزی عملیاتو هم شیوه های جنگی بکار رفته در آن، ابتکار جدیدی برای رزمندگان اسلام به حساب می آمد. برای انجام این عملیات،یگانهای سپاه ظرف 2 ماه خود را از واحدهای پیاده به یگانهای آبی خاکی تبدیل کردند وهر کدام 50 تا 100 قایق در اختیار گرفتند وآموزشهای سکانی و حرکت در آبهای را به نیروهای خود دادند. از سوی دیگر خلبانهای هوانیروز،نیروی هوایی و نیروی دریایی،در باتلاق گاوخونی تمرین های پرواز در شب را انجام دادند. مشکل بالگردها این بود که مجهز به دوربین های دید در شب نبودند و باتمرین، می بایستی به پرواز در شب عادت کنند. این عملیات، میدان و صحنه جدیدی را برای یورش علیه قوای عراق در جغرافیای خاصی از جبهه های جنگ بازگشود. می توان گفت طرح عملیات خیبر پاسخ به بن بست تاکتیکی به وجود آمده در دوران جنگ تحمیلی بود. بن بستی که عملاً از عملیات رمضان که در نیمه اول سال 1361 اجرا شد، شروع شده بود. از آنجا که دشمن زمین های سرتاسر جبهه های جنگ را به طور کامل با عملیات مهندسی، مسلح کرده بود، به منظور جنگیدن در جبهه ای که امکان مسلح کردن زمین آن توسط ارتش بعثی میسر نباشد، منطقه هورالهویزه به عنوان سرزمینی که بتوان فضای جدیدی در به کار گیری قدرت نیروهای پیاده علیه دشمن استفاده نمود، مورد توجه فرماندهی کل سپاه قرار گرفت. در مقاطعی از دوران جنگ، این بن بست های تاکتیکی پیش می آمد و اگر مجموعه فرماندهی سپاه و طراحان عملیات با قوه ابتکار عمل و خلاقیت و تغییر در تفکر و دکترین های عملیاتی موانع را از پیش پای حرکت جنگی بر نمی داشتند، ممکن بود جنگ در ابعاد راهبردی نیز دچار چالش شود. در آن صورت دشمن با تکیه بر منابع عظیم نظامی به پشتوانه قدرت های منطقه ای و استکبار شرق و غرب، می توانست با کمک ابزار ها، سلاح ها و جنگ افزارهای پیشرفته و انبوه پول و زور سیاسی بر قدرت ایمان رزمندگان پیروز گردد. ولی همیشه مجموعه فرماندهی یکپارچه و صاحب نفوذ در سپاه، این طرح برنامه ریزی شدة قوای دشمن بعثی را با قدرت ایمان، تفکر، ابتکار عمل و خلاقیت خویش بهم می ریخت و راه را برای اقدامی جدید در حوزه ای ناشناخته برای دشمن می گشود و قوای دشمن را در هم می کوبید و امید ارتش بعثی را نسبت به توقف حرکت و شکست عملیات رزمندگان اسلام به یأس تبدیل می کرد. عملیات خیبر یکی از این نمونه ها بود. البته باید توجه داشت که در کنار قدرت ایمان، تفکر، ابتکار عمل و سایر خلاقیت ها، مؤلفه های دیگری از جمله امکان پشتیبانی از تداوم عملیات، بایستی در برآوردها مدّ نظر قرار گیرند تا بهتر بتوان به اهداف و نتایج مورد نظر دست یافت.
وضعیت توانمندی های ارتش عراق در آستانة عملیات خیبر
قدرت دفاعی ارتش متجاوز عراق در آستانه انجام عملیات خیبر ارتقاء و افزایش یافته بود. دولت عراق با تکیه بر چند عامل، ساختار نظامی و توانایی های ارتش بعثی عراق را تغییر داده بود. ارتش بعثی به منظور افزایش قدرت مقاومت نیروهای در خط مقدم، زمین جبهه های فعال را با کمک اقدامات مهندسی و ایجاد موانع مصنوعی همچون میادین مین گسترده و محافظت آنها با رده های متعدد سیم های خاردار، به صورت وسیعی مسلح کرد و توانست خطوط دفاعی بسیار مستحکم و متعددی را ایجاد نماید. همچنین در ساختار سازمان رزمی تغییراتی ایجاد نمودهو به توسعۀ کمّی و کیفی آن همت گماشته بود. با این برنامه، رژیم صدام استعداد یگانهای ارتش بعثی را از 15 لشکر به حدود 30 لشکر افزایش داد. از سوی دیگر با کیفیت بخشیدن به سلاح ها و جنگ افزارهای نیروهای مسلح، قدرت رزمی آنها را افزایش داد. ارتش بعثی عراق در این دوره توانست با دریافت انواع هواپیماها، تانک ها، زره پوش ها، موشک ها و جنگ افزارهای پیشرفته از کشورهایی مانند شوروی، فرانسه، چین و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، قدرت رزمی خود را افزایش داده و از توانمندی دفاعی و قدرت آتش بیشتری برخوردار گردد. در چنین شرایطی و قبل از انجام عملیات خیبر، ارتش بعثی عراق با کمک برخی از کشورهای اروپایی مثل آلمان خود را به برخی از سلاح های شیمیایی مانند گازهای خردل مجهز نمود و از شروع عملیات خیبر بکارگیری گازهای سمی را در جبهه های جنگ آغاز نمود.
امریکا اطلاعات جامعی درباره عملیات خیبر در اختیار ارتش عراق قرار داد. وفیق السامرایی می گوید: "آمریکائی ها تشخیص داده بودند که حدود 500 قایق تندرو در کرانه شرقی هورالهویزه وجود دارد، به ما اطلاع دادند و با این حمله مقابله شد. ما اطلاعات جامعی درباره روز حمله، ساعت مشخص آن و محورهای حمله در اختیار داشتیم". به نظر می رسد که این ادعا صحیح نیست زیرا بجز در محور طلائیه که ارتش عراق استحکامات فراوانی در آن ایجاد کرد،در محور هور اقدامات قابل توجهی انجام نداد.
اهداف و جغرافیای منطقه عملیات
هدف اصلی این عملیات، تصرف و تأمین جاده بصره ـ عماره در محدوده روستاهای القرنه تا العزیر به منظور قطع ارتباط سپاه های سوم و چهارم ارتش بعثی عراق و استقرار در ساحل شرقی رودخانه دجله و همچنین باز کردن جبهه ای در شمال استان بصره عراق بود. از سوی دیگر تصرف دو جزیره نفتی مجنون شمالی و مجنون جنوبی و نیز تسلط کامل بر آبگرفتگی وسیع هورالهویزه، از اهداف دیگر این عملیات، محسوب می گردید. تصرف این منطق می توانست اهرم لازم را برای ایران جهت گرفتن خواسته های خود و ختم جنگ بدست دهد. تسلط بر منطقه نفتی جزایر مجنون هم می توانست ضامن قرامت جنگ باشد. محدوده منطقه عملیات خیبر برای قرارگاه نجف عمدتاً در فضای هورالهویزه تا جاده بصره ـ عماره در خاک عراق و از طلائیه تا آبگرفتگی هور را به وسعت 1180 کیلومتر مربع شامل می شد. در هورالعظیم که در جغرافیای عراق قرار دارد دو جزیره نفتی به نام مجنون با وسعت 160 کیلومتر مربع با 50 حلقه چاه نفت وجود داشت. دولت عراق با ایجاد سیل بندهایی آب این منطقه را خشک و تبدیل به جزیره کرده بود تا بتواند از آنجا نفت استخراج کند. به هنگام اجرای عملیات خیبر، در این دو جزیره تعدادی کارگر مشغول کارهای مربوط به فعالیتهای نفتی بوده و نیروی نظامی در آنها وجود نداشت. در مجموع در این دو جزیره کمتر از 500 نفر عراقی مشغول بکار و نگهبانی بودند. در این منطقه فاصله رزمندگان اسلام تا خطوط اصلی دشمن حدود 40 کیلومتر بود. بین خط اول خودی تا خط اول دشمن که در آن سوی هور قرار داشت یک منطقه آبگرفتگی وسیع، وجود داشت. در نقشة ذیل تصویری کلی از منطقة عملیاتی خیبر ارائه می گردد.

 

شرح عملیات
از آنجا که عملیات ارتش در منطقة زید در همان لحظات شروع تهاجم،ناکام ماند و متوقف شد و عملا امکان پیشروی به سوی مواضع دشمن مقدور نبود،بنابراین عملیات خیبر محدود به منطقة هور و محور قرارگاه نجف شد. در مجموع 16 گردان از نیروهای ارتش عراق در منطقة عمل قرارگاه نجف مستقر بودند. سپاه پاسداران برای مقابله با این نیروها و یگان های پاتک کنندة ارتش عراق پس از شروع عملیات، 80 گردان را آماده اجرای عملیات نمود. برای انجام این عملیات، نیروهای اطلاعات عملیات یگان ها و نیز نیروهای بومی منطقه بعنوان نیروهای پیشتاز یک روز قبل از آغاز عملیات به داخل هور رفته و در حوالی جزایر مجنون و نیز سیل بندهای غربی هور خود را مخفی کردند. مشکل اصلی برای این نیروها وجود ماهیگیران عراقی و نیز بالگردهای گشتی ارتش عراق بود. بدین منظور گردانی تشکیل و مسیر تمام آبراه های مهم داخل هور بسته شد و به صیادهای عراقی کمپوت و کنسرو و غذا داده شد تا آنها به داخل منطقه مورد نظر وارد نشوند. جهت توجیه آنها گفته شد که نیروهای ایرانی در حال انجام مانور در منطقه هور هستند. رزمندگان یگان های سپاه تحت امر قرارگاه نجف از ساعت 6:30 بعد از ظهر روز چهارشنبه 3/12/1362 با قرائت آیۀ رَبِّ انْزلنی مُنْزَلَاً وَ اَنْتَ خَیرٌ المُنْزِلینْ سوار بر قایق های خود شدند و از میان آبراه های هورالهویزه حرکت خود را به سمت اهداف پیش بینی شده آغاز کردند. یگان های ارتش نیز تحت امر قرارگاه کربلا در منطقه کوشک و طلائیه و منطقه پاسگاه زید که قسمتی از منطقه عملیات رمضان بود، عملیات خود را شروع کردند. دو لشکر 14 امام حسین و 7 ولیعصر وتیپ زرهی 72 محرم از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای انجام عملیات در پاسگاه زید به نیروی زمینی ارتش واگذار گردیده بود. دو لشکر 14 و 7 ، عملیات خط شکنی را برای نیروهای ارتش بر عهده داشتند. عملیات در محدوده قرارگاه کربلا ناموفق بود و بنابراین به سرعت درگیری ها در این جبهه متوقف شد. فرماندهان نیروی زمینی ارتش روحیات خود را از دست داده بودند. اما یگان های قرارگاه نجف توانستند به سرعت خود را به ساحل شرقی رودخانه دجله برسانند. در این ناحیه، دو منطقه القرنه و العزیرحکم دو گلوگاه و دو تنگه تعیین کننده را برای عملیات خیبر داشت. یک سایت موشکی هاگ در منطقه فعال گردیده و پوشش هوایی نیز توسط هواپیماهای F-14 برقرار شده بود. هواپیماهای جنگی دشمن در روز اول عملیات خیلی فعال نبودند. در درگیری های این روز بیش از 150 نفر از رزمندگان شهید و 100 نفر نیز مجروح شدند. در منطقه القرنه لشکر 25 کربلا وارد عمل شد. این لشکر در روزهای اول توانست ضمن تصرف منطقه، حدود 450 نفر از نظامیان عراقی را به اسارت خود در آورد.برای هر گردان بین 25 تا 30 قایق کوچک در نظر گرفته شده بود. وجود نیزارها موجب می شد تا حدود دو سوم قایق ها در مسیر از کار افتاده و موتور آنها خاموش شود. به همین دلیل امکان تقویت نیرو و مهمات و سلاح برای یگان ها وجود نداشت. فرمانده لشکر کربلا در این منطقه با سخنرانی در جمع 150 اسیر آنها را آزاد نمود. برخی اسرا می گفتند که آنها را به زور از خیابان ها و محل کسب و کار خود جمع آوری کرده و به جبهه فرستاده اند. به هر حال از آنجا که امکان تدارک رسانی و پشتیبانی به موقع از یگان های عمل کننده در این منطقه میسر نشد، بنابراین نگه داری و تصرف آنها در برابر پاتک های دشمن غیر ممکن شد. پیش بینی شده بود که از بالگردهای شنوک هوانیروز برای انتقال نیروها به جزیره مجنون استفاده شود ولی علیرغم تلاش های فراوان خلبانان، در روز اول کمتر از هزار نفر از این طریق به جزیره شمالی منتقل شدند. بنابراین مشکل اصلی رساندن نیروهای تازه نفس و امکانات لازم برای رزمندگان خط مقدم بود.به منظور حفظ مناطق العزیر و القرنه چندبار دیگر حملاتی صورت گرفت ولی در نهایت امکان حفظ آنها میسر نشد و در روز دوشنبه 8/12/1362 یگان های عمل کننده، از العزیر عقب نشینی کرده و در 9/12/1362 القرنه را نیز رها و شرق رودخانه دجله را بطور کامل تخلیه کردند. با انعکاس گزارش ها به امام خمینی در 8/12/1362 ایشان نگران وضعیت این عملیات بودند و قطع جاده بصره ـ بغداد را ضربه غیر قابل جبرانی به عراق ارزیابی می کردند. به هر حال امکان تداوم استقرار نیروها در شرق دجله وجود نداشت و یگان های عمل کننده بر اثر فشار دشمن به جزایر مجنون عقب نشینی کردند
عملیات در محور طلائیه
به منظور حفظ دو جزیره مجنون تلاش شد تا عملیاتی از محور طلاییه انجام گیرد و راه ارتباطی جزیره جنوبی به خشکی برقرار شود. برای این منظور گروه 133 توپخانه ارتش با 3 گردان 130 م م و یک گردان کاتیوشا و توپخانه لشکر 92 با 4 گردان 155 م م و یک گردان 130 م م و 7 گردان توپخانه سپاه مأمور پشتیبانی از این محور بودند. این عملیات که قرار بود در شب 6/12/1362 صورت گیرد اشتباهاً یک شب جلوتر از سوی لشکر نجف اشرف از داخل جزیره جنوبی انجام و نیروهای این لشکر از پشت به دشمن زده و خود را به نزدیک طلائیه رسانده و پل طلائیه را نیز تصرف کردند ولی یگانی که قرار بود از سمت طلائیه حمله نماید برای شب بعد خود را آماده کرده بود. به ناچار لشکر 27 محمد رسول الله در روز 5/12/1362 وارد عمل شد تا با لشکر نجف در پل طلائیه الحاق نماید ولی این اقدام، موفقیتی در پی نداشت. بار دیگر عملیاتی در شب 6/12/1362 در محور طلائیه صورت گرفت ولی به دلایل موانع فراوان و میادین مین فشرده، معبرهای این مسیر باز نشد و عملیات ناکام ماند. ارتش عراق در شب 7/12/1362 از دشت های شمال منطقه نشوه به جزیره جنوبی حمله کرد و تعدادی از تانک هایش وارد این جزیره شدند. واحدهایی از لشکرهای عاشورا و نجف به مدت 72 ساعت در مقابل این پاتک ها به شدت مقاومت کردند تا توانستند جزیره جنوبی را حفظ نمایند. این در حالی بود که نیروهای مدافع جزیره تنها با کمک چند قایق و تعداد معدودی بالگرد، تدارک می شدند. عدم امکان برقراری ارتباط زمینی با جزیره مجنون، لزوم احداث پل شناور بین جزیره شمالی و ساحل خودی را افزایش داد. به منظور باز کردن راه زمینی به جزیره جنوبی مجنون، باردیگر با کمک لشکر امام حسین که پس از ناکامی عملیات در محور پاسگاه زید به این منطقه منتقل شده بود و لشکر محمدرسول الله مأموریت داده شد تا در طلائیه عملیاتی را انجام دهند. این عملیات در شب پنج شنبه 11/12/1362 انجام شد. گرچه خط اول دشمن توسط لشکر امام حسین(ع) در طلائیه شکسته شد ولی نیروهایی که قرار بود از جزیره مجنون جنوبی عملیات را آغاز نمایند، موفق به انجام آن نشدند و بنابراین یگان های خودی به پل طلائیه نرسیدند و راه باز نشد. دشمن در پاتک های خود بعضاً از جنگ الکترونیک نیز استفاده می کرد و ارتباطات بی سیمی قوای ایران را مختل می کرد. ایران نیز با شنود مکالمات واحدهای ارتش عراق، سعی می کرد اطلاعات خط مقدم را به موقع دریافت نماید. تثبیت مواضع نیروها در جزایر مجنون تا روز یکشنبه 5 فروردین 1363 به طول انجامید. بارندگی های روزهای اول فروردین ماه، جبهه های نبرد را آرام کرد و باران فرصتی برای تحکیم مواضع در اختیار نیروهای ایرانی قرار داد. ارتش خواهان خروج از جزیره جنوبی و سپاه مخالف آن بود. رئیس جمهور و رئیس مجلس هم با خروج نیروهای خودی از جزیره جنوبی مخالف بودند.
اقدامات مهندسی و نصب پل شناور
با طولانی شدن جنگ و مسلح کردن زمین توسط ارتش عراق، انجام هر عملیات جنگی نیاز به فعالیت های گسترده مهندسی به منظور آماده سازی عقبه ها و همچنین سازماندهی تلاش ها برای انجام اقداماتی در حین عملیات بود. در عملیات خیبر، جهاد سازندگی از حدود یک سال پیش اقدامات خود را برای آماده سازی عقبه های منطقه شروع کرده بود. بدین منظور گردان های پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد با نام های امام علی، حر، حمزه، سید الشهداء، موسی ابن جعفر، امام رضا و مالک اشتر جهت احداث جاده ها و خاکریز ها بین منطقه طلاییه تا شط علی، آماده گردیدند. فرمانده قرارگاه جهاد با شهید مهندس تقی رضوی بود. علاوه بر آن، کار طراحی و ساخت یک پل شناور به طول 13 کیلومتر با عرض 3 متر و 2 متر بال محافظ به جهاد سازندگی، واگذار گردید تا بتوان ارتباط بین جزیره مجنون و ساحل خودی را برقرار نمود. مهندس بهروز پور شریفی با ارائه طرحی، از طریق فشرده کردن یونولیت ها و انداختن یک ورق فلزی عاج دار بر روی آنها، توانست پل معلقی را که بتواند به صورت سریع نصب شود، در کارخانه های کشور بسازد. وی موفق شد، جعبه هایی از نبشی به شکل قوطی کبریت و به طول 5/2 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 40 سانتی متر را طراحی و یونولیت فشرده را در درون آنها جای دهد. با پیوند این جعبه ها به یکدیگر پلی به طول 13 کیلومتر و عرض 4 متر برای عبور خودروهای سبک، در حین عملیات خیبر احداث گردید که توانست مشکل تردد رزمندگان اسلام را پس از پایان عملیات خیبر حل نماید. نصب این پل در روز جمعه 26/12/1362 به پایان رسید و استفاده از آن آغاز گردید. این بین جزیره شمالی مجنون و ساحل هورالهویزه نصب گردید. مزیت این پل آن بود که با بالا و پایین رفتن آب هور، آن هم بالا و پایین می رفت. از سوی دیگر چنانچه هر قسمت از پل به وسیله هواپیما ها و یا آتش دشمن منهدم می گردید بلافاصله توسط رزمندگان جهاد سازندگی بازسازی می شد. این پل ظرف 8 ماه در کارخانجات مختلف کشور ساخته و ظرف چند روز نصب گردید. انتقال قطعات پیش ساخته این پل عظیم از کارخانه های وزارت صنایع سنگین به منطقه عملیاتی، خود یک عملیات حمل و نقل عظیم بود.
بکارگیری سلاح های شیمیایی
رژیم بعثی عراق در طول جنگ تحمیلی، از جنگ افزارهای شیمیایی به صورت گسترده ای استفاده نموده است. بکارگیری جنگ گازهای شیمیایی از مرداد ماه سال 1362 و در جریان عملیات والفجر2 شروع شد. استفاده از تسلیحات شیمیایی در سه سال اول جنگ بسیار ناچیز و محدود و به صورت آزمایشی بود ولی از آغاز عملیات خیبر، استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان بخشی از تاکتیک ارتش عراق در مقابل نیروهای پیاده و نیز به عنوان بخش موثری از توان رزمی ارتش بعثی محسوب گردید. در اویل جنگ تحمیلی رژیم عراق برای اولین بار در منطقه شلمچه، به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی نمود. برای دومین بار این عمل در منطقه میمک تکرار شد. از آذر ماه سال 1361 ارتش بعثی عراق به طور پراکنده از سلاح های شیمیایی و بخصوص از عوامل تاول زا به منظور در هم شکستن سازمان رزمی قوای ایران در تک های شبانه استفاده می کرد. پس از عملیات محرم، ارتش بعثی در روز اول آذر ماه 1361 با گازهای اشک آور و شیمیایی به جبهه عملیات محرم حمله کرد. این در حالی بود که ایران تا آن زمان برای دفاع در مقابل این سلاح خطرناک فکری نکرده بود. ارتش عراق از دی ماه سال 1359 تا اوایل مرداد ماه 1362 جمعا 25 بار از گازهای شیمیایی علیه رزمندگان اسلام استفاده کرد که بر اثر آن 20 نفر شهید و حدود 40 نفر مصدوم گردیدند. در مرداد ماه سال 1362 ارتش عراق از جنگ افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین استفاده نمود. از زمان شروع عملیات خیبر در اسفند سال 1362، ارتش بعثی عراق بکارگیری گسترده گازهای تاول زای خردل را علیه رزمندگان اسلام آغازکرد.اولین گروه مصدومین شیمیایی که توسط 8 فروند هواپیمای عراقی مورد بمباران شیمیایی قرار گرفته بودند، در عصر روز هفتم اسفند ماه 1362 به بیمارستان صحرایی تخلیه گردیدند. کسانی که در معرض این گازها قرار گرفته بودند دچار سوختگی شدید در نقاط مرطوب بدن مانند ریه ها، چشم ها و سوختگی صورت و دست ها شده بودند. ارتش بعثی در جریان عملیات خیبر از سلاح شیمیایی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله با رزمندگان پیاده استفاده نمود. بر اثر حملات شیمیایی در روزهای اول عملیات خیبر 40 نفر از رزمندگان اسلام شهید و 2700 نفر آنها مصدوم گردیدند. تنها در 48 ساعت اول حملات شیمیایی، تعداد100 بمب گاز خردل با وزن حدود 5 تن بر روی رزمندگان اسلام ریخته شد که در نتیجة آن 1100 نفر مصدوم گردیدند که حال 150 نفر آنها وخیم بود. ایران به منظور معالجه مجروحان شیمیایی، تعدادی از آنها را در هفته دوم اسفند ماه 1362 به کشورهای اتریش و سوئد اعزام کرد. این اقدام باعث شد تا محافل خبری غربی نسبت به جنایات عراق در استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی، واکنش نشان دهند. اولاف پالمه نخست وزیر سوئد و دبیرکل سابق سازمان ملل در 19/12/1362 از مجروحان شیمیایی ایرانی در یکی از بیمارستان های استکهلم بازدید کرد. با بررسی بمب های سمی عمل نکرده در جبهه ها، مشخص شد که سلاح های شیمیایی استفاده شده از سوی عراق، ساخت روسیه است.در بعد از ظهر همین روز جزایر مجنون مورد حملة شیمیایی 3 فروند هواپیمای عراق با گاز خردل قرار گرفت که بر اثر آن 543 نفر از رزمندگان مدافع مصدوم گردیدند. استفاده از سلاح های شیمیایی تا روز 30/12/1362 ادامه یافت. در این روز بر اثر کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی از نوع گاز عصبی تابون در منطقة هورالهویزه و جزایر مجنون، 6 نفر از رزمندگان اسلام شهید وتعداد 370 نفر آنها مجروح گردیدند. پس از بکارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق، به دعوت جمهوری اسلامی، هیئتی از کارشناسان سازمان ملل متحد از تاریخ 23/12/1362 به مدت یک هفته به ایران سفر کرده و پس از بررسی، بدون ذکر نام عراق، در 7/1/1363 کاربرد بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایرانی را در جریان عملیات خیبر تأیید نمودند. آنها استفاده از گازهای خردل و عناصر فلج کننده اعصاب را تأیید نمودند. خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد هنگام ارائه گزارش کارشناسان به شورای امنیت سازمان ملل گفت: " محاسبات تمامی اعضای هیئت، ادعاهای مربوط به استفاده از سلاح های شیمیایی را تأیید می کند و من جز ابراز تأسف، چیزی برای گفتن ندارم." خبرگزاری رویترز در گزارش خود از بکارگیری سلاح های شیمیایی در 7/1/1363 نوشت: دیپلمات های مطلع در تهران به رویترز گفتند: مهمترین بخش گزارش کارشناسان، تأیید استفاده از عامل عصبی تائون بوده است آنها گفتند که این گاز توسط آلمان نازی در جنگ جهانی دوم تکمیل و مورد استفاده قرار گرفته است و دارای اثرات هولناک و رنج آوری می باشد. آنها گفتند عراق ظاهراً متوسل به استفاده وسیع از بمب های سولفوری خردل و گاز اعصاب شده است که همزمان با پیشروی ایرانیان در ماه گذشته به صورت بمباران های هوایی و آتش توپخانه مورد استفاده قرار گرفته است. جا داشت که در آن زمان شورای امنیت سازمان ملل دولت عراق را بخاطر تخطی از پروتکل 1925 ژنو در مورد کاربرد سلاح های شیمیایی محکوم کند ولی چنین اتفاقی نیفتاد. البته شورای امنیت طی بیانیه ضعیفی و بدون نام بردن از کشور خاصی، استفاده از سلاح های شیمیایی را محکوم و بر لزوم پایان جنگ عراق و ایران تأکید کرد. وزارت خارجه امریکا هم بکارگیری سلاح های شیمیایی را محکوم کرد. پس از عملیات خیبر، استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از سوی ارتش بعثی عراق در هر عملیات ادامه یافت و به مرور بر حجم و تنوع گازهای شیمیایی بکار رفته افزوده شد.
نتایج و ارزیابی عملیات خیبر
عملیات خیبر نتوانست به هدف اصلی خود که بستن جاده بصره ـ عماره بود دست یابد. ولی در حین عقب نشینی از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه ای در آبگرفتگی هور به وسعت حدود 1000 کیلومتر مربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد. دو جزیره مجنون در مجموع 160 کیلومتر مربع وسعت داشتند. 23 یگان دشمن تا حدود زیادی آسیب دیده و منهدم شدند، ارتش بعثی حدود 5000 نفر کشته و زخمی بر جای گذاشت و 1300 نفر از آنان به اسارت رزمندگان درآمدند که 40 افسر ارشد در بین آنان بود. در این عملیات خسارت چندانی به نیروی هوایی عراق وارد نشد تنها1 فروند از هواپیماهای ارتش عراق، سرنگون گردید. همچنین تعداد3 فروند بالگرد و 30 دستگاه تانک و نفربر از ارتش عراق منهدم گردید و 42 دستگاه تانک و نفربر و 120 دستگاه کمپرسی و تعدادی توپ ضد هوایی و خمپاره انداز و لودر و بولدوزر به غنیمت در آمد. در مجموع می توان گفت، ارتش در عملیات خود در منطقه زید موفق نبود. سپاه نیز به همة اهداف تعیین شدۀ خود نرسید. فقط جزایر مجنون که در وسط هور بودند در مرحله اول توسط یکی از یگان های سپاه تصرف شد. تأمین و نگهداری جزایر مجنون جبهة سخت و پر تلفاتی را برای نیروهای ایران باز کرد به گونه ای که نیروهای مدافع آن به طور مرتب زیر آتش ارتش عراق فرار داشتند. پس از اتمام عملیات، پدافند از جزایر مجنون شمالی و جنوبی به ارتش واگذار شد، که به علت قرار گرفتن در هور و مشخص بودن منطقه، ارتش در نگهداری جزایر، متحمل خسارات و ضایعات زیادی شد. همچنین تشدید فشار به ایران و آغاز بکارگیری سلاح های شیمیایی از سوی ارتش بعثی عراق به صورت گسترده در جبهه های جنگ را می توان از نتایج دراز مدت عملیات خیبر دانست. نتیجة عملیات خیبر یک پیروزی نظامی پر هزینه بود که زمینه و ارزش اقتصادی هم داشت.آقای هاشمی رفسنجانی معتقد بود منابع نفتی این جزایر می تواند به عنوان غرامت جنگ در اختیار ایران قرار گیرد. البته اگر منطقه ساحل شرقی رودخانه دجله تصرف شده و جاده بصره - عماره قطع می گردید یک هدف استراتژیک نظامی تأمین شده بود.
عملیات خیبر، بلوغ تفکر نظامی در سپاه را به اثبات می رساند و چنانچه به نتیجه می رسید می توانست تحولی در صحنة عملیات بوجود آورد. این نبرد سطح تفکر و عملیات نظامی سپاه را از عملیات خاکی به آبی- خاکی ارتقاء داد. تغییر در تفکر تاکتیکی و عملیاتی سپاه بر اثر عملیات خیبر، موجب فراهم شدن زمینه عملیات های بعدی از جمله عملیات های بدر و فاو گردید و موجب رشد و توسعة تفکر نظامی در سپاه شد. این عملیات همچنین، باعث بروز تحولی اساسی در صنایع دفاعی از بعد توانایی تولید تجهیزات و فناوری مهندسی و نیز ساخت شناورهای دریایی شد. پیروزی در عملیات خیبر، قابلیت توان دفاعی ارتش بعثی عراق را یکبار دیگر مورد تردید قرار داد. ضرباتی که ارتش عراق از این عملیات دریافت کرد و پس از این شکست مهم، مجبور شد تا سپاه ششم خود را در هور تشکیل دهد.امام خمینی در ارتباط با این عملیات در سخنرانی خود در 9/12/1362 در حسینیه جماران فرمودند: " آن بیچاره آن طور مفلوک شده، دور افتاده به این طرف و آن طرف، قرض می کند. دور افتاده به این ور و آن ور، استدعا می کند که بیایید ما را صلح بدهید و دروغ هم می گوید. نمی خواهد صلح بکند می خواهد اغفال کند.... اخیراً می گویند که خیر، حالا دیگر کار به جاهای مهم رسیده و ممکن است امریکا وارد بشود و ممکن است چه بشود. اینها همه حرف است. صدام رفتنی است و نه امریکا می تواند نگهش دارد و نه دیگران و من امیدوارم که انشاءالله این غده سرطانی در بلاد مسلمین و آن غده سرطانی در آن طرف بلاد مسلمین که آنجا اسرائیل است و اینجا حزب بعث است انشاءالله خداوند ریشه این را بکند و ملت عراق خودشان سرنوشت خودشان را بدست خودشان انجام بدهند و ملت ایران هم انشاءالله با قدرت به پیش بروند." ایشان همچنین در مورد انگیزه جنگ می فرمایند: ".... اسلام هیچ وقت جنگ نخواسته، یعنی ما نخواستیم جنگ بکنیم، آنها جنگ را آوردند برای ما، ما دفاع می کنیم. الان هم اگر ما مهلت بدهیم به صدام، اگر این، دو ماه مهلت پیدا بکند دوباره تجهیزش می کنند، مجهزش می کنند و دوباره یک جای دیگر حمله می کند. یک همچو حیوانی را که نمی شود رهایش کنیم که سر خود هر کاری می خواهد بکند. این تا خفه نشود این منطقه درست نخواهد شد و آنهایی که به این کمک می کنند نمی فهمند متوجه نیستند."
در عملیات خیبر مسئله عبور از هور فقط برای نیروهای حمله ور موج اول حل شد ولی برای تداوم عملیات، مشکل پشتیبانی ها جهت جنگیدن با قوای تازه نفس ارتش عراق حل نشد. در این عملیات فقط مواضع نیروهای تأمین سپاه پنجم ارتش عراق تصرف شد و زمانی که رزمندگان جهت تثبیت تصرف جادة عماره – بصره تلاش می کردند با پاتک های شدید نیروهای اصلی سپاه پنجم مواجه شدند و مجبور به عقب نشینی گردیدند. عملیات خیبر بار دیگر اختلاف نظرهای جدی بین فرماندهان ارتش و سپاه را آشکار ساخت. شیوه ها و تاکتیک های رزمی مورد استفاده سپاه و ارتش کاملاً از هم متمایز و نوع نگاه به جنگ و صحنه عملیات از عوامل اصلی اختلاف بود که در شرایط سخت، خود را بیشتر نشان می داد.
نقش فرماندهان و خسارات خودی
فرماندهان بزرگی همچون حسین خرازی، ابراهیم همت، احمد کاظمی، مهدی باکری، حمید باکری، مهدی زین الدین، کریم نصر و... ده ها تن از سایر فرمانده هان شجاع و دلیر سپاه اسلام به همراه انبوه رزمندگان قدرت آفرین، در این عملیات، قوای دشمن را ده ها بار در مراحل مختلف نبرد شکست دادند. بعضی مانند حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله، حمید باکری قائم مقام لشکر 31 عاشورا، اکبر زجاجی، مرتضی یاغچیان معاون لشکر عاشورا،حسن غازی فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا و بهروز غلامی فرمانده تیپ امام حسن(ع)در جریان نبردهای فشرده با ارتش بعثی به شهادت رسیدند و برخی دیگر مجروح شدند. تعدادی از بسیجیانی که جلیقه نجات به همراه نداشتند نیز با پرت شدن در آب های هور، غرق شدند . در این عملیات تعداد زیادی از فرماندهان گردان های لشکرهای سپاه از جمله 7 فرماندة گردان لشکر علی ابن ابیطالب(ع) شهید گردیدند .همچنین حدود 1800 نفر از رزمندگان اسلام شهید و 5 هزار نفر نیز مفقود گردیدند و حدود 15 هزار نفر هم مجروح شدند که 90 درصد آنها جراحت سطحی داشتند. بر اثر حملات شیمیایی عراق در روزهای اول عملیات نیز، 40 نفر شهید و 2500 نفر نیز مصدوم شیمیایی شدند. در این عملیات 3 فروند از بالگردهای شنوک نیز آسیب دیده ومنهدم گردیدند. یکی از بالگرد های شنوک مورد حمله یک جنگنده میگ عراقی قرار گرفت که بر اثر آن 33 رزمنده بسیجی سرنشین آن که قرار بود هلی برن شوند، به شهادت رسیدند.
حمله به مناطق مسکونی در واکنش به عملیات خیبر
معمولاً عراق با شروع هر عملیات ایران، حمله به شهرها را در تلافی تهاجمات ایران در جبهه های جنگ آغاز می کرد. در عملیات خیبر نیز این چنین شد با گذشت 2 روز از عملیات در نیمه شب جمعه 5/12/1362 شهر خرم آباد مورد هدف دو فروند موشک زمین به زمین ارتش عراق قرار گرفت که بر اثر آن 50 نفر از مردم این شهر شهید و 225 نفر دیگر که اغلب زنان و کودکان بودند مجروح گردیدند. همچنین در همین ساعت شهر بروجرد نیز هدف حمله دو فروند موشک قرار گرفت که بر اثر آن 21 واحد مسکونی بکلی ویران و 448 واحد دیگر آسیب دیدند و 29 نفر شهید و 120 نفر نیز زخمی گردید. در همین روز هواپیماهای جنگنده ارتش عراق به کوهدشت و سقز حمله کردند که در کوهدشت 25 نفر شهید و 250 نفر مجروح شدند. در اثر حمله هوایی به مهاباد نیز 17 نفر شهید و 100 نفر مجروح گردیدند. در اثر بمباران پل دختر هم 4 نفر به شهادت رسیده و حدود 100 نفر زخمی شدند. نیروی هوایی ایران نیز در تلافی به چند شهر عراق در 6/12/1362 حمله کردکه در جریان آن یک هواپیما را از دست داد. عراق بار دیگر در 7/12/1362 شهرهای اسلام آباد غرب و کوهدشت و گیلانغرب را بمباران نمود. بار دیگر عراق در روز سه شنبه 9/12/1362 شهر کرمانشاه را بمباران نمود که بر اثر آن 29 نفر از مردم این شهر شهید و 340 نفر مجروح شدند.همچنین در اسفند ماه، ارتش عراق یک فروند موشک زمین به زمین به سمت بهبهان پرتاب کرد که به مدرسة راهنمایی شهید حمدالله پیروز اصابت نمود و بر اثر آن 74 دانش آموز شهید و تعداد زیادی زخمی شدند.این بدتریرین فاجعه ای بود که طی آن نوجوانان به خاک و خون کشیده شدند و شهری عزادار گردید.
تشکیل کنفرانس وزرای خارجه کشورهای عربی در بغداد
دیپلماسی عراق در طول جنگ، فعالتر از تلاش های دستگاه سیاست خارجی ایران بود. عراق تلاش می کرد تا خود را به عنوان بخشی از جامعه عرب، مطرح کرده و از ظرفیت کشورهای عربی علیه ایران استفاده نماید. بسیاری از کشورهای عربی نیز انگیزه کافی را برای حمایت از عراق داشتند و نگران قدرت یافتن ایران در جریان جنگ، بودند. ادامه عملیاتها در خاک عراق هم، انگیزه بیشتری برای قرار گرفتن در کنار عراق به آنها داده بود. به هر حال با ناکامی در عملیات خیبر، عراق کنفرانسی را با حضور وزرای خارجه 18 کشور عربی در روز 25 اسفند 1362 در بغداد تشکیل داد. آنها قطعنامه ای را به نفع رژیم عراق و علیه ایران صادر نمودند.
سیاست دفاعی ایران
با پایان یافتن عملیات خیبر، امام خمینی در 14/12/1362 طی سخنانی سیاست جنگی ایران را به این شرح مشخص کردند: ".... من هم می دانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دادیم، لکن صلح کردن با یک کسی که بعدش خنجر را از پشت محکم تر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایی است؟ و عجب اینکه بعضی آقایان می گویند که چنانچه که آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخر جوان هایمان را می دادیم. خوب این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف آن است. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمی دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجا هستند، کسانی دیگر از ما هستند. ما و آنها جدا از هم نیستیم.... ما الان برای دینمان داریم جنگ می کنیم، برای خاک نمی جنگیم.... جنگ ما جنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است ما بین یک کشور و یک کشور، ما بین اسلام و کفر است. امروز اگر ما عقب نشینی کنیم اسلام را شکست دادیم. امروز ما نمی توانیم عقب نشینی کنیم. ما امروز نمی توانیم با اینها صلح کنیم. اینها از آن ور اظهار صلح می کنند و از آن رو هم، آن جنایتکاریها را می کنند. خوب اینها صلح طلب که نیستند، دورغ می گویند. بر فرض اینکه یک وقت هم سر عقل بیایند، اما جنایتکاری که مسلماً جنایتش طوری است که انسان نمی تواند با او بنشیند و اصلاح کند و یک چیزی را امضاء کند، آقای رئیس جمهور ما آن طرفش را امضاء کند، آقای صدام هم آن طرفش را، آخر این مسئله است که کسی از ما می پذیرد؟ دنیا از ما می پذیرد؟.... ملت ها به ما چه می گویند؟ اسلام به ما چه می گوید؟.... خوب ما مسئول هستیم." در همین حال احمد آقا فرزند امام پس از عملیات خیبر طی مذاکره ای با فرمانده جنگ در 19/12/1362 معتقد بود خیلی راه صلح احتمالی را نبندیم.
به هر حال بحث های فراوانی در قرارگاه ها و شورای عالی دفاع در مورد سیاست جنگی و دفاعی ایران پس از پایان عملیات خیبر انجام شد. در نهایت سیاست دفاعی کشور به شرح ذیل مشخص گردید:
الف ـ نجات دو کشور ایران و عراق و نیز منطقه خلیج فارس از شرّ رژیم بعثی عراق
ب ـ رفع کامل اشغال ایران، تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت
ج ـ مقابله با فتنه انگیزی های استکبار در جهت تضعیف انقلاب اسلامی و حمایت از صدامیان متجاوز
د‌ ـ مقابله با شرارت های جنبی دشمن در زدن شهرها، کشتی ها و ایجاد ناامنی ها و جنایات جنگی به ویژه کاربرد سلاح های شیمیایی
ه ـ گرفتن نقاط حساس و استراتژیک عراق به عنوان وسیله ای جهت تأمین اهداف دفاع
تحول در روابط عراق و سازمان مجاهدین خلق
در اواخر زمستان سال 1362 با سفر طارق عزیز وزیر خارجه عراق به فرانسه و ملاقات با مسعود رجوی رئیس سازمان منافقین، تحولی در استفاده از نیروهای این سازمان برای جنگ در کنار نظامیان عراقی علیه ایران به وجود آمد. تا این زمان سازمان منافقین به کسب اطلاعات از داخل ایران و جاسوسی برای رژیم عراق و نیز انجام عملیات تروریستی علیه مسئولین و مردم طرفدار انقلاب در ایران می پرداخت. ولی از این زمان قرار شد تا علاوه بر ادامه به فعالیت های فوق، یک سازمان نظامی را نیز به وجود آورده و با استقرار در داخل خاک عراق، به عنوان پیاده نظام و پیشمرگان ارتش بعثی عراق نیز علیه ایران در جبهه های جنگ وارد عمل شود. تا این زمان بنی صدر با شورای ملی مقاومت که با محوریت منافقین، جبهه ای متشکل از گروه های مخالف جمهوری اسلامی تشکیل داده بود همکاری می کرد ولی از 20 اسفند 1362 همکاری بنی صدر با شورای ملی مقاومت در اعتراض به همراهی منافقین با رژیم عراق، خاتمه یافت. با ادامة ترورها در کشور و تا 19/1/1363 حدوداً 12 هزار نفر از منافقین در تهران زندانی بودند.
آغاز دور جدید حمله به مناطق مسکونی
پس از پایان عملیات خیبر عراق حدود یک ماه و نیم حمله به مناطق مسکونی و شهرهای ایران را متوقف کرد. اما از اوایل اردیبهشت ماه سال 1363 دامنه جنگ به مناطق مسکونی و نیز به خلیج فارس گسترش یافت و مرحله جدیدی از جنگ با نام " جنگ شهرها " و "جنگ نفتکش ها" آغاز شد. سه هواپیمای عراقی در روز چهار شنبه 5 اردیبهشت 1363 با استفاده از بمب های آتش زای ناپالم، مناطق مسکونی پیرانشهر در آذربایجان غربی را بمباران کردند. در این حمله 40 خانه مسکونی ویران، 17 نفر شهید و 44 نفر نیز مجروح شدند. با حملات عراق به غیرنظامیان،امام خمینی در دیداری با مسئولین جنگ، از آسیب دیدن مردم شهرهای ایران و عراق بر اثر حملات هوایی اظهار ناراحتی کردند. 5 فروند هواپیمای عراقی در صبح روز 15 خرداد 1363 به مردم شهر بانه که مشغول تظاهرات به مناسبت سالگرد فاجعه 15 خرداد 1342 بودند با بمبهای خوشه ای حمله کردند در این حملات بیش از 300 نفر شهید و 300 نفر نیز مجروح گردیدند. در 16/3/1363 دو فروند هواپیمای عراقی شهر نهاوند را بمباران کردند که بر اثر آن 110 مغازه تخریب، 19 نفر شهید و 150 نفر نیز مجروح گردیدند. در همین روز شهرهای مسجد سلیمان، گیلانغرب و دزفول هم هدف حملات موشکی عراق قرار گرفتند که 30 نفر شهید و مجروح شدند. در ساعت 2 بامداد 19/3/1363 مناطق مسکونی شهر دزفول مورد اصابت 2 موشک 9 متری عراق قرار گرفت که 44 نفر شهید و 200 نفر مجروح گردیده و 70 خانه نیز ویران شد. در 21/3/1363عراق بار دیگر با 4 موشک به دزفول حمله و موجب شهادت 44 نفر و مجروح شدن 250 نفر شد.
جمع بندی
عملیات خیبر یکی از ابتکارات نظامی و خلاقیت های دوران جنگ بود. این عملیات در مرحلة اول در قطع کردن جادة بصره- العماره موفق بود. اما عدم امکان پشتیبانی سریع و به موقع از رزمندگانی که با 40 کیلومتر پیشروی خود را به عمق مواضع دشمن رسانده بودند، موجب شد تا ارتش عراق بتواند با پای کار آوردن قوای زرهی و سازمان دادن آتش های توپخانه آنها را وادار به عقب نشینی تا جزایر مجنون بنماید. بکارگیری سلاح های شیمیایی به ویژه گازهای خردل در عقبة نیروهای خودی از سوی ارتش عراق،موجب شد تا پدیدة جدیدی در جنگ به وجود آید و موجب تضعیف قوای خودی گردد. این عملیات نشان داد که علاوه بر فداکاری و شجاعت رزمندگان اسلام و داشتن ابتکار عمل در طرح ریزی عملیات، نیاز به تسلیحات و تجهیزات و پشتیبانی قوی به ویژه امکانات و وسائل نقلیة حمل و نقل رزمندگان از طریق آب(قایق) و هوا(بالگرد) از عوامل اصلی تداوم پیروزی است. به هر حال عملیات خیبر و حوادث رخ داده در پیرامون آن، تجربة بزرگی از موفقیت ها و ناکامی ها در دوران جنگ تحمیلی است که سرمایة بزرگی برای تصمیم گیرندگان و آینده است.
 

منابع:
. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص /134
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/201
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/197
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/200
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/218 و 228
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص، 355
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/326
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/335
. روزنامة جمهوری اسلامی،پنجشنبه 20/11/1362
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/356 و 359
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/348
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/359 و 360
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/364 ، 365 و 367
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/323
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/374
- اظهارات آقای محسن رضایی در نوشته ای با عنوان " نامة معروف پایان جنگ" تیرماه 1390
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/389
.در طرح عملیات، نیاز به 2000 قایق برآورد شده بود که ظرف 3 ماه فرصت جهت ساخت قایق و خرید موتورهای آنها از ژاپن ،بیش از 500 فروند آماده برای عملیات نشد.
. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص/ 136
. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص / 135 و 136
. اظهارات سردار رشید در بهداروند محمد مهدی ، ما و جنگ،تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ، ص / 136
. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، مترجم عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1388 ص/ 106
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/374
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/229
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/230
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/378
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/378 و 380
. گفتگوی اختصاصی با سردار مرتضی قربانی، فرمانده وقت لشکر 25 کربلا در بهار سال 1388
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/385
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/382
. در این عملیات بود که دست راست حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع) قطع گردید.
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/388
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/37 و 57
.هاشمی رفسنجانی اکبر ، پس از بحران، کارنامه و خاطرات سال 1361، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/227
- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/94
- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/101
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/ 31
- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/103
- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/103
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/393 ، 396 ، 405 و 408
- فروتن عباس،جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن،تهران،نشر طبیب،1382،ص/109
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/44
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/54
. روحانی حسن ، انقلاب اسلامی، ریشه ها و چالش ها، تهران، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، 1376، ص/191
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/369
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/376
. یاحسینی سید قاسم ، پنهان زیر باران، خاطرات سردار علی ناصری، چاپ سوم، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1386، ص/246 و 248
- خاطرات سردار احمد فتوحی فرماندة یکی از تیپ های لشکر17 در عملیات خیبر که خود در آن مجروح گردید.
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/398
. گفتگوی اختصاصی با تیمسار انصاری فرمانده اسبق هوانیروز درنوروز سال1389
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/381 ، 384 و 385
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/402
. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 18، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/385
. هاشمی رفسنجانی اکبر ، آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات سال 1362، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/396
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/11
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/60
. هاشمی رفسنجانی اکبر، به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات سال 1363، تهران، نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم، 1386 ، ص/65، 92 و 102
 

 

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x