+ A - شنبه 23 اردیبهشت 1391 - 12:00:00 چاپ
امتیاز به مطلب 1 نفر

از چهل بیتی صابرهمدانی و شعر شباب شوشتری تا مدیحه مشترک گلشن کردستانی و مشفق کاشانی

فرهنگ > دین و اندیشه - تولد حضرت فاطمه(س) از دیدگاه چند شاعر

یکی ازمسائلی که نظر اکثر شعرای فارسی زبان را به خود جلب کرده است میلاد مسعود آن بانوی بزرگوارجهان است که هر شاعری با یاد کرد آن لحظات شادی آفرین سرود شادی سرداده و به پیامبر ختمی مرتبت ،و حضرت خدیجه «س»تبریک گفته است ،از جمله صابر همدانی در شعری چهل بیت تحت عنوان (قبله آدم )جهان مرده دل را با قدوم مبارک او زنده می داند :
اثر صابر همدانی
چه خرم می وزد باد بهار از دامن صحرا
عبیرانگیز و نکهت بپزو عشرت خیز و بهجت زا
کنار جویباران رسته هر سو نوگلی از گل
سپید و آب و زرد و بنفش و نیلی و حمرا
چرا از لاله و نرگس نمی پرسند اهل دل
که اندر دستشان آیا که داد این ساغر مینا ؟
درآن گلشن چو دیگر بلبلان رطب اللسان گردم
به پای گلینی کز آن گل توحید شد بویا
مصفا گلین باغ رسالت ،دوحه ی عفت
ضیا افزای افلاک جلالت ،زهره ی زهرا
خدیجه دخترپاک خویلد را جگر گوشه
که شد از یمن مولودش جهان مرده دل احیاء
صفای قلب احمد «ص»روشنی بخش دل حیدر
شفیع روز محشر فاطمه ،صدیقه کبری
زکیه ،مطمئنه ،راضیه ،مرضیه ،قدسیه
که حیدر گفت در وصفش ،بتول و نخبه و عذرا
فواد کرمانی گوید :
زین دخت نبی که طلعتش نور بهشت
آورد زمانه دختری حور سرشت
چون خط جمال او به دیباچه ی صنع
در نقطه ی حسن کلک قدرت ننوشت
سپیده کاشانی می نویسد :
در شبی ظلمانی و اندوه بار
لحظه ها می آمد از ره سوگوار
سرزمینی بود و شب فرمانروا
دردها بسیار اما بی دوا
غنچه ای چون لب به خنده می گشود
دست خون ریز خزانش می ربود
ناگهان آمد بهاران در حجاز
شد گلی بر شاخسار وحی باز
شد زمان گهواره ی میلاد نور
صبح آمد زرفشان از راه دور
نوگل باغ نبوت باز شد
مهر با مه هم دل و هم راز شد
در رسید از جان جانان این نوا
سوی آن عاشق که بد رمز آشنا
کای محمد (ص)کوثرت بخشیده ایم
مهر و مه در طالع او دیده ایم
کوثرت در قرن ها جاری شود
مظهر عشق و وفاداری شود
عرشبان با حمد و تهلیل و سرور
گرد آن گل آمدند از راه دور
چشم صحرا این عجب کی دیده بود ؟
در زمین عطرخدا پیچیده بود
نام او را مصطفی (ص)زهرا نهاد
آن مه از گردون فراتر پا نهاد
شعر شباب شوشتری
شباب شوشتری نیز میلاد مبارک آن بانو را به جهانیان تبریک گفته و از نسل پدر بزرگوارش برتر می داند و می گوید :اگر مادر گیتی بتواند چنین دخترانی به دنیا بیاورد ای کاش همه ی پسرها در صلب پدرانشان می خشکیدند :
ای دل از تو ساز عشرت کن که شد فصل بهار
جان نمی کنجد به تن زاین مزده در لیل نهار
سرو را بنگر کز این شادی نمی یابد شکیب
کبک را بنگر کز این بهجت نمی گیرد قرار
بهر مولود بهین بانوی حورا منزلت
بهر ایجاد مهین خاتون ختمی اقتدار
زهره ی برج حیا زهرای ازهر فاطمه
دخت احمد ،جفت حیدر ،مظهر پروردگار
آنکه از ایجاد او اسرار دین شد مشستهر
آنکه از دیداراو مقصود حق شد آشکار
مادر گیتی گر اینان دختر آرد کاشکی
هر کجا نطفه ی پسر از صلب می کرد فرار
کیست غیر از او که بتواند به تقریب نسب
گه نماید بر پدر ،گاهی به مادر افتخار
نسل او بر اصل احمد ،برتر آمد در حسب
صبر او با فقر حیدر ،همسر آمد در عیار
عیسی او را چون حواری بنده ی فرمان پذیر
مریم او را چون جواری برده ی خدمتگزار
او سبب شد خلقت حوا و آدم را ،بلی
نخل و نی باید که خرملا و شکر آید ببار
اثر طائی شمیرانی
طائی شمیرانی نیز آن بانوی خاندان عصمت را (مادر هستی )می نامد و عشق پیامبر اکرم (ص)و حب بتول را از یک گوهر می داند و ولادت او را تبریک می گوید :
ماه من در پرنیان سرو روان می پرورد
پرنیان ازسرو و سرو از پرنیان می پرورد
پرورد گر ضمیران را بوستان این بس شگفت
دلبر من بوستان از ضمیران می پرورد
گویی از یک گوهرند عشق وی و حب بتول
کان قرار اندر دل این در تن توان می پرورد
دختر ختم النبیین زوجه ی حبل المتین
آنکه در یک آشیان ،هفت آسمان می پرورد
ازخدیجه دور نبود همچو زهرا دختری
این چنین مادربلی دختر چنان می پرورد
از ازل بین دست قدرت این زن و آن شوی را
آن برای این و این را بهر آن می پرورد
اثر گلشن کردستانی و مشفق کاشانی
گلشن کردستانی و مشفق کاشانی در مدیحه ای مشترک تولد آن بانو را درخشش آفتابی از زمین می دانند که ستارگان آسمانی از وجودش نورانی می شوند و آیات متعدد قرآنی را که کرامت انسان نازل شده اند از برکت وجودی آن بزرگوار بانو می دانند :
تا نسیم نو بهاری دامن صحرا گرفت
صحن گیتی را فروغ گل ز سر تا پا گرفت
غنچه شد گلشن فریب و لاله شد بستان فروز
شد نوا گر بلبل از شور و ره آوا گرفت
مژده ی میلاد دخت مصطفی را چرخ داد
کز فروغش جلوه ها مهر جهان آرا گرفت
آفتاب در زمین تابید کاندر آسمان
پرتو از فیض وجودش زهره ی زهرا گرفت
دختر پاک پیمبرپای در دنیا نهاد
همسر حیدر به فر مردمی دنیا گرفت
آنکه نامش قدسیان را فیض (علمنا )فزود
آنکه نورش عرشیان را بانگ (کرمنا)گرفت
با کلام ایزدی شد گوش و دستش آشنا
آیت الکرسی شنید و عروةالوثقی گرفت
آری ،آری برتر آمد از زنان روزگار
حضرت زهرا که نام از (علم الاسماء)گرفت
/6262

کلید واژه ها: شعر - حضرت فاطمه(س) -
ارسال نظر:
  • 0/700
  • قوانین ارسال نظر
نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2011 khabaronline, All rights reserved