سردار ساجدی نیا در رابطه با تشدید طرح امنیت اخلاقی و برخورد با بدحجابان گفته است مامورانی که بدحجابان تذکر می دهند همگی دارای تحصیلات عالیه هستند و آموزش های لازم را در رابطه با اجرای هرچه بهتر ماموریت دیده اند...
پیش از این و در سال های گذشته نیز شدت گرفتن طرح های امنیت اخلاقی در دستور کار ماموران پلیس بود و سرانجام تمام این ماموریت ها به خروجی فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی نرسیدند.یک مسئله بسیار مهم در طرح تشدید امنیت اخلاقی امسال برگزاری کلاس های روانشناسی و علوم اجتماعی است.به گفته رئیس پلیس تهران،بدحجابان پایتخت پس از محرز شدن جرمشان،توسط پلیس های زن به پایگاه منتقل می شوند و سپس توسط روانشناسان و کارشناسان علوم اجتماعی مورد مشاوره قرار می گیرند.
یک نکته تامل برانگیز در این طرح جدید ؛همین مسئله آموزش و برگزاری کلاس در پایگاه ها است.جایی که هیچ ربطی به آموزش ندارد و هرکس خدای ناکرده سروکارش به آنجا بیفتد،به تنها چیزی که می اندیشد رهایی و خلاصی است.البته آموزش در هر اجتماعی شرط پیشرفت و دوری از مفسده های گوناگون است اما بعید بنظر می رسد که برگزاری این کلاس ها وقتی خانمی گرفتار قانون شده باشد تاثیر مثبتی بروی داشته باشد.ضمن اینکه عمدتا وقتی حرف از روانشناس و کارشناس علوم اجتماعی پیش می آید خلق الله این انگ را می چسبانند که مگربیمار روانی هستیم و یا مغزمان کمی تا قسمتی مشکل دارد.و ممکن است اصلا این سئوال پیش بیاید که بدحجابی چه نوع بیماری است؟اگر حرف و سخن اصلی به روی مانکن ها باشد بحث دیگری است.افرادی که باآگاهی و حتی با برنامه ریزی لباس هایی خارج از عرف می پوشند و یا میک آپ خاص دارند و به طور کلی مانکن خیابانی نام گرفته اند ممکن است واقعا احتیاج به کلاس مشاوره داشته باشند ولی آیا بقیه بدحجابان در این زمره قرار می گیرند.کار پلیس در این مقطع،حتما باید کاری فرهنگی تلقی شود؟این شبه معادله را در نظر بگیرید:
دستگیری توسط پلیس تحصیلکرده زن+هدایت به پایگاه+برگزاری کلاس های توجیهی توسط روانشناسان =رفع بدحجابی ؟!
این معادله در ظاهر اصلا مجهول ندارد درحالیکه حداقل چندین و چند نوع مجهول درآن مستتر است.و مهمترین آنها نبود کار فرهنگی در خانواده است.بحث رسانه ی ملی نیز که دیگر تکراری شده.هیچ سازمانی کار علمی را در این زمینه انجام نمی دهد و اصلا مقوله فرهنگ سازی در این زمینه فراموش شده است.جدای از این کارها نیز متولی خودشان را ندارند.وقتی صدا وسیما کار فرهنگی در این رابطه نمی کند و اگر برنامه هایی هم دارد از شدت ضعف در ساختار و یا تکراری بودن قابل دیدن نیستند،آن وقت پلیس قرار است کار علمی و فرهنگی انجام دهد و در مقرر پلیس کلاس درس و بحث تشکلیل دهد.
در باره بدحجابی بارها گفته شده که امری است که دارای پروسه های گوناگون و زمانبری است.هیچ جوانی ابتدا به ساکن طرز پوشش و آرایشش را یاد نگرفته و یا هیچ کدام از جوان ها به یک مرتبه تصمیم نگرفته اند که ساده پوش باشند.آموزش در محیط خانواده و مدرسه و حتی دانشگاه،رفتارهای فامیلی و دوستان مرتبط،آنچه که از رسانه های داخل به عنوان الگو جذب می شود و فاکتورهای بسیار دیگری وجود دارند که باعث می شوند مقوله حجاب برای یک شخص اولویت اول باشد و برای برخی الویت های ثانویه...این فاکتورها همانا مجهول هایی هستند که ما در معادلاتمان برای حل مسئله بدحجابی از آنها غافلیم.بدحجابی مسئله ای فرهنگی است و نه پلیسی و این رفتارها در گذر زمان شکل می گیرند چگونه انتظار داریم با برگزاری یک کلاس روانشناسی آنهم در مقرر پلیس به نتیجه درخور دست پیدا کنیم.سازمان های فرهنگی و رسانه ی ملی کی باید به وظایف خود به طور دقیق عمل کنند؟
نظر شما