به عقیده او، فضای احساسی موجب میشود هر نقدی براندازی تلقی شود و از این رو تا فضا آرام و عقلانی نشود، فضای سوءتفاهم از میان نخواهد رفت.
او معتقد است : سیاست ایران اکنون گرفتار نوعی سستی بعد از شوک شده است. سیاستمداران جریان موسوم به چپ اسلامی یا دوم خردادی خیز ناگهانی را برای کسب قدرت برداشتند و در این راستا از آخرین ذخایر استراتژیک خود نیز بهره بردند، ولی با پاسخ دریافت شده ناگهان خود را در بیرون از صف خودیها دیدند و اکنون در تعیین هویت و جایگاه خود به عنوان بخشی از نظام یا اپوزیسیون حیران شدهاند. جناح اصولگرا هم دچار شکاف درونی- بیرونی شده است. به عبارتی نمیداند در برابر پدیده احمدینژاد و دولت او چه کند. در درون انتقادات فراوانی دارد که گاهی تندتر از رقباست، ولی در بیرون نمیخواهد به گونهای رفتار کند که رقیب زخم خورده از آن بهرهبرداری کند.
محبیان پیش بینی می کند : جریانات دوم خردادی فعالند، ولی با هر فعالیت خود به دلیل حیران بودن از نظر استراتژیک، دچار اشتباهات بیشتری میشوند. او درباره اصولگرایان هم دست به پیش بینی می زند: اصولگرایان در مجلس به دلیل مواجهه قهری با خواستههای دولت درگیرند؛ آنها هر روز مطالبات جدیدی از دولت میبینند که اگر آن را مهار نکنند، مجلس را دچار بیخاصیتی خواهد کرد.از سوی دیگر همواره میکوشند به نحوی چالش آنها با دولت به بحران نینجامد؛ از این رو دولت که دغدغه چالش و بحران ندارد و فقط در پی کسب مطالبات خود است، مجلس ابتدا محکم موضع مقاومت میگیرد، ولی در نهایت ناگزیر از اتخاذ موضع تسلیم است.
او سیاستمداران را هم به نوعی تبرئه میکند: سیاستمداران در فضای خلاء به فعالیت مشغول نیستند، بلکه تحت تاثیر فضا حرکت کرده و تصمیم میگیرند، برای همین در فضایی احساسی اساسا هر نقدی براندازی تلقی خواهد شد، پس نباید سیاستمداران را در این میان مقصر تلقی کرد، بلکه تا فضا آرام و عقلانی نشود فضای سوءتفاهم از میان نخواهد رفت.
متن کامل این گفتوگو در شماره چهل دوهفتهنامه مشقآفتاب به چاپ رسیده است.






نظر شما