۰ نفر
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۳

اوضاع سیاسی کشور را اگر کمی با دقت رصد کنید همه چیز دستتان می آید. یعنی می توانید بفهمید چرا اوضاعمان مدت هاست تغییری نمی کند و هیچ صاحبدلی بوی بهبود از اوضاع جهان نمی شنود. مسائل ما مدت های مدیدیست که همان مسائل لاینحل قدیمی است و راه حل هایی هم که ارائه می دهیم همان راه حل های قدیمی. وقتی هم که مسائلمان حل نمی شود

 عوض آن که در راه حل های ارائه شده تجدید نظر کنیم فکر می کنیم مشکل از نحوه اجرای راه حل بوده و فی المثل اگر آنرا با شدت وحدت بیشتری اجرا کنیم به توفیق دست پیدا می کنیم. نتیجه چنین بینشی همین اوضاعی است که ملاحظه می فرمایید. وضعیت بغرنجی که هر روز پیچیده تر می شود. کلاف سردر گمی که نه تنها گره ای از آن گشوده نمی شود بلکه هر روز گره ای بر گره های بی شمارش افزوده می شود. حاشیه نروم،به همین مسئله انتخاب ریاست جمهوری دقت  بفرمایید کاملا متوجه عرایضم می شوید. ما چنان با شور و هیجان و دقت اخبار انتخاباتی را پیگیری می کنیم که گویی حیات و ممات ما بستگی به همین انتخابات پیش رو دارد. گمان نکنم حتی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری این قدر که ما بازی را جدی گرفته ایم ماجرا را جدی تلقی کنند. ما درست مثل تماشاچی های تیفوسی فوتبال می مانیم که آن قدر در شور وهیجان ناشی از بازی غرق می شوند که به هیچ وجه نمی توانند تحلیل در ست ومنطقی از روند بازی و موقعیت تیم مورد علاقه شان داشته باشند. اگرچه این میزان از شور وهیجان در فوتبال امریست کاملا طبیعی و جزو جذابیت های فوتبال محسوب می شود اما آیا در هنگام به قول امروزی ها" حق تعیین سرنوشت" هم باید مثل تماشاچی های تیفوسی فوتبال رفتار کنیم؟ در اغلب تحلیل هایی که این روزها از این سو و آن سو می شنویم نشانه های سیاست تیفوسی کاملا هویداست. به جای این که بگوییم فلانی چه برنامه هایی دارد و با آمدن او اوضاع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی چه خواهد شد به یکی می گوییم فتنه گر، به یکی می گوییم انحرافی، به آن یکی می گوییم ساکت فتنه، به آن دیگری می گوییم تکنوکرات وهمین جور ماشاءالله عین نقل و نبات به این وآن لقب و عنوان عطا می کنیم. بعد هم وقتی می خواهیم تکلیفمان را با یکی از این بزرگواران روشن کنیم به جای آن که بگوییم فلانی گزینه خوبی برای اداره کشور است می گوییم اگر به فلانی رای بدهیم بهمانی حسابی ضایع خواهد شد. این نهایت فرهیختگی و سیاست ورزی ماست. اگر هم کسی بگوید خب، گیرم که چنین شد اگر فلانی فردا تو زرد از آب درآمد چه؟ می گوییم: مهم نیست، فعلا بذار بهمانی ضایع شود اگر فردا فلانی هم شاخ شد فکری برای او می کنیم. واین چنین است که ما دوره می کنیم شب را و روز را هنوزرا. و در خیال آن که به ضایع کردن این و آن مشغولیم عمر خودرا ضایع می کنیم و هم چنان دل خوشیم که امروز حال فلانی را گرفته ایم و فردا حال بهمانی را خواهیم گرفت:
چه تقدیری رقم زد حضرت حق بر جبین ما
که شب دیریست ماندست و نشانی نیست از فردا
چرا عمریست در راهیم اما هم چنان برجا
و بر لب نیست جز شاید، ولی، اما، چرا، آیا...
 

کد مطلب 292909

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 12
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۴:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    50 2
    همه کار هایمان از روی بغض معاویه است و نه حب علی
    • بدون نام IR ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
      15 17
      علی (ع)
  • بدون نام IR ۱۴:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    35 1
    وصف حال جبهه پایداری
  • محسن IR ۱۶:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    32 1
    این که تو زاده آسیایی رو بش می گن جبر جغرافیایی
  • م . حیدری IR ۱۷:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    28 0
    این درست که ما به دولت ها به شکل یک ناجی نگاه میکنیم اما مگر میشود تاثیر شگفتی که یک رئیس جمهور بر سرنوشت اجتماعی "من" میگذارد را کتمان کرد؟ هر تصمیمی که مشارالیه بگیرد چه درحیطه سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی به طور مستقیم برزندگی "من" اثرگذار است. درخصوص حل مسائل نظری باید گفت که اگر روشنفکران جامعه به وظایف خودبه درستی عمل میکردند شاید امروز وضع بهتری داشتیم خیلی بهتر!
  • Mokhalef IR ۲۰:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    24 1
    ضمن احترام؛ آنچه ذکر فرمودید؛ همگی از عواقب اجرای "شکلی - کاریکاتوری" دموکراسی در فقدان روح و مکانیسم های آن (مثل روحیه اصلاح تدریجی به جای حذف و انکار و نابودی - احزاب واقعی - سیستم های شناسنامه دار و با قدمت - حداقلی از عدالت اجتماعی - نگاه به انسان بی انگ ها و پیرایه های قومی و دینی و ...) هستند که برآیند انتخاباتی آن (در بهترین حالت!)، به شکل " دفع اَفسد به فاسد"! (همان بغض معاویه و ...) در این مُلک متبلور می شود.
  • آرش IR ۲۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۴
    3 22
    خب، کسی شما را مجبور نکرده که به خاطر ضایع شدن بهمانی به فلانی رای دهید. شما هم می توانید مثل ما به کسی رای دهید که اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی کشورمان را بهبود ببخشد.
    • مسعود IR ۰۱:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
      13 3
      با سید درست صحبت کن
    • بدون نام IR ۰۸:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
      11 0
      میتونی رای ندی تا خودت ضایع نشی
  • بدون نام IR ۰۸:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
    10 0
    مردمي كه انديشه كردن را ياد گرفته اند با ديكته كردن مسير را انتخاب نمي كنند . در محيط و جو قرار گرفتن و تحت تاثير اين و آن بودن نشان از تنبلي در انديشيدن است. و تا روزي كه راه انديشه كردن را به ملتي نياموزيم نمي توانيم انتظاري بيش از اين داشته باشيم . ما خود نمي يابيم بلكه آنچه را مي خواهند در دستان ما قرار مي دهند و اين معناي سياست است
  • شهرام IR ۰۹:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
    23 0
    وقتي 8 سال پيش كسي را صرفا براي رو كم كني شخص ديگري بدون در نظر گرفتن توانايي هاي اجرايي و فقط به دليل پررويي و گستاخي كه لازمه كم كردن روي طرف مقابل بود روي كار آوردند بايد فكر اين روز را هم مي كردند كه اين رفتار در جامعه نهادينه مي شود و به لايه هاي پايين تر جامعه سرايت مي كند.
  • بي نام IR ۰۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۴
    1 0
    سلام. با نظرات شما موافقم. من هم معتقدم بايد به كسي راي بدهيم كه او را بشناسيم و توانايي هايش را بسنجيم و ببينيم مي تواند ايران را اداره كند يا نه ؟ خود من زماني به كسي راي دادم كه فقط براي اين بود كه همه گفته بودند بايد بهش راي ندهيد. من راي دادم كه ببينم چه مي شود اگر او بر سر كار بيايد؟ الان پشيمانم . حالا به اين نتيجه رسيدم كه انتخابات ، بچه بازي نيست كه ما بگوييم مهم نيست، به يكي راي ميدهيم ديگر، انتخابات تعيين سرنوشت يك ملت است و مهم است كه از روي تدبير و با درايت به انتخاب درست دست بزنيم. با تشكر شما