۰ نفر
۱۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۴:۰۵

فضا در اوکراین به گونه‌ای ست که انگار نه انگار در سال 2004 انقلابی رخ داده و قهرمانانی متولد شده‌بودند

آینده اوکراین در سال 2004 نارنجی به نظر می‌رسید. اکنون اما همین آینده به خاکستری گراییده است . شاید هم به قول بسیاری از تحلیل‌گران به رنگ پرچم اوکراین: سفید؛ آبی و قرمز. اکنون می‌توان با قاطعیت اعلام کرد که اوکراینی‌ها ویکتور یانکوویچ را به عنوان رئیس‌جمهوری آتی خود انتخاب کرده‌اند. فضا در اوکراین به گونه‌ای ست که انگار نه انگار در سال 2004 انقلابی رخ داده بود و مردم سیاستمدارانی را به روی کار آورده بودند که به غرب نزدیک بودند و از روسیه دور.


در سال 2004 به نظر می‌رسید که ویکتور یانکوویچ به تاریخ پیوسته است، اکنون اما او دوباره از میان خاکسترهای همان تاریخ سربرآورده است. یانکوویچ چهره‌ای کاریزماتیک مانند یولیا تیموشچنکو را زمین زد . پنج سال پیش همه به ما می‌گفتند که اوکراین با حضور ویکتور یوشچنکو قرار است روزهای جدیدی را تجربه کند. مردی که زیبایی صورت خود را با خوردن سمی که گفته می‌شود سرویس‌های اطلاعاتی روسیه برایش مهیا کردند بودند، از دست داد. هدف شاید از راه به در کردن یوشچنکو بود. این ترفند مخالفان اما جواب نداد. یوشچنکو از روزی که به کاخ ریاست جمهوری راه یافت، حرکت چندانی برای حفظ و تقویت اعتبار خود انجام نداد. احراز تنها 5 درصد از آرا در دور نخست انتخابات افتضاحی بزرگ برای قهرمان انقلاب نارنجی بود . دور نخست حضور او در قدرت با اتهام‌های متفاوت از فساد تا ناکامی‌های سیاسی و شکست‌های اقتصادی همراه بود . سحر دولت آقای یوشچنکو هرگز ندمید .


از زمان فروپاشی دیوار برلین ‌تاکنون زنجیره ای از اتفاق‌ها در اروپا تکرار و تکرار می‌شود. بسیاری از رهبران کشورهای اروپایی سعی در فاصله‌گیری از پیشینیان داشتند. در جریان انقلاب نارنجی در سال 2004 ، همگان فراموش کردند که یوشچنکو در همان ساختاری رشد یافته که اکنون قصد خروج از آن را دارد . رئیس‌جمهوری که یوشچنکو در آن زمان برای از میدان به درکردنش وارد صحنه شده بود همان سیاستمداری بود که پنج سال پیش از انقلاب نارنجی یوشچنکو را پست نخست وزیری بخشیده بود . در جریان انتخابات در اوکراین ، همواره نقش روس‌ها پر‌رنگ‌تر از رای‌دهندگانی بود که قرار است با برگه‌های رای در دست سرنوشت کشور را تعیین کنند.

در جریان انتخابات اخیر، ظاهرا ایالات متحده کمتر از سال 2004 در امور داخلی اوکراین دخالت کرد. در جریان سال 2004 میلادی بسیاری از نهادهای اجتماعی که از واشنگتن حقوق می‌گرفتند، پایتخت اوکراین را تبدیل به جولانگاه خود کرده‌بودند. یکی از همین ان جی او ها در میان اوکراینی‌ها پرچم نارنجی پخش می‌کرد. این‌بار اما مردی در کاخ سفید بر مسند قدرت نشسته است که بسیار کمتر از جورج بوش نسبت به روس‌ها موضع دارد. باراک اوباما مانند جورج بوش منافع واشنگتن را در حیاط خلوت‌های روسیه جستجو نمی‌کند . البته این بدان معنا نیست که نتیجه این انتخابات چندان برای امریکایی‌ها مهم نبوده است .


آنچه در بلاروس می‌گذرد در حقیقت نمونه تصویری از تحوه تعامل غرب با بلوک سابق کمونیست است .الکساندر لوکاشچنکو هنوز در بلاروس قدرت را در دست دارد اما بیش از آنکه مردی قابل تعامل با غرب باشد ، به سمت درخواست‌های روسیه در باب انرژی و دیگر مسائل تمایل دارد . لوکاشچنکو همان دیکتاتوری است که در آستانه انتخابات 2006 هشدار داد که گردن تمام معترضانی را که به خیابان‌ها بریزند، خواهد شکست. در آن فاصله زمانی همان نهادهایی که از کاندیداتوری یوشچنکو در سال 2004 در اوکراین حمایت می‌کردند به دنبال مدیریت معترضان به سخنان تهدید آمیز لوکاشچنکو بودند. این در حالی بود که رئیس‌جمهوری برلوسکونی به راحتی می‌تواند میان کشورهای غربی سفر کند چرا که او در برابر درخواست روسیه برای به رسمیت شناختن استقلال آبخازیا و اوستیا جنوبی ایستاد و از اروپایی‌ها هدیه گرفت .

در حال حاضر ؛ لوکاشچنکو می‌تواند متحد خوبی برای اروپایی‌ها باشد .متحدی که می‌تواند جایگزین میخائیل ساکاشویلی از گرجستان باشد. این رئیس‌جمهوری گرجستان بود که از فراز و فرودهای متحدان غرب در اروپا شرقی بهره‌مند شد . " انقلاب گل رز " در سال 2003 در گرجستان از حمایت واشنگتن برخوردار شده و بسیاری آن را پیروزی آزادی بیان در گرجستان دانستند. البته در این سالها ناکارآمدی این انقلاب هم به ثبت رسیده است . یک سال بعد این تاریخ همین سخنان در مورد انقلاب نارنجی اوکراین هم بر زبان‌ها رانده شد .
گاردین هشتم فوریه / ترجمه : سارا معصومی

کد مطلب 42841

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین