پنج شنبه 28 دی 1396
یکشنبه 25 بهمن 1388 - 06:26:00 چاپ
یک ادعای تازه در دنیای علم

مکان روح در مغز مشخص شد

دانش > پزشکی - با کشف قسمت‌هایی از مغز که مسئول احساس معنویت و تعالی است،‌ مرز بین مغز جسمانی و روح بشر کم‌رنگ می‌شود. آیا این کشف می‌تواند جدال قدیمی علم‌گرایان و معنویت‌گرایان را در رابطه روح و جسم پایان بخشد؟

بهنوش خرم‌روز:‌ در طول تاریخ علم و فلسفه، اغلب مغز علمی را از مفهوم معنویت و روح جدا می‌دانسته‌اند. تا جایی که علم‌گراها عملکردهای انسان را به مغز نسبت می‌دادند و معنویت‌گراها وجود روحی جدا از جسم را مسلم می‌دانستند. اما مطالعات جدید این مرز را برداشته‌اند.

به نظر می‌رسد حتی مسئول احساس تعالی و معنویت هم،‌ قسمت‌های خاصی از مغز باشد، چرا که مطالعه جدیدی در ایتالیا برای اولین بار نشان داده که برداشتن قسمت‌های خاصی از مغز،‌ می‌تواند احساس آرامش درونی را بالا ببرد.

به گزارش نیچر، عصب‌شناس شناخت‌گرایی به نام کازیمو یورگسی از دانشگاه یودین به اتفاق همکارانش مطالعه‌ای را بر روی افرادی که مبتلا به تومور مغزی بودند انجام دادند تا احساسات آن‌ها را قبل و بعد از عمل برداشتن تومور بررسی نمایند.

طی سه تا هفت روز بعد از جراحی، کسانی که در قسمت پشتی مغز، در قشر آهیانه تومور داشتند، احساس تعالی بیشتری را گزارش کردند. اما در مورد بیمارانی که در قسمت‌های جلویی مغز تومور داشتند، چنین احساسی را گزارش نکردند.

به گفته یکی از همکاران مطالعه،‌ سالواتوار اگلیوتی که او هم عصب‌شناس شناخت‌گرا در دانشگاه اسپینزای رم است،‌ احساس تعالی همیشه با فیلسوف‌ها و فلسفه همراه بوده و این اولین باری است که یک مطالعه علمی این قدر به این مفهوم نزدیک می‌شود. وی می‌افزاید:‌ «ما به سراغ یک پدیده پیچیده رفته‌ایم که به نظر می‌رسد جوهر انسانیت و جزیی از بشر بودن است.»

این پژوهشگران دو بخش از مغز را شناسایی کرده‌اند که وقتی تخریب می‌شوند، احساس معنویت در فرد بالاتر می‌رود:‌ یکی سمت چپ قسمت تحتانی لوب آهیانه و دیگری سمت راست شکند زاویه‌ای. این دو قسمت که در بخش‌های پشتی مغز قرار دارند،‌ مسئول ادراک ما از بدن‌هایمان در ارتباط فضایی با دنیای خارجی هستند. به گفته این پژوهشگران،‌ نتایج مطالعه آن‌ها ارتباط بین تجربه عرفانی و معنوی و احساس جدا شدن از جسم را تایید می‌کند.

پژوهشگران دو بخش از مغز را شناسایی کرده‌اند که وقتی تخریب می‌شوند، احساس معنویت در فرد بالاتر می‌رود:‌ یکی سمت چپ قسمت تحتانی لوب آهیانه و دیگری سمت راست شکند زاویه‌ای.

یورگسی در این باره می‌گوید: «شگفت‌انگیزترین قسمت ماجرا، سرعت تغییر بود. کشف ما نشان می‌دهد برخی رگه‌های شخصیتی پیچیده از آن چه تاکنون خیال می‌کردیم ساده‌تر هستند.»

علم معنویت
در این مطالعه با 88 بیمار مبتلا به تومور مغزی در ناحیه‌های متفاوتی از مغزشان، مصاحبه شده است. از این افراد، 20 نفر تومور خوش‌خیم داشتند و در عمل جراحی هیچ بخشی از مغزشان برداشته نشد. همه این 88 نفر قبل از عمل جراحی خود در مورد عقاید و عادات مذهبی شان مورد مصاحبه قرار گرفتند و سپس به یک سری سوال بله یا خیر جواب دادند که میزان احساس معنویت را در آن‌ها ارزیابی می‌کرد. این سوال‌ها که در یک پرسشنامه تنظیم شده بودند، سه مولفه مهم احساس تعالی را می‌سنجیدند:‌ گم کردن خود در یک لحظه، احساس ارتباط و اتصال با سایر افراد و طبیعت، و اعتقاد به یک قدرت برتر.

برای مثال: "من گاهی آن‌قدر مسحور کاری که انجام می‌دهم می‌شوم که در یک لحظه احساس گم شدن می‌کنم،‌ انگار از زمان و مکان جدا شده باشم". و یا: "من گاهی احساس می‌کنم آن‌قدر به طبیعت متصلم که حس می‌کنم همه چیز بخشی از یک موجود زنده است و از هم جدا نیستند".

سپس پژوهشگران به دقت قسمت‌هایی از مغز بیمار که طی عمل جراحی از بین رفته بود را مشخص کردند.

مطالعات قبلی نشان داده بودند که قسمت‌های گسترده‌ای از مناطق لوب‌های پیشانی و آهیانه‌ای مغز با اعتقادات مذهبی مرتبطند. اما معنویت و احساس تعالی دقیقا به همان مناطق مربوط نیست. در گذشته هم عصب‌شناسان دیده بودند که برخی بیماران بعد از آسیب مغزی دچار تغییر در احساس معنویت می‌شوند اما همیشه از آن فاصله گرفته بودند و به آن نپرداخته بودند.

ریک وندن‌برگ عصب‌شناس دانشگاه لیون در بلژیک در مورد این مسئله می‌گوید:‌ «ما همیشه از این تغییر فاصله گرفتیم، نه به این دلیل که اهمیتی ندارد، بلکه به این دلیل که خیلی شخصی و خصوصی است.» به اعتقاد وندن‌برگ،‌ این مطالعه جدید بسیار جذاب است اما مانند اغلب مطالعات پیشگام،‌ سوالات فراوانی را بدون جواب می‌گذارد. به نظر او باید این نتایج را با احتیاط تفسیر کرد چون احتمال این که مسئله‌ای مثل معنویت را بتوان تنها در دو قسمت مغز جای داد خیلی کم است.

اندازه‌گیری دشوار
احتمالا دشوارترین قسمت این مطالعه،‌ نحوه اندازه‌گیری احساس تعالی بوده است. به گفته ریچارد داویدسون، عصب‌شناس دانشگاه ویسکانسین مادیسون،‌ خیلی مهم است که بدانیم این مطالعه بر پایه تغییراتی در اظهارات شخصی افراد صورت گرفته است که گاهی موارد عجیب و غریبی هم در آن‌ها وجود دارد. وی می‌افزاید:‌ «در آینده این مسئله مهم خواهد بود که چرا آسیب قشر لوب آهیانه مغز باعث تغییر در این مقیاس می‌شود.»

وندن‌برگ نیز در این باره می‌گوید: «احساس تعالی یک مفهوم انتزاعی است و افراد نسبت به معانی کلمات نگرش‌های متفاوتی دارند.» به اعتقاد وی، ‌استفاده از گزارش‌های فردی بیماران همیشه راه دقیقی نیست. از این دیدگاه، برای ارزیابی معنویت و احساس تعالی در مطالعات بعدی، استفاده از رفتارهای خاص و افکار و احساسات مخصوصی که این رفتار را شکل می‌دهند،‌ ‌گام بعدی خواهد بود.

خود یورگسی می‌خواهد در مطالعات آینده سایر جنبه‌های معنویت را بررسی کند و ببیند که این تغییرات برای چه مدتی در بیمار باقی می‌مانند. وی همچنین می‌خواهد قسمت‌های کشف شده مغز در این مطالعه را در مغز افراد سالم تحریک کند و ببیند می‌توان از این طریق، تغییرات فوری در احساس تعالی افراد ایجاد کرد یا نه. به اعتقاد وی روزی خواهد رسید که بتوان با تحریک بخش‌های خاصی از مغز بیماران عصب‌شناختی یا روان‌شناختی، احساس تعالی و معنویت را در آن‌ها افزایش داد.

کلید واژه‌ها : مغز انسان - مغز -
مطالب مرتبط
45 دیدگاه
  • فیلم ساز
    یکشنبه 25 بهمن 1388 - 11:21:12
    پاسخ
    29 15

    lمنبع معرفی کنید

    • بی نام
      شنبه 29 خرداد 1395 - 20:19:24
      8 9

      وای شماها انقدر ضد علم هستید که به این کامنت هم منفی می دید :

    • رضا
      یکشنبه 31 مرداد 1395 - 21:17:22
      3 0

      اگه به مطلب درست تگاه کنید میبینید که لینک منبع داره . به گزارش نیچر http://www.nature.com/news/2010/100210/full/news.2010.66.html

    • حسین
      سه شنبه 30 آبان 1396 - 22:02:42
      0 1

      وقتی انسان به وجود و درون خود می نگرد ، درکی از خود دارد که اصطلاحا به آن" آگاهی" میگویند، این حس از دوران جنینی و از زمان معین دمیده شدن روح ، همراه انسان استهر چند که به علت فراموشی یا ضعف فیزیک مغز در آن زمان ، انسان آن را به طور کامل یا کلا" بیاد نیاورد و البته این حس بودن ارتباطی به ویژگی های زیستی و مادی مغز از جمله حافظه،محاسبات،تجزیه و تحلیل ها و ... نداردچرا که با تغییرات آنها تغییری در این حس ایجاد نمیشود و دانشمندان هم هنوز جایی برای آن در مغز پیدا نکرده اند. این حس "بودن" برای یک انسان مثلا سی ساله از همان سی سال گذشته پدید آمده و تغییری هم نکردههر چند ویژگی های فیزیولوژیکی مغز و بدن تغییر کرده باشد یا به اطلاعات و توانمدیهای حافظه افزوده یا از آن کم شده باشد و پیش از آن سی

  • بدون نام
    جمعه 24 اردیبهشت 1389 - 17:36:54
    پاسخ
    12 20

    عالی

    • نحیف
      یکشنبه 30 خرداد 1395 - 12:22:57
      8 24

      فردوسی 1000 سال قبل این نظریه را اثبات کرده بود و در شاهنامه در داستان بیژن و منیژه به اون اشاره کرده. حالا چهار نفر اونور آب شاهنامه را خوندن و نظریه را به اسم خودشون چاپ کردن. متاسفم برای ما ایرانیا.

  • هانی
    یکشنبه 2 آبان 1389 - 22:56:47
    پاسخ
    7 14

    عالی بود

  • داراب
    جمعه 26 آذر 1389 - 23:12:19
    پاسخ
    15 10

    سلام آیا روح را از بدن جدا کردن یک واقععیت است یا تخییل متشکرم.

    • مهدی
      سه شنبه 13 تیر 1396 - 17:01:02
      3 2

      نگاه کن دوست عزیز.اساس انسان روحه ولی چون ما متعلق به این دنیا هستیم روح مستقیما نمی تونه آثار خودشو روی پدیده های مادی بزاره چون با عالم مادی نقطه وصلی نداره پس اساسا باید یه چیزی باشه که نطقه وصل بعد روحی و مادی انسان باشه یعنی یه چیز مادی باشه که بتونه نقش روح فی ذاته و از طریق ارتباط با روح رو بازی کنه و این همون ذهنه.تمام فعالیت های معنوی انسان قطعا درگاه مادی دارن و دانشمندان می تونن قسمت های از مغزو به اونا نسبت بدن

    • نصوير
      جمعه 27 مرداد 1396 - 17:08:05
      2 1

      من با نظر مهدي جون موافقم اينكه روح بايد نقطه اتصالي داشته باشه و علم چيز مادي است و مثل فلسفه عمل ميكنه و فكر ميكنم احتمال بيحد كم و يا شايد هرگز نتونه روح كه وراي اونه درك كنه .

    • بی نام
      شنبه 18 شهریور 1396 - 14:12:43
      0 0

      یه نکته ای در مورد حرفی که دوست بالایممون زده که علم چیز مادی است اتفاقا علم مادی نیست. به این موضوع در مقاله ی سوم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم پرداخته میشه

  • علی.م
    شنبه 11 دی 1389 - 05:14:48
    پاسخ
    42 43

    نخندید ولی بنظرم روح وجود نداره چون بوضوح قابل لمس نیست برام... میگم روحم کجاس ک من ازش خبر ندارم

    • بی نام
      پنجشنبه 14 آبان 1394 - 16:06:19
      61 14

      خوبه که مادرزادی نابینا آفریده نشدی وگرنه می گفتی نور هم وجود نداره,

    • احسنت
      جمعه 11 دی 1394 - 15:26:36
      18 11

      بی نام یعنی این نظری که دادی رو باید طلا گرفت دمت گرم خال زدی ماشاالله

    • بی نام
      جمعه 11 دی 1394 - 16:41:31
      11 17

      اشتباه مثبت دارم، عواطف انسان سرچشمه از روح انسان است كسي كه عاشق ، خوشحال يا ...ناراحت و هرچي اينا از روح بيش تر حال ندارم بنويسم

    • بی نام
      سه شنبه 13 تیر 1396 - 20:26:55
      4 2

      مگه فکر و خیالت قابل لمسه میشه گفت فکر نداری ؟وقتی که میخوابی و در عالم رویا به جاهای مختلف سفر میکنی نشانه وجود روحه دیگه شاید در اینده متوجه بشی که اینجا اومدی یا این شخص را جایی دیدی اما یادت نمیاد کجا و چگونه چون با روحت سفر کردی

  • ش.ش
    جمعه 15 بهمن 1389 - 04:54:05
    پاسخ
    38 37

    روح یک حقیقت زیباست چه بسا اگر از اسرارش مطلع میشدیم ارزو میکردیم زودتر از پیله جسم بیرون بیاییم .قفس تن چو شکستی دگر ازاد و رهایی ...

  • شهروز
    شنبه 16 بهمن 1389 - 16:52:37
    پاسخ
    21 4

    جالب هست این خبر ولی باور کردنش سخته حالا من نمی دونم ممکن این افراد جراحی شده ضمیر نا خود آگاه را از دست داده باشند یعنی یک جنبه روانی هست نه اینکه روح

  • علی جوادی
    سه شنبه 8 آذر 1390 - 21:50:52
    پاسخ
    43 28

    این خبری که جایگاه روح در مغز مشخص شده یک دروغ بزرگ است. بزرگترین دانشمندان با بررسی علمی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که حس و درک و هوشیاری انسان فقط و فقط مغز است نه روح.

  • رضایی
    جمعه 15 اردیبهشت 1391 - 15:47:57
    پاسخ
    34 31

    فلاسفه قدیم چه غرب چه اسلامی از آنجا که همگی قبل از وقوع علوم جدید مثل شبکه عصبی و ژنتیک بودنئ مسائل احساسی و معنوی (معنایی) که داریم را در جسم نمی یافتند و بنابر این علاوه بر جسم موجودیت دیگری قائل بودند که روح نام نهادند و طی هزاران سال هر کسی فکر می کرد به جز جسم دارای یک بخشی بنام روح نیز است . اما امروه وقتی اثبات می شود کلیه عناطر معنایی و مجردات مثل کم رویی شجاعت حالات روانی خوشحالی و.. همگی در ژن ها و سلول های مغزی موجودیت دارند بنا بر این می توان نتیجه گرفت که اینها قسمتی از بدن هستند (و بعضا ارثی هستند) و جسم محسوب می شود بنا بر این روح وجود ندارد حتی بعضی ها که خواب را اثبات روح می دوند باید بدانند که خواب نیز عناصر تصویری ذهن است که از مغز سرچشمه می گیرد و متخصصان پی برده اند.

    • بی نام
      جمعه 15 خرداد 1394 - 19:58:05
      9 16

      مجهولات مغز اونقدر بیشماره که نمیشه قطعی نظر داد. درک مفاهیم انتزاعی منافاتی با روح نداره. اگر همه چیز رو منحصر به مغز بدونین یعنی اینکه بقای انسان از نطر روحیمعنوی را پس از مرگ و در نتیجه معاد و قیامت را انکار می کنید که از نظر عقلی و نیز مباحث عدالت این انکار باطل است. باید چیزی فراتر از مغز جسمانی باشد و شما اسم آن را خود مغز می گذارین. یه چیزی یا ماهیتی حتما هست که آدمها رو به عوالم دیگه وصل میکنه: وحی الهی و دین خیلی بهتر از علم چپل چلاق بشری و تحقیق فلان دانشمند جواب میدهد و انسان می سازد. اگر آدمها به بقای روح و قیامت اعتقاد داشتند هرگز در حق هم اینقدر بدی نمیکردند و عالم جسمانی و طمع و شهوت رو برتری نمی دادند. نقش قلب و میل و درجات معنویانسانی رو نمیشه انکار کرد.

  • محمد
    جمعه 18 مرداد 1392 - 08:48:17
    پاسخ
    43 49

    از دیدگاه من . چیزی تحت عنوان روح در انسان و دیگر جانداران وجود ندارد . چرا که هیچ دلیلی برای وجود آن نمی بینم . مرگ ساده است . قلب انسان دیگر یمیار نمی کند - خون به مغز نمی رسد و این یعنی مرگ. منشا احساسات - ترس - ایمان - اعتماد بنفس و .... همه و همه مغز است و بر اساس آنچه مشاهده کرده و برداشتی که از محیط داشته ایم به وجود امده اند.

    • امیر حسن
      جمعه 30 آبان 1393 - 01:57:24
      28 9

      سلام. بهتره به استدلال های بو علی سینا در اثبات این مسئله یک نگاهی بندازی دوست عزیز.

    • مهدی
      پنجشنبه 14 آبان 1394 - 14:00:42
      12 7

      به نظر می رسه شما به تعریف و مفهموم مورد نظر از روح آشنایی نداری. بله همانظور که گفتید مغز به منزله ابزار فرماندهی است که جسم از طریق مغز کنترل می شود چه به صورت ارادی چه غیر ارادی. اما روح به حقیقت وجودی انسان اشاره دارد و اینگونه نیست که مثلا در بدن انسان و در مکانی قابل اندازه گیری و سنجش باشد. اینکه شما پس از مرگ این بدن طبیعی و مادی نیست و نابود نمی شوی به روح شما ارتباط دارد. بیشتر مطالعه بفرمایید.

  • ناشناس
    پنجشنبه 31 مرداد 1392 - 16:32:59
    پاسخ
    35 32

    دوستان اگرما روح نداشته باشیم خوب به چه دردی میخوریم پس باید برای همیشه به نیستی بریم؟ اگر به خدایی اعتقاددارین این مطلب رو بخونین کره زمین: فکر میکردن بی انتهاست اما بعد از کشف سیارات دیگه دیدن که زمین محدود بوده اما جهان باز هم بی انتهاست قانع نشدن و حقم داشتن فکر میکردن صد ها میلیارد ستاره هست و پایانی ندارن اما وقتی کهکشان ما رو کشف کردن و دیدن که صدها میلیارد کهکشان مثل مال ما وجود دارن و تازه فهمیدند که اون همه ستاره که فکر میکردن پایان نداره دیدن که اون صدها میلیارد ستاره درون کهکشان جای گرفتن معلوم هم نیست که در آینده کشف کنن پدیده ای رو که این صدها میلیارد کهکشان درون اون پدیده جمع شدن خدایی که همه اینها ساخت دستشه ایا ما با وجود چنین خدایی بعد مرگ دیگه نابود شدنی هستیم؟

  • atena
    شنبه 3 خرداد 1393 - 00:31:11
    پاسخ
    24 12

    تمام دوستان محترمی که فکر می کنند روح وجود نداشته و همه حالات انسانرو قابل تقلیل به فرآیندهای مغزی می دونند باید توجه داشته باشند که یکسان دونستن حالات ذهنی و عملکرد مغزی هم به لحاظ فلسفی و هم از نظر علم تجربی دچار اشکالات فراوانیه که پیشنهاد می کنم حتما نقد نظریه اینهمانی ذهن و مغز رو بخونن... در ضمن برداشت بیشتر مردم از روح صحیح نیست. اینطور نیست که ما یک روح و یک جسم کاملا مستقل و بی ارتباط به هم داشته باشیم مرحوم ملاصدرا معتقد بودند جسم و روح هردو مراتبی از یک وجود اند و روح زاییده شده از تکامل جسم است جسمانیه الحدوث... برای آشنایی با نظر اسلام و اصلاح برداشت عامیانه از روح حکمت متعالیه ملاصدرا رو پیشنهاد می کنم. فلسفه ذهن کیت مسلین هم برای شناخت انواع نظریات پیرامون ذهن مفیده.

  • حسینی
    جمعه 3 بهمن 1393 - 11:25:13
    پاسخ
    4 1

    با سلام : دوستان عزیز به موارد مندرج در پیام های بعدی توجه فرمایید.

  • شادی
    جمعه 27 شهریور 1394 - 21:10:54
    پاسخ
    24 4

    من تعجب میکنم این چه تیتریه؟ اتفاقا وقتی این خبرو آدم میخونه به وجود روح شک میکنه چون قبلا هراونچه رو که به مغز نمیتونستن مرتبط کنن به روح مرتبط میکردن، اگه کم کم تمام اون ویژگیهایی که قبلا به روح نسبت میدادن رو علم ثابت کنه که به مغز مربوطه دیگه وجود روح منتفی میشه واقعا خنده دار تر از این تیتر وجود نداره. جایگاه روح در مغز یکمی فکر کنین قبل از اینکه مطلبیو بذارین تو سایتتون.

  • مهرداد
    شنبه 4 مهر 1394 - 17:10:36
    پاسخ
    23 13

    روح و جهان اخرت قطعا وجود داره و بهترین دلیل اثبات این موضوع گذشته از امدن صدو بیست و چهار هزار پیامبر اینه که هیچوقت مجموعه ای شبیه جهان که با این نظم عجیب و دقیق که شاهدش هستیم خود به خود بوجود نیامده و خداوند برای موجودیت هر مخلوقی هدف معینی تعیین کرده و جزا و پاداش خوبی ها و بدی های هرکس در جهان اخرت به فرد داده میشود. ولی اگر یک ثانیه به این موضوع که خدایی وجود ندارد و روح یک توهمی است که از مغز سرچشمه میگیرد تمرکز کنی قطعا به پوچی و نیستی هر چه موجود هست پی خواهید برد

  • بی نام
    دوشنبه 19 بهمن 1394 - 11:36:05
    پاسخ
    8 5

    مغز و روح تناقض و منافاتي با هم ندارند. كشفيات دانشمندان نشان مي دهد كه فعل و انفعالات مغز نمي تواند به تنهايي موجب بروز رفتارهاي بشر شود. بلكه اين فعل و انفعالات نتيجه و معلول يك تصميم از يك مرجع بالاتر است كه موجب تغييرات مغزي مي شود. حالا اسمش روح ست يا چيز ديگر مشخص نيست منتها هر قسمت مغز براي انجام كار يا بروز احساسات خاصي ايجاد شده است كه اگر پزشكان آن را دستكاري مصنوعي كنند همانند فرمان روح كه به صورت طبيعي باعث تغييرات مغز مي شود، عمل مي كند. در واقع مغز وسيله تشخيص اطاف است و روح وسيله قضاوت درباره اطراف و تصميم گيري. در نتيجه مغز تحت كنترل روح قرار مي گيرد. منتها اگر نقصي وارد شود مثل آلزايمر روح ديگر نمي تواند از طريق آن بخش عملي را فرمان دهد.

  • محمد رضا
    شنبه 29 خرداد 1395 - 17:12:13
    پاسخ
    7 5

    به نظر من اگر همه چیز مادی است و زنده بودن یعنی پمپاز خون حال اگر مرده ای را به پمپی حتی قوی تر از قلب وصل کرده وبا خون هم گروهش سیراب سازیم انوقت باید زنده شده وهمان انسان قبلی شود در صورتیکه چنین عملی نه تنها در انسان بلکه در هیچ موجود دیگری شدنی نیست این خروج روح است که سبب مرگ جسم می شود نه اینکه مرگ جسم سبب خروج روح می شود

    • امين
      شنبه 29 خرداد 1395 - 23:40:11
      5 2

      دوست عزيز اين ديگه چه استدلاليه مگه به همين سادگيه كه با پمپاژ خون مرده اي دوباره زنده بشه.وقتي سلول هاي بدن ميميرن ديگه با خون رساني زنده نميشن كه،مثل اين ميمونه كه به يه مرده اي هي غذا بدي تا زنده بشه.

  • hadi
    جمعه 4 تیر 1395 - 14:41:20
    پاسخ
    1 1

    فیلمی تو یوتیوب هست که اگه russian dog experiment رو سرچ کنید میتوند پیداش کنید که مربوط به احیای سر بریده شده‌ی یک سگ با استفاده از دستگاه پمپاژ خون مصنوعیه

    • فرهاد
      دوشنبه 10 مهر 1396 - 01:14:36
      0 1

      اگر در نت سرچ کنید با دلیل ثابت شده این ویدئو جعلی است

  • بی نام
    دوشنبه 1 شهریور 1395 - 02:38:59
    پاسخ
    5 0

    باور کنید روحم از این موضوع خبر نداشت هرچند توی مغزم بود

  • هادی
    یکشنبه 28 شهریور 1395 - 10:07:08
    پاسخ
    0 0

    تیتر زدید مکان روح در مغز مشخص شد اول بگویید مراد از روح چیست؟ و چون مکان داشتن لازمه ی ماده است ثابت کنید روح مادی می باشد؟

  • بی نام
    دوشنبه 22 آذر 1395 - 15:05:48
    پاسخ
    1 2

    حیوانات ک روح ندارند فقط انسانه پس پیونت سگ بوده ن انسان

  • مسعود
    پنجشنبه 7 بهمن 1395 - 01:17:19
    پاسخ
    3 1

    داداش روح هست یا نیست چه فرقی میکنه؟ همه یروز میمیریم میریم میفهمیم همه چیزو...زندگی اونقدر چیزای قشنگ داره که کشف نشده که خیلی مهمتر از روح و مرگ و قیامت......انسانیت داشته باشیم کافیه مطمینم اگه خدا باشه هم همینطوری میسنجه...خدا نگهدارتون باشه

  • داود
    جمعه 22 بهمن 1395 - 23:18:00
    پاسخ
    1 1

    باسلام خدمت دوستان انجنان که درموردروح بحث شدبا استدلال های که دربالاشدنمی شودروح را اثبات کردمثلابیماری که به یک داروحساسیت داده رفته توشوک وفقط باونتیلاتور زنده است وهر لحظه دستگاه خاموش شود مطمئنن می میرد خوب اینجا مسلم است که روح درمرگ اوتصمیم گیرنده نمی تواند باشد درموردحالات مغزوابعادمعنوی دیده شده اکثرکسانی که داروهای اعصاب وروان مصرف می کنندگرایش مذهبی بالا دارندچون بیشتراز مرگ می ترسندوبعضی ها هم خودکشی می کنند بخصوص کسانی که افسردگی دارندمثال دیگر کسی که داروی قلبی خود را عمداقطع می کندوسکته منجر به مرگ می کند درهمین حال اگرامکانات درگولدن تایم مرگ سلولها باشه بیمار برمی گردد اینجا هم مسلما روح نقشی نداردولی واقعا روح چیست کجاست هنوز بطورکامل ناشناخته است

  • م
    شنبه 30 بهمن 1395 - 17:43:03
    پاسخ
    0 0

    عالی بود.یه سوال داشتم میشه یه طریقی ثابت کنید که تو بدن روح هست یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خیلی دوست دارم بدونم.اگه میدونین جواب بدین لطفا.....

  • بی نام
    سه شنبه 13 تیر 1396 - 21:06:59
    پاسخ
    1 0

    اینایی که در موردش صحبت شده رو میتونیم بگیم احساس خوب احساسات در مغز هم آنالیز میشند ولی جنبه روحیم دارند. تو بیماران روانی هم دیده میشه که بعضی خیلی از لحاظ معنوی قوی هستند و احساس معنویت شدید دارند. کلا قسمتهایی از مغز رو بردارند طرف نسبت به بعضی چیزها بی تفاوت میشه بسته به جایگاه برش که در بیماری صرع مقاوم از این روش استفاده میشه.

  • محمد
    شنبه 15 مهر 1396 - 12:37:47
    پاسخ
    8 1

    1ـ فرض کنید یک ربات آدم نما با کامپیوتر و ... بسازید. عین آدم محبت می کنه. عین آدم فکر می کنه. فکر می کنید اون چیز که شما از خودتون درک می کنید توی اون ربات به وجود می آد؟ نه. فقط نظم سیگنال های الکترونیکی در صورت آن ربات خنده می آورد یا مسئله ای را حل می کند. این چیزی که شما از خودتون درک می کنید و در هیچ رباتی به وجود نمی آد روح شماست که مادی نیست. 2ـ این روح به دنیای مادی از طریق مغز شما مرتبط شده است. می توان با دستکاری مغز دریچه ارتباط روح با دنیای مادی را تغییر داد. حتی اصول، عقاید و ... . ولی نگران نباشید قرار نیست روح هیچ مجنونی بابت تصمیماتی که در زمان جنون گرفته شده است مورد مجازات اخروی قرار بگیره. 3ـ ماورای طبیعت با تفکر فلسفی قابل درک است و نه صرف علوم تجربی.

  • حامد
    شنبه 6 آبان 1396 - 12:36:01
    پاسخ
    1 0

    دوستان ارتباط روح با مغز مثل ارتباط امواج صوتی و تصویری با گیرنده یعنی تلویزیون است، یعنی مثلاً روح همان امواج هست و مغز هم تلویزیون وتاوقتی که تلویزیون سالم باشد تصاویر ارسالی گرفته و پخش می‌شود اما زمانی مشکلی برای تلویزیون بوجود بیاد دیگه قادر به پخش صدا و تصویر نیست و این مثال جواب کسانی هست که میگن اگر انسان روح داره چرا وقتی یک ضربه ای به مغزش میخوره حافظه یا عقل خودش روازدست میده، شما اگریکی از قطعات مربوط به گرفتن تصویر رو از تلویزیون جدا کنی یا به هر شکلی خرابش کنی دیگه تصویری نشون میده؟ وباز این مثل برای کسانی هست که میگن اگر روح وجود داره چرا دیده نمشه، ببینم آیا شما امواج تصویری تلویزیون و یاامواج موبایل رو میبینید، نه به هیچ وجه قابل دیدن نیست،اماوجود دارد.

  • بی نام
    جمعه 24 آذر 1396 - 19:11:00
    پاسخ
    0 0

    به نظرم ملاک علمی بودن باید بر اساس مشاهده و تجربه باشد چون انسان ها فقط با مشاهده و آزمایش می توانند به توافق برسند. انسان های قرون گذشته با توجه به علم موجود فرضیاتی را برای تبین پدیده ها مطرح می کردند و چون از کارکرد مغز و نورون با خبر نبودند آگاهی و شعور را محصول موجودی غیر مادی می دانستند اما در عصر حاضر با پیشرفت در زمینه نوروساینس و علوم شناختی این فرضیه قابل دفاع نیست مثلاً ابن سینا معتقد بود روح غیر مادی است چون اگر هر قسمت از بدن قطع شود باز می توان گفت من اما او توجه نداشت که سایر اندام بدن به نسبت مغز کارکرد اندکی در زمینه معرفت دارند . و سخن آخر این که علم تجربی می تواند پیش فرض های ذهنی ما را به چالش به کشد

  • بی نام
    جمعه 24 آذر 1396 - 19:12:16
    پاسخ
    0 0

    به نظرم ملاک علمی بودن باید بر اساس مشاهده و تجربه باشد چون انسان ها فقط با مشاهده و آزمایش می توانند به توافق برسند. انسان های قرون گذشته با توجه به علم موجود فرضیاتی را برای تبین پدیده ها مطرح می کردند و چون از کارکرد مغز و نورون با خبر نبودند آگاهی و شعور را محصول موجودی غیر مادی می دانستند اما در عصر حاضر با پیشرفت در زمینه نوروساینس و علوم شناختی این فرضیه قابل دفاع نیست مثلاً ابن سینا معتقد بود روح غیر مادی است چون اگر هر قسمت از بدن قطع شود باز می توان گفت من اما او توجه نداشت که سایر اندام بدن به نسبت مغز کارکرد اندکی در زمینه معرفت دارند . و سخن آخر این که علم تجربی می تواند پیش فرض های ذهنی ما را به چالش به کشد

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x