در نخستین روزهای سال ببر در چین، ببرهای سیبریایی - روسی - در باغ وحشی در این کشور برای بازدیدکنندگان برنامه اجرا کردند. احتمالا چند قفس آن طرفتر در این باغ وحش میمونها هم با غرور راه میروند و غرش میکنند و چنگ و دندان نشان میدهند!
به گزارش خبرآنلاین، گفته میشود ببرهای سیبریایی بینوا با ۳۰۰ کیلوگرم وزن، بزرگترین زیرگونهی ببر و بزرگترین گربهسان زنده جهان هستند، که در چین به این روز و حال در آمدهاند و در هیبت میمون ها به اجرای نمایش با دستور مربی چشم بادامی پرداختند.

از ذهنیت و خودآگاه و ناخودآگاه چینیها در این مورد بیاطلاعیم، اما پرورش حیوانی چون ببر که نماد قدرت و سلطه و ... است، به شیوهای که مانند برخی جانوران روی دوپا برخیزد و حرکات نمایشی انجام دهد، خواسته و ناخواسته دربردارنده معناهایی است.
حتی بدون تحمیل نگاه فرهنگی و معنا شناختی ایرانی، و صرفا با توجه به مناسبات پیجیده دنیای کنونی و نگاه ژرف کنفوسیوسی چینی و رقابت جدی این کشور و روسیه، چه بسا چینیها با این روش یعنی«میمونیزه کردن ببرهای روسی»، در پی استخفاف روسها هستند و این تحرکات حاوی پیامهایی برای روسهاست. از جمله اینکه ما چینیها ببر روسی را رام کردیم و ابهت آن را شکستیم.
چنین صحنه و تصویری، به قول علمای علم ارتباطات یک پیام است، و میتواند واجد معناهایی باشد. این عالمان به ما میآموزند که آنچه منتقل میشود پیام است و نه معنا. معنا درون ماست و این پیام نیز میتواند حاوی معنای مذکور باشد، هر چند که برای برخی توطئهانگارانه به نظر برسد.
به علاوه، با توجه به گستره وسیع «دیپلماسی یا جنگ نرم»، تعابیر چنینی از رفتار چینیها دور از واقع نخواهد بود؛ اینکه کشورها در پوشش مسائل حیواندوستانه، بیولوژیک، اکولوژیک، ژنتیک و... حیوانات بومی کشور رقیب را از زادگاه خود خارج کرده و و با ترتیباتی تصور و معنایی متفاوتی از آن حیوان خلق کنند و در واقع با خلق تصویر جدید سلطه و استیلای خود را به نمایش بگذارند.
رفتار چینیها هشداری است برای مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان بویژه آقای «مرادی» که هنوز نمیداند آهوان ایرانی برای معالجه به قطر داده شدهاند یا کار تحقیقاتی، و جالبتر اینکه نام موسسه تحقیقاتی قطر را هم نمیدانند. این اظهارات چکیده گفتوگوی این مقام مسئول با پیک بامدادی خبر 8 صبح رادیو سراسری در امروز- دوشنبه سوم اسفند 88 - است.
این مقام سازمان حفاظت محیط زیست به این پرسش خبرنگار رادیو نیز جواب مشخصی نداد که «مگر در ایران امکان معالجه این حیوانات وجود ندارد؟!»
آهو را عربها «ظـَبی و غزال» و آذریها «جیران» میخوانند، و یکی از معانی مشخص آن در ادبیات کلاسیک ایران و عربی «معشوق» است؛
- تالله یا ظبیات القاع قلن لنا / لیلای منکن ام لیلی من البشر [ای آهوان دشتها بمن بگویید که لیلا از شماست یا از ما انسانها]
- یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان / وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
- آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد / یاران چه چاره سازم با این دل رمیده (حافظ)
با توجه به رقابت دیرینه اعراب و ایرانیان در منطقه در ابعاد مختلف، جنگ نرم، شیوههای فرهنگی برخی اعراب حاشیه خلیج فارس برای جبران ضعف خود و استخفاف ایرانیان و معنا و نماد شناسی ایرانی از این حیوان بومی، جا دارد توجه بیشتری به این گونه مسائل شود، چرا که موضوعاتی از این دست صرفا به یک سازمان زیست محیطی مرتبط نیست و تنیدگی مسائل و رشته های مختلف از هر رفتار معانی مختلفی را پدید آورده و پیام هایی به دنبال دارد.






نظر شما