پنج شنبه 10 فروردین 1396
شنبه 28 اسفند 1395 - 09:46:15 چاپ

سرداران دفاع مقدس لزوما فرماندهان مناسبی در جنگ نرم نیستند!

وبلاگ > زائری، محمدرضا - بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تحولی که در منطقه ایجاد کرد و اثری که در جهان داشت توطئه های دشمن برای توقف حرکت انقلاب از جنس سخت و نظامی بود- چه در آشوبهای محلی داخل کشور و تحرکات تخریبگرانه گروهکی و چه در جنگ تحمیلی و تحریم های اقتصادی - اما بعد از پایان جنگ تحمیلی رویکرد استکبار جهانی برای مقابله با جمهوری اسلامی به طور کامل تغییر یافت و ماهیت نرم پیدا کرد.

در اين مرحله برنامه دشمن به طور اساسي بر تحول ذهنيت و تفكر مردم مخصوصا نسل جوان از طريق فعاليتها و برنامه هاي فرهنگي متمركز شد و قالبهاي گوناگون ادبي، هنري، رسانه اي به عنوان حامل هاي جديد پيام دشمن با هدف تغيير گرايش ها، نگرش ها و انتخابهاي ايرانيان در سبك زندگي مورد نظر قرار گرفت.
از همان زمان و همپاي آغاز عمليات نرمستيز دشمن و پيش از همه رهبر انقلاب ابعاد اين توطئه هاي تازه و متفاوت را تشخيص دادند و بيش از همه بر خطر شبيخون و تهاجم فرهنگي تأكيد كردند.

بر اين اساس اين اعتقاد و عزم در جبهه انقلاب به وجود آمد كه بايد براي مقابله با شبيخون فرهنگي اقدام كرد اما دريغا كه در بسياري موارد اشتباهات و انحرافات جدي رخ داد و خطاهايي صورت گرفت كه تا امروز نيز ادامه دارد.
خطاهايي كه اگر نگوييم به مدد برنامه ها و نقشه هاي دشمن آمد بايد اعتراف كنيم كه اثري هم در مقابله با توطئه ها نداشت. از اختصاص بودجه هايي كه صرف حك كردن شعار مقابله با تهاجم فرهنگي روي قندان و فنجان يكي از سازمان هاي فرهنگي كشور شد تا انواع پوسترها و تابلوها كه فقط تكرار لفظي سخنان رهبر انقلاب بود بي آن كه زمينه و مقدمه اقدامي عملي در اين ميدان باشد.

در چنين شرايطي متاسفانه اين باور چندان قوت نيافت كه براي تهاجم نوين بايد خاكريزهايي جديد زد و براي مقابله با فيلم و موسيقي بايد سلاحي از همين جنس جستجو كرد.
يكي از نخستين خطاهاي راهبردي همين بود كه برخي تصور كردند در اين ميدان جديد نبرد باز هم مي توان به سراغ سرداراني رفت كه در آزمون هشت سال دفاع مقدس سرافراز بوده اند و جان و مال و زندگي و جواني خود را به كوره ابتلا برده اند.
در آن بحبوحه و آشوب كسي با خود نيانديشيد كه براي ورود به اين ميدان تعهد به اسلام يا وفاداري به انقلاب كافي نيست بلكه اين ميدان جديد و اين كارزار كاملا متفاوت فرماندهان و سرداران خودش را مي خواهد.
اين ميدان جديد، ميدان طراحي عمليات رواني است. اين جبهه، كارزار نقشه هاي ايذايي براي اثرگذاري بر افكار عمومي است. نياز اين ميدان مخاطب شناسي و قدرت اين عرصه مرجعيت اجتماعي است. سلاح اين جنگ ابزار هنري و توانايي اين مرحله از مقابله و رويارويي تنها قدرت تاثير گذاري عاطفي بر مخاطب جوان است.

اينجا آشنايي با كوههاي غرب و صحراهاي جنوب لازم نيست. اينجا تجربه كار با توپ صدوشش يا قدرت خنثى كردن مين ضدتانك به كار نمي آيد. اينجا ميداني كاملا متفاوت و جبهه اي كاملا مختلف است.
سرداران سرافراز و بزرگ دوران دفاع مقدس لزوما فرماندهان مناسبي براي ميدان جنگ نرم نيستند و چه بسا گاه بر اثر عدم توانايي در شناخت خطر و ناتواني در طراحي عمليات مناسب ناكارآمد و ناتوان نيز باشند.
اين جبهه خصوصيات خود را دارد و سازكار خود را مي طلبد. اينجا شناسايي هم مي خواهد اما نه روي نقشه جغرافيا و بين كوه و دشت و صحرا، بلكه روي نقشه پراكندگي علايق و دلبستگي هاي مخاطب.

اينجا هم نيروي عملياتي مي خواهد و تلفات دارد اما نه از جنس زخمي شدن جسم و شهادت، بلكه از جنس خرج كردن آبرو و به حراج گذاشتن حيثيت!
اين ميدان با آن ميدان خيلي فرق دارد و تنها اشتراكش ضرورت اخلاص و صدق نيت مبارزان است و رمز عمليات كه همچنان "ياحسين" خواهد بود، اما همان قدر كه توطئه و تهديد دشمن تفاوت كرده است بايد مقابله و برنامه ما نيز تفاوت كند.
براي شفاف تر شدن موضوع كافي است به آرايش جبهه دشمن نگاه كنيم.آيا آمريكا براي تهاجم فرهنگي خود ژنرال هاي پنتاگون را پيش فرستاده و كهنه سربازهاي جنگ ويتنام را فراخوان كرده است ؟

کلید واژه‌ها : دفاع مقدس (جنگ تحمیلی) -
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700