سه شنبه 25 مهر 1396
سه شنبه 29 فروردین 1396 - 07:55:07 چاپ
جدیدترین واژه سال دیکشنری آکسفورد؛ فریادی علیه دروغ‌سالاری

زمانهٔ «پساحقیقت»

وبلاگ > قنواتی، علی - واژه سال دیکشنری آکسفورد تابلوی قابل تأملی است که تصویری از جهان معاصر را در آیینه زبان به ما نشان می‌دهد. این بار «پساحقیقت» یا post-truth را به این عنوان برگزیده‌اند.

یک. 
آکسفوردی‌ها یک کار خوب و مجلسی در اواخر هر سال میلادی می‌کنند و آن اعلام «واژه سال» است. به آن Word Of The Year یا WOTY می‌گویند. یک‌جور اُسکار یا مسابقات ملکه زیبایی برای واژه‌ها! اعلان‌شان معمولاً با این عبارت شروع می‌شود: «پس از بحث و مناظره و تحقیق بسیار، واژه سال دیکشنری آکسفورد فلان است!» نمی‌دانیم سازوکار دقیق این «بحث و مناظره و تحقیق بسیار» چیست، اما هرچه هست نتیجه‌اش به دل می‌نشیند.

مثلاً واژه سال ۲۰۱۳ «سِلفی» بود؛ سالی که دوربین‌های موبایل و شبکه‌های اجتماعی، نارسیس درون ما را برای همیشه شکوفا کردند! یا واژه سال ۲۰۱۵ که یک انتخاب انقلابی و جنجالی بود. آکسفوردی‌ها برای این سال نه یک واژه متعارف که یک شکلک یا به‌اصطلاح اِموجی را به عنوان واژه سال انتخاب کردند: 😂 شکلک خنده اشک‌آلود یا Face With Tears of Joy. این انتخاب یک رجوع تمام‌عیار به ریشه‌های تصویری خط بود و باعث شد خیلی‌ها به احترام شهامت آکسفورد کلاه از سر بردارند.

این‌ها را گفتم که شما را با دوست جدیدمان آشنا کنم: خانم‌ها و آقایان! این شما و این جدیدترین واژه سال: «پساحقیقت» یا post-truth ! واژه‌ای که بر خلاف اسلاف‌ش هنوز در زبان فارسی جا باز نکرده است.

دو.
سازوکار دقیق انتخاب واژه سال آکسفورد را نمی‌دانیم، اما می‌دانیم از دل بانک اطلاعاتی استخراج می‌شود که ماهانه ۱۵میلیون کلمه را از کتاب‌ها و روزنامه‌ها و سایت‌ها و وبلاگ‌ها و حتی محاورات انگلیسی جمع‌آوری می‌کند و به‌اصطلاح روی نمودار می‌برد. مهم‌ترین ویژگی این واژه آن است که کاربرد آن در طول یک سال رشدی انفجاری داشته است. ولی انتخاب آن یک کار محاسباتی و ماشینی نیست؛ دبیران و سردبیران و کاربران و مشاوران دیکشنری، همه در این انتخاب نقش دارند. به‌علاوه، واژه سال آکسفورد، با این که در دایره زبان انگلیسی انتخاب می‌شود، معمولاً در زبان‌های دیگر هم وارد و پرکاربرد شده است...

چیزی که این انتخاب را برای من جالب توجه می‌کند رویکرد فلسفی و اجتماعی آکسفوردی‌ها، در عین گشاده‌رویی آن‌ها نسبت به تغییرات زبانی است. چیزی که در این انتخاب من را می‌ترساند خصلت مهاجم فرهنگ انگلوساکسون است که در حال بلعیدن همه فرهنگ‌های جهان از چین و ژاپن گرفته تا فارس و ترک و عرب و... روس و دویچ و فرانکوفون‌ها است... این سخن بگذار تا وقت دگر. هر چه هست، واژه سال آکسفورد، تابلوی قابل تأملی است که تصویری از جهان معاصر را در آیینه زبان به ما نشان می‌دهد.

سه.
بگذارید ببینیم این واژه «پساحقیقت» از کجا آمده و معنای آن چیست؟ وبلاگ آکسفورد می‌گوید پساحقیقت را نخستین بار در ۱۹۹۲ یک نمایشنامه‌نویس صرب-آمریکایی به کار برده است؛ آن هم در توصیف جنگ اول خلیج فارس. همان جنگی که جورج بوش پدر راه انداخت و به بهانه اشغال کویت به عراق حمله کرد. همان جنگی که برای نخستین بار پخش زنده آن را مردم آمریکا از CNN و دیگر شبکه‌های تلویزیونی تماشا کردند. اما معنای واقعی پساحقیقت را انگلیسی‌زبان‌ها تازه بعد از ترامپ و برگزیت کشف کردند و شروع کردند به استفاده روزمره آن!

برای اینکه معنی «پساحقیقت» را دریابیم باید ترکیب‌های پرکاربرد آن را بدانیم. پساحقیقت کم‌تر به تنهایی به کار می‌رود و این چهار ترکیب‌اند که آن را بر سر زبان‌ها انداخته‌اند:
- جهان پساحقیقت یا post-truth world
- سیاست پساحقیقت یا post-truth politics
- دورهٔ پساحقیقت یا post-truth age
- زمانهٔ پساحقیقت یا post-truth era

بیایید مفهوم آن را حدس بزنیم: پس از حقیقت؟ فراتر رفتن از حقیقت؟ عبور از حقیقت؟ باید در همین مایه‌ها باشد. راستی از حقیقت عبور کنیم به کجا می‌رسیم؟ به حقیقت بیشتر؟ به ذات حقیقت؟ به حقیقت محض؟ یا برعکس به باطل محض؟ به ذات باطل؟ باطل اباطیل؟!

چهار.
یک راهنمایی برای این که معنای پساحقیقت را بلافاصله دریابید: به دنیای اطراف نگاه کنید! دنیایی که توصیف‌ش چنین واژه‌ای را نیاز داشته است: دنیای ترامپ، توییتر، فیک‌نیوز، شبکه‌های اجتماعی، برگزیت، اروپا، داعش، ترکیه، سوریه، لیبی، عراق، یمن... دنیایی که هر چه بیش‌تر می‌جوییم کم‌تر می‌فهمیم‌ش! دنیایی که به قول چامسکی با «صنعت» روابط‌عمومی اداره می‌شود. دنیایی که در آن افکار عمومی، به دقت هر محصول تجاری دیگر، بسته‌بندی و خرید و فروش می‌شود. دنیایی که در آن واقعیات عینی، دیگر وجود ندارند و هرچه هست بازی شرکت-رسانه‌ها و بنگاه‌داران آن‌ها با احساسات و اعتقادات مردم است.

پساحقیقت یعنی چه؟ یعنی همین دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و صبح که از خواب برمی‌خیزیم، با خواندن تلخ‌ترین خبرهای عالم، با دیدن زشت‌ترین تصاویر آدم، نمی‌دانیم باید بخندیم یا گریه کنیم؟! برقصیم یا بر خود بلرزیم؟! بجنگیم یا دوباره بخوابیم؟! بمانیم یا اصلاً بمیریم؟!

خانم‌ها و آقایان! این شما و این دنیای پساحقیقت! این باطل‌ترین باطل اباطیل!

پنج.
پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت، پساحقیقت...! این تنها چیزی است که از این پس می‌توان بر زبان آورد...

می‌خواهید بدانید در سوریه چه می‌گذرد؟ پاسخ را می‌گویم: پساحقیقت! می‌خواهید بدانید اسد از شیمیایی استفاده کرده یا مخالفان؟ پساحقیقت! موشک‌بازی ترامپ به نفع داعش بوده یا روسیه؟ پساحقیقت! نمی‌دانید برای زمین‌گیر کردن داعش در سوریه و عراق به خود ببالیم یا سرزنش بشنویم؟ پساحقیقت!... نمی‌دانید ترامپ دشمن عربستان و قطر است یا دوست آنان؟ پساحقیقت. نمی‌دانید روسیه در سوریه رولت بازی می‌کند یا مونوپولی؟ پساحقیقت. نمی‌دانید کلاف منطقه سرش را در کدام چاه گم کرده است؟ پساحقیقت.

نمی‌دانید دیگر چه می‌‌دانید و چه نمی‌دانید؟ پساحقیقت! «پساحقیقت» پاسخی است که از این پس به هر سوال‌ باید داد. تنها پاسخی که از این پس به تمام سوال‌ها باید داد. چرا که جز آن، پرسش‌های ما - به تعبیر آن شاعر فرانسوی - از پاسخ خود سخت نومید اند!

به دنیای پساحقیقت خوش آمدید! دنیایی که در آن یک حقیقت و تنها یک حقیقت وجود دارد. این که دیگر حقیقتی برای فریاد زدن و سینه چاک کردن وجود ندارد. اینکه در این شب تیره، هیچ رسانه مستقلی برای آویختن قبای ژنده حقیقت پیدا نمی‌کنید. حتی رسانه‌های اجتماعی. حتی این صورتک‌های آشنا که سال‌ها با آن‌ها در جاده‌های رفاقت دویده‌ایم. دنیایی که در آن سینه‌چاکان آماتور، فریب‌خوردگان و جوگیرندگان اند و سینه‌چاکان حرفه‌ای، همین رفقای دور و نزدیک، مزدوران قلم به‌مزد! دنیای دیوانه دیوانه دیوانه!

شش.
فیلم «جان مالکوویچ بودن» (۱۹۹۹) یک ایده دیوانه‌وار و شگفت دارد: تونلی هست که مردم با سُرخوردن درون آن، برای دقایقی توی جلد این ستاره سینما می‌افتند و دنیا را از دریچه حواس و افکار او تجربه می‌کنند. مالکوویچ خودش این تونل را پیدا می‌کند و به درون خودش سرازیر می‌شود! انتظار داریم خودآگاهی مطلق را دریابد. اما دنیایی که او وحشت‌زده تجربه می‌کند یک مالکوویچستان پوچ و خنده‌دار است: همه آدم‌ها صورت او را دارند و تنها واژه‌ای که بر زبان می‌آورند نام اوست. خودش را می‌بیند که با دلبرش مالکوویچ! در رستوران نشسته و با هم حرف می‌زنند: «مالکوویچ، مالکوویچ!» پیش‌خدمت که مالکوویچ است سر میز آن‌ها می‌آید و می‌پرسد: «مالکوویچ؟» و آن‌ها از منو، غذای مورد علاقه‌شان را سفارش می‌دهند: «مالکوویچ!»... به نظر می‌رسد به جای خودآگاهی، او در خودشیفتگی مطلق افتاده است (در انگلیسی برای عاشق شدن از فعل افتادن استفاده می‌کنند)؛ به ناآگاهی محض! به مرزهای شناخت‌ناپذیر شناخت. او در خودش گرفتار شده و چاره‌ای ندارد جز این‌که در چشم خود چشم بدوزد و نام خود را تکرار کند...

نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه؟ می‌گویند تنها یک راه برای شکست دادن شیطان هست: این که مستقیم در چشمان‌ش چشم بدوزی و فریاد بزنی تو دروغ می‌گویی! تصورش هم لذت‌بخش است. اما وقتی شیطان، ماهیتی چنین منتشَر یافته است، پیدا کردن چشمان‌ش، چشم دوختن در آن‌ها، و حتی بر زبان آوردن این دو کلمه که «دروغ می‌گویی» بسیار دشوار است. شگفتا که یک واژه، پساحقیقت، چه‌گونه می‌تواند تمام این کارهای دشوار را یک‌سره کند! پساحقیقت واژه‌ای است که در چشم اسفندیار شیطان خیره می‌شود و هم‌زمان دروغ‌گویی او را فریاد می‌کند!

هفت.
پساحقیقت زیبا، پساحقیقت جان‌بخش! آه که افتادن در عشق این واژه چه آسان است! می‌خواهم چله بگیرم و جز آن بر زبان نرانم. می‌خواهم ساز بردارم و آن را بر کوی و برزن بخوانم. می‌خواهم قلم بردارم و تمام دفترهای دنیا را با این واژه پر کنم. می‌خواهم تیشه برگیرم و آن را بر تمام سنگ‌ها و کوه‌های جهان بتراشم. می‌خواهم روباتی بنویسم که پای تمام پست‌هایتان در تمام شبکه‌های اجتماعی آن را بنویسد! (این یکی را مجبور شدم به روبات بسپارم که باورپذیر باشد! 😂) می‌خواهم این واژه را چون قهقهه‌ای اثیری بر بام جهان سر دهم...

خوشا به حال انسان که هنوز فرشته زبان را دارد. زبان، این قدیمی‌ترین دوست و دیرپاترین راهزن بشر در جست‌وجوی حق و باطل! این کارآمدترین و بی‌فایده‌ترین ابزار بشر در سرند راست از دروغ. این خانه و خرابه توأمان تفکر. این پارادوکس ناگزیر دوست‌داشتنی. زبان! این پهلوان چغر و بد-بدن حقیقت که حتی وقتی شیطان در تمام نسوج‌ش تخم گذاشته است، حتی وقتی در مغز استخوان‌ش لارو‌های گندیده می‌لولند، هنوز می‌تواند نور و آتش در جهان به پا کند و واژه‌ای چون پساحقیقت بزاید.

پساحقیقت! پساحقیقت! زمزمه این واژه مرا هم‌زمان می‌ترساند، می‌خنداند و به خلسه می‌برد. چنان که گویی حقیقت را از دل حقیقت تماشا می‌کنم! حقیقتی که می‌گوید دیگر حقیقتی در میان نیست. حقیقتی که جای خود را به پساحقیقت داده است.

هشت.
خانم‌ها و آقایان! لطفاً کمربندهایتان را محکم ببندید و حنجره‌هایتان را کوک کنید. این شما و این آوازی برای سردادن در برابر شیطان:

پســــــــــــــــــا...حقیــــــــــــــــــ...ـقــــــــــــــــــت! 

 

------------------------------------------------------------------

پساحقیقت

7 دیدگاه
  • بی نام
    سه شنبه 29 فروردین 1396 - 15:05:07
    پاسخ
    0 0

    بهتر است به جای پسا حقیقت از ترجمه بسا حقیقت استفاده شود. به دلیل وضوح بسا حقیقت در این ترجمه تابتوان کثرت و نسبیت حقیقت را بهتر درک کرد و نویسنده هم از این همه تردید خلاص شود.

    • قنواتی
      دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 - 08:35:05
      0 0

      پساحقیقت ترجمه posttruth و نگارنده بی‌تردید این متن را در ستایش همین واژه نوشته است. :

  • بی نام
    چهارشنبه 30 فروردین 1396 - 16:28:14
    پاسخ
    0 0

    تعریف بسیار زیبایی داشتید از واژه "پسا حقیقت " که پشت رسانه ها پنهان و موجب سرگشتی انسان ها شده است.

    • قنواتی
      دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 - 08:27:08
      0 0

      سپاس از لطف شما

  • بی نام
    پنجشنبه 31 فروردین 1396 - 16:44:43
    پاسخ
    0 2

    عکستو عوض کن. مطلبت خوندنی تر میشه. دراز هم ننویس.

    • قنواتی
      یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 - 10:38:28
      0 0

      از توجه شما به «محتوا»ی این یادداشت سپاس‌گزارم

  • بی نام
    سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 - 08:58:37
    پاسخ
    0 0

    اگر دوست داشتيد "كلمات سال" متعلق به سالهاي گذشته مثلا بعد از سال 2000 را در يك جدول بهمراه معني آنها بنويسيد.

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x