سه شنبه 4 مهر 1396
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 - 18:11:55 چاپ

اندازه مقیاس ذهنی در اقتصاد

اقتصاد > اقتصاد کلان - حامدقدوسی*

به دانشجویان مهندسی و فیزیک از همان ابتدا یاد می‌دهند که باید شهود جدی حول «اندازه مقیاس» (و رابطه بین لگاریتم‌) متغیرها پیدا کنند تا بتوانند چشم‌بسته و سرانگشتی برخی ابعاد مساله را در ذهن تصور کنند.  مثلا باید بدانند که هر گرم فلان ماده حدودا شامل چند اتم است و هر سانتی‌متر معکب تقریبا چند گرم است و الخ. این شهود باعث می‌شود که بشود نتایج محاسبات را با تخمین‌های سرانگشتی از اندازه مقیاس مقایسه کرد و خطا‌های محتمل در محاسبات را کشف کرد.

استادان مهندسی همیشه داستان‌هایی از این جنس دارند که دانشجوی برق باید بداند یک خازن یک فارادی یعنی چه و اگر روزی در امتحانش ظرفیت لازم برای خازن یک ساعت مچی را ده فاراد حساب کرد باید آن درس را تکرار کند چون هنوز نمی‌داند خازنی با این ظرفیت چه سایزی دارد.
مهندسان خوب می‌دانند که وقتی صحبت از نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی می‌کنیم از چه موجود فیزیکی صحبت می‌کنیم. با اتکا به این شهود فیزیکی است که مثلا اگر نامزدی بگوید ظرفیت برق تولید کشور را ظرف چهار سال به ۵۰۰ هزار مگاوات می‌رساند ذهن هزاران مهندس در جا به کار می‌افتد که این ظرفیت جدید در عمل یعنی چند نیروگاه معادل نیروگاه حرارتی نکا و سد کارون ۳ و این‌که آیا ظرفیت منابع آبی و سوخت فسیلی و انرژی تجدیدپذیر و قابلیت مدیریت پروژه و پیمانکاری و تامین مالی کشور در این حد مقیاس هست یا نه. احتمالا با اتکا به این شهود چند ثانیه بعد به این نتیجه خواهند رسید که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. عجیب هم نیست که نامزدها معمولا (ولی نه همیشه) از وعده‌های فیزیکی از این جنس پرهیز می کنند.

همین شهود ذهنی برای متغیرهای اقتصادی هم به شدت نیاز است. ولی متاسفانه چون بسیاری از متغیرهای اقتصادی جنبه مجرد و غیرملموس دارند و رابطه دینامیکی بین آن‌ها پیچیده است تصور کردن آن‌ها و محدودیت‌های حاکم بر آن‌ها به سادگی متغیرهای فیزیکی نیست. در نتیجه همان مهندسی که بر اساس شهودش از موجودیت‌های فیزیکی کشور فورا به بی‌پایه بودن ادعای ظرفیت برق  ۵۰۰ هزار مگاواتی یا تولید نفت ۱۰ میلیون بشکه در روز پی می‌برد ممکن است محدودیت‌ها و الزامات حاکم بر ادعای رشد اقتصادی ۲۰ درصدی یا ایجاد سه میلیون شغل در سال یا یارانه ماهیانه ۳۰۰ هزار تومانی را حس نکند.

«تورم» هم از مشکلات دیگری است که باعث می‌شود شهود ذهنی در مورد متغیرهای اقتصادی دچار اختلال شود. بسیاری از متغیرهای اقتصادی با اعداد اسمی بیان می‌شوند که می‌تواند در طول زمان متورم شود بدون این‌که واقعا رشدی اتفاق افتاده باشد. از این واقعیت گاهی برای گول زدن مخاطب استفاده می‌شود. در مورد متغیرهای فیزیکی چنین اتفاقی نادرتر است. مثلا ظرفیت‌ آب تجدیدپذیر کشور ممکن است کمی در طول زمان تغییر کند ولی محدوده تغییرات آن کوچک است.

در حالی که بیان اسمی متغیرهایی مثل نقدینگی٬ بودجه دولت٬ سرمایه ثابت و امثال آن مرتبا با تورم بالا می‌روند و در نتیجه ذهن باید مرتبا این اثر را از آن‌ها بیرون بکشد. خود من به عنوان یک روش‌ تقریب‌زنی ذهنی اعدادی مثل بودجه جاری و عمرانی دولت، تولید ناخالص داخلی، واردات ، سرمایه‌گذاری و امثال آن را به «دلار» تبدیل می کنم تا هم صفرهای کم‌تری داشته باشد، هم تا «حدی» از اثر تورم مصون بماند و هم با کشورهای دیگر و معیارهای جهانی قابل مقایسه‌تر باشد. 
با همه این محدودیت‌ها می شود تلاش کرد و تخمینی از این اندازه‌های مقیاس به مردم داد تا بتوانند خودشان حساب و کتاب تقریبی داشته باشند.   

*اقتصاددان موسسۀ فن‌آوری استیونس آمریکا

 

3535

کلید واژه‌ها : اقتصاد ایران - اندیشه اقتصادی -
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x