به روزشده : لحظاتی پیش
زمان انتشار: ۸:۱۷ - ۱۳۸۸/۲/۱۲ | نسخه چاپی

سرآشپز مولکول‌ها

سایر مطالب - هارولد مک‌گی

از قدیم و ندیم گفته‌اند که آشپزی یک هنر است؛ اما هارولد مک‏گی نشان داده که آشپزی می‏تواند یک نوع علم هم باشد. بیست و پنج سال پیش در چنین روزهایی،‏ هارولد مک‏گی، نویسنده مسائل غذایی، مقاله‏ای را در نشریه نیچر با موضوع علم به‏هم زدن سفیده تخم‏مرغ در کاسه‏های مسی (!) منتشر کرد. این نویسنده امریکایی سال‌های درازی است که در مورد شیمی، علم آشپزی و غذاها می‏نویسد؛ اما رشته تحصیلی او ادبیات است! او دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را با موضوع اخترفیزیک در انستیتو فناوری کالیفرنیا، کالتک گذرانده و دکترای ادبیات خود را از دانشگاه ییل دریافت کرده است.

اما 25 سال پیش، او نظریه‌ای را خواند که می‏گفت سوفله‏هایی که تخم‏مرغ‏هایش در کاسه‏های مسی هم می‏خورند، بهتر از سوفله‏هایی است که در کاسه‏های بلوری هم خورده باشند. این تئوری برای او عجیب بود و برای اطمینان از صحت آن دست به آزمایش زد.

ابتدا دو سوفله مجزا درست کرد تا به واقع ببیند چنین ادعایی درست است یا نه. جواب مثبت بود. سفیده تخم‏مرغ‏هایی که در کاسه مسی زده شده بودند، یک‌دست و پایدار پف می‏کردند و به صورت کف سفید یکنواختی در می‏آمدند؛ اما سفیده‏های کاسه‏های بلوری با این که سطح مشابهی داشتند، در ژرفای خود حاوی ذرات معلقی بودندکه در مخلوط ناهمگون، غوطه‌ور و ناپایدار بود.

او سپس برای کشف علت این پدیده، از طیف‏سنجی استفاده کرد و دریافت که سفیده تخم‏مرغ با مولکول‏های مس سطح کاسه مسی واکنش نشان می‏دهند و همین، باعث به دست آمدن محصولی یکنواخت و پایدار می‏شود.
او در گفتگو با نشریه نیچر، توضیح داد که چگونه اول بار به علم و آشپزی علاقه پیدا کرده است.

چرا به علم آشپزی روی آوردی؟
به عنوان یک دانشجوی دکتری و با هدف تحصیل اختر‏شناسی به کالتک رفتم، اما آخرکار دیدم که درگیر ادبیات شده‏ام. وقتی معلوم شد که گرفتن مقام استادیاری خیلی سخت است، فکر کردم که علاقه‏ام را به علم با نوشتن درباره آن، دوباره به دست بیاورم. دراین میان، استیفن‏ هاوکینگ درباره سیاه‏چاله‏ها و لوییس توماس درباره دارو می‏نوشت و هیچ‏کس علوم مربوط به زندگی روزمره را پوشش نمی‏داد. چندتن از دوستانم آخر هفته‏ها دور هم جمع می‏شدند تا آشپزی کنند؛ بنابراین موضوع، خودش را مشخص کرد. یک نفر از من پرسید که چرا لوبیا باعث نفخ می‏شود و من فکر کردم که فهمیدنش باید جالب باشد!

چه چیز باعث جرقه مقاله 1984 / 1363 درنشریه نیچر شد؟
من به دنبال تصاویری برای کتابم، «درباره غذا و آشپزی» بودم که عکس یک آشپزخانه شیرینی‏پزی را در یک دایره‏المعارف فرانسوی قرن هجدهم پیدا کردم. در این تصویر، پسری برای به‏هم زدن سفیده تخم‏مرغ از یک کاسه مسی استفاده می‏کرد. من فکر کردم اگر این عقیده قرن‏ها مطرح بوده، بهتر است که نگاهی به آن بیاندازم.

همسرم تازه در دانشگاه استانفورد در کالیفرنیا شروع به تدریس کرده بود و همکارش در موسسه کارنیج نزدیک به استانفورد، یک طیف‏سنج داشت. بنابراین تصمیم گرفتیم که آزمایش کنیم. ما به رابطه‏ای پی‏بردیم که نشان می‏داد رفتار عملی سفیده تخم‏مرغ وقتی‏که پروتئین و گلیکوپروتئین در سفیده تخم‏مرغ، مولکول‏های مس را از روی سطح کاسه جذب می‏کنند؛ تغییر می‏کند.

سردبیر چگونه به این مقاله واکنش نشان داد؟
همه واکنش‏ها مثبت بود و هیچ نشانه‏ای نبود که انگار کاری غیر عادی ارائه کردیم. به یادم دارم که کسی به من گفت که این علم به نظر درست می‏آمد، ولی موضوع، مبهم و پفکی بود!

چه چیز باعث شد تا درباره غذا و آشپزی بنویسی؟
حجم وسیعی از اطلاعات درباره علم غذا و فرایند غذاسازی وجود داشت، ولی آن‌قدرها برای آشپزی کاربردی کافی نبود. بنابراین به نوشته‏های قدیمی پرداختم تا آن‏ها را برای یک آشپز عادی ترجمه و قابل استفاده کنم. فکر اولیه من، نوشتن کتاب پرسش و پاسخ بود که بر بخش کاربردی آشپزی تمرکز می‏کرد. اما پیش از این‏که حتی فصل اول کتاب را تمام کنم به یک ناشر برخوردم. درباره ایده تخیلی گوشت‏های خشک‏شده کنسروی در مایع با او حرف زدم و او گفت: «خیلی جالب است که یک تکه گوشت را چطور بپزیم یا چگونه نپزیم.» این گفتگو، دید مرا به کلی تغییر داد و تلاش کردم که درمورد مواد غذایی مختلف بنویسم.

در آن زمان، برای خوانندگانی می‏نوشتم که از خوردن و کمی ‏آشپزی کردن لذت می‏بردند؛ چون فکر می‏کردم که حرفه آشپزی به چنین کتاب ابتدایی‏ای نیاز ندارد. ولی وقتی کتاب بیرون آمد، از این فکر اشتباه درآمدم. دانشجویان آموزشگاه‏های آشپزی به من گفتند که قبل از این، از استادشان می‏پرسیدند که مثلا «چرا باید این چنین کنیم؟» و استاد جواب می‏داد که «سؤال نکنید، همیشه همین‌طوری انجام می‏شده، پس فقط انجامش دهید». من فکر می‏کنم که تغییر بزرگی در این حرفه به وجود آمده است. سرآشپز‏های امروز بیشتر به نوآوری علاقه‏مندند.

الان روی چه موضوعی کار می‏کنی؟
درحال حاضر فقط دارم کتابی را که قصد داشتم از اول بنویسم، تمام می‏کنم: یک کتاب کاربردی که خیلی کوتاه است؛ یک خودآموز آشپزخانه. پروژه بلندمدتی نیز درباره مزه، رایحه و چاشنی دارم؛ موضوعاتی که از دهه 1970 / 1350 به آن‏ها علاقه‏مند شده‏ام. قبل از این، هیچ‏کس نمی‏دانست چطور آن تاثیرات و احساسات به‌وجود آمده‌اند، حتی مولکول‏های مسئول در غذا یا مکانیزم انسانی برای شناسایی آن‏ها را نمی‌شناختند و چگونگی تهیه اطلاعات را هم نمی‏دانستند.

دوست داری چه غذایی بپزی؟
مادر من اهل هند شرقی است، بنابراین وقتی که در شیکاگو بزرگ می‏شدم، «کاری» جزو غذاهایمان بود. وقتی با دوستانم از مدرسه به خانه برمی‏گشتیم، می‏توانستیم بوی کاری را از چند خیابان آن‌طرف‏تر بشنویم. آن‏ها فکر می‏کردند که آن بو منزجرکننده و ناخوشایند است، ولی بوی کاری باعث می‏شد تا دل من به سر و صدا بیفتد. من عاشق مرحله آهسته و طولانی درهم آمیختن همه ادویه‏ها، پیازها، زنجبیل تازه و سیر و بقیه هستم که یک سس مخلوط واقعی را تشکیل می‏دهند. غذاهای مکزیکی هم بر اساس بسیاری از دستورالعمل‏های مشابه پخته می‏شوند. این دو نوع، غذاهای مطلوب من هستند.

نشریه نیچر، شماره 7239- ترجمه: آزاده پارساپور

کلیدواژه ها: شیمی -
زمان انتشار: ۸:۱۷ - ۱۳۸۸/۲/۱۲ | نسخه چاپی
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 10 + 12
ارسال نظر
7472
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 10 + 12
ارسال خبر