179 سرباز قربانی؟ واقعاً برای چه؟ در قبال 179 هزار عراقی بیگناه؟ یا شاید هم یکمیلیون نفر؟ ما که نمیدانیم و نمیخواهیم هم بدانیم. ما اصلاً هیچوقت نخواستیم درباره عراق چیزی بدانیم. برای همین هم هست که از این اعداد و ارقام سردر نمیآوریم. برای همین هم ترجیح دادیم عراق را ترک کنیم.
خوب به خاطر دارم که زمانی برای تحقیق درباره کشته شدن پسرکی عراقی به نام بحر موسی به پایگاه هوایی معروف بصره رفته بودم. پسرک با ضربه قنداق تفنگ نظامیان انگلیسی به قتل رسیده بود. اما مسئول روابط عمومی فرودگاه از حرف من خندید و گفت: " من که باور نمیکنم! "
برای من که پیش از این در ایرلند جنوبی هم مشغول به همین کار بودم چنین خندههایی تازگی نداشت. در آنجا هم این گونه برخوردها را دیده بودم. افسر انگلیسی حرف من را باور نکرد اما روز ترک نیروهای انگلیسی از بصره روز بحر موسی شد. پایان ماه آوریل برای مردم سرزمین بحر موسی روز خلاصی از شر قاتلان او بود.
تاریخ انتقام گیرنده سختی است. من در کتابخانهام نسخهای اصلی از بیانیه ژنرال انگوس مائود خطاب به مردم بغداد را دارم که در یک مزایده تلفنی چند روز پیش از حمله به عراق در سال 2003 آن را به قیمت 2000 دلار خریدم. البته امروز هر سنت آن هم باارزش است! "عملیات نظامی ما هدف خاص خودش را دارد. شکست دشمن! نظامیان ما که به شهرها و سرزمین شما پا گذاشتهاند اشغالگر یا دشمن شما نیستند. آنها برای آزادی شما آمدهاند." و به این ترتیب ماجرا شروع شد. باید اضافه کنم که مائود خیلی زود به سبب ابتلا به وبا در بغداد از میان رفت و از ماوقع ماجرا دیگر خبردار نشد!
بعد از شش سال و یک ماه و یازده روز انگلستان در نهایت عملیات نظامی خود را در عراق پایان داد. فقط یک قصه همیشگی در پشت قضیه خروج انگلیسیها از بصره وجود داشت. نیروهای اشغالگر انگلیس با مقاومت گروهی عراقی روبهرو شدند ولی برای مقابله همه شهر فلوجه را به نابودی کشاندند. کار به جایی رسیدکه حتی سازمان اطلاعات نظامی انگلیس در بغداد پای دیگر کشورها را هم به میان آورد و مدعی شد که مخالفان شیعه از مرزهای سوریه به عراق وارد میشوند. خدای من! آن وقت لوید جرج در مجلس عوام انگلیس برمی خیزد و ادعا میکند که در صورت خروج نیروهای انگلیس "آشوب" همه کشور را فرامیگیرد. حتی تکرار دوباره این سخنان نیز شرمآور است! در نامهای که از سوی نجرس بن قعود به سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1920 نوشته شده این گونه آمده است: " شما نمیتوانید با ما مانند گوسفند رفتار کنید... ما مردمان عراق مردم کشوری هستیم که مغز متفکر دنیای عرب هستیم. وقت کوتاهی دارید تا به سرعت بینالنهرین را ترک کنید. اگراین کار را نکنید ما به زور شما را بیرون میاندازیم... "
بیایید کمی هم از لورانس یاد کنیم. بله لورانس عربستان! او در 22 آگوست 1920 میلادی در ساندی تایمز درباره وضعیت عراق اینگونه مینویسد: "انگلیسیهای ساکن در بینالنهرین در تلهای گیر افتادهاند که به هیچ صورتی نمیتوانند با افتخار و احترام از آن خلاص شوند. اوضاع از آنچه که به ما گفته شده بود بسیار وخیمتر است. نظامیان ما هر روز خیلی بیشتر از آنچه که اعلام میشود به خاک و خون کشیده میشوند..." لورانس حتی در آن نوشته اذعان کرده بود که عراقیها به هیچوجه جان خود را برای هدفی که انگلیسها به دنبال آن بودند به خطر نمیاندازند.
افسوس از عراق سالهای دور فقط کشوری باقی مانده که به سبب سقوط هر روزه ارزش نفت حیات خود را در اروپا جست و جو میکند. عراق از آنچه که شش سال پیش بود چندان تغییری نکرده است فقط ما همه سرزمین و اقتدارشان را لگدمال کردیم و دوباره با پسماندهای که باقی گذاشتیم از کشورشان اخراج شدیم. تا ببینیم بعد چه کار میکنیم!
ایندیپندنت 2 می2009
ترجمه: لیدا هادی
نظر شما