محمود کریمی
در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در یکی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1996، گروهی از متخصصان TRIZ (نظریه حل مسئلههای ابداعی یا نوآوری نظامیافته) در زمینه تحلیل سیستم این رقابت و پشتیبانی فعالیتهای تصمیمسازی آن، دعوت به همکاری شدند.
وظیفه این گروه عبارت بود از تعیین و تبیین راهبردها و تاکتیکها، پیشبینیهای کوتاه مدت، ارائه ایدهها و حل مسئلههای موجود بر سر راه پیروزی در انتخابات پیشرو. به عبارتی دیگر آنها موظف بودند تا تدابیر لازم برای برنده شدن نامزدهای مدنظر خود را اندیشه کنند.
اولین نامزد انتخاباتی که او را آقای الف فرض میکنیم، یک سیاستمدار کارکشته و یک رهبر قدرتمند بود که با هدف پیروزی در این رقابت شرکت کرده بود.
آقای ب، کاندیدای دوم، چهرهای تازه و نوپا در عرصه سیاست به شمار میآمد. او میخواست خود و حزب هوادارش را به عنوان یک قدرت جدید سیاسی به جامعه بشناساند. بر اساس نظرسنجیهای پیش از انتخابات، او در بهترین شرایط، جایگاه ششم را پس از شمارش آرا و برگزاری انتخابات کسب میکرد.
رقیب اصلی و مطرح این انتخابات، آقای ج رئیسجمهور وقت کشور بود که هم پشتوانه خوبی داشت و هم او و حزبش زمام قدرت را در دست داشتند. در نهایت پس از برگزاری انتخابات، 2 نامزد اول با توجه به نوآوریها و با استفاده از ابزارهای TRIZ و هزینه اندک، به نتایج چشمگیری دست یافتند. بدین ترتیب که نامزد الف به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد و نامزد ب با کسب رتبه دوم سر و صدایی در عرصه سیاست به راه انداخت.
آنها 4 مسئله اصلی پیشرو داشتند. اول، پوسترهای تبلیغاتی پرتیراژ نامزد ج که در آن تصویر پرتره او روی کاغذ مرغوب چاپ به چاپ رسیده بود. این پوسترها در همه جای کشور دیده میشدند. در این پوستر در کنار تصویر درشت چهره آقای ج شعارهای متعدد انتخاباتی نیز به چشم میخورد. ترکیب پوستر بر این موضوع تأکید بسیار داشت که او پدر ملت و در عین حال یکی از مردم است، اما باهوش و زیرک. متخصصان TRIZ، تضادهای این نوع تبلیغ را شناسایی کردند و سعی داشتند با استفاده از ابزارهای TRIZ مسئله خود را حل کنند. هیچ یک از دو نامزد الف و ب توان زدن چنین پوسترهایی را نداشتند. تضاد این مسئله از این قرار بود که پوسترهای تبلیغاتی ج به واسطه هزینه بالا و مرغوبیت کاغذش توجه مردم را جلب میکرد، در حالی که همین هزینه بالا واکنش منفی آنها را نیز در پی داشت؛ چرا که اکثر مردم کشور در تنگدستی به سر میبردند.
متخصصان با تفکر در مورد نتیجه نهایی ایدهآل (IFR) در پی راهی بودند که توسط آن پوسترهای مرغوب نامزد ج نه تنها تأثیر مثبتی بر مردم نداشته باشد، بلکه به طور خود به خود و با کمترین هزینه، اثر منفی نیز بگذارد. آنها باید با وجود ناچیز بودن منابع مالیالف و ب تبلیغات گسترده ج را نیز خنثی میکردند. راهحل پیشنهادی آنها شامل موارد زیر بود: تهیه پوسترهایی با کاغذهای ارزانقیمت و با کیفیت پایین. پوسترها باید شبیه به کاردستیهای دستساز باشد یا با ماشینهای ابتدایی چاپ و منتشر شود. پوسترها باید سه جمله کوتاه در مورد نتیجه نامطلوب فعالیتهای سیاسی دوره کنونی ریاستجمهوری را در بر داشته باشد. علاوه بر این سه طرح، نقاشی ساده یا تصویر و عکس مرتبط با این سه جمله نیز باید در پوستر دیده شود. عبارت «کافی است!» باید در قسمت وسط پایین پوسترها، از دور نیز به چشم بخورد. بهترین جا برای چسباندن پوسترهای الف وب، زیر پوسترهای نصب شده ج یا جایی نزدیک آن است. هر چه تعداد این پوسترها کمتر باشد، بیشتر جلب توجه خواهد کرد و بحثهای بیشتری در پی خواهد داشت. چاپ و نصب پوسترها باید به سرعت انجام شود، قبل از آن که اثر تبلیغات ج از اذهان برود.
مسئله دوم حضور گسترده مقامات رده بالای اجتماعی و سیاسی در ستاد تبلیغاتی الف بود. هدف ایشان از این حضور، به دست آوردن پستهای کلیدی در کابینه آتی بود که میخواستند الف رئیس آن شود. به عبارت دیگر اینها افراد مهمی بودند که حضورشان با پیشبردن کاری همراه نمیشد. تضاد در این بود که حضور آنها به واسطه رقابت با دیگر نامزدها و ذهنیت مردم دارای اهمیت بود، اما شعارها و نظراتشان غیرقابل استفاده و فعالیتهایشان در ستاد دست و پا گیر ارزیابی میشد. روش مدنظر متخصصان TRIZ در این مسئله، استفاده از بخش بیاستفاده در سیستم بود. آنها یک شورای سیاسی بدون محدودیت را تشکیل دادند. عضویت در این شورا و ستاد، عنوانی پرطمطراق برای چنین مقاماتی به شمار میآمد و میتوانست تا مدت به سر رسیدن انتخابات آنها را سرگرم کند تا دیگران بتوانند به فعالیتهای ستادی انتخابات بپردازند.
سومین مسئله، به نامزد ب مربوط میشد، اما مسئلهای تکراری به شمار میآمد. در ستاد او نیز تعداد زیادی از فعالان شناخته شده سیاسی و اجتماعی حضور داشتند، با این تفاوت که آنها افرادی نکتهسنج و باتجربه بودند. حضور ایشان محیط پراسترسی را در ستاد ب ایجاد کرده بود. این عده، دارای خصلت جاهطلبی نبودند، از این رو نمیشد آنها را به عضویت در شورایی مشابه ستاد الف ترغیب کرد. از آنجا که آنها انسانهای صادق و فعالی بودند، هدفشان بهبود اوضاع جامعه و رفاه عمومی بود.
تضاد این مسئله نیز مانند مسئله دوم تشخیص داده شد، اما چاره تدبیر شده متفاوت بود. 3 راه وجود داشت: یا منبع (این افراد و مقامات) را به موضوع (فعالیت ستاد انتخاباتی) نزدیکتر کنند، یا عضو مؤثر آن را به موضوع انتقال دهند یا آن که منبع در جهت مورد نیاز تغییر یابد. در نهایت چنین شد که وظیفه «بسیار مهمی» را برای این افراد مجرب تعریف کردند: در دسترس بودن در حوزههای انتخاباتی برای برملا کردن فعالیتهای غیرقانونی و خلاف مقررات دیگر نامزدها، بدینترتیب با توجه به صداقت و درایت آنها، نظارت دقیقشان اطمینان از سلامت فرآیند رأیگیری را به دنبال میداشت. از طرف دیگر بیم تبانی خود ایشان نیز نمیرفت و چون این کشور کمونیستی تازه به استقلال رسیده بود و هنوز تجربه چندانی در زمینه انتخابات نداشت، لذا اطلاع از قانون و مقررات و پیدا کردن خلأهای آن، این عده را حسابی مشغول و سرگرم میکرد.
چهارمین مشکل و مسئله، دیدارها و نشستهای مردمی بود. ستاد انتخاباتی ج رقیب اصلی الف تصمیم به برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ عمومی در میدان اصلی شهر گرفت. برگزاری این میتینگ در این میدان، احتمال موفقیت الف را ضعیف میکرد، چرا که این میدان، اهمیت ویژهای برای مردم داشت و حضور در آن موجب تقویت غرور ملی و جلب اعتماد میشد.
به دلیل تأثیر ویژه این میدان بر اذهان عمومی، طبق قانون، برگزاری هر نوع جلسهای در آن، نیازمند طی فرآیندی زمانبر و طولانی برای دریافت مجوز از مقامات دولتی بود. با توجه به موقیعت سیاسی ج به عنوان رئیسجمهور وقت، اگر جلسه مدنظر ج در این میدان برگزار میشد، لطمهای جدی به اعتبار الف وارد میآمد. مشاوران نوآور ستاد، برای غلبه بر این تضاد از ابزاری به نام الف FD (تشخیص شکستهای قابل پیشبینی) استفاده کردند. این ابزار با توجه به 3 دسته معیار، 3 سناریو را پیش روی آنان میگذاشت؛ معیارهای اولیه یا مقدماتی، معیارهای مستقیم، معیارهایی برای کاهش اثرات مضر.
معیارهای اولیه، این پرسش را در جلسه بعدی پارلمان مطرح میکرد که میدان شهر، از نظر مردم مکان مهم و مقدسی است. آیا صحیح است به یک گروه خاص از مردم یا سیاستمداران اجازه برگزاری فعالیتهای تبلیغاتی در آن داده شود؟ برای قبولاندن پرسش بالا باید بر این جمله تاکید شود که هر گونه فعالیت سیاسی به استثنای حرکتهای ملی و بدون جهتگیری خاص سیاسی یا گروهی، در این میدان ممنوع است و در پی طرح موضوع، نامزد الف باید ستاد خود را برای سازماندهی و تدارک یک میتینگ عمومی با حضور همه نامزدها در یک مکان و همزمان با جلسه حامیان ج یا حتی زودتر ترغیب کند. معیارهای مستقیم میگفت اگر ثابت شود معیارهای اولیه اثربخشی و کارایی کافی ندارند، لازم است جلسه ملاقات عمومی با بازنشستگان و اقشار ناتوان و کمدرآمد جامعه در مکانی نزدیک به کاخ ریاست جمهوری تدارک شود. در این جلسه باید از رئیسجمهور کنونی، یعنی ج نیز برای پاسخگویی به مردم، دعوت به عمل آید. این ملاقات، فرصت مناسبی خواهد بود برای خبرنگاران و گزارشگران مستقل رسانهها که با تهیه گزارش و مصاحبه با ج نقاط ضعف و حمایتهای دولتی وی را پررنگتر کنند.
دسته سوم معیارها، پیشنهادهای ذیل را برای کاهش نتایج زیان بار مطرح میکرد. انتشار اخباری از چگونگی برگزاری جلسه پرسش و پاسخ ج در میدان اصلی شهر، در روزنامهها و رسانهها با هدف جلب توجه مردم به مواردی نظیر اینکه در این جلسه تنها حامیان خود ج حضور داشتند. به هر حال به کارگیری روشها و ابزارهای نوآوری نظامیافته TRIZ در یک مسئله سیاسی، نتیجهاش به هدف رسیدن هر دو نامزد الف و ب و یافتن راهحلهای به نظر ساده برای مشکلات پیچیده پیش روی آنها بود.
نایبرئیس موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران
نماینده انجمن TRIZ اروپا در ایران






نظر شما