باورم نمی شود که پنج سال است دیگر مرتضی ممیز در میان ما نیست.
همه حرفم در اینجا این است که نگاه کنیم به تمدن و فرهنگ بالنده و پوینده ای که در اثر عوارض مختلف و عوامل گوناگون در طول زمان و مخصوصا در 300 سال اخیر وضعیتش به جایی رسیده که دیگر حرفی برای بیان ندارد.
تصویرگری در هنر مذهبی یا شکل دادن به تصور انسان از دین و مصور کردن و ملموس کردن این تصویر، مسالهای است که همیشه وجود داشته است و بنابراین دانستن آن و ارتباط آن با گذشته انسان باید مورد توجه قرار گیرد.
بخش عمدهای از تصویرگری مذهبی قصهگویی است اما از آغاز قرن بیستم به بعد هنرمندان با دور شدن از قصهها در تصویرگری خود به جایی عمیقتر و نهانیتر میرسد.
این مقدمه یک تجربه و خاطره ی شخصی است که امیدوارم برای بحث خالی از فایده نباشد .
در آن دوره زنان زیادی بودند که در حوزه های مختلف هنری فعالیت می کردند اما هیچ کدام مثل فروغ فرخزاد این گونه مطرح نشدند.
من هر دیوان حافظی که تصویرگری داشت به دستم میرسید آنها را میکندم و از این بیحرمتی و بیادبی در حق این انسان بزرگ، به خود میپیچیدم. من از این کمتوجهی تصویرگران به اشعار حافظ عذرخواهی میکنم.
گزارش گفتوگو در خصوص دائمی شدن موزه هنرهای معاصر تهران.
گزارش سخنرانی در چهلوسومین نشست علمی ماهانه موسسه گفتوگوی ادیان
گفتو گوی آیدین آغداشلو با هفتهنامه فارغالتحصیلان درباره هنر، نقاشی و آینده شغلی فارغالتحصیلان رشته نقاشی.
من پدر گرافیک نیستم، پدر گرافیک نوین هم نیستم. من یک تلاشگرم. این تعارفات متعلق به جامعهاى است که به دنبال سمبلها است. (مرتضی ممیز)
گفتوگویی درباره مدیریت و برنامهریزی فرهنگی با روزنامه خبر