مشکلات جامعه ایران کجاست؟ این پرسشی بود که دکتررضا داوری در آغاز سخنان خود در نشست هفتگی شهر کتاب که برای بررسی کتاب«تاملاتی در باب تاملات دکارت» برگزار شده بود، مطرح کرد.
رجوع به سوابق تفکر و تجدید عهد با فلسفه اسلامی در ما تعلق خاطر و همت پدید میآورد و دستها و زبانها را هماهنگ میسازد.
متن سخنرانی رضا داوری اردکانی- استاد فلسفه دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان علوم- در همایش از فلسفه تا هنر
معمولاً میپنداریم که آدمیان چنان که معتزله و دکارت گفتهاند به تساوی از عقل بهره دارند و از ظاهر قولشان درمییابیم که همه مردم یکسان فکر میکنند و همه مطالب را یکسان میفهمند.
ما خوب کاری می کنیم که گاهی اوقات به فکر علوم انسانی می افتیم و از عیب و حسن آن می گوئیم، به شرط آنکه در آنچه می گوئیم بیندیشیم و چنانچه عادت ما شده است هنوز گفته ها و گفتارها به جایی نرسیده، آن را رها نکنیم.
جان راولز، یکی از بازگشتگان به پراگماتیسم؛ فلسفه خاص آمریکایی ها است.
قبل از بررسی پست مدرنیسم لازم است مختصری دربارهی مدرنیسم به مثابه یک واقعیت تاریخی - فرهنگی و نیز خصوصیات آن اشاره کنیم، سپس وارد مبحث پست مدرنیسم و مناظره بین مدرنیسم و فرامدرنیسم بشویم.
کشور در راه توسعة علم و پژوهش باید با چشم باز و با اطلاع از پستی و بلندیها و پیچ و خمها و منازل سفر بپیماید.
روز که در مجلس جمعی از استادان علوم انسانی و اجتماعی سخن میگفتم، یکی از حاضران پس از پایان سخن بیمقدمه پرسید: «چرا فیلسوفان منفورند؟»
آینده ی فلسفه یکی از مسائل مطرح در فلسفه است ؛ یعنی یکی از مسائلی است که فسلفه ی امروز باید به آن بیاندیشد.
چهل و چند سال پیش عدهای از همشهریان من احداث یک خیابان را که از سالها پیش انتظارش را میکشیدند جشن گرفتند و عده بیشتری نیز با سکوتی که علامت رضا بود بر آن صحه نهادند.
هر دورانی نامی دارد یا لااقل در تاریخی که ما در آن بسر میبریم به هر دوران نامی میدهند.
عمر فرهنگستان علوم نوزده سال است. نوزده سال پیش شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ که من هم عضو آنجا بودم و هستم ـ یک اساسنامه ای را تصویب کرد که یک فرهنگستانی به نام فرهنگستان علوم تشکیل شود، بعد فرهنگستان های دیگر (زبان و ادب و علوم پزشکی) را هم تاسیس کردند.
سخنرانی درباره طیبات سعدی، چهارشنبه 29 مهر ساعت 16:30 در مرکز فرهنگی شهرکتاب
آن مرحوم درباره بسیاری از شاعران از جمله حافظ، خیام و خیلیهای دیگر کتاب نوشته که نشان میدهد، او اساسا طنز سعدی و عطار را نفهمیده و ای کاش اصلاً این کتابها را ننوشته بود.
از وقتی که داستایوسکی کتاب (جنایت و مکافات) را نوشت و نیچه تاریخ دو قرن آینده را (تاریخ نیستانگاری) خواند و وصفی درخشان از این تاریخ فراهم کرد، اروپا کم و بیش پی برد که در چه مراحلی وارد شده و به کدام سو میرود و به کجای راه تاریخ خود رسیده است.