کتاب بررسی ترجمه های امروزین فارسی قرآن کریم منتشر شد.
به نظر من ورود اسلام به ایران که حدود دو دهه پس از آغاز تاریخ هجری به وقوع پیوست، یعنی بین سال های 15 تا 20 هجری قمری، بزرگترین واقعه تاریخ و تمدن ما ایرانیان است.
اگر در احادیث و احکام (فقهی) جای بحث و چون و چرای فقها و اختلاف مذهب ها و مکتب ها و مشرب ها باشد، در احادیث و تعالیم و یا به تعبیری در آموزه های اخلاقی، جای چون و چرا نیست.
در قسمت سوم این یادداشت به کاربرد اصطلاح قرآنی ' انکرالاصوات '، ' باقیات صالحات' و ' بوی الرحمن' در عرف محاوره فارسی پرداخته ایم:
امثال و حکم قرآنی هم که در ادب عربی و فارسی به کار میرود، فراوان و شمارش ناپذیر است.
قصد داریم در یادداشت هایی بعضی اصطلاحات و تلمیحات قرآنی را که نه در زبان رسمی و ادبی، بلکه در عرف محاوره فارسی به کار میرود عرضه میداریم.
مراد از قرآنستیزان تجددگرایان غربگرای تأویلکننده قرآن در عصر جدید است.
روشنفکر و روشنفکری مفهوم و مصداقی نیست که از درون اندیشه یا فرهنگ دینی نشأت گرفته باشد، بلکه چنانکه مشهور است از درون فرهنگ عرفی و علمی (بیشتر علوم انسانی و اجتماعی) به ویژه از عصر روشنگری غرب برآمده است. در قدیم به جای روشنفکران، دانشمندان و دانایان و حکیمان و عرفا و فیلسوفان و نخبگان و هنرمندان و به ندرت نوابغ علمی و هنری داشتهایم، که قشر یا گروه اجتماعی شبیه به روشنفکران عصر جدید نبودهاند.
این تصحیح تازه از دیوان حافظ، نه از سر تفنن و ذوقورزی، بلکه از سر ضرورت و برای پاسخگویی به یک نیاز فرهنگی ـ در حوزه حافظپژوهی ـ انجام گرفته است.
از قول ابوالفضل بیهقی نقل کردهاند که هیچ کتابی نیست که به یک بار خواندن نیارزد؛ یا هر کتابی به یک بار خواندن میارزد. (1)
ما نان خدا را میخوریم و سنگ طبیعت را به سینه میزنیم! بشر که آفریدة خداست، چون پروردة دامان طبیعت است، به سنجهها و پیمانههای طبیعی خو گرفته است و جهان هستی را با جهان طبیعت ـ یعنی رویة پدیداری و پیمودنی جهان ـ یکسان میگیرد.
در بخش اول مقاله 'کرامات و خوارق عادات ' به فهرستی از خرق عادت ها که در اغلب فرهنگهای قدیم و جدید بشری سابقه دارد، اشاره کردم.
خواستم که امشب در این شب پایانی سال، تفالی به حضرت حافظ بزنم و برای مخاطبان آخر سالی سایت خبرآنلاین و در این فضایی که در این سال رفته برایم ساخته اید، قرار دهم .
خوارق عادات (مفرد آن: خارقالعاده) رویدادی است که برخلاف جریان عادی امور و اشیا و عملکرد معهود قوانین طبیعی باشد؛ قوانینی که از نظر علم امروز جبری، علّی، کمّی و مادیاند و بلا استثنا و تخطی ناپذیر و خرقناشدنی انگاشته میشوند.
آنچه قرار است در این مقاله طرح و شرح شود ـ اعم از اینکه ارزش برهانی یا خطابی یا آمیزهای از این دو رشته باشد ـ رسیدن به این حکم است که حوزه معرفتی دین را از علم و فلسفه و احیانا حوزههای معرفتی دیگر مستقل بدانیم. بن و بنیاد این نگرش یا اندیشه، کانتی است.
شعر زیر اثر جدیدی از بنده است که دیروز یازدهم بهمن ماه، در سوگ روان شاد مرحومه 'فهیمه محبی' سرودهام و برای نخستین بار در این وبلاگ منتشر میکنم.
اشعار سهراب سپهری، زلال و شفاف است و از بهترین گزینهها برای ترجمه به زبانهای دیگر است.