می خواستم از علی بنویسم دیدم دستم می لرزد. از عدالتش، دیدم نمی شود حرف زد. چه آنکه باید عمل کرد. از جوانمردی اش، دیدم که باید بود. از درد هایش که هنوز در زندگی مان جاری اند.
نوشتار زیرخلاصه مطلبی است که پیشتر نوشته ام درباره صمد بهرنگی در یکی از نشریات قدیمی :
زمانی که ازدواج کردم و به همراه زنم به تهران آمدیم، شریعتی دو نامه به من داد؛
دوستی از من پرسید آیا هنوز خودم را یک «روشنفکر دینی» می دانم؟
«آنجا که حق پیروز است» ، «برزگران دشت خون»، «پیغام زخم» اینها آثاری است برای او نوشته ام. برای امامم حضرت حسین(ع) که در همه شان رهیافت اسطورهای به حادثه بزرگ کربلا را دنبال کرده ام.
نوشته ای که در پی خواهد آمد را از مجموعه آثار 2-خودسازی انقلابی برای این شب انتخاب کرده ام.
پخش سریال از شبکههای مختلف سیما در ماه رمضان، جایگاه خاصی نزد مخاطبان پیدا کرده است.
شریعتی حرف های ضدرژیم نمی زد و حرف های او عقیدتی بود، تا سیاسی.
«وقتی پیامبر اسلام میگوید فاطمه یکی از چهار زن بزرگ جهان است،
فاطمه فاطمه است بدون شک یکی از پرخوانندهترین متنهای مذهبی تاریخ ایران است.
از آغاز می دانستم استاد شریعتی یک پسر دارد، و تنها پسر او است، نبوغ دارد و ابوذر را ترجمه کرده است.
سالهای 46 و 47 در حالی در زندان بودم که خیلی از چهرههای معروف انقلابی در این دوره، در زندان به سر میبردند.
استاد پرویز خرسند در وبلاگ مهمان خود، دل نوشته تازه ای برای خبر آنلاین فرستاده است. 'می گویید بنویسم. می پرسم برای چه؟ می گویید برایم وبلاگ درست کرده اید. می گویم: که چه؟ می گویید که آنلاین خبر می دهید و این روزگار عصر آنلاین هاست...'
می گویید بنویسم. می پرسم برای چه؟ می گویید برایم وبلاگ درست کرده اید. می گویم: که چه؟ می گویید که آنلاین خبر می دهید و این روزگار عصر آنلاین هاست. این ها را از فرزندانم نیز شنیده ام. برای من و امثال ما فراموش شدگان چه فرقی می کند؟ چه بگویم که من از نسل این روزگار نیستم.
برای آغاز این حرکت نیکو در وبلاگ مهمان سایت خبر هر چه فکر کردم از این متن که به نام قلب خراسان و اشاره ای به تنهایی و غربت است که دستاورد روزگار ماست، چیزی بهتر نیافتم...