تعجبآور نیست اگر دوستداران توسعه از طرحهای طبیعتسوز دفاع کنند اما دردآور است چهرهای دانشگاهی، دریاچه ارومیه را مرده بخواند.
سه دهه از کاردآجین کردن ممتد دریاچه ارومیه میگذرد، مضحک آن است که انتظار داریم این دریاچه خشک نشود.
تصور کنید تیتر اول روزنامهای پرتیراژ در ایران (مثل همشهری یا جامجم) این باشد که مسببان قاچاق مواد مخدر به داخل مرزهای پرگهر، مردم و مسافران کشور «الف» هستند. در چنین شرایطی نگاه ایرانیان نسبت به گردشگران یا ساکن پرشمار کشور «الف» در ایران چگونه خواهد بود؟
ساخت ابزار را از ویژگیهای منحصر به فرد بشر دانستهاند. تنگنا و احساس نیاز دو عاملی هستند که برای تغییر یا مقابله با آنها وسیله و ابزاری ساخته میشود.
دو خبر تقریبا همزمان منتشر شد؛ یکی را میتوان خبر بد نامید و دیگری را خبری خوب.
اخبار متفاوتی منتشر میشود درباره ایران و مالزی. اما زندگی مردم نه در لابهلای خطوط خبر که در خیابانها و شادی و غمهای کوچک جاری است.
وقایعی که در مالزی رخ میدهد و آنچه دیده و شنیده میشود هر چند ممکن است متفاوت و بیربط به نظر برسند اما در مجموع سیمایی از این کشور به دست میدهد که به واقعیت نزدیکتر است.
دستگیری ۱۰ نفر قاچاقچی مالزیایی در فرودگاه اوکلند و اظهارات کنسول ایران مسکنی هستند برای شرایط تلخ این روزهای هموطنان در این سرزمین استوایی.
رسانههای مالزی از دستگیری قاچاقچیان ایرانی مینویسند اما به دستاوردهای عملی و سرمایهگذاریهای ایرانیان در کشورشان اشارهای نمیکنند.
دستگیری قاچاقچیان مواد مخدری که گذرنامه ایرانی دارند به یکی از خبرهای همیشگی رسانههای مالزی بدل شده است با این حال زندگی ایرانیان در این سرزمین گرمسیری همچنان جریان دارد.
وقتی سوال میکنید ممکن است با این جواب روبهرو شوید که: «نمیدانم!»
آبروریزی به واسطه قاچاق مواد مخدر، جعل اسناد و اعمال خلاف همچنان ادامه دارد و آینده زندگی ایرانیان در مالزی را با بحران مواجه خواهد کرد.
خبر قاچاق مواد مخدر در مالزی همچنان مهمترین سرخط خبرهای این سرزمین است.
ایرانیان مالزینشین تقریبا هر هفته شاهد وقایعی و اتفاقاتی هستند که برخی از آنان مایه شرمساری است.
طی یک هفته گذشته رویدادهای مختلفی در گوشه و کنار مالزی روی داده است. هر یک از آنها برای ایرانیان این سرزمین میتواند سوال برانگیز، تاسفبار، جذاب یا تعجبآور باشد.