ایده ای که فرانسیس فوکویاما در سال 1986 ارائه داد و پس از آن هم توسط مجموعه ای از نهادها و مراکز فکری و اندیشکده ها و تینک تانک های غرب به صورت جزیی تر و با تدوین مانیفست ویژه ، تئوریزه شد و در راس دکترین جنگ نرم کانون های صهیونی قرار گرفت ، این بود که با بی اعتبار نمودن ارزش ها و اسطوره های اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی و بی تفاوت نمودن نسل جدید نسبت به آنها ، زمینه های فروپاشی ایدئولوژیک جامعه و پس از آن فروپاشی فیزیکال نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و یا آن را دچار استحاله از درون گردانند.
نخستین حلقه سالن های نمایش در ایران توسط علی وکیلی و اسحاق زنجانی شکل گرفت که هردو نفر فارغ التحصیل مدارس اتحادیه جهانی اسراییلی موسوم به آلیانس بودند! باید گفت که پای مدارس آلیانس به عنوان نخستین مراکز صهیونیستی برای اولین بار در زمان صدراعظم فراماسون ناصرالدین شاه یعنی میرزا حسین خان سپهسالار به ایران باز شد. آن هم هنگامی که همراه ناصرالدین شاه در سفر اروپا بود و در جلسه ای با لرد روچیلد ( از سرکردگان امپراتوری جهانی صهیونیسم) و شخصی به نام لرد کرومیو (رییس اتحادیه جهانی اسراییلی) در پاریس ملاقات کرد.
104 قسمت 15 دقیقه ای در 4 سری از مجموعه 'راز آرماگدون' ( که از اردیبهشت ماه 1387 روی آنتن شبکه های سیما رفت و اینک پس از نزدیک به 3 سال و نیم ظاهرا به پایان راه خود رسیده ) سعی داشت تا براساس اسناد و مدارک و شواهد انکار ناپذیر و معتبر ، تمامی سعی و کوشش و نقشه ها و توطئه های کانون های آشکار و پنهان صهیونی را در طول بیش از 10 قرن اخیر به نمایش درآورد که اگر چه ابعاد بسیار گسترده و متنوعی داشت اما در نهایت برای تسخیر کره ارض و برپایی حکومت جهانی صهیون به کار گرفته شد که در آخرین گام خود از طریق جنگ آخرالزمان و یا همان آرماگدون تحقق می یافت. آرماگدونی که در اصل برای برای مانع تراشی در برابر ظهور و قیام حضرت حجت ابن الحسن عسکری (عج) طراحی شده و همه زمینه هایی که در طول این قرن ها برای تدارک آن جنگ آخرالزمانی بنا شد همچون رواج تفکر شرک آلود و نژادپرستانه صهیونی ، تغییر نقشه سیاسی و جغرافیایی دنیا و دستکاری تئوریک و عملی در تاریخ جهان و ایران ، در واقع آرایش همه هیمنه غرب صلیبی /صهیونی بود علیه قیام موعود مقدس شیعه.
وقایع حیرت آور فیلم ' با خشم بران'، از همان لحظات نخست نشان می دهد که با قصه و فضا و کاراکترهای عادی مواحه نیستیم. از همان لحظه ای که میلتون با آن اتومبیل غیر عادی اش از دنیایی ویران و با رنگ سوبیایی بیرون می آید و وارد دنیای امروز آمریکا شده و ناگهان مقابل وانت گروهی که ظاهرا در حال گریز و فرار هستند ظاهر می گردد. بعد از آن میلتون را در رستورانی می بینیم که با پایپر آشنا شده و درمی یابد که وی صاحب ماشینی به نام 'درایو انگری' Drive Angry است.
سیر این عرفان انحرافی ، به فرقه های صوفی گری و درویشی امروز می رسد و طبق اسناد و مدارکی که در این قسمت از مجموعه 'راز آرماگدون 4: پروژه اشباح' ارائه می شود ، در همان مسیر جمعیت هایی مانند 'انجمن اخوت' از یک سو پیروانشان را به گوشه نشینی ، عزلت گزینی و دوری از صحنه اجتماع می کشانند و از سوی دیگر با وابستگی به دربارها و انجمن های ماسونی ، خیانت خویش به دین و سرزمین شان را از طریق مزدوری برای دشمنان تاریخی این کشور و این ملت، بروز می دهند. فرقه هایی که کوس رسوایی شان تا افشای رذیلانه ترین اعمال ضد اخلاقی ، عالم و آدم را فراگرفته است.
در این قسمت برای نخستین بار اسناد تکان دهنده ای از نیات شوم فرقه ضاله بهاییت (به عنوان یکی از بازوهای اصلی صهیونیسم بین الملل در دوران حاکمیت طاغوت) برای نفوذ سیستماتیک در ارکان سیاسی ، نظامی و فرهنگی رژیم شاه ، تعیین تاریخ فتح سرزمین ایران و بدست گرفتن کامل زمام امور آن در جهت اهداف امپراتوری جهانی صهیونیسم ، بر صفحه تلویزیون خواهد رفت. چرا که همواره در مکتوبات بهاییان ، همچنانکه صهیونیست ها ، سرزمین فلسطین را ارض خوعود خود خوانده اند ، محفل مرکزی بهاییت در اسراییل نیز کشور ایران را سرزمین موعود خود دانسته و می داند! (در نقشه های اولیه ای که از آنها موجود است ، سرزمین ایران را 'مهد امرالله' یعنی سرزمین بهایی خوانده اند!!)
اوانجلیست ها با تبلیغات گسترده در دهه اخیر، احساسات عمیق را براى جنگ آرماگدون به وجود آورده اند. آنها هر کسى را که با آنها موافق نباشد ضد دین، ضد مسیح و ضد اخلاق معرفى مى کنند و به هواداران خود آموزش مى دهند که از مخالفان خود تنفر شدید داشته باشند. نمونه این تنفر را همین چندی پیش در عمل جنایتکارانه آندریاس برویک و کشتار بیش از 100 نفر از جوانان و نوجوانان نروژی (که فقط نسبت به نژادپرستی اسراییل اعتراض کرده بودند) مشاهده کردیم. برویک عضو رسمی تشکیلات ماسونی و لژ سنت جان در اسلو بود و خود را یکی از شوالیه های معبد می دانست. تفکرات او به بنیادگرایان انجیلی ( مسیحیان صهیونیست ) تعلق داشت ، همان تفکری که امروزه در اروپا توسط امثال آنگلا مرکل و نیکلاس سارکوزی رواج داده می شود. تفکری نژادپرستانه براساس آموزه های صهیونی و در ضدیت افراطی و شدید با اسلام و مسلمانان به خصوص شیعیان.
درواقع این شبکه روچیلد - ریپورتر بود که طرح کودتای 28 مرداد 1332 را ریخته و بوسیله عوامل مختلفش از جمله سازمان سیا و اینتلیجنت سرویس و شبکه های بدامن و رشیدیان اجرا کرد . نگاهی به وقایعی که طی سالهای 1327 تا 1332 اتفاق افتاد ، روشن می سازد که چرا کانونهای جهانی صهیونیسم ، علیرغم پایگاههایی که در سالهای پس از شهریور 1320 در ایران ایجاد کرده بودند ، در اوایل دهه 30 به این نتیجه می رسند که بایستی یک کودتا ، شرایط موجود را به سوی رهبری نیروهای تازه نفس آمریکایی بگرداند. وقایعی که طی سالهای اواخر دهه 20 اتفاق افتاد ، نشان از تقویت گسترده نیروهای مبارز مذهبی به رهبری آیت الله کاشانی در سطح جامعه ایران داشت.
پخش این دو قسمت پایانی مجموعه مستند 'اشغال' در ایامی صورت می گیرد که یادآور هجوم ناجوانمردانه ارتش های روس و انگلیس در سال 1320 به خاک میهن است ، روزگاری که این آب و خاک به طور مستقیم لگد کوب چکمه های بیگانه شد و خسارات مادی و معنوی هنگفتی به آن و مردمش وارد آمد. خساراتی که تقریبا از کم و کیف آنها ، نشانی در کتب تاریخی و مکتوبات منتشره به چشم نمی خورد و آشکارا توسط مورخین و مراکز تاریخ نویسی غرب سانسور شده است.
در مجموعه اسنادی که در قسمت 19 ارائه می شود ، درمی یابیم که چگونه کانون های صهیونیستی حدود 80 سال پیش از تاسیس رژیم اسراییل با بردن شخص حسینعلی نوری و عباس افندی و همچنین مرکزیت فرقه ضاله بهاییت به سرزمین فلسطین از یک سو ریشه های برپایی رژیم صهیونیستی در آن سرزمین مقدس را تقویت کردند و از سوی دیگر زمینه پیوندهای ایدئولوژیک مابین اسراییل و ایران را بوجود آوردند تا نقشه های آینده شان برای تسخیر سرزمین ما به عنوان دومین اراضی مقدسه صهیونیست ها و برپایی اسراییل دوم در آن برای حمایت از رژیم اشغالگر قدس ( که بعدها تاسیس می گردید) فراهم آید.
در قسمت 'حقوق بشر متفقین ' بخشی از عرایض تکان دهنده مردم درباره ظلم و ستمی که برآنان رفته به صورت قطعات نمایشی ، اجرا شده و در کنار این نمایش ها ، تصاویر اسناد یاد شده به نمایش درمی آید. این برای نخستین بار است که در یک برنامه تلویزیونی شکایات و تظلم خواهی های مردم تحت ستم این ملک از ترکتازی های بیگانه در این سرزمین در مقابل دوربین تلویزیون قرار می گیرد و عین شکواییه آنها به نمایش درمی آید.
تفریبا از همان روزهای آغازین سینما ، جنگ های صلیبی و اسطوره هایش همواره دستمایه با اهمیتی برای قصه پردازان و فیلمسازان هالیوود به شمار آمده است. کاراکترهایی همچون شاه آرتور و جنگجویانش (و آن شمشیر معروفش که در سنگ فرو رفته و بایستی فردی برگزیده یا همان منجی آخرالزمانی آن را از سنگ بیرون آورد)، شوالیه های صلیبی و نبردهایشان و بالاخره کاراکتر محبوبی به نام رابین هود ( همراه یکی از مشهورترین و در واقع خونخوارترین شاهان صلیبی با عنوان جعلی ریچارد شیردل) که از زمان سینمای صامت محور بسیار از فیلم های سینمای هالیوود بوده است. (از رابین هودی که آلن داون در سال 1922 ساخت تا رابین هود سال گذشته ریدلی اسکات که پیش از این هم با آثاری همچون گلادیاتور و 'قلمرو بهشت' دین خود را به جنگ های صلیبی ادا نموده بود).
بازخوانی تاریخ سینمای ایران ، 4 قسمت از مجموعه مستند 'راز آرماگدون 4: پروژه اشباح' را شامل می شود که 'حکایت سینماتوگراف' ، قسمت اول آن است. قسمت هایی با اسناد و تصاویر تکان دهنده و منحصر به فردی که بخش اعظم ذهنیت رایج درباره تاریخ این سینما را دگرگون می سازد.
هجوم متفقین به مرزهای ایران در ساعت 4 بامداد روز سوم شهریور 1320 آغاز شد. ارتش صد و بیست هزار نفری ایران که با میلیاردها ریال هزینه از مالیات بیوه زن، دهقان زحمتکش، کارگران و کارمندان تأمین شده بود، ظرف 6 روز چون گلوله برفی ناگهان ذوب شد و از بین رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوای خود یعنی رضا خان را به اسارت و تبعید به جزیره موریس فرستاد. ارتشی که فقط برای سرکوبی مردم و عشایر و زحمتکشان به وجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعی به خود بگیرد، یا عقب نشینی کرد یا فرار.
هجوم متفقین به مرزهای ایران در ساعت 4 بامداد روز سوم شهریور 1320 آغاز شد. ارتش صد و بیست هزار نفری ایران که با میلیاردها ریال هزینه از مالیات بیوه زن، دهقان زحمتکش، کارگران و کارمندان تأمین شده بود، ظرف 6 روز چون گلوله برفی ناگهان ذوب شد و از بین رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوای خود یعنی رضا خان را به اسارت و تبعید به جزیره موریس فرستاد. ارتشی که فقط برای سرکوبی مردم و عشایر و زحمتکشان به وجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعی به خود بگیرد، یا عقب نشینی کرد یا فرار.
در قسمت 13 این مجموعه که به مقوله اینترنت و نقش کانون های صهیونی در هدایت آن می پردازد ، علاوه بر ارائه آمارهای تکان دهنده ای از سیستم قاچاق زنان و کودکان که از طریق کلوپ های اینترنتی صورت می گیرد، ضمن پرداخت به شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر ، برای نخستین بار از جاسوسی فیس بوک برای سرویس های امنیتی و اطلاعاتی اسراییل پرده برداشته می شود.
راسل در گزارش مورخ 14 ژوئن 1914 ، حجم عظیم آراءِ در انتخابات مجلس ایران را مورد بررسی قرار می دهد و به 'اهمیت مبارزه انقلابی 20 میلیون آریایی در ایران اشاره میکند.' همانطور که ذیلاً خواهیم دید آمار 20 میلیونی راسل با حجم جمعیت شهری ایران و نسبت پایین جمعیت ساکن در نواحی شهری تأیید می شود. در حقیقت به نظر می رسد رقم 20 میلیون بسیار محافظه کارانه و دست پایین است. به سادگی میتوان گفت جمعیت شهری ایران در سال 1914 حداقل دومیلیون ونیم بوده است. طبق یک بررسی معاصر ٬ لااقل دوازده درصد جمعیت در نواحی شهری زندگی میکردند. نتیجتاً جمعیت ایران در سال 1914 حداقل 21 میلیون نفر بوده است که با آمار راسل همخوانی دارد. از این رو ٬ اظهارات راسل مبنی بر آنکه جمعیت ایران در سال 1914 بیست میلیون بوده ٬ معتبر است.
یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند ٬ دستکم سی هزار نفر می داند و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه در مرده شویخانه نیز اجساد توده های بزرگ روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت ، وبا و تیفوئید شروع می شد. نویسنده این خاطرات میگوید که تلفات ناشی از وبا و تیفوئید بسیار بیشتر از قحطی بود.