سیاست خارجی ایران طی سال های گذشته بر اساس پیگیری برخی از اهداف بنیادین امنیت ملی ایران در حوزه های منطقه ای و بین المللی بوده است.
اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر 2010 از این جهت اهمیت دارد که تهدیدات منطقه ای در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه مشکلات بسیاری را برای امنیت ملی امریکا ایجاد کرده است.
روابط غیر مستقیم و در برخی موارد مستقیم ایران و امریکا طی سه سال گذشته آغاز شده است بنابراین مذاکره دو کشور در شرایط کنونی یک امر نوظهور یا ابتکاری محسوب نمی شود.
قدرت ایران صرفاً در منطقه جغرافیایی ایران نیست و اصلیترین ابزار بازدارنده آن ذهنیت آمریکاست که اگر ایران را بزند، منافع آمریکا در30 نقطه جهان هدف قرار میگیرد.
فلسفه جهاد، شهادت، ایثار، توحید و قیامت، همه از عوامل محرک و تقویتکنندهای هستند که جوانان ایرانی، در این دهه، با استفاده از آنها، چگونگی مقابله با یک جنگ نابرابر را سامان دادند. این ایدئولوژی ریشهای هزاروچهارصدساله دارد. گراهام فولر در این زمینه مینویسد: «تمدن کهن و قابلیت ایرانیان ایجاب میکند که این کشور به یکی از پیشرفتهترین کشورهای خاورمیانه تبدیل شود.»
ایالات متحده ، فرانسه ، انگلیس و آلمان برای تنظیم یک قطعنامه جدید بر ضد ایران در تلاش هستند.