یک اتفاق جالب توجه در کاندیداهای اسکار بهترین کارگردانی در دوره هشتادو چهارم این است که تمام نامزدها فیلم هایشان نامزد بهترین فیلم نیز هست. اما از بین نوادگان : الکساندر پین ، نیمه شب در پاریس : وودی آلن ، آرتیست : میشل هازاناویشز، درخت زندگی : ترنس مالیک و هوگو ساخته مارتین اسکورسیزی ، هر کدام شانس یکسانی برای کسب اسکار بهترین کارگردانی ندارند.
اسامی 31 بازیگری که جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول زن را دریافت کردند ( از دوره پنجاه و سوم در سال 1981 تا دوره هشتادو سوم در 2011 )در ذیل آمده است .عکس ها که نمایی از فیلمی است که بازیگر به سبب ایفای نقش در آن به اسکار رسیده ،به ترتیب چیده شده اند.
دریافت معنی حقیقی مطالعه اگرچه ظاهرا نیازی به رمل و اسطرلاب ندارد و با مراجعه با منابع و ماخدهای علمی در دسترس است ، با این همه بنظر می رسد مسئولین متولی امر کتاب و کتابخوانی معنای دیگری از مطالعه دارند که سرانه مطالعه را با استناد به همان معنا اعلام می کنند.
بحران سینمای ایران با بدنه ضعیف و محتضرش سر هر رقیب و هوویی را می تراشد که هیچ ؛ می شکند. حالا اگر این رقیب ؛ فیلم های خارجی باشند باید منتظر بود تا برخی شمشیر را از رو ببندند! از این رو محال است اکران فیلم های خارجی در ایران سر و شکل درست و درمانی به خود بگیرد.
اکران یک حبه قند ساخته میرکریمی؛ مصادف شد با زنده شدن نام سینمای ملی و بحث های مرتبط به آن. سو تفاهمات و جدال های پیش از این در باره بدست دادن یک تعریف درست و حقیقی از سینمای ملی ؛ هرگز به نتیجه نرسیده و هنوز نیز قرار نیست سینمای ملی در یک خط صاحب تعریف شود. کاری که شاید نشدنش به صواب نزدیک تر باشد.
جدیدترین اقتباس سینمایی از فاوست اثر جاودان ولفگانگ گوته را یک فیلمساز روسی ساخت که به حق یکی از بهترین ااقتباس ها از این نمایشنامه بوده است. فاوست الکساندر سوکوروف موفق شد امروز شیر طلایی شصت و هشتمین فستیوال فیلم ونیز را از آن خود کند.
فرج الله سلحشور ، کارگردانی که اعتقاد دارد زن موجودی بی حیا در سینما است و سینمای حال حاضر مان را آلوده تر از هر زمانی ارزیابی می کند در مورد وضعیت سینماها و اکران فیلمش یوسف پیامبر گفته برخی از سینماها امکانات بیشتری دارند و برخی کمتر ولی به هرحال فیلمی که جذاب باشد مخاطب خواهد داشت و موفق خواهد شد.
نمایش مجدد فیلم جدایی نادر از سیمین با استقبال بسیار خوب هم مواجه شد و این در حالی بود که تنها دو سینما در تهران اقدام به پخش دوباره این فیلم کرده اند. و همین نمایش مجدد ثابت کرد ؛ فیلم های خوب و استاندارد سینما در اکران دوم نیز موفق هستند.
پس از فروش موفقیت آمیز اخراجی ها در سینماها و همچنین استقبال شگفت انگیز از دی وی دی های این مجموعه سینمایی ؛ حالا زمزمه ها برای ساخت دنباله ای دیگر بر آن به گوش می رسد.
سینمای کلاسیک شبکه یک؛ پنج شنبه گذشته ساعت 12 نیمه شب ؛ هفت سامورایی اثر ماندگار آکیرا کوروساوا را از نسخه ای ساطوری ! به روی آنتن برد. قبل از هرچیز این اصطلاح ساطوری را توضیح بدهم که چیست و از کجا آمده؟
متولیان سینمایی ؛ مدیرانی که همه ساله بی وقفه در این بازار حضور بهم میرسانند خود از پیش میدانند که برای محصولاتی که میخرند هیچ برنامه ای ندارند. البته شاید پخش و اکران به بخش دیگری از سینمای دولتی ما برگردد اما این نیز تغییری به ماهیت ماجرای انبار کردن فیلم های خارجی خریداری شده نمیدهد. سیاست بخر و انبار کن در همه دوره ها و برای سینمای دولتی و شدیدا نیازمند نقدینگی ما ؛وجود داشته و به نظر می رسد این روند و بی انگیزگی ادامه نیز پیدا کند.
در باره وامدار بودن همیشگی و خلاصی ناپذیر هنر هفتم نسبت به ادبیات همیشه بحث شده است و این مهم شاید یکی از معدود مباحث اینچنینی است که همه ی اهل فن برای اثبات نظریاتشان در یک صف واحد قرار دارند . در واقع همگان متفق القولند که سینما یک بدهکار ابدی نسبت به ادبیات است و هرگز آن تاثیر گذاری شگرفی که برای سینما به جهت بهره برداری از این گنج های بی پایان ادبی شده ؛ عکس آن در هیچ وزنی جلوه گری نداشته است.
آیا ممکن است علیرغم تعامل بسیار مناسب بدنه دولت با معاون امور سینمایی ؛ بخش هایی نامرئی اما صاحب نفوذ در دولت باشند که صلاح حال حاضر سینما را دلجویی از سینماگران مطرح و صاحب عنوان بدانند؟ آیا این دلجویی جز با برکناری شمقدری بدست نمی آید؟ شایعه ی برکناری جواد شمقدری معاون امور سینمایی وزارت ارشاد ، اگرچه ابتدا آنچنان جدی گرفته نمی شد و هیچ دلیل قانع کننده ای نیز برای صحتش وجود نداشت ؛ اما گویی این شایعات آنقدر برای معاون سینمایی آزار دهنده بوده که بنا به گفته خودش در مورد این مهم با رئیس جمهوری هم گفتگوی کوتاهی کرده است.
سه روز دیگر مهمترین و معتبرترین جشنواره سینمایی دنیا آغاز به کار میکند و این در حالی است که از سینمای ما ؛ فیلمی در این فستیوال حضور ندارد .سال ها پیش از این کن دونوع حضور از سینماگران ایران را تجربه کرده بود. یکی مربوط به دهه 90 میلادی می شود که سینماگرانی مثل عباس کیارستمی ؛ به حق دل تمام روسای کن را می بردند و تماشاگران و منتقدین نیز مبهوت فیلم های ایرانی می شدند و جوایزی نیز مثل نخل طلا برای نخستین بار به کشورمان تعلق گرفت.
ژانر تاریخی و سیاسی به عنوان قدیمی ترین و تاثیرگذارترین گونه های سینمایی شناخته می شوند. به تعبیری حتی اولین ساخته های مشترک در فیلمسازی نیز درباره ساخت آثاری در همین ژانر روی داد و به گسترش سینما و جهانی کردن آن مساعدت فراوان نمود.
منتقدین سینما و نویسندگان سینمایی مطبوعات ما ؛ باید پل ارتباطی بدنه سینما با مخاطبان و تماشاگران باشند. این گروه می توانند در صورت داشتن راهکار و تعریف ؛ راهبری ذهنی تماشاگران را ، بدرستی و با امانت انجام دهند . کاری و روندی که در همه جای دنیا به سادگی انجام می گیرد. جدای از کشورهای صاحب سینما ؛ حتی در هند و مالزی نیز منتقد فیلم یک پل ارتباطی تعریف شده و دارای هویت است. نوشتار ذیل مقایسه ای است مختصر بین این دو نوع منتقد مطبوعاتی سینما . آن که وظیفه و هویت اش تعریف شده و قدر می بیند و دیگری که وظیفه اش تعریف شده اما هویت اش را مجبور است به تثبیت برساند ...
هیچ کالای فرهنگی مانند فیلم نمیتواند در معرفی یک ملت یا قوم ، بر دیگر مردمان تاثیرگذاری دامنه دار داشته باشد. سینمای ما در این سه دهه در این زمینه کم کاری کلان از خود نشان داده است. پنج سال که از انقلاب گذشت ناگهان مسئولان به این فکر افتادند که در جشنواره های خارجی حضور داشته باشند. جشنواره های که عمدتا فاصله های کمی با کشورمان داشتند. جشنواره فیلم پیونگ یانگ یا جشنواره فیلم دهلی جزو جشنواره های بودند که در سال 1362 برای اولین بار ، ایران پس از انقلاب با تک محصولی در آن شرکت می کرد.حالا سالها می گذرد و اگرچه اکنون مدیران و سینماگران ما در کن و برلین و ونیز نیز شرکت می کنند و حتی فیلم برای پذیرش به آکادمی اسکار می فرستند ، اما حضور مستمر و شایسته در مجامع سینمایی و سینماهای کشورها بواسطه فیلم هایمان نداریم که نداریم.
به 9 فیلمی که در پایتخت فروش بیش از یک میلیارد تومان داشتند ، باید اعضای دیگری اضافه شوند و این روند نیز رخ می دهد . اما آیا ممکن است اعضای بعدی این باشگاه ، آثاری باشند که به معنای واقعی کلمه سینمایی باشند و اعتبار و اقتدار و شان و آبرو به سینمایمان بدهند؟ یا اینکه بازهم یک کمدی رومانس آبکی وارد این کلاب خواهد شد؟ فیلم هایی که هرگز نامی و یادی از آنها به میان نخواهد آمد و همانگونه که آمدند؛ رفتنشان نیز سریع و بی خاطره باشد بدون هیچ ردپایی و نشانی و آبرویی!
در آغاز به کار دولت نهم، در مهر 84 شورایعالی انقلاب فرهنگی ،سیاستهای عرضه و نمایش فیلمهای سینمایی و مواد سمعی و بصری خارجی را به تصویب رسانید. بر اساس آن سیاستها ،توزیع و نمایش فیلمهایی که به تبلیغ مکاتبی همچون سکولاریسم، لیبرالیسم، نیهیلیسم یا فمنیسم میپردازند و فرهنگهای اصیل جوامع شرقی (دینی) را تخریب و تحقیر میکنند، فیلمهایی که به تلویح یا تصریح، حاکمیت دین در زندگی دنیوی را نفی کرده و نظامهای غیردینی را برتر از نظامهای دینی معرفی میکنن ممنوع اعلام شد...