پیشنهاد ایجاد یک پست ناموسی با عنوان: «نظارت بر نحوه اهدای جوایز خارجی به هنرمندان داخلی»
بیانیه نسبتاً سرگشاده فرزین پورمحبی متوسط ترین طنز نویس کشور در خصوص تعطیلی خانه سینما
من که سنم به جاهایی مثل «قلعه» و «خیابون جمشید» قد نمی ده به همین خاطر هم نمی تونم در مورد صحبت های اخیر جناب آقای سلحشور اظهار نظری بکنم.
خدا رفتگانتان را بیامرزه؛ مادربزرگی داشتم که همیشه می گفت : 'آدم یا نباید کاری بکنه وقتی هم که می کنه باید کاری کنه که روش بشه اونو جلوی مهمون بزاره! '
دکتر برای ورانداز کردن عکس ها، اونها رو توی هوا چند باری بالا و پایین و چپ و راست کرد.
بالاخره همانی که نباید، اتفاق افتاد و یک کشورعریض وطویل آنهم با کلی ید و بیضا دچار تحریمی شد که نه در شان فرهنگ و هنرش بود و نه در حد و اندازه تاریخ و تمدن پرشکوهش!
اینکه بگوییم کشورما کشورعجیبی است البته که عجیب نیست، چون در این کشور وقوع حوادثی که باعث شاخ درآوردن انسان می شوند معمولاً رو شاخش است!
عشاق بطور معمول مراحلی را در عشق و عاشقی طی می کنند که در موارد مختلف، نه استثناء دارد و نه رد خور! مراحلش هم چنین است:
واضح و مبرهن است که آمبولانس برای کسانی ساخته شده که می خواهند به یک جای خاص (بیمارستان) بروند اما ناگهان متوجه می شوند که خودشان به تنهایی نمی توانند به آنجا بروند؛ در نتیجه تصمیم می گیرند این کار را به کمک یک ماشین که همان آمبولانس باشد انجام دهند...بنابراین می شود نتیجه گرفت که آمبولانس مختص انتقال افراد بی دست و پا و یا در زمین مانده، به یک مقصد خاص است.
توضیح ضروری:این متن بر اساس ناآرامیهای جهانی و تعاملات مردم آنها با سردمدارانشان نگاشته شده، پس واضح است که هیچ ارزش و یا منظور دیگری ندارد!
چرا باید همیشه یک جای کار بلنگه؟ مگه چه گناهی از ما ملت همیشه در صحنه سرزده که انواع مصیبت ها در بیشتر مواقع ، فقط و فقط بر سر ما آوار می شن.
معمولاً مردها از بدبینی زنان و زنان نیز از تعصب شوهرانشان در زندگی زناشویی گله مندند.