آخرین مطالب سرویس وبلاگ / شفاعی، آرش

۱۳۹۱/۲/۲۵   --   ۱۵:۴۲
با احترام به فردوسی و فرزندش مهدی اخوان ثالث
سال ها گفتیم و سرانجام شنیدند

شفاعی، آرش - خبر آمد که بالاخره کسی کاری کرد. این همه سال آمدیم و رفتیم ، نوشتیم و گفتیم که چقدر اخوان ، شاعر لحظه های شیرین پر شوکت تنهایی و خلوتمان ، در کنار سرور و بزرگش حضرت فردوسی غریب افتاده است و کسی کاری نکرد.

۱۳۹۱/۲/۵   --   ۸:۳۹
یک پیشنهاد به مسوولان و شاعران
کنگره ی ملی شعر خلیج فارس را در ابوموسی برگزار کنید

شفاعی، آرش - چند سالی است رویدادهای پراکنده ی ادبی برای پاسداشت جایگاه خلیج فارس در شهرهای جنوبی کشور برگزار می شود اما به نظر می رسد این کنگره ها و جشنواره های کوچک ، کفاف اهمیت و بزرگی موضوعی را که قرار است از آن سخن به میان آید نمی دهد.

۱۳۹۱/۱/۲۸   --   ۱۰:۱۱
نام این مرد ' محمود گلابدره ای ' است

شفاعی، آرش - روی تخت یکی از بیمارستان های این شهر ، مردی بیمار و کم نفس برای زنده بودن نفس می کشد ؛ این مرد را می شناسیم اما تا زمانی که غریب و تنها به حال مرگ نیفتاد یادمان نیامد که او کیست.

۱۳۹۱/۱/۱۵   --   ۱۵:۵۴
هیس! مزاحم دوستان نشوید
دارند به ادبیات خدمت می کنند

شفاعی، آرش - خیلی وقت ها به خیلی از شاعران و داستان نویسان برخورده ام که هر وقت خدای نکرده کسی اشاره ای به بالای چشم آن ها کند و در آن موقعیت جغرافیایی ابرویی تشخیص دهد بر می آشوبند که : ما داریم به ادبیات خدمت می کنیم ، شما به ما نازک تر از گل می گویید؟

۱۳۹۰/۱۲/۱۷   --   ۹:۳۰
شاعران بلاتکلیف ترند یا ناشران؟

شفاعی، آرش - افزوده شدن یک ناشر دیگر به جمع ناشران تعلیق شده ، زنگ خطر دیگری را برای شعر در آستانه ی ورود به دومین سال دهه ی 90 به صدا در آورده است به گونه ای که کم شدن از تعداد ناشران فعال در حوزه ی شعر اندک اندک به معضل بزرگی برای فعالان این عرصه بدل خواهد شد.

۱۳۹۰/۱۰/۱۳   --   ۱۹:۹
اطوار تازه ای به نام ' شعر مشترک'

شفاعی، آرش - مدتی است این دوستان بسیار دان و بسیار فهم ، شیرین کاری تازه ای به راه انداخته اند و آن ، سرودن شعرهای مشترک است که البته سابقه ی آن هم در ادبیات ما و هم در جهان ، به عنوان گونه ای تفنن ادبی برای همگان روشن است . از در و دیوار وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی ، شعرهایی می بارد که معلوم نیست چند درصدش را کدام یکی از سهامداران مرتکب شده است.

۱۳۹۰/۹/۲۸   --   ۱۰:۲۷
داوری متن یا داوری مولف؟
ارسال فتوکپی گذرنامه را برای داوری جایزه های ادبی الزامی کنید

شفاعی، آرش - برگزیده شدن یک کتاب در یک جایزه ی ادبی ، به معنای تایید همه ی موضع گیری های صاحب آن اثر است ؟ عقل سلیم می گوید چنین نیست پس دلیلی نداشت که وقتی کتابی از نظر گروهی داوران از میان دیگر کتاب ها بهتر است ، اسم او را در موتورهای جستجو ، بجویند و ببینند کجا و درباره ی چه کسی چه حرفی زده است یا فتوکپی گذرنامه اش را مطالبه کنند تا معلوم شود در کدام شهر و کشور زندگی می کند.

۱۳۹۰/۶/۱۵   --   ۴:۶
آقای قائم مقام ! گزارش کار بدهید

شفاعی، آرش - اهل ادب از خود می پرسند حضور شخصی پرتلاش چون آقای طالبیان در پست قائم مقام وزیر در شعر و ادب موجب چه اتفاق جدید و حرکت تا پیش از این تعریف نشده ای در مجموعه ی وزارت شده است و از برکت حضور ایشان و تدبیر رئیس جمهوری و وزیر ارشاد ، چه گره هایی از کارفروبسته ی شعر و ادبیات گشوده شده است ؟

۱۳۹۰/۵/۱۲   --   ۴:۵۹
آیا هنرمندان درباره مشکلات اجتماعی ساکت اند؟

شفاعی، آرش - بخش بزرگی از هنرمندان رشته های مختلف از سینما و تئاتر تا ادبیات و هنرهای تجسمی در این سال ها از این بحران ها سخن گفته اند و هشدارهای لازم را در این باره داده اند.کارگردانان صاحب نام و جوان ما ده ها فیلم با موضوعات مرتبط با آسیب های اجتماعی ساخته اند ، داستان نویسان رمان ها و داستان های کوتاه فراوان دراین حوزه نوشته اند ، شعرهای اجتماعی تلخی سروده شده است و....آیا در این سال ها کسی به این هشدار ها و تصویرهای تلخی که هنرمندان در آینه ی فردای جامعه می دیدند توجه کرد؟

۱۳۹۰/۳/۲۵   --   ۳:۵۷
چرا تولد شعر فارسی از آغاز ستاینده علی ( ع) بود
شعر علوی بخشی از هویت ملی ماست

شفاعی، آرش - شعر کسایی مروزی تنها به دلیل اهمیت نام شاعر در نخستین طلیعه های شعر این سرزمین مهم نیست ، اهمیت اصلی او و شعرش بیشتر از این که جایی اندک در کتاب های تاریخ زبان و شعر فارسی اشغال کند در این است که او و شعرش از رازی سخن می گویند که در طول قرن ها یا کتمان شده است ویا فراموش.

۱۳۹۰/۲/۲۴   --   ۴:۳۴
فکری به حال نمایشگاه کتاب کنید

شفاعی، آرش - امروزه اگر کسی هم هست که از ادامه برگزاری نمایشگاه در مصلا دفاع می کند بهتر است بدون اسکورت و تشریفات یک روز از دالان تنگ ورودی مترو در میان ازدحام و فشار جمعیت به باند غربی اتوبان رسالت برود یا این که در گرمای شدید آفتاب مجبور باشد ساندویچ های آماده گاز بزند و از صبح تا شب در سالنی وسیع و پر از بازدید کننده و فاقد تهویه مطلوب بایستد .

۱۳۹۰/۲/۱۳   --   ۴:۱۸
ادبیات فاطمی و غفلت از مسیر وحدت

شفاعی، آرش - این روزها درآستانه ی شهادت حضرت زهرا(س) بد نیست کمی درباره ی آن چه به عنوان ادبیات فاطمی تقدیم آن بزرگ کرده ایم ، تامل کنیم و ببینیم مجموعه ی این ادبیات تا چه حد در خط و مسیر حضرت فاطمه و همسر شریفش بوده و هست و تا چه حد در خط و مسیری که خودخواهی و نیاز به عرضه و برجسته سازی ' خود' در آن نهفته است .

۱۳۹۰/۱/۲۱   --   ۷:۶
شعر در پایان دهه ی هشتاد
شعر دهه ی هشتاد ، دعوای کوتاه قامتان بود

شفاعی، آرش - سال هاست دوران غول های ادبی که با یک دست چندین هندوانه بر می داشتند و در حوزه های مختلف حضور ی قاطع داشتند و صدای نسل خود و نسل های پس از خود می شدند به سر آمده است و دعوای ادبیات ، چالش میان کوتاه قامتان با یکدیگر است .

۱۳۸۹/۱۲/۲۲   --   ۶:۲۱
تقاضای مرخصی یک ساله برای داوران جوایز دولتی

شفاعی، آرش - دیگر داریم به این روند عادت می کنیم که هر سال یک جایزه دولتی تازه تاسیس شود و یا جایزه و جشنواره های قبلی با وعده افزایش سکه و جایزه به کار خود ادامه بدهد و بعد درست در روز اعلام نتایج برگزیده ای انتخاب نشود و سکه های انبوه وعده داده شده به هیچ کس نرسد و خب آب هم از آب تکان نخورد.

۱۳۸۹/۱۲/۳   --   ۱۱:۱۰
درنگی بر سوال یک شاعر از وزیر
مصلحت اندیشی در جایزه ی کتاب سال ، تاکی؟

شفاعی، آرش - شاعران و نویسندگان اهل درد ، بی اعتنا به پسند این جایزه و آن جشنواره حرف خود را می زنند و کاری به مصلحت اندیشی های مسوولان جوایز در دوره های مختلف ندارند اما باید به یاد داشت که به هرحال مخاطبان ادبیات و اهل فهم ، واکنش به هنگام به اثر ادبی از سوی جشنواره ها را در خاطره ی خود ثبت می کنند و اگر جایزه ای توانست در بزنگاهی درست ، اثری شایسته را تشخیص دهد برای خود کسب آبرو کرده است .

۱۳۸۹/۱۱/۱۹   --   ۶:۱۴
جشنواره ای که هنوز بین المللی نیست

شفاعی، آرش - شاید وقت آن رسیده باشد که جشنواره ی شعر فجر تکلیف خود را با بخش بین الملل روشن کند و اگر امکان برگزاری جشنواره ای بزرگ و درخور در این سطح را ندارد به برگزاری یک جشنواره ی داخلی اما تاثیرگذار و پرشور و مردمی اکتفا کند.

۱۳۸۹/۱۱/۹   --   ۵:۲۲
یادداشتی به انگیزه ی حوادث طوفانی مصر
پاییز پدر سالار

شفاعی، آرش - توی خیابان های قاهره ی بزرگ کسی به حرف هایش گوش نمی داد، مردم حرف هایشان را زده بودند گفته بودند برو و دیگر تمام شده ای . داشتند با تانک های ارتش توی خیابان ها عکس یادگاری می گرفتند و با شعله های ساختمان حزب حاکم گرم می شدند و او دلش خوش بود که دارد به صدایش اقتدار و قدرت می بخشد!

۱۳۸۹/۱۰/۲۷   --   ۱۰:۵
آن که رفت ، آن که آمد

شفاعی، آرش - این یادداشت قصد دارد از مدیری بنویسد که قرار است پست مدیریتی اش را ترک کند و به مدیری تازه نفس بسپارد.اگرچه رسم نیست از مدیری بنویسند که عمر مدیریتی اش به پایان رسیده است ، همه یاد گرفته ایم به مدیر جدید که قرار است بیاید و عالم امکان را کن فیکون کند تبریک بگوییم و انتصاب به جا و شایسته اش را که نشان دهنده ی توانمندی های بی مانند اوست ، تبریک بگوییم .

آخرین خبرها
بیشتر...