در بخشی از این سرمقاله آمده است:یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که آشکارا شعار «تغییر» می داد کمترین آراء ممکن، یعنی حدود 8/0درصد از 85درصد کل آرای مردم را به دست آورد- کمتر از 400 هزار رأی- یعنی فقط 8/0 درصد از رأی دهندگان خواستار «تغییر» بوده اند. اکنون با توجه به این که در جریان رفراندوم برای انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوری اسلامی بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام دیگری را می پسندیدند، به آسانی می توان نتیجه گرفت که مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبلیغات گسترده دشمنان- بیشتر نشده اند بلکه تعداد آنها یک درصد نیز کاهش یافته است، که این نیز گواه غیرقابل تردید دیگری بر گسترش دامنه باورمندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران است.
دربخش دیگر سرمقاله کیهان می خوانیم:بهانه های خواص آلوده- و نه مردمی که اکثراً بی خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه ای سخیف و مسخره بود که جرأت در میان گذاشتن آن با مردم را نیز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در کدام صندوق؟ کدام حوزه؟ مگر نمایندگان شما در تمامی حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پایان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبلیغات تلویزیونی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم ادعا نمی کردید «بنده اگر با مشکلی روبرو شوم به قانون مراجعه می کنم، برخلاف فلانی که در فلان جا و بهمان جا قانون را نادیده گرفته است»؟!، پاسخ به همه این پرسش های منطقی، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلی و خارجی بود و تکرار این خواسته غیرقانونی و دشمن پسند که انتخابات باید باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه می شود؟!... به ما مربوط نیست؟! قانون مداری چه؟! و...
آخرین بهانه بعد از ناکارآمدی بهانه های دم دستی این بود که احمدی نژاد رجل سیاسی نیست و نباید صلاحیت او تائید می شد!!... بخوانید اصلاً چرا کاندیدا شد! مسخره نیست؟! معلوم است که هست. و احتمالاً برخاسته از نوعی عصبانیت و نه، خدای نخواسته لجاجت با ملت.






نظر شما