این که مدیر یک سازمان، باید مدیریت را خوب بداند و پس از بر مسند ریاست نشستن و شناخت سازمان، تدبیر خود را به کار بندد یا آن که باید تخصص کار آن سازمان را داشته باشد و مدیریت را هم خوب بداند تا اثرگذارتر باشد، هنوز تکلیف روشنی ندارد. عدهای با دانش مدیریت و از بیرون سازمان، مدافع مدیران متخصص هستند و برخی توان مدیریتی خود را قابل تعمیم به هر نوع سازمانی میدانند.
سازمانهای دنیا، جوانهای کارآمد خود را از دوران نهالی سازمان در مجموعه خود میپرورانند تا پایدار و تنومند شوند و برخی هم اعتقاد به پریدن از این شاخ به آن شاخ و مدیریت گردشی دارند.
مدیری از حوزه سازمانهای خدماتی، به یکباره مسؤولیت خدمتگزاری در سازمانی تولیدی را میپذیرد. کدام پسندیده است و کدام نکوهیده؟
مروری بر فهرست منتشر شده زنان و مردانی که برای کابینه دهم مد نظر هستند، ما را به این فکر میبرد که الگوی فکری و مدل چینش کابینه را کنکاش کنیم.
اگر چه اندیشمندان به ما آموختهاند که ابتدا باید روزگار هر وزارتخانه را مرور کرد و بعد تشخیص داد که چه سبک مدیریت و کدام فرد مناسب راهبری آن است. بدون آگاهی از دوران کنونی دستگاه، روزگار سپریشدهاش و نیازهای پیشروی آن به همراه فهرستی از مسئلههایی که در گذشته و اکنون دارد، نام بردن از افراد مختلف تلاشی نکوهیده است. پس از این شناخت کلی و براساس مدل ارزشی کابینه و شاخصهای مدیر مناسب سازمان کلانی چون یک وزارتخانه، میتوان نامهای مناسب را از میان نفرات مورد اعتماد گزینش کرد.
نگاه به فهرست نامهای دولتمردان مدنظر برای کابینه دهم، ما را به فکر فرومیبرد تا ویژگیهای مشترک گزینههای هر وزارت را مجزا از هم بررسی کنیم. مثلاً آیا نامزدهای وزارت کار و امور اجتماعی یا وزارت علوم و دیگر وزارتخانهها، دستکم در چند معیار به هم شباهت دارند؟ آیا اصلاً نیاز هست که این خط مشترک وجود داشته باشد؟ آیا آینده دوساله و چهارساله این وزارتخانه با حضور هر یک از ایشان یکی است، یا ناخدایی و ناوبری هر یک در اتاق مرکزی آن دستگاه، کشتی و مسافران آن را به مقصدی متغیر میبرد؟
اگر مدیران آگاه و سازگار با روزگار حال و آینده دستگاهها با درایت انتخاب نشوند، گویی سازمانهای کلان ما در دولت دهم، تنها یدککش عنوان مدیریت هستند و به تعبیری، دستگاههای مادر و زیرمجموعههای آنها در کشورمان با چاشنیهایی از سس مدیریت و بدون مایه اصلی، به کشمکش روزگار و پیشامدهای کار سپرده میشوند.
مدیرانارشد، بلدهای پیمودن راه پر فراز و نشیب مسیر آینده هستند. مسیری تعریف شده در برنامه توسعه و سندهای کلان افق ایران 1404. چنین راهبرانی نیاز به دانش عمیق (و نه تنها عنوان دانشگاهی)، تجربه اجرایی (نه فقط سابقه سنواتی)، اندیشه جوان و پویا (نه خلاصه شده در سن و سال) و مشاورانی خردمند (متمرکز و عمیق و خوشنام در حوزه تخصصی) دارند.
هیچیک از اینها نیاز به توجیه و رزومهسازی ندارد. اینجا مجالی است تا خود مشک ببوید و جز این، به قیمتی گزاف از کیسه منافع ملی و از سهم همگان و آیندگان، تنها فرصتی فراهم میشود برای تجربهاندوزی بیحاصل افرادی صرفاً مورد اعتماد و توصیه شده.
کارشناس خلاقیت
محمود کریمی
کد مطلب 14903






نظر شما