زهرا چوپانکاره: آخرین سال دهه 70 تقاطع خیابانهای حافظ و سمیه، به چیزی فراتر از آنچه بود تبدیل شد. این نقطه روی نقشه تهران برای طنازان و طنز دوستان دیگر فقط تقاطع دو خیابان نبود، محل تلاقی شعر و خنده بود؛ جایی برای همه رندان شهر و بعدترها همه رندان کشور. سال 1379 اولین جلسه شعر طنز «در حلقه رندان» در ساختمان حوزه هنری برگزار شد. حلقه ای که تا امروز با گذر از فراز و نشیبهای پیش رو همچنان به راه خود ادامه می دهد.
رندان از آغاز
آنچه که امروز یکشنبه های آخر هر ماه را با نام شعر طنز پیوند زده است حاصل یک ایده و یک حمایت بود. ایده ای که اول بار توسط «ابوالفضل زرویی نصرآباد»، نخستین مسئول دفتر طنز مطرح شد و مورد حمایت «محمد علی زم» مدیر وقت حوزه هنری قرار گرفت. اولین حلقه رسمی شعر طنز برای جذب طنز پردازان بزرگ، زمان چندانی نمی طلبید. خیلی زود نامهای بزرگی همچون منوچهر احترامی و عمران صلاحی در زمره نام رندان ثبت شدند تا اندک اندک حلقه رندانه طنز چنان پا گرفت که حتی برخاستن بنیان گذاران اولیه از صندلی مسئولیت ، تغییرات مدیریتی و مشکلات ریز و درشت دیگر نیز _ علی رغم ایجاد وقفه هایی در تشکیل منظم جلسات حلقه _ مانع ادامه حیات آن نشد.
حلقه یک جمع روشنفکری بود
« شهرام شکیبا»، طنز پرداز از جمله قدیمی ترین یاران حلقه است که از نخستین جلسه، اجرای مراسم در حلقه رندان را به عهده داشت. شکیبا فهرستی از شاعران را در ذهن دارد که در محفل یکشنبه شبها، اشعار طنز خوانده اند، شاعرانی که در خارج از آن محفل همیشه به عنوان شاعران حوزه های غیر طنز شناخته میشوند: « علیرضا غزوه، محمد حسین جعفریان، محمد رضا ترکی، حسین منزوی، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی و حتی سید حسن حسینی از جمله جدی ترین شعرایی بودند که در محفل ما شرکت میکردند و هر کدام دست کم یکبار شعر طنزی هم در این جمع خوانده اند. روزگاری «در حلقه رندان» چنین جایی بود. اگر روشنفکر را کسی بدانیم که نسبت به هیچ چیز بدون واکنش نمی نشیند باید بگویم که این حلقه یک جمع روشنفکری بود.»
محسن نامجو در حلقه
اما در میان این فهرست نامهای دیگری نیز هستند که کمتر کسی از نشست و برخاست آنان با رندان حوزه هنری خبر دارد؛مثلا «محسن نامجو» بسیار پیش از آنکه نام و آوازهایش بر سر زبانها باشد، در حلقه رندان سه تار میزد و میخواند.
اعتراض رضا رهگذر به حلقه
با مروری بر نامها و تاملی بر ماهیت طناز این حلقه چندان دور از ذهن نیست اگر که جمعی چنین در برهههایی از زمان به خط قرمزهایی تنهای بزند و منتقدان سرسختی نیز برای خود بتراشد آنگونه که «رضا رهگذر»، سردبیر وقت مجله ادبیات داستانی حوزه هنری در گفتوگویی با خبرگزاری فارس در سال 85 با اشاره به « وضعیت اسفبار حوزه در سالهای اخیر» عنوان کرده بود: « خردهبرنامههای این حوزه تنها هیاهو و سر و صدا دارند و کمکی به پیشبرد اهداف حوزه هنری نمیکنند، اما وقت و انرژی بسیاری از حوزه هنری میگیرند، یک نمونهاش همین برنامه «در حلقه رندان» است. در این «حلقهها» علاوه بر این که مطالب مطرح شده هیچ ربطی به اسلام و انقلاب و مسایلی از این دست ندارد گاهی اوقات مطالبی مطرح میشود که با برخی معیارهای عرفی و اخلاقی جامعه ما هم در تضاد است. یعنی فقط به مکانی برای افرادی با نگاهها و آراهای مختلف تبدیل شده است که دور هم جمع بشوند و شربت و شیرینی بخورند و بگویند و بخندند.» و با این حساب حدس دور از ذهنی نیست اگر فرض کنیم که در طول این سالها برخی از رندان تاوانکی نیز بابت رندانگی خود پرداخته باشند.
ارباب حلقه
شهریور ماه سال جاری جشن هفت سالگی حلقه رندان در حالی برگزار شد که این حلقه در گذر زمان تغییرات بسیاری را به خود دیده بود. دایره کوچک حلقه از تقاطع حافظ و سمیه به دیگر شهرها کشیده شده و چندین جلد کتاب از اشعار طنز شاعران حلقه به چاپ رسیده است و کارگاهها و جشنوارههای طنز به واسطه یاران حلقه برگزار میشوند. با این حال بسیاری از رندان قدیم حلقه را ترک گفته و یا در حد تماشاگر کنار کشیده اند. «جلال سمیعی»، طنز پرداز و از اعضای جوان حلقه رندان می گوید: « واقعیت این است که اعتبار این برنامه به حضور پیشکسوتهاست؛ اما این جوانترها هستند که اثر میخوانند و چراغ برنامههایی از این دست (حلقهی رندان ـ شکرخند ـ قند و نمک) را روشن نگه میدارند؛ قدیمیترها بهدلایل مختلف از خواندن اثر اکراه دارند.» این کنار کشیدن یاران قدیم شاید دلیل دوری جلسات از فضای روزهای اوج رندان باشد روزهایی که هرچند دایره حلقه به وسعت امروز نبود اما از دید کسی چون شهرام شکیبا محفلی روشنفکرانه بود.
شکیبا به هنگام سخن گفتن از خوبیهای حلقه اصرار به استفاده از افعال ماضی دارد و معتقد است که در حلقه رندان آرام آرام چنان از مرزهای طنز گذشته است که دیگر رنگی از گذشته بر خود ندارد. « ما به شوخیهای عامه پسند نزدیک شدیم، طنز نویسان به خلق آثاری روی آوردند که در هنگام قرائت، شنوندگان را به هر نحوی بخندانند. اینگونه شد که آثار رفته رفته به پوسته سیاست پرداختند و به هدف گرفتن ظواهر آدمها بسنده کردند. امروز دیگر مخاطبان به شب شعرهای ماهانه میآیند که بخندند فقط همین.»
منوچهر احترامی: حلقه از پراکندگیهای اولیه رها شده
آنچه شکیبا به آن اشاره دارد شاید از اثرات گریز ناپذیر طنز شفاهی باشد. در محفلی که چشم 500 نفر به شاعری دوخته می شود که داعیه طنازی دارد، بعید نیست اگر کمی هزل چاشنی طنز شود اما آیا حلقه رندان تا آنجا که شکیبا می گوید دچار سطحی گرایی و هزل محوری شده است که دیگر نتوان نام محفل روشنفکرانه بر آن نهاد و از آن قطع امید کرد؟ «منوچهر احترامی»، طنز پرداز پیش کسوت و از یاران قدیم حلقه نظر دیگری دارد: « در حلقه رندان از پراکندگیهای اولیه اش رها شده. بحث بر سر این نیست که این جمع دیروز قوی تر عمل میکرده است یا امروز، موضوع این است که حالا محفلها جهت دارتر از پیش برگزار می شوند و هرچند محدودیتهای بیشتری برای تازه واردان دارد اما مسیر مشخصتری را در پیش گرفته است.»
قضاوت در خصوص عملکرد هفت ساله در حلقه رندان همانقدر دشوار است که قضاوت در باره طنز. آنجا که طنز، گویا ترین زبان است برای گفتن و شنیدن از اجتماع و سیاست باید پذیرفت که نوش همراه با نیش باشد و ابیات با کنایت. باید پذیرفت که رندانگی می خواهد بیش از هفت سال دوشا دوش قرمزترین مرزها دویدن و دوام آوردن. رندانگی می خواهد و کمی لبخند.






نظر شما