«صداها» از آب درنیامده. میبایستی صدا کاراکتر میشد که نشده. ساختمان و آپارتمان هم ول شده. با تکهپارهکردن و جابهجاکردن صحنهها و پلانها و تلخی تحمیلی مشکلی حل نمیشود. «شبهای روشن» چیز دیگری بود.
«شبانهروز» یک ویدیوآرت کشدار، وراج، مغشوش و فرمباز است برای ارضای فیلمسازان جوان فیلم و طرفدارانشان.
صدرحمت به خزعبلی چون «میزاک».
« زمانی برای دوستداشتن» تمام قدرتش را از بازی فوقالعاده پسر نوجوانی میگیرد در نقش یک معلول که به دلیل سنگینی و سختی نقش و نیز شکنندگیاش، قابل تحسین است. و ما را متوجه روح بزرگی میکند که از فهم آن (معلول و معلولیت) بهخوبی برآمده و توانسته آن را به ما منتقل کند. آفرین به محمدعلی شادمان و آفرین به انتخاب فیلمساز و کارش با این بازیگر نوجوان. اما کاستیهای فیلم نیز متوجه فیلمساز است: پرداخت تلویزیونی، لحظات اضافی و سانتیمانتال. فیلم ما را به خود انسانیمان نزدیک میکند؛ برخلاف اکثریت شاهکار»های پرمدعای جشنوارهایمان.
| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||