به روزشده : ۲ ساعت و ۵۷ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۷:۳۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹ | نسخه چاپی

صد رحمت به می‌زاک

سینما - مسعود فراستی

«صداها» از آب درنیامده. میبایستی صدا کاراکتر میشد که نشده. ساختمان و آپارتمان هم ول شده. با تکهپارهکردن و جابهجاکردن صحنهها و پلانها و تلخی تحمیلی مشکلی حل نمیشود. «شبهای روشن» چیز دیگری بود

«شبانهروز» یک ویدیوآرت کشدار، وراج، مغشوش و فرمباز است برای ارضای فیلمسازان جوان فیلم و طرفدارانشان
صدرحمت به خزعبلی چون «میزاک».

« زمانی برای دوستداشتن» تمام قدرتش را از بازی فوقالعاده پسر نوجوانی میگیرد در نقش یک معلول که به دلیل سنگینی و سختی نقش و نیز شکنندگیاش، قابل تحسین است. و ما را متوجه روح بزرگی میکند که از فهم آن (معلول و معلولیت) بهخوبی برآمده و توانسته آن را به ما منتقل کند. آفرین به محمدعلی شادمان و آفرین به انتخاب فیلمساز و کارش با این بازیگر نوجوان. اما کاستیهای فیلم نیز متوجه فیلمساز است: پرداخت تلویزیونی، لحظات اضافی و سانتیمانتال. فیلم ما را به خود انسانیمان نزدیک میکند؛ برخلاف اکثریت شاهکار»‌های پرمدعای جشنوارهایمان.

کلیدواژه ها: جشنواره فیلم فجر -

اخبار مرتبط

ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 4 + 8
ارسال نظر
3496
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 4 + 8
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...