به روزشده : ۲ ساعت و ۴۷ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۰:۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۶ | نسخه چاپی

نام: منوچهر، شهرت: حسنی

ادبیات - طنزپرداز، پژوهشگر و نویسنده نشریات «توفیق» و «گل‌آقا» در یک جمله خلاصه شد: «منوچهر احترامی درگذشت.»

زهرا چوپانکاره: اخبار درگذشت‌ها همیشه یکسان مخابره می‌شوند؛ ساده و کوتاه. سیاستمداران، عالمان، هنرمندان، شاعران و نویسندگان به‌نوبت در این جمله کوتاه « ... درگذشت.» می‌نشینند و مخابره می‌شوند. اخبار درگذشت‌ها ناگزیرند، تکرار می‌شوند اما تکراری نه. جملات ساده و کوتاهی که باورشان زیاد هم ساده نیست. امروز روز مخابره یکی از همین خبرها بود؛ طنزپرداز و پژوهشگر، نویسنده نشریات «توفیق» و «گل‌آقا» و خالق کتاب «حسنی نگو یه دسته گل» در یک جمله خلاصه شد: «منوچهر احترامی درگذشت.»

الف. اینکاره
نام: منوچهر
نام خانوادگی: احترامی
تاریخ تولد: 16 تیرماه 1320
محل تولد: تهران
تحصیلات: دیپلم از مدرسه دارالفنون و لیسانس حقوق از دانشگاه تهران
شغل: کارمند سازمان برنامه و مرکز آمار

هرچند اساسی‌ترین اطلاعات بیوگرافی احترامی در این چند خط یافت می‌شود اما آغاز طنزنویسی او برای نشریه «توفیق» در سال 1337 و ادامه فعالیت‌هایش در نشریات «رفتگر»، «درنگ»، «آهنگر»، «تهران مصور» و «فردوسی»، پایانی بود بر عناوین رسمی و روزمره او. چراکه مخاطبان او از آن پس، او را نه دیگر با نام و نام خانوادگی و نه با عناوین شغلی و تحصیلی، که با امضاهایی چون «الف. اینکاره»، «م. پسرخاله»، «وقایع‌نویس» و کتاب‌های به‌یادماندنی «حسنی نگو یه دسته گل»، «خروس نگو یه ساعت»، «خرس و کوزه عسل» و «دزده و مرغ فلفلی» می‌شناختند.

طناز توفیق که از سومین و آخرین دوره انتشار، این هفته‌نامه را همراهی می‌کرد، پس از انقلاب به جمع یاران آبدارخانه گل‌آقا پیوست و همزمان همکاری خود را با دفتر طنز حوزه هنری آغاز کرد. و در کنار چهره‌هایی چون «کیومرث صابری فومنی» و «عمران صلاحی» در فضای خموده حاصل از جنگ، کمر به احیا و تقویت طنز مطبوعاتی بست و علاوه بر آن با تکیه بر احاطه‌اش بر ادبیات فارسی، به پژوهش و خلق آثاری چون «جامع الحکایات» و «طنز در تعزیه» پرداخت و تلاش خستگی‌ناپذیری را جهت پرورش و حمایت از طنز و طنازان ـ چه در عرصه مطبوعات و چه در همکاری با برنامه‌های طنز رادیو و تلویزیون ـ آغاز کرد. تلاشی که مقدر بود تا روز 22 بهمن سال 1378 ادامه یابد.

 دیگر کسی پشت دوچرخه را نمی‌گیرد
«آدم احساس تنهایی می‌کند.» اولین مدیر دفتر طنز حوزه هنری یک روز پس از درگذشت مرحوم احترامی، تلاش می‌کند او را وصف کند اما چکیده احساس قلبی‌اش را می‌شود در همین کلمه دید: تنهایی. «ابوالفضل زرویی نصرآباد» درباره احترامی می‌گوید: «مهم‌ترین کارهای ایشان در دو حوزه بود. یکی بخش نظیره‌سازی ادبیات فارسی مانند کتاب «جامع الحکایات» و بخش دیگر، ادبیات طنز کودکان و کتاب‌هایی چون «حسنی نگو یه دسته گل». به‌جرأت می‌توان منوچهر احترامی را پایه‌گذار طنز کودکان دانست.» زرویی مزیت بزرگ احترامی را مطالعه زیاد می‌داند و از روزهایی یاد می‌کند که نتایج مطالعاتش را با «وجدی کودکانه» با دیگران در میان می‌گذاشت. اما پس از درگذشت احترامی، بر سر عرصه طنز که نام‌آورترین پیشکسوتان خود را از دست داده است چه می‌آید؟ زرویی می‌گوید: « این مسئله را زمان مشخص می‌کند. خوشبختانه استاد احترامی شاگردان بزرگواری تربیت کرده‌اند اما باید بگویم که با رفتن بزرگان طنز، آدم هول می‌کند. مثل یاد گرفتن دوچرخه‌سواری است. ناگهان می‌بینی کسی که پشت دوچرخه را گرفته بود دیگر نیست و تو باید خودت پا بزنی و زمین نخوری.»

 دیروز نسل طنزنویسان عوض شد
«در حلقه رندان» از جمله شناخته‌شده‌ترین محافل طنز است که از آغاز از همراهی منوچهر احترامی برخوردار بوده است. «شهرام شکیبا»، طنزپردازی که از اولین جلسه در زمره یاران این حلقه بوده است، با اشاره به نقش علمی و ادبی احترامی می‌گوید: «نه فقط در حلقه رندان و حوزه هنری، بلکه ایشان در هر محفلی که حضور پیدا می‌کردند به‌سرعت تبدیل به وزنه علمی می‌شدند. مرجعی برای کارشناسی‌های دقیق ادبی.» به عقیده مجری سابق حلقه رندان، مرحوم احترامی آخرین بازمانده نسل بزرگان طنز بود. نسلی که با مرگ احترامی به پایان رسید: «با وجود احترامی که برای همه بزرگترهای خودم در عرصه طنز قائلم، باید بگویم که با رفتن احترامی، نسل طنزنویسان عوض شد.»

 او حتی خودش را هم تکرار نمی‌کرد
بزرگترین نقطه اشتراک نظر آنان که احترامی را می‌شناسند، معرفی او به عنوان یک استاد مسلط بر زبان فارسی است. «رؤیا صدر»، روزنامه‌نگار و طنزنویس می‌گوید: «استاد احترامی روی انواع ادبیات مسلط بودند یعنی می‌توانستند در قالب‌های مختلف بنویسند و در ورطه تکرار و تقلید گرفتار نشوند. ایشان قالب‌های نو می‌ساختند و نه‌تنها از دیگران که حتی از خود و آثار قبلی‌شان هم تقلید نمی‌کردند.» صدر، نگاه احترامی به اطرافش را نگاهی معصومانه و مشفقانه توصیف می‌کند. نگاهی که باعث می‌شد تا آثار او در نشریه گل‌آقا تبدیل به نوعی کمدی ـ تراژدی شود.

 حسنی نگو یه دسته گل
مردادماه سال 86، پنجاهمین شب از شب‌های مجله «بخارا» با نام «شب منوچهر احترامی» در خانه هنرمندان برگزار شد. «علی دهباشی»، سردبیر بخارا در آغاز برنامه به‌مطایبه گفت: «امشب شب بزرگداشت مردی است که تازگی‌ها 66سالگی را هم پشت سر گذاشته اما کودک بازیگوشی در او هست به نام «حسنی» که مشهورتر از اوست!» شاید حسنی را بتوان مرز میان مخاطبان آثار مرحوم احترامی دانست. مرز میان «توفیق‌خوان‌ها» و بچه‌های دهه شصت به بعد. مرز میان احترامیِ وقایع‌نگار و احترامیِ ده شلمرود. هر اندازه که گروه اول این بخت را داشتند تا از طنزنوشته‌های رندانه او در آشفته‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی بهره‌مند شوند، به همان میزان گروه دیگر این اقبال را یافتند تا دوران کودکی خود را با اشعار و کتاب‌های خوش آب و رنگش (با تصویرسازی‌های غلامعلی لطیفی) به‌یادماندنی کنند و تا سال‌ها ماجراهای ساده و دلپذیر ده شلمرود را به یاد بسپارند و ابیاتش را از حفظ بخوانند.

منوچهر احترامی اگرچه هرگز ازدواج نکرد و بچه‌ای نداشت، اما پدر مهربان تمام کودکانی شد که مخاطب چندین میلیون تیراژ کتاب‌های کودکانه او بوده‌اند و تا این کتاب‌ها خوانده می‌شوند، نمی‌توان «حسنی ده شلمرود» را در یک خبر ساده و کوتاه «درگذشت» خلاصه کرد. همان‌گونه که در شب جشن بخارا خود نیز گفته بود که: «من به همین چیزها زنده‌ام.»

 

کلیدواژه ها:
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 13
ارسال نظر
3765
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 13
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...