کتاب
- ایمان مطهری
نه باید چندان دچار توهم توطئه بود که همچون معاون فرهنگی وزیر ارشاد جوایز ادبی را خودی و غیرخودی و دوست و دشمن دانست، و نه باید چندان سادهلوح بود که بازیهای ناپاک جوایز دولتی و خصوصی را ندید.
در کورانِ تاخت و تازِ رسانهای جوایزِ دولتی، تهماندهٔ جوایزِ خصوصی که بعد از روی کار آمدن دولت نهم، رو به زوال گذاشتهاند، هنوز زندهاند و نرم نرم، نفسی دارند. در این میانه، هر ازگاهی خبری از یکی از این جوایز میرسد و فهرستی از نامزدان دریافت این جوایز رسانهای میشود. چنانچه در روزهای اخیر، یکی از جوایز که منتسب به نام نویسندهای درگذشته است، فهرست نامزدانش را اعلام کرد.
در میان این فهرست، کتابهایی از سه ناشر به چشم میخورد. در عین حال، این سه ناشر، با حفظ سمت، حامی مالی جایزه نیز هستند. علاوه بر این، برخی از داورانِ این جوایز، با حفظِ سمت، مسؤول انتخاب کتاب در مؤسساتِ انتشاراتی نامزد-حامیاند و با حفظ سمت، روزنامهنگار و خبرنگار فلان روزنامه یا صاحب رسانهای شخصی به نام «وبلاگ».
بازیِ سرگرمکنندهٔ جوایزِ ادبیِ خصوصی در ایران، چیزی جز این نیست. اغلب، حامیانی معلوم، برندهگانی معلوم و داورانی معلوم دارند. تصور کنید، هریک از اینها، حلقههای زنجیرهای ظریفند که عقبهٔ رسانهای، حمایت مالی و حمایت نامی را تشکیل میدهند. و این، یعنی که علیرغمِ آنچه بارها گفتهاند و ما نیز دربارهٔ ناپاکیِ جوایز ادبی دولتی گفتهایم، «جوایز ادبی خصوصی» نیز، چندان دامنپاک و عفیف نیستند. این، حکایت خود گویی و خود خندی است. خودشان مینویسند، خودشان منتشر میکنند، خودشان جایزه برپا میکنند و خودشان به محصولات خودشان جایزه میدهند و سرانجام، خودشان در رسانههای خودشان به انتخاب خودشان بال و پر میدهند و «بزرگ»ش میکنند.
در این میان، تنها مخاطبانِ کتابها هستند که گولِ بازیهای رسانهای و نامهای الکی بزرگشده را میخورند. پس، ای کاش بیشتر مراقب باشیم و سادهلوح نباشیم.