به روزشده : ۷ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۲:۳۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ | نسخه چاپی

بناهای آباد گردد خراب!

سینما - اکبر نبوی

دل پریشان است و جان افسرده و پژمرده. و شرح درد و داغ و پریشانی دل و افسردگی جان، در روزگاری که پاره‌ای از یاران همگن، سامانش را بر پرخاش‌جویی و نامهربانی و بدگمانی استوار کرده‌اند، اگر دشوارترین کارها نباشد دست‌کم کاری سخت و توان‌فرساست. بالاتر و بیش‌تر. جان‌ستان است . آدمی را خرد می‌کند.

پرخاش و درشت‌گویی و زبان را بی‌درنگ در دهان چرخاندن و با سینه‌ای برآمده و سری پر باد و سرشار از «خودانگاری» چهره نمودن، کام نفْس سیری ناپذیر را کمی شیرین می‌کند و اندکی از دماغ پریشان و سردرگم را بر می‌آورد ولی خسارتی برجای می‌گذارد که جز دریغ و اندوه و پشیمانی به دنبال ندارد. چنین فرآیندی با خرد و دانایی ایرانی سازگار نیست. ایرانی نشان داده است که در میدان‌گاه‌های سخت و دشوار، با نیروی همیشه جوشان «دانایی» پیروزی را از آن خود کرده است و اهریمن تباهی و فراموشی را به بند کشیده است. بی‌گمان اگر جز این بود و خرد تا این پایه و مایه در قوم ایرانی، بزرگ و عزیز و سرنوشت ساز؛ خوانده و انگاشته نمی‌شد، سخن‌سرای نغزپرداز و آسمان اندیش ایران زمین (فردوسی) جاودان نامۀ خود را با ستایش آفریدگار «جان و خرد» آغاز نمی‌کرد و در سرتاسر شاهنامه ارزش و والایی خرد را نمی‌ستود و آن را کلید نیک‌بختی و رستگاری مردمان برنمی‌شمرد:

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد
*
خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دست گیرد به هر دو سرای
*
کسی کو خرد را ندارد زپیش / دلش گردد از کرده‌ی خویش، ریش
*
هر آنکس که دارد روانش خرد / سرِ مایه‌ی کارها بنگرد

و آن یُمگانیِ آزادمردِ اندیشه‌پرداز، ناصر خسرو نمی‌سرود:

«خرد»دان اولین موجود، زان پس نفْس و جسمْ آنگه
نبات و گونه‌ی حیوان و آنگه جانْوَرِ گویا
*
درخت این جهان را سوی دانا خردمند است بار و بی‌خرد خار
*
راست آنست رهِ دین که پسندِ خرد است
که خرد اهل زمین را زخداوند عطاست
*
خرد از هر خللی پشت و زِ هر غم فَرَج است
خرد از بیمْ امانست و زِ هر درد شفاست

و حکیم بزرگ و دانشی مرد ـ نظامی گنجوی ـ مخزن الاسرار خویش را اینگونه آغاز نمی کرد :

بسم الله الرحمن الرحیم / هست کلید در گنج حکیم
فاتحه‌ی فکرت و ختم سخُن / نام خدای است بر او ختم کن

و نیز استاد بی‌بدیل سخن و اندیشه ـ سعدیِ همیشه بزرگ ـ آغاز بوستان خویش را به این سخن نمی‌آراست :

به نام خداوند جان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین

و باز اگر خرد و دانایی در میان ایرانیان پایه‌ای بلند و با شکوه نداشت رند قلندر شیراز حافظانه‌های خود را با عشق آغاز نمی‌کرد. که عشق مرتبه‌ی بلند خرد و دانایی و درک و دریافت و شهودی است که روح و جان با پذیرفته شدن به بارگاه معشوق ، می‌چشد و کام دل برمی‌آورد :

الا یا ایها‌الساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

خرد و دانایی برای ساختن و پویایی و بالندگی و رهایی است. در مقابل، بی‌خردی و نادانی، ویرانگر و تباه کننده و مرگ آفرین است. خرد و دانایی به روشنایی راه می‌برد و مهر و آرامش و آشتی می‌پراکند و بی‌خردی و نادانی ، تاریکی را می‌گسترد و ستیز و جدال و جنگ را به ارمغان می‌آورد . خرد و دانش، برکِشنده است و بی‌خردی به زیرکِشنده.

در جامعۀ امروز ایران، بی‌خردان ( در جامه‌ها و نام‌های گوناگون و رنگارنگ ) به ویرانگری مشغول‌اند. تباهی می‌آفرینند. جغد مرگ را به پرواز در آورده‌اند. غوغا می‌کنند. می‌کوشند راه را بر اندیشه ببندند.

بی‌‌گمان، این نابخردان (از هر تیره و طایفۀ سیاسی) بالندگی و سرافرازی ایران و ایرانی و اندیشۀ ناب آسمانی آن را فرو می‌کاهند. درست است که چنگ در چهرۀ یکدیگر می‌کشند، اما تیشه بر درخت تناور و بارآور ایران می‌زنند.

کاش می‌دانستیم که خیلی‌ها (در آن سوی مرزهای میهن) ناخن به هم می‌زنند و می‌کوشند ستیز و درگیری‌های کاهندۀ امروز را گسترش و ژرفا دهند. کاش می‌دانستیم چنان می‌کنیم که نباید. و آن می‌گوییم که نشاید. کاش می‌دانستیم که ایران در نقطۀ تلاقی خیزش و برشدن از یک سو، و از سوی دیگر به زیر درآمدن و ریزش قرار گرفته است. در این نقطۀ رهایی، یا پرواز می‌کنیم و یا به خاک در می‌غلطیدیم. حتی اگر عقاب هم باشیم و بلند پرواز، ولی چون اهریمن نفس و تاریکی را فرمان‌گذاری می‌کنیم، همانند همان عقابی خواهیم بودکه سرمست پرواز بود و در همان حال با تیری برخاک مرگ درغلطید که سرعت و دقت آن تیر را یکی از پرهای خودش ساخته و پرداخته بود:
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید

بومرنگ ستیزها و کشمکش‌های امروز، پیوسته به سوی خودمان باز می‌گردد. کاش چشم‌ها را راست و درست می‌شستیم و می‌گشودیم. و کاش اینقدر برای تجربۀ خواب و نشئگی رخوت، شتاب نمی‌کردیم. و کاش بیداری و آگاهی و دانایی را ارج می‌نهادیم. و کاش میدان را برای بی‌خردان تنگ می‌کردیم و دانایان را مجال سخن و درخشش می‌دادیم تا در پرتو اندیشه‌شان به آفاق تابناک پیش‌رو رهسپار شویم.

تیر ماه هشتاد و هشت

کلیدواژه ها:
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 5 + 5
ارسال نظر
40712
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 5 + 5
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...