به روزشده : ۵ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۸:۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ | نسخه چاپی

رسول جعفریان: مقایسه ابن‌ملجم با معترضان به دولت شگفت‌انگیز است

سایر مطالب - در دهه‌های اخیر رویکرد نادرستی به تاریخ اسلام پدید آمده و ما گرفتار نوعی افراط در استناد به رویدادهای تاریخ اسلام به خصوص امر تطبیق آن بر آنچه دوست داریم، شده‌ایم.

حجت الاسلام رسول جعفریان در مقاله جدید خود در وبلاگ مهمان با اشاره به این مطلب گفت:" در جامعه و جمع انقلابی ما، به دنبال رویه‌ای که داشتیم، اوضاع جوری پیش رفت که غالب سیاستمدارهای ما ذهنشان تاریخ اسلامی بر اساس تصویری که اسمش برداشت تاریخی بود، شد. یعنی رفتار دینی را با نمونه‌های تاریخی سنجش می‌کنند. در باره مقایسه میان ابن ملجم با برخی از اشخاص داخله، تحلیل‌هایی که شماری از اشخاص دارند، شگفت انگیز است. مثل مقایسه معترضان به دولت در ماههای اخیر که از طرف یکی از این شخصیتها، به ابن ملجم تشبیه شدند. این تطبیقها به نظرم موضوع یک پژوهش مفصل علمی است. طی چند ماهه اخیر بیشتر حجم این تطبیقها صورت گرفته است. البته ریشه آن قدیمی‌تر است."

وی افزود:" ما ذهنیت دینی خودمان را که باید اصولش را با عقل و عقاید پر کنیم و فروعش را با فقه و شریعت، همه این‌ها را با نمونه‌های تاریخی پر کرده‌ایم. وقتی می‌خواهیم آدم خوب و متفکر مثال بزنیم به جای این که روی ملاکها و شاخص‌ها تکیه کنیم، صرفا سراغ تاریخ و نمونه‌های تاریخی می‌رویم که البته در ظاهر دلچسب هم هست، اما معیار حقوقی درست و درمانی از آن به دست نمی‌آید."

رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی با طرح این پرسش که از چه دوره ای در تاریخ معاصر توجه‌مان به تاریخ اسلام جلب شد می افزاید: "به نظرم نقش دکتر شریعتی در این میان مهم است و ریشه‌های آن تا آنجا که به دکتر بر می‌گردد، مربوط به نوشته های او در باره قاسطین و ناکثین و مارقین است که البته اصل آن اصطلاحات تاریخی درستی است. کتاب فاطمه فاطمه است و همین طور اسلام شناسی مشهد که سیره نبوی است. در قم هم آثاری در این زمینه به وجود آمد "

استاد جعفریان می افزاید:" یکی از مظاهر تاریخی شدن به جای فقهی شدن، همین فیلم‌های سینمایی در حوزه تاریخ اسلام است که ادامه همان روند گذشته‌اند. وقتی سریال امام علی علیه السلام و دیگر سریالها ساخته شد یک سؤال این بود که محتوای این فیلمها تا چه حد تاریخی است؟ شکل روایی آن چگونه است؟ چقدر اجازه داریم در آنها دست ببریم و آن را داستانی کنیم. آن چه گذشت تنها یک طرف قضیه است. فرض کنید از این مرحله هم بگذریم و بگوییم که ابوذر و سلمان را درست شناختیم. مگر طرح اینها، و مقایسه این افراد با افراد جامعه ما، می‌تواند ملاک حکم کردن علیه این و آن باشد؟ حتی اگر بتواند، یک منطق بخصوص می‌خواهد. ابوذری که شریعتی می‌شناخت و مبنای برخی از مسائل و دیدگاههای ما شد، ابوذر سوسیالیست آن نویسنده عرب بود که برخی از علمای وقت هم علیه آن نوشتند، اما اثرش را گذاشت. آن ابوذر، ابوذری بود که جودت السحار معرفی کرده بود و شریعتی هم در جوانی آن کتاب را از عربی به فارسی ترجمه کرده بود."

وی تاکید می کند:" ما اولا تاریخ را تبدیل به قصه خوانی کردیم، بعد هم آن را مبنای زندگی سیاسی و احکام صادره خود قرار دادیم. برای ما، بیش از آن که معیارهای فقهی اهمیت داشته باشد، برداشتهایمان از مالک و ابوذر و سلمان اهمیت داشت. برداشت‌هایی که پشتوانه آنها، نقلهای تاریخی است که بسیار محل تردید است و فقها یا به دلیل بی اعتمادی به آن نقلها، یا عدم انطباق استفاده از آنها با قواعد اصولی به سراغش نرفته‌اند."

حجت الاسلام جعفریان تصریح می کند: " این که ما اراده کرده‌ایم برای شرعی نشان دادن کارها به نقلهای تاریخی استناد کنیم، یک ضرر مهمش آن است که به ازای آن، فقه را از دایره عمل بیرون کرده‌ایم. فقه اهل احتیاط و دقت است، اما سپردن این کارها به دست منبریها و قصه خوانها و روضه خوانها، سبب می‌شود تا فقه عقب نشینی کند. وقتی فقه عقب نشینی کرد، جامعه از داشتن یک نظام استوار بی بهره می‌ماند، از داشتن یک علم حقوق ثابت و استوار که می‌تواند حافظ منافع مردم باشد و ثبات را برای جامعه به ارمغان بیاورد، محروم باشد. معنای این حرف این نیست که در فقه و حقوق سخت گیری نیست که هست. بلکه معنایش این است که ضابطه‌مند باشد. این کاری است که فقه می‌کند، نه تاریخ و بدتر از آن تاریخ قصه‌ای و داستانی."

وی در این مقاله مفصل ادامه می دهد:" الان گاهی گفته می شود که ما در زمان امام حسین (ع) هستیم. خوب، ما در زمان شاه که در زمان امام حسین بودیم، حالا هم در زمان امام حسین هستیم؟ سخنرانی خطیب جمعه مشهد در روز جمعه 16 بهمن 88 تماما اثبات این نکته بود که زمانه ما، همان زمانه امام حسین است. گاهی گفته می شود که ما در زمان امام حسن (ع) هستیم و امام حسن صلح کرد، شما هم بیایید با همدیگر صلح کنید!. یا در زمان امام صادق (ع) هستیم، ملحدین فکری زیاد شده اند، باید مثلا کار فکری بکنیم. این نوع استناد کردنها چه چیزی را ثابت می‌کند؟ چه تکلیفی را مشخص می‌کند. آیا رویه حاکم بر فقه ما در استناد و استدلال همین طور بوده است؟ آیا این ادبیات سابقه داشته است؟ به نظر می‌رسد، آنچه مهم است معیارهای کلی است که شرعیت آن نزد فقها با همه احتیاطهای لازمی که دارند، درست باشد. جالب است که تا یک زمانی، هر دوره را به دوره های صدر اسلام تشبیه می کردند حالا طوری تاریخ محکم و مستدل شده که زمان امروز ما را به اول انقلاب تشبیه کرده از آن حکم صادر کرده دیگران را محکوم و مطرود می کنند. فلانی مثل بنی صدر است پس محکوم است، فلانی مثل منافقین عمل می کند. بدین ترتیب یک ذهنیت سنگینی را روی این سخن به مردم عرضه می کنند. بلندگو در دست هر کس باشد، مخالفش را ابن ملجم یا شمر و زید یا طلحه و زبیر و غیره و غیره می‌داند و با اصرار و ابرام و برجسته کردن رگ گردن، گویی همه چیز ثابت و مستدل می شود."

برای مطالعه متن کامل این مقاله بسیار مهم که اشاره ها و شاهد مثال های صریحی در آن وجود دارد، اینجا را کلیک کنید. 

کلیدواژه ها: رسول جعفریان -

نظرات

درحال بارگذاری نظرات...
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 14 + 10
ارسال نظر
43956
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 14 + 10
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...