۰ نفر
۱۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۸

گزارش سخنرانی غلامحسین ابراهیمی دینانی در اولین روز همایش علمی امام محمد غزالی

هنگامه مظلومی: همایش علمی امام محمد غزالی شنبه دهم اسفند‌ماه، با حضور اساتید فلسفه و پژوهشگران مختلف آغاز به کار کرد. در پانل اول این همایش غلامرضا اعوانی، مصطفی محقق داماد، ضیاء موحد، شهین اعوانی، قاسم کاکایی و فتح‌الله مجتبایی سخنرانی کردند. همچنین پانل دوم این همایش با سخنرانی رضا داوری و سعید رحیمیان آغاز و با بحث غلامحسین دینانی ادامه یافت.

غلامحسین ابراهیمی دینانی در این همایش هشتمین سخنرانی بود که درباره امام محمد غزالی سخن گفت و به طور خاص رابطه این اندیشمند اسلامی را با حوزه منطق و معرفت بررسی کرد: غزالی تا حدی به سبب خصومتش با فلسفه در ایران متفکر محبوبی محسوب نمی‌شود اما در سوی دیگر در میان جهان عرب و هم غرب توجهات بسیاری را انگیخته است. در تأثیر تفکرات وی بر جهان عرب همین بس که پس از وی ریشه فلسفه در میان اعراب برای همیشه خشکید چنان‌که دینانی می‌گوید: «تحت تأثیر غزالی تا‌کنون حتی یک فیلسوف مطرح هم از میان عرب‌ها بر نخاسته است.»

اگرچه ضدیت غزالی با فلسفه که در کتاب تهافه‌الفلاسفه بیشترین نمود خود را یافته است، هیچ‌گاه از بین نرفت اما این امر وی را از گرویدن به منطق باز نداشت. غزالی را می‌توان یک منطقی تمام‌عیار محسوب کرد که در حدود نهصد‌سال پیش سه کتاب بنام در این حوزه دارد و اصطلاحات نوین و پرمایه‌ای را در روند کارش به ادبیات منطق افزوده است اما سؤالی که در این بین ذهن را مشغول می‌کند این است که چگونه کسی که تا آن حد از فلسفه بیزار بود بدین حد به منطق گرایش داشت؟

دینانی یکی از اهداف غزالی را از آموختن منطق، دستیابی به توان استدلال منطقی در مناظره با اسماعیلیان می‌داند که البته این تلاش از آن حیث که غزالی هم خود را از فلسفه محروم کرده بود و هم از اعتقاد به امامت، چندان در برابر اسماعیلیانی که دانش‌آموخته در این دو حوزه بودند، کارساز نیفتاد. اما به هر روی غزالی از آنجا که با اندیشه‌های ارسطو و حکمت مشاء رابطه چندان خوشایندی نداشت تمام تلاش خود را بر این کار استوار کرد که در حوزه منطق و هم اخلاق تعریف جدیدی پیراسته از اندیشه‌های ارسطویی ارائه دهد. چنان که منطق را نه دستاورد ارسطو بلکه نوعی وحی می‌دانست و همچنین در کتاب «احیاء علوم دین» در پی تدوین اخلاقی برآمد که به‌کل بری از مفهوم حد وسط وام‌گرفته از ارسطو و متفاوت با آن باشد. تا آن زمان علم اخلاق ما بر پایه چهار اصل حکمت، شجاعت، عفت و عدالت بنا شده بود که پیرو اصالت حد وسط در اخلاق نیکوماخوس ارسطو ادعا داشت که اخلاق شایسته، رعایت حد وسط در هر چهار حوزه بالاست.

غزالی در مقابل، تعیین حد وسط برای عدالت را غیر‌ممکن می‌داند و اعلام می‌کند که عدالت به هیچ‌وجه در رده سه فضیلت دیگر قراردادنی نیست و به عبارتی عدالت، خود حد وسطی است که تعیین حد وسط برای آن ناممکن است. این نقد وی بر اخلاقیات اسلامی نقدی تیزهوشانه است که از دافعه‌اش نسبت به ارسطو نشأت می‌گیرد اما به‌زعم دینانی بسیار موجب شگفتی است که وی در پی تحولات غریب زندگی و اندیشه‌اش چندی پس از این کتاب، کتاب دیگری می‌نگارد تحت نام «معراج‌القدس» که در آن دگر بار به مفهوم حد وسط ارسطویی باز می‌گردد. گویی که عدم توان حفظ چارچوبی ثابت در اندیشه و برجسته‌تر از آن عناد ورزیدن از ویژگی‌های جدایی‌ناپذیر غزالی است. چنان که وی به فیلسوفی چون ابن‌سینا لقب مقلد اشاعره می‌دهد و این جز تعصب و عناد نام دیگری ندارد. اما چرا تعصب و چرا عناد؟ دینانی این سؤال را تنها با یک جمله کوتاه پاسخ داد که البته نیاز به بسط بیشتری داشت اگر زمان مجال می‌داد و آن اینکه: «ایران باستان و تمدنش همواره دشمنان بسیاری داشته است.»

کد مطلب 4561

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =

آخرین اخبار