به روزشده : ۶ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۹:۳۷ - ۱۳۸۹/۱/۲۲ | نسخه چاپی

کارآفرینی و امنیت بخشی

انتظامی، حسین - دیروز درجشن فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی و به اعتبار مسئولیتم در کانون فارغ التحصیلان این دانشگاه مطالبی را مطرح کردم که محورهای اصلی آن به قرار زیر بود :

1) در حوزه اشتغال با دو مفهوم مواجهیم : امنیت شغلی و امنیت حرفه ای .
امنیت شغلی که بیشتر با استخدام مادام العمر تقارن دارد و ظاهرا ژاپنی ها مبدع آن بوده اند به معنای آن است که در پایان مدت قرارداد یا آخر سال ، آدمی نگران تمدید قرارداد خود نیست و اشتغال یکسره تا زمان بازنشستگی قانونی ،‌ تامین و تضمین شده است و لذا تهدید نمی شود .

امنیت حرفه ای که حدود دو دهه است در ادبیات مدیریتی مطرح شده است به معنای آن است که دانش ، مهارت و توانایی های فرد ، حاشیه و هاله ای از امنیت شغلی برای او به وجود می آورد و دیگران به چنین فردی نیازمندند و در واقع صلاحیت های حرفه ای فرد است که به او امنیت می بخشد نه استخدام .

ما باید تلاش کنیم از ذهنیت اول فاصله بگیریم و به مدل دوم نزدیک شویم زیرا :

اولا ، مدل اول ،‌ ما را منفعل و نیازمند دیگران تربیت می کند .
ثانیا ، در مدل اول نیازی به روز آمدی و افزایش مهارت های خود نمی بینیم و شخصا تنبل می شویم .
ثالثا ، تنبلی شخصی کارکنان به خود آنان بسنده نمی شود ، بلکه به رخوت سیستم می انجامد و با تحول ،‌ نوآوری ، پویایی ، نشاط و جاه طلبی معقول اجتماعی بیگانه است .

2) در تاریخ جهانی آموزش عالی شاهد ظهور سه دوره یا سه نسل بوده ایم :
دوره اول که شاخص و ملاک هایش صرفا آموزشی بود یعنی تعداد فارغ التحصیل ، برحسب مقاطع مختلف

نسل دوم که پژوهش مورد توجه قرار گرفت . از اینجا شاهد ظهور شاخص هایی مثل تعداد پژوهش ها و پروژه های تحقیقاتی ، ‌تعداد و مقالات چاپ شده در ژورنال های علمی و ... در ارزیابی جایگاه یا کیفیت یک دانشگاه بودیم .

و سرانجام نسل سوم دانشگاه ها که اگر چه تعداد فارغ التحصیل و تعداد مقالات چاپ شده مثلا در ISI و تعداد مقالات ارجاع شده به مقالات این دانشگاه و کمیت و کیفیت پروژه های عملیاتی شده را مهم می دانند ولی قائل به کفایت آنها نیستند . نزد چنین دانشگاه هایی این شاخص مهم است که چه تعداد کارآفرین و چه تعداد فرد موثر در نظام سیاسی و اجتماعی از دانشگاه آنها فارغ التحصیل شده اند . این نسل دانشگاه ها را اصطلاحا کارآفرین می گویند .

3) فارغ التحصیلان ما بویژه در اوایل فراغت خود از تحصیل دچار یک کژتابی متعارفند . آنان گمان می کنند دانشگاهی که در آن درس خوانده اند یا نظام سیاسی کشور مسئول تامین شغل برای آنان نیز است . البته آنها تا حدی حق دارند چون برای تحصیل ، زحمت کشیده اند و حالا کسی باید قدردان زحماتشان باشد و ضمنا از ظرفیت آنان در جهت توسعه کشور بهره برداری شود . این درست ، ولی به وجوه دیگری هم باید توجه کرد :

        1-3) داشتن تحصیلات دانشگاهی ، به خودی خود یک ارزش افزوده برای فرد است و ضمنا" به ارتقای کیفیت اجتماعی می انجامد . مطابق استانداردهای جهانی ،‌تعریف سواد در هزاره سوم با قرن بیستم تفاوت کرده است . اگر سواد در سالیان پیش ، توانایی خواندن و نوشتن بوده ، امروز سه شرط دارد : تحصیلات دانشگاهی ، دانستن یک زبان خارجی و مهارت نسبی در رایانه . مطابق این تعریف ،‌کسی که پایش را به دانشگاه نگذاشته ، بی سواد است .

        2-3) در نظام جامع برنامه ریزی ، وظیفه هر بخش معلوم است . بخش آموزش عالی موظف به تدریس است و ماموریت اشتغال زایی ندارد ، هر چند یک نظام برنامه ریزی همه جانبه نگر ، وقتی در هر سال مثلا 5000 دانشجوی پزشکی جذب می کند منطقا باید استفاده از این متخصصان را در برنامه ریزی بخش بهداشت خود کرده باشد و الا علاوه بر آن که در مصرف منابع از الگوی درستی تبعیت نکرده است به بروز تبعات اجتماعی نظیر تغییر الگوی مصرف و مطالبات ، سرخوردگی های روانی ، ‌شکستن شانیت صنف مربوط و البته مهاجرت کمک کرده است .

        3-3) این درست که نظام برنامه ریزی باید فکر همه چیز را می کرده است اما نباید و نمی توان منفعل نشست و خودمان هیچ همتی نکنیم ، بلکه باید با رصد ظرفیت های بازار کار و ظرفیت های تازه ای که از نیازها یا اقتضائات جدید ناشی می شود برای اشتغال زایی خود و کارآفرینی برای دیگران فعالیت کنیم . این غلط است که فکر کنیم با چند واحدی که در دانشگاه خوانده ایم باید بنشینیم تا کار به سراغ ما بیاید . کارآفرینی به ما کمک می کند که اولا چگونه ظرفیت های جدید را با هوشمندی شناسایی کنیم و ثانیا چگونه با انطباق توانایی ها ( و در صورت نیاز ، اضافه کردن مهارت های جزیی) بتوانیم از فرصت ها استفاده کنیم .

یکی از تعاریف جدید یا به عبارت بهتر شاخص های هوش ، قدرت تطبیق با محیط است . بر این مبنا وقتی موجودی با شرایط زیستی یا محیطی جدید روبرو می شود اگر نتواند خود را با شرایط جدید انطباق دهد ، موجود کم هوشی است . پس تلاش کنیم به جای انتظار از دیگران خودمان آستین همت را بالا بزنیم و فرصت آفرینی کنیم . 

کلیدواژه ها:
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 12
ارسال نظر
54089
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 12
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...