یکی از کارهایی که در در فرایند چاپ یک کتاب انجام میشود، ویراستاری است. اگرچه از دیر باز کار ویراستاری وجود داشته است و بودهاند کسانی که کتابها را میخوانده و ایرادهای آنها را بر طرف میکردند. کاری که امروز از آن به عنوان «ویراستاری» یاد میشود در کشورهای غربی از سده شانزدهم میلادی و در کشور ما در یکصد سال اخیر باب شده است.
امروزه ویراستاری کتاب و هر اثر مکتوب دیگر مهارت و حرفهای است که هر کسی توان انجام آن را ندارد. برخلاف آنکه گروهی با به زبان آوردن واژه «سلیقهای» کار ویراستاری را بی قاعده و بی قانون نشان میدهند، ویراستاری مهارتی است که به هیچ وجه سلیقهای نیست و اصولی مدون و سازمان یافته دارد.
جهان زبان مانند جامعه انسانی، جهانی زنده و پویا و بالنده است و حد و مرز آن مشخص نیست. قانون خاص خود را دارد و این قانونها و ویژگیها است که زبانهای گوناگون را از هم جدا میکند. مثلا زمانی که میگوییم «زبان فارسی» یا «زبان ژاپنی» هر کدام از این زبانها یک نظام (سیستم) هستند که با نظامهای دیگر تفاوت بنیادی دارند. همان گونه که هر جامعهای سنتها و آیینهای خاص خودش را دارد هر زبانی هم دستور و قاعده خاص خودش را دارد که همان قانونها و سنتهای آن زبان هستند. مهمترین کار ویراستار کشف و شناخت دستور، قانونها و قاعدههاست که ساختار یک زبان را به وجود میآورند.
یک ویراستار چیرهدست و عملگرا برای آنکه نشان دهد، کارش «سلیقهای» نیست بلکه یک حرفه کاملا تخصصی و علمی است، باید آنچنان که جامعه شناس یک جامعه انسانی را به خوبی میشناسد، جامعه زبان مورد نظر خود را بشناسد. کسی که ویراستار زبان فارسی است، بایستی بداند که مثلا در این زبان نهاد در آغاز جمله مینشیند و واژهها با دو علامت «ها» و «ان» جمع بسته میشود و از آنجا که زبان عربی در زبان فارسی نفوذ کرده است، وی باید به اندازه نیازش با این زبان و دستورش آشنا باشد مثلا باید علامتهای جمع زبان عربی را بشناسد و بداند که در زبان عربی واژه «معلم» با پذیرفتن علامت «ین» جمع بسته میشود و آنگاه از جمع بستن واژههای عربی با این واژه خود داری میکند، وقتی واژهای دخیل عربی را در جامعه زبان فارسی با علامت «ان» جمع میبندد و به جای «معلمین» در فارسی مینویسد «معلمان».
یک ویراستار موفق، باید دستور بداند؛ زبان شناسی بداند؛ اطلاعات عمومی داشته باشد؛ روش تحقیق بداند؛ با دستور تاریخی زبان مورد نظرش نیز آشنا باشد؛ آرایههای ادبی را به خوبی بشناسد و کاربرد آنها را نیک بداند. همچنین یک ویراستار دست کم باید با یک زبان خارجی آشنا باشد و دستور و قاعدههای آن را درست و به شکل عملی تجربه کند.
افزون بر آنچه که نوشته شد، یک ویراستار موفق باید در حوزه تخصص و دانستههایش ویراستاری کند؛ یعنی یک اثر تاریخی را کسی ویرایش کند که هم در حوزه تاریخ تخصص دارد، روش تحقیق میداند و هم به همه قاعدههای ویراستاری آشنا است. یک تاریخنویس اگر در زمینه دانش شیمی اطلاعات نداشته باشد، هر چند ویراستار توانایی باشد، نمیتواند آن گونه که بایسته و شایسته است کتابهای شیمی را وایراستاری کند به عبارتی امروزه ویراستاری یک دانش تخصصی شده است و هر کسی باید در حوزه تخصص خود ویراستاری کند.
علاقمندی به ویراستاری نیز مسئله دیگر در برعهده گرفتن این حرفه است چرا که ویراستاری هم یک کار است و هم یک هنر و در این زمینه ویراستاری هنرمند است که با قیچی قلم، زبان را پیرایش میکند و از این جهت کار وی بیشباهت به کار آرایشگری (پیرایش) نیست که با اصلاح موی سر به آن زیبایی میبخشد و هر کسی که وارد آریشگاه میشود - که اگر به آن پیرایشگاه میگفتند بهتر بود- نیک می داند که آرایشگر (پیرایشگر) هنر آرایش و پیرایش را به خدمت میگیرد تا بر حسن مشتریان خود بیفزاید و از کژیها و ناراستیهای آنها بکاهد.
پس روشن میشود که کار ویراستاری قاعدهمند است اصلا سلیقهای نیست و نمیشود این کار دقیق و قاعدهمند را با عبارتهای مانند «هر کسی به شکلی مینویسد»، «زبان نیاز به ویرایش ندارد»، «هر کسی می تواند ویراستار باشد» و «ویراستاری قرار دادن نقطه و ویرگول در لابهلای کلمهها است» و... سبک شمرد و از ارزش آن کاست.
امروزه هر ناشر و نشری نیاز به یک ویراستار دارد، ویراستاری که زبانشناس و دستوردان باشد و در حوزه کارش تخصص داشته باشد. این تخصص ویراستار است که به او اجازه میدهد، محتوای یک اثر را ارزیابی و بررسی کند و با اجازه نویسنده و مولف یک اثر در آن تغییر و دگرگونی ایجاد کند و از این رو است که ویراستار باید در حد و اندازه آفریدگار اثر باشد و حتی از او بالاتر و دانشور تر تا در کارش نماند و...
با وجود چنین مسایلی، متاسفانه امروز در حد ناشر و نویسنده، کار ویراستاری را «زاید» و «اضافه» میدانند و اگر در این راه چیزی هزینه کنند آن را زیان و خسارت میپندارند، در حالی که یک ویراستار خوب و توانا میتواند با رفع ایرادهای یک نوشته و کتاب اثر را آنچنان زیبا و جذاب کند که داستانی بر سر هر بازار باشد و دست به دست بچرخد.
امروز در جامعه علمی و ادبی ما این نیاز احساس میشود که کار ویراستاری و و جایگاه ویراستاران باز تعریف شود تا ناشر و نویسندگان ما به شکلی سازمان یافته و تعریف شده با آنها ارتباط برقرار کنند و هر کسی حد و اندازه خود را در عالم نگارش و ویرایش بیابد در این زمینه باید معیارهای ویراستاری حرفهای نگاشته شود و کانونهایی برای شناساندن ویراستاران به یکدیگر وجود داشته باشد.
کارشناس ارشد تاریخ و ویراستار

| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||