جلال برزگر: این مهم که در آخرین اظهارات علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران مورد تأکید قرارگرفته است ، از هر جهت و زاویه و با هر رویکردی که تعبیر و تفسیر شود به این نقطه میرسد که غنیسازی در ایران غیر قابل توقف اما قابل کنترل است.
علت این که رئیس سازمان انرژی اتمی بار دیگر به صراحت این مطلب را بازگو کرده که ایران مایل نیست ذخیره اورانیوم غنی شده خود را صرف تولید اورانیوم 20 درصدی برای راکتور تحقیقاتی تهران کند و اولویت ایران تأمین این سوخت از خارج است ، این نیست که غربیها و وضع کنندگان تحریم علیه ایران قبلاً این پیام را نشنیدهاند، چرا که این سخن قبلاً هم از سوی ایران گفته شده بود، اما حال و در مقطع حساس کنونی برای آن که فرصت خود را به نشنیدن زدن، از غربیها گرفته شده و راه برمعانی مربوط بازترشود، باردیگر عالی ترین مقام اجرایی سازمان انرژی اتمی ایران و کلید دار پروژههای هستهای کشور تأکید کرده است اگر سوخت راکتور تهران تأمین شود، غنی سازی درایران 20 درصدی نخواهد بود.
اگرچه حتی غنیسازی با درصدهای بسیار بالا هم به معنی و شرط لازم و کافی برای ساخت بمب نیست و ناظران آژانس میتوانند از همه چیز گزارش دهند و ملاک گزارش آنهاست، اما ماندن غنیسازی در زیر 20 درصد پیام روشنی دارد که برنامه ایران به ساخت بمب نزدیک هم نخواهد شد.
مخالفان برنامه هستهای ایران در عرصه بینالمللی همواره تأکید دارند که غنیسازی در ایران به معنای توانایی تولید بمب اتم است چرا که هرکس بتواند یا بخواهد غنای غنیسازی را بالا ببرد پس میتواند و میخواهد که بمب اتم هم بسازد. دراین سو ایران خواسته خود را اثبات کرده است که با رعایت معاهدات بینالمللی مانند "NPT" و کار نزدیک با آژانس اتمی میتوان غنی سازی کرد،اما بمب نساخت در عین حال برای جلب اطمینان و رفع بهانهگیریها حتی میشود اعلام و اعمال کرد که غنای غنی سازی در کشور در چارچوب قوانین و معاهدات بینالمللی و البته مراودات و مذاکرات قابل کنترل و محدوده نگه داشتن است به شرط آن که نیازهای کشور برطرف شود.
در میان دیدگاههای حداقلی و حداکثری یا به قولی افراطی که این روزها با آنها در زمینههای مختلف کم سروکار نداریم؛ این که کلیددار پروژههای اتمی کشور درعین قاطعیت و جلوههای تکنوکراتیک در مناقشه هستهای، در مجموع چهرهای رحمانی و اهل انصاف و اعتدال به شمار میرود مایه مسرت و خوشبختی است.
برای کنترل تندروها در عرصه بینالملل و مهار آنهایی که برنامه هستهای ایران را تلاش برای رسیدن به بمب اتمی معنا میکنند و از اساس با آن مخالفت میورزند باید این نکته را مورد تأکید قرار داده و از آنها سوال کرد که معنای پیام جدید رئیس سازمان انرژی اتمی ایران چیست؟
چرا مبادله اورانیوم بنابر آنچه چارچوب آن از دل مذاکرات ایران با گروه 1 + 5 و ترکیه و برزیل بیرون آمده در صورت اجرایی شدن میتواند نیازها و نگرانیهای طرفین را برطرف سازد؟ و این برطرفسازی چه کسانی در دنیا را با سود و زیان مواجه خواهد ساخت ؟
پیام ایران روشن است حول آن اجماع داخلی بالایی نیز میان گرایشهای مختلف وجود دارد. غربیها هم بهتراست با خارج ساختن میدان داری از دست تندروها به این مهم پاسخ دهند که درخواستهای حداکثری و بینتیجه که منجر به پیچیده ترشدن اوضاع میشود را انتخاب خواهند کرد ؟ یا خواستههای ملموس با قابلیت و زمینه اجرا و با نتایج معنادار و همسو با رفع مهمترین ادعاها و نگرانیها را میخواهند ؟
باید توجه داشت فعالیت هستهای ایران هم برای خود جاذبه و دافعههایی پیداکرده است . به صورت طبیعی در حال حاضر پیشنهاد صریح و جذابی مطرح شده که حداقل شماری از جریانها و چهرهها در غرب میتوانند توجه و از آن استقبال کنند، توجهی که موجب تنگ شدن عرصه به تندروها در عرصه بینالمللی خواهد شد.






نظر شما