هنوز پرونده انتقادات رئیس فرهنگستان علوم از اهمیت بیمنطق مقولهای به نام ISI در سرزمین ما بسته نشده بود که سخنرانی جدید او درباره پژوهش، بار دیگر به عرصهای برای تجدید نظر در مبانی آموزش و پژوهش بدل شد. این بار داوری به نزاع با مدعیانی پرداخت که به زعم او «لاف میزنند و پز میدهند» و با فهرست کردن تعداد مقالات و بالا بردن ستونهای آمار تلاش میکنند نشان دهند که سرزمین ما مهد پژوهش و پیشرفت علمی است.
رضا داوری اردکانی که در «هماندیشی سرآمدی آموزش» در دانشگاه تربیت مدرس سخن میگفت، به طعنه از پژوهشگرانی یاد کرد که هفتصد مقاله و سیصد کتاب مینویسند و هر روز دستاندرکار انتشار سیصد مقاله دیگرند.
«اگر فردی آنقدر نابغه است که میتواند در هفته یک مقاله علمی بنویسد، باید آنقدر عمیق شود که لااقل بتواند یک مشکل را به صورت جدی رفع کند. مگر بورن، پاستور، نیوتن و گالیله 700 مقاله نوشتهاند؟!»
دو سال پیش وقتی داوری به جایگاهی که ISI در کشور ما یافته، اعتراض کرد و آن را گونهای شعبدهبازی صوری برای رفع تکلیف و دکان و دستگاهی جدید برای اساتیدی دانست که به دنبال ارتقای رتبه علمی و کسب اعتبار شخصیاند، متولیان آموزش عالی به تلویزیون و روزنامه ایران هجوم آوردند تا با تکیه بر آمارها و عددها ثابت کنند رئیس فرهنگستان علوم آدرس اشتباه داده است و همه چیز به سامان و به قاعده است.
اما در همان زمان هم بسیار بودند پژوهشگران و کارشناسانی که داوری را تحسین کردند و حرفش را سخنی دانستند که از دل آنها برآمده. طرفداران نظام ISI کارکرد و جایگاه آن را در ایران تغییر دادهاند و بدون درنظر گرفتن ارزشهای محتوایی نوشتهها، ملاکهای صوری را نشانه رشد و اعتلا گرفتهاند. کسانی چون داوری معتقدند همین صورتگرایی راه را بر انواع تقلبهای علمی هموار کرده و اینترنتبازان را بر صدر فهرست پژوهشگران نشانده است؛ نسل جدید پژوهشگرانی که به خوبی میدانند پایان کدام نوشته را بر سر کدام مقاله وصل کنند که عقل جن هم به فهمیدنش قد ندهد و به فراست دریافتهاند که اساساً در ایران هیچ مرجعی برای کنترل واقعی بودن «رفرنس»ها وجود ندارد و همین باعث میشود مجاز باشند که نام هر کتاب و مقالهای را به عنوان منبع و مرجع به خورد مخاطب و البته بهتر بگوییم به خورد وزارت علوم بدهند. آنچه درپی میآید بخشی از سخنان داوری در آن نشست است؛ سخنرانیای که احتمالاً در روزهای آینده با عکسالعملهای تندی مواجه خواهد شد؛ مگر اینکه هیاهوی انتخابات صورت مسئله را پاک کند.
پژوهش مقالهمحور، مدارس را ویران میکند
پژوهش مقاله محور راه را بر آموزش میبندد و مدارس را ویران میکند اما اگر پژوهش واقعی صورت گیرد و به مسائل واقعی بپردازد به آموزش خدمت میکند و راه آن روشن میکند و تنها در این صورت است که استادان میتوانند دانشجویانی پژوهنده تربیت کنند.
پس این سوء تفاهم که اگر به پژوهش توجه کردیم از آموزش ماندهایم نیاز به تأمل دارد. درست است که پژوهش باید به مقاله برسد و در این میان باید با جامعه جهانی تعامل علمی داشت اما پژوهشی که تنها مقاله باشد پژوهش واقعی نیست و تنها تصنع و فرمالیته کار کردن است.
درست است که میگویند روش آموزش باید عوض شود اما تدوین روش درست با اجرای آن دو مطلب متفاوت است. من از مشکل آموزش شروع میکنم تا بپردازم به این که اگر آموزش دشواری دارد آن را به جای دیگری نسبت ندهیم. نگوییم چون به پژوهش توجه شده، آموزش لطمه دیده چرا که اگر واقعاً اینطور باشد پژوهش امر بدی است. پژوهشی که خوب باشد حب علم است و جریان آموزش را سیال میکند و آن را بهبود میبخشد پس میبینیم که مشکل آموزش به پژوهش ربطی ندارد.
هنوز در سر و سامان دادن آموزش فنی و حرفهای ماندهایم
دو نوع آموزش داریم، یکی این است که جریان کارها با صرافت طبع و بیتکلف انجام شود و یکی دیگر از این دست که آموزشها نیز آموزش مهارتها است. ما هنوز در سر و سامان دادن آموزش فنی و حرفهای ماندهایم و برای ما مدرک خیلی اهمیت دارد اما مشکل از جایی آغاز میشود که در آموزش نظری ما بلندطبع هستیم و به برنامههای درسی که در غرب تدوین شده نظر داریم اما بهتر این است که در آن برنامهها تأمل کنیم.
انتقاد از شیوه تدریس فعلی در نظام آموزش و پرورش
دانش آموز 14 ساله را باید مهیای علمآموزی کنیم نه اینکه در مدرسه با 20 کتاب مختلف اگر نگوییم بیزار، او را از کتاب رویگردان کنیم. اگر موفق شویم برنامهای بنویسیم به صرافت طبع که راه ریاضی خواندن، فیزیک خواندن و جغرافی خواندن را به دانشآموز نشان دهد آن زمان کار بزرگی کردهایم.
در نظام آموزشی همه راهها را به دانش آموزان تحمیل میکنیم
ما باید راهی را برای آموزش به دانشآموزان نشان دهیم که بتوانند مطابق ذوق خویش در علم پیش روند اما اکنون داریم همه راهها را به آنها تحمیل میکنیم و مجال انتخاب برای آنها نمیگذاریم. در آن صورت است که شرایط تدریس فراهم میشود و آن درس نیز شرایط پژوهش محور شدن آموزش خواهد بود.
پژوهش زمانی شکل میگیرد که ما مسئلهای داشته باشیم و پژوهشگر سعی در حل آن داشته باشد. یکی از عللی که پژوهشهای پزشکی پیشرفت داشتهاند نیز این است که در مورد مسائل انسانها تحقیق میکنند و این به پیشرفت آنها منجر میشود.
علوم انسانی میتواند طراح جهان علم باشد
همه علوم در جامعه باید متناسب با هم رشد کنند. در جامعهای که به سوی مدرنیزاسیون حرکت میکند باید تقدم با علوم انسانی باشد زیرا علوم انسانی از آن جهت که به مقام علم توجه میکند میتواند طراح جهان علم باشد.
با بازگشت به خویشتن و دیدن دوباره امکاناتی که وجود دارد میتوانیم برنامه درست آموزشی بنویسیم. برنامه آموزشی ای بنویسیم که فرزندان ما را آزرده نکند.

| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||