صالحی نوشته است : " مسأله «فلسطین» را چگونه باید تعریف کرد؟ آیا مسألهای فلسطینی و یا حداکثر عربی است؟ یا مسألهای انسانی است؟ یکی از نقاط مشترک جناحهای سیاسی در سه دهه انقلاب اسلامی، همسخنی در این محور بود که فلسطین، تنها مسألهای فلسطینی و یا عربی نیست؛ بلکه مسألهای انسانی- اسلامی است. کم و بیش در دو دهه اخیر، برخی نویسندگان رسانهای تردیدهایی در این نقطه وفاق آفریدند؛ سال گذشته، در آشوبهای سیاسی شعارهایی شنیده شد که علنیسازی آن نواها و تردیدها بود. "
وی افزوده است : " چه اینکه این تردیدها میتواند به مرور، سمتوسوهای جدیدی را در فضای نخبگانی- عمومی ایجاد کند. شرایط کشورهای عرب منطقه را میتوان دید. افسران آزاد در مصر با شعار حمایت از فلسطین به قدرت رسیدند و عبدالناصر نماد مقاومت عربی علیه صهیونیسم شد و جانشین او انورسادات، قهرمان جنگهای رمضان (1973) گردید؛ اما آن پیشینه پایدار نماند و از دل آن، سازش با اسرائیل در کمپ دیوید برآمد! سران جامعه عربی، به گونهای یکپارچه با موضع او به مخالفت برخاستند؛ مصر را از مجامع خود راندند و صلح مصر با اسرائیل دلیل اصلی آن دانستند؛ اما چندی نگذشت که کشورهای عربی، به آن سو شتاب گرفتند و برخی از مصر گوی سبقت را ربودند! "
صالحی در ادامه فهرستی از رفتار و عملکرد اسرائیل ارائه کرده است.
وی در بخش دیگری از مطلب عنوان کرده است : " برخی روشنفکران یا سیاستمداران چون اختلافات سیاسی با نظام و یا دولت دارند؛ آیا منطقاً و اخلاقاً حق دارند که در پناه گزاره غلط «دشمن دشمن ما دوست ماست» قرار گیرند و سخنانی همدلانه با رژیم غاصب اسرائیل را بر زبان و قلم آورند و یا حمایت انسانی دولت و جامعه ایرانی را از حق انسانی فلسطینیان به سخره و یا نقد گیرند؟ این قلم در مورد روشهای حمایت نظری ابراز نمیکند؛ اما باورمند است که حمایت از آرمان فلسطینی، دفاع از یک حق انسانی است. "
متن کامل این مطلب را اینجا بخوانید.
نظر شما