فرهنگ > رسانه
- گزارشی از گرفتاریهای موجود بر سر راه تاکشوهای ایرانی که اخیراً جایگاه ویژهای پیدا کردهاند
زهرا چوپانکاره: پاپ بندیکت شانزدهم، دالای لاما، جرج کلونی، بیل گیتس و جرج بوش از جمله افراد سرشناسیاند که بیش از یک بار بخت حضور در فهرست سالانه 100 فرد تأثیرگذار جهان به انتخاب نشریه «تایم» را داشتهاند اما رکورددار حضور در فهرست تایم نه پاپ است و نه رهبر بودائیان، نه بازیگر سرشناس هالیوود است و نه مدیر مایکروسافت و نه حتی رئیس جمهور ایالات متحده. «اپرا وینفری»، مجری سرشناس آمریکایی که از سال 1986 شوی تلویزیونی خود را به صورت مداوم اجرا میکند با 6 بار حضور در لیست تأثیرگذارترینهای دنیا از نگاه تایم، بالاتر از دیگر شخصیتهای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و هنری ایستاده است. اپرا و برنامه زندهاش از بارزترین نمونههای قدرت مجریگری و حوزه نفوذ گفتوگوهای تلویزیونی هستند که زیر عنوان تاک شو (talk show) دستهبندی میشوند. حکایت مجریان و تاک شوهای ایرانی هرچند جهانشمولی همنوعان غربی خود را ندارند و سر از صفحات تایم در نمیآورند اما این برنامهها نیز حکایت خود را دارند که دست کم در سالهای اخیر حکایتی شده است شنیدن.
صندلیهای داغ وارد میشوند
هرچند که مخاطبان ایرانی تلویزیون نمونههای بیشماری از برنامههای گفتوگو محور را در حافظه تاریخی_رسانهای خود داشتند اما با آغاز دهه 80 و ظهور گونههای متفاوتی از این قبیل برنامهها که مشخصاتی چون پخش زنده، مجریان خوش صحبت و مهمانان ویژه را یدک میکشیدند، برگ تازهای به تجربیات مخاطبان تلویزیون افزوده شد؛ تماشای گفتوگوهای تلویزیونی بدون خمیازه و خستگی و عوارض جانبی. تاک شوها با نام پر طمطراق خود از راه رسیدند تا توان خود را برای رقابت با فیلمها، سریالها و طنزهای 90 قسمتی محک بزنند و یا شاید توان رسانه ملی را برای رقابت با ریموت کنترلها و رسیورها.
پس از برنامه « 90 شب» به مجریگری مهران مدیری که نوعی تاک شوی اجتماعی و بر مبنای گفتوگو با قشرهای مختلف مردم بود، موجی از برنامههای گفتوگو محور به تلویزیون راه یافتند که بیش از پیش پای چهرههای سرشناس سیاسی و اجتماعی را به برنامههای سرگرمکننده و غیرخبری گشودند. «صندلی داغ» با اجرای منوچهر نوذری که از جمله پیشگامان این حوزه بود و البته به موازات این جریان، اتفاقی با نام مرتضی حیدری نیز در بخش خبری سیما رخ داد. گفتوگوی ویژه خبری از جمله موفقترین تاکشوهای سیاسی بود که از ویژگیهای منحصر به فردی همچون مجری آگاه و نزدیک شدن آرام و محتاطانه به برخی از خطوط قرمز برخوردار بود. کمکم زمان آن فرا رسید تا معدود شبکههای رسانه ملی در تولید تاکشوهای گوناگون با یکدیگر به رقابت برخیزند؛ «کوله پشتی» با فرزاد حسنی، «سهگانههای شیشهای» رضا رشیدپور، «باز هم زندگی» بیژن بیرنگ، «مردم ایران سلام» محمدرضا شهیدیفرد و «دو قدم مانده به صبح» با اجرای محمد صالح علا از جمله بنامترین این تولیدات بودند که هر کدام در مقاطعی موفق به جلب نظر و گاه حیرت مخاطبان خود شدند. و البته از این میان به جز مورد گفتوگوی ویژه خبری که آرام و محتاطانه از خطوط قرمز دور میشود و برنامه «دو قدم مانده به صبح» که از طریق امواج محترم شبکه چهار با بینندگان زلف گره زده است سایر تاکشوها، بخت ادامه حیات نیافتند.
مثلثهای شیشهای میشکنند
از زمان جیمز فورد تا کنون، تمامی رؤسای جمهور آمریکا میهمان برنامه زنده لری کینگ، مجری سرشناس شبکه CNN بودهاند. شکی نیست که کینگ در طول سالهای اجرای تاک شوی خود با حساسترین موضوعات سیاسی و سرسختترین میهمانان رو در رو شده است اما چه چیز باعث میشود که سالیان متمادی شهروندان ایالات متحده و سایر بینندگان CNN در تمامی جهان هر شب شاهد اجرای کینگ باشند و در مقابل، پربینندهترین تاک شوهای ایرانی پس از حرف و حدیثهای فراوان و با گذشت چند صباح از صفحه تلویزیون ناپدید شوند؟ آنچه برنامههای گفتوگو محور شاخص ایرانی را به چالش میکشاند و گاه از استانداردهای جهانی و رسانهای دور نگه میدارد از دید هر یک از اهالی رسانه، دلایل گوناگونی دارد. مصطفی قوانلو قاجار، روزنامهنگار معتقد است که تاک شوهای ایرانی در مراحل مقدماتی همچون نوع مالکیت رسانه در کشور، استقاده شخصی مجریان از تریبون تلویزیون، طراحی صحنه و مانند این دچار مشکل هستند به علاوه معضلی به نام عدم صراحت. قوانلو میگوید: «هنوز این ظرفیت در فضای سیاسی و فرهنگی ایران به وجود نیامده که مجری تاک شو بتواند به صراحت از مصاحبه شونده خود سؤال کند و او نیز به راحتی جواب دهد. البته حل این مسأله نیاز به زمان دارد».
با نگاهی بر آنچه پس از گفتوگوی فرزاد حسنی با سردار رادان و قاضی مرتضوی برای برنامه «کوله پشتی» رخ داد و همچنین در نطفه خاموش شدن «مثلث شیشهای» رشیدپور، نمیتوان کتمان کرد که مسأله میزان صراحت در تاک شوها احتمالاً با میزان عمر آن تاک شو رابطهای جدی و البته معکوس دارد؛ بالا رفتن درجه صراحت ممکن است منجر به کاهش عمر آن برنامه شود. رضا رشیدپور، مجری و تهیهکننده سهگانههای شیشهای نیز به مورد صراحت اشاره میکند اما معتقد است که محدودیتهای مربوط به این حوزه پیش از آنکه از سوی جریان قدرت اعمال شود از سوی بافت فرهنگی و اجتماعی به رسانه دیکته میشود. رشیدپور در گفتوگو با خبر آنلاین در این مورد میگوید: «ما هنوز به ضوابط حرفهای استاندارد نرسیدهایم چرا که برای رسیدن به استانداردهای اجرای تاک شو، صراحت و بیپروایی بسیار مهم است اما ما هرگاه به مرزهای خاصی نزدیک شدیم دریافتیم که آستانه تحمل بسیاری از اقشار جامعه از آستانه تحمل سیاسیون نیز پایینتر است و این به خاطر ویژگی ستارالعیوب بودن و فرهنگ نقدناپذیر جامعه ماست. البته من در مورد خوب یا بد بودن این صفات اجتماعی قضاوت نمیکنم فقط میگویم که ما به صراحت معتقد نیستیم».
اما در بدنه رسانه ملی کسانی نیز هستند که به مشکلاتی جدا از مسائل مربوط به مالکیت رسانه، ظرفیتهای جامعه و مانند اینها اشاره میکنند. مسائلی که به عقیده آنها سبب میشوند تا رقابت میان شبکههای گوناگون سیما پیش از آنکه به مسائل حرفهای مربوط باشد، به مسائل مالی و نحوه دعوت از میهمانان گوناگون مربوط میشود. یکی از تهیهکنندگان ویژه برنامههای شبکه اول سیما که ترجیح میدهد نامش محفوظ بماند عقیده دارد که برخی از تاک شوهای تلویزیون مانند «شب شیشهای»، بدعتی را در دعوت از میهمانان خود گزاردهاند که سبب شده است تاک شوی موفق تاک شویی باشد که هزینه بیشتری را جهت دعوت از میهمانان سرشناس در نظر میگیرد. وی میگوید: «حالا بسیاری از بازیگران، ورزشکاران و خوانندگان برای پاسخ به دعوت برنامههای زنده، بهخصوص در زمان اعیاد و مناسبتها شماره حساب و نرخ ثابت اعلام میکنند و شبکهای که پول بیشتری خرج کند موفق به میزبانی آنها میشود. به عنوان مثال برنامه آقای رشیدپور در شب عید نوروز برای دعوت از امین حیایی، محمدرضا فروتن و محمدرضا گلزار، 20 میلیون تومان برای شبکه تهران هزینه داشت.» این تهیهکننده با اشاره به برنامه ویژه عید قربان که بدون هیچ هزینه ویژهای با مجریگری فرزاد حسنی و حضور رسول صدرعاملی برگزار شد اضافه میکند: «هرچند رسم اهدای هدیه به میهمانان رسم پسندیدهای است اما اینکه هنرمندان نرخهای خود را علناً اعلام کنند و تهیهکنندگان با این مسأله کنار آیند به نظرم کار درستی نیست». البته بحث درستی یا نادرستی پرداخت هزینه برای حضور افراد سرشناس در تاک شوها نیاز به بررسی بیشتر دارد اما به هر حال رضا رشیدپور هرگونه پرداخت مبالغ ویژه به میهمانان خود را تکذیب میکند و میگوید: « به جرأت میگویم که در طول تمامی سه تاک شویی که در شبکه تهران اجرا کردم بیش از هزینه هدایای کوچکی که به رسم احترام به برخی از پیشکسوتان تقدیم شد (مجموعاً در حدود یک میلیون تومان) هیچ مبلغ دیگری برای دعوت از میهمانان نپرداختیم».
برای شمارش کاستیها و خصوصیات تاک شوهای ایرانی میتوان روی نظرات تمامی اهالی رسانه و همچنین مخاطبان حساب کرد. میتوان به مسائلی همچون ضعف امور فنی، عدول از مرز باریک صراحت و گستاخی توسط برخی از مشهورترین مجریان تلویزیون و نیز محدود شدن و یا فرمایشی شدن تاک شوهای سیاسی و اجتماعی در ایام انتخابات اشاره کرد اما تمامی این نکات گواه یک چیز هستند؛ اجرای تاک شوها در ایران برای گذر از دوران بلوغ راه درازی را پیش رو دارند.
اپرا وینفری و لری کینگ محصول ترکیب موفقیتآمیز صراحت، حرفهایگری و اعتماد به شعور مخاطباناند. شاید که مسئولان صدا و سیما باید برای حفظ موقعیت تاک شوها تن به آزمایش این ترکیب دهند و شاید هم که رسانه ملی ما فرمول اختصاصی خود را میطلبد. پس تا شیر یا خط کردن دست اندرکاران امر برای برگزیدن یکی از این دو راه، دور از ذهن نیست اگر که باز هم به دلایلی شاهد ناتمام رها شدن برخی دیگر از تاک شوهای محبوب باشیم.