
هامّا او را به وحشت فرا میخواندند؛ کسی که خود «هادی» است.
کسی را که تمام کاینات، تواضعش میکنند.
چگونه «شیرها»، اسیر قفس، در مقابلش کُرنش نکنند، که هدایت و آزادی تمام موجودات عالم، به وجود مبارک اوست!؟
بگذار متکبّرین مست از باده خودخواهی، علّت حسادت را ارادت جلوه دهند! بگذار نامردمانِ بدون «توکّل»، هر چه میخواهند، بیاندیشند!
ارتفاع بالهای سیاهِ هیچ کلاغی نخواهد توانست از پرتو خورشید بکاهد!
اصل، مسیر هدایت است که امن است!
اصل، کهکشان قبلهنماست که نورانی است!
اصل، چلچراغ ولایت علوی است که پرتوافشان است!
بگذار «خلیفهگاهها» و دارالخلافهها، پر از «یاوه بازار» شکّ و خُرافه باشد! آنان که هدایتشان مقدّر شده، راهنمایی و هدایت خواهند شد.
وجود «امامت» در زمین که همان «حجّت» الهی است، مثل بارش باران است؛ هر کس به کمال ذاتی خود، فیض میبرد! هرکس به قدر معرفت، خوشه چین رحمتش میشود!...
... آن روز، غمی سنگین بر دل «سامرّا» نشسته بود و غربت و تنهایی خانه، از حادثهای تلخ خبر میداد؛ انگار تمام ثانیهها را اندوهی ژرف فراگرفته است.
با تأثیر لحظه به لحظه «سمّ» بر تن مولا علیهالسلام ، آثار غریبانهترین عروج زودرس، از چهره نورانیاش میتراوید؛ غریبانهتر از تنهایی «بقیع»! غریبانهتر از غربتِ «توس»!
تنها دستهای مهربان فرزندش ـ امام حسن عسگری علیهالسلام ـ بود و تنی تبدار، که مثل شمعی نیمهجان، در حال پیوستن به آسمانی از نور و تجلّی بود.
گویی دلش هوای دیدار پدر داشت؛ عطر «کاظمین» از نگاه محزونش میتراوید و به لحظههای شهادت او میاندیشید! و اینک، غربتش شبیه پدر، شهادتش شبیه شهادت پدر و تنهایی و دوریاش از مدینه، درست مثل لحظههای شهادت پدر بود.
آه که چقدر جانکاه است، اندیشیدن به زندگی و شهادت تو؛ مولاجان! با آن مراقبتهای شدید و دون طبعیهای «متوکل و معتزّ»!
مولاجان!
یا علی بن محمّد النقی علیهالسلام ؛ اَشْهَدُ اَنّکَ کَلِمَةُ التَّقوی وَ بابُ الهُدی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَ الْحُجَّةُ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری»
سلام بر لحظههای غریبانهات که سرشار از هدایت و رحمت بود!
سلام بر وسعت اندیشههایت که مثل کهکشان قبلهنما، هادی گم کردگان راه است!
سلام بر صداقت نگاهت که دوست و دشمن را مجذوب خویش میکرد!
سلام بر لحظه لحظه زندگیات؛ تا شهادت!
و سلام بر شهادتت! که لحظهای تلخ در تاریخ و داغی همیشگی بر دلهای مؤمن است! امید که دست مولاییات، در همه حال، دستگیرمان در دنیا و شفاعتت، روسپیدمان در روز جزا گرداند. ان شاءاللّه
چهارشنبه