دوشنبه 4 تیر 1397
شنبه 22 اردیبهشت 1397 - 15:15:00 چاپ

آقای ظریف! در حق تاریخ بی‌معرفتی نکنید

وبلاگ > مهاجری، محمد - برجام، جنگ با امریکا و اروپا و روسیه و چین نبود. نه اینکه نبود،بلکه فقط با اینها نبود. برجام ،جنگ با شمشیرها و دشنه های آخته ای که در پشت جبهه آماده فرورفتن به پشت سربازان مردم بودند، هم بود.

از 31شهریور59 تا اواخر مرداد 67 که جنگ با عراق را فرزندان رزمنده این سرزمین، جلو می بردند خیالشان از پشت سر راحت بود. غیر از بعضی نق و نوقهای سیاسی که گاهی در محفلی مطرح می شد،کسی مجال مخالفت با دفاع مقدس را نداشت. نق رن ها هم عددی نبودند که صدایشان در برابر خروش ملت به جایی برسد؛ با این حال همان مقدار ناچیز هم دلها را چرکین می کرد.

در برجام،اما وضع اینگونه نبود. سربازان دیپلماسی قبل از آنکه به مصاف آن طرفی ها بروند، از سوی این طرفی ها سنگباران شدند. کسانی که شعار ارزشمند"عزت،حکمت،مصلحت" را صرفا تنوری می دانستند که باید در آن نان شان را بپزند،شمشیر بدزبانی را برکشیدند و حیا و خرد و منطق را در غلاف همان شمشیر برکشیده، فرو بردند.

واقعا دردشان عزت ملک وملت نبود. سوراخ دعا را عمدا گم کرده بودند. فقط نیش زبان داشتند و توهین و دروغ . قطعا صدبرابر بیش از آنکه در برابر دوربینها و پشت میکروفونها می گفتند، در خفا صفحه می گذاشتند و مضمون کوک می کردند.

"آقا" می گفتند به تیم مذاکره و بخصوص رئیس تیم اعتماد دارند و آنها را امین می دانند. تاکید می کردند کسی آنها را از این حیث زیر سوال نبرد. اما فراوان بودند و هستند که خودشان را "آقا تر" از "آقا" می دانند.

ظریف، هم باید مراقب تیغ کری می بود و هم مواظب دشنه[...]. تیم مذاکره ، هم باید دروغهای امریکایی ها و اروپایی ها را برملا می کرد، هم چاخانهای [...] را. هر چندکه تهمت های این وری ها دردناکتر از آن وری ها بود.

برجامی که می توانست ،خیلی زود به انجام برسد، افتاد توی چاله حسودان داخلی. و نیز چوله"محافظه کاران رفیق نما". همانهایی که همیشه وسط لحاف می خوابند و گرد حرف می زنند و دوپهلو موضع می گیرند.

برجام،حالا به اینجایی  رسیده است که می بینیم. باز هم ظریف باید برود جلوی اروپایی ها و شرقی ها. اما آنهایی که از اولش هم به بیان جمله"دیدی گفتم" عادت داشتند و حتی بلد نیستند  دو پای یک مرغ را ببندند، باز هم میداندار شده اند.

فرجام برجام هرچه می خواهد بشود، اما ظریف یک بدهکاری بزرگ به  ملت دارد.او باید ،تاریخ این چندسال را بی کم و کاست برای مردم بگوید و بنویسد. اگر او نگوید تاریخ را دیگرانی خواهند نوشت که قلمشان هم مانند زبانشان دراز است.همانند همان تاریخ نویسی که پایان تاریخ زندگی امیرکبیر را با مرض نقرس بست. امیرکبیر که در حمام فین نقش زمین شد،نوبت نقش آفرینی به میرزا آغاسی ها و میزاآقاخان نوری ها رسید. همانهایی که در غیبت امیر،لاف وطن دوستی و حفظ منافع کشور را می زدند.

واگویی تاریخ بی معرفتی های این چندسال،عین معرفت است.. امید که ظریف به تاریخ بی معرفتی نکند

وبگردی