دوشنبه 23 مهر 1397

پورمحبی، فرزین

متولد : 1347- کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی - 15 سال سابقه در عرصه طنزنویسی در صدا و سیما، نشریات، نگارش کتاب ومقالات «طنز و برگزیده شده در چندین جشنواره طنز
  • مخالفت‌ها با شفافیت مالی و تفاوت‌های فرهنگی

    - بنا به دلائل فرهنگی نه یک ایرانی را تهدید کنید و نه بخواهید از درآمدش سر دربیاورید! اصولا کسی نتوانسته از کار و بار این جماعت آریایی چیزی عایدش شود. از کارمند گرفته تا فروشنده پشه‌بند از بازیگر محله گل و بلبل گرفته تا بازیکن باشگاه ترقوزآباد عمرا چنته‌شان را رو کنند. حساسیت برای پوشاندن فیش حقوقی دست‌کمی از تعصب برای ناموس‌مان ندارد.

  • چرا برخی مسئولان حرف‌های‌غیرعادی می‌زنند؟

    - بعد از توصیه به «اشکنه‌خوری» چند پیشنهاد قابل بررسی دیگر هم از سوی چند مسئول بلندپایه ارائه شد که ما را به بررسی و تحلیل آن‌ها واداشت. اظهارتی از قبیل: «خودت بمال»، «خودتون خواستید»، «همینی که هست»، «لنگی شوید»، «بی‌حجابان روسپی‌اند» و... البته بدیهی است با این همه شرائط غیرعادی مسئولین‌مان هم، غیرمعمولی باشند و کارهای عجیب و غریب از آن‌ها سر بزند. (چون اگر این طورنبودند، شرائط این نمی‌شد) اما نه دیگر این قدر ...

  • ایران شده به نام ما و به کام دیگران!

    - این روزها شده‌ایم گوشت قربانی و هر کس به طریقی دل ما می‌شکند، البته به نام ملت و به کام خودش! همه راست راست می‌آیند و یه چیزی از این مملکت می‌کنند و می‌برند، تازه کلی هم با شعارهای مهیج منت بر سرمان می‌گذارند! از آب و خاک گرفته تا ناموس و امنیت و جان و مال ...

  • توصیه‌ روان‌شناس‌ برجسته برای تحمل شرائط فعلی!

    - بدبخت‌تر از خودت را ببین و احساس خوشبختی کن

  • فتح بابل این‌بار با یک زن!

    - کوروش! آسوده بخواب که یک زن برای گرفتن «شهر بابل» حتی شب‌ها هم بیدار است! کوروش عزیز! اگر تو بدون درد و خونریزی و البته با لشکریانت شهر بابل را فتح کردی کار هنری نکردی چون این خانم بدون هیچ لشکر و سلاحی و فقط با یک تیپ و مقداری چشمک شورای شهر بابل را هوا کرد!

  • رجل‌ سیاسی‌‌‌ عین‌ سلبریتی‌ها: همه‌کاره و هیچ‌کاره!

    - قدیم‌ترها آپشن دخترهای دم‌بخت «دروداف بودن» و «پلنگ شدن» و یا بابای پولدارداشتن نبود. تا همین چند سال پیش دختر لاکچری به کیسی گفته می‌شد که «از هرانگشتش هنری می‌ریخت» حتی دختران بی‌ریخت! در همین راستا معمولاً هر دختری فرت فرت و به تعداد انگشتان دستش مدارک مختلف می‌گرفت تا مصداق بارز این عبارت باشد و بختش برود بالا، از دیپلم گل‌دوزی گرفته تا دیپلم سفره‌آرایی و تایپ و خیاطی.

  • هر هم‌وطن مساوی یک رقیب!

    - درس‌هایی که آموختیم: به هیچ چیز اعتماد نکنید؛ تا می‌توانید جمع کنید. فردا همین هم پیدا نمی‌شود!

  • خطر ابتلای ایرانیان به مازوخیسم!

    - ما خودمان انتخاب کرده‌ایم که این جور زندگی کنیم!

  • باز «بباز بباز» و باز در رفتن بند تنبان تیم!

    - با کسب اجازه از جناب آقای «وینستون‌چرچیل» بنده معتقدم: «ما تن و بدن ورزشکاران را می‌سازیم و ورزشکاران هم، حال و احوال ما را!» چه چیزی بهتر از این که بعد از پیروزی بر رقبا، با شادی و افتخار بریزیم به خیابان‌ها و به جهانیان حالی کنیم: «مشت نمونه خروار است و همه ما اینیم!» اصولا ناسیونالیسم یعنی پز دادن به چیزهایی که در بیشتر ما وجود ندارند!

  • فیلم‌هایی صحنه‌دار، به اسم کمدی و معاف از سانسور!

    - می‌گویند دور دور فیلم‌های کمدی است نه اینکه این فیلم ها شاخ غول شکسته باشند و یا احیانا در عرصه طنز فاخر هنری کرده باشند. دلیل شاخ شدن‌شان این است که مردم جانشان از مصیبت‌های زندگی به لب رسیده و به دنبال بهانه‌ای هستند که دق و دلی‌شان را در جایی خالی کنند و چه جایی بهتر از خلوت تاریک سینما!